تاریخ انتشار: ۱۲:۳۷ - ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

از تهدید ونس تا وعده توافق ترامپ؛ آمریکا دقیقاً چه می‌خواهد؟

همزمان با ارسال سیگنال‌های متناقض از واشنگتن؛ از ادعای آمادگی برای توافق تا تهدید به حمله نظامی، تهران نیز با تکیه بر دکترین «بازدارندگی فعال» هشدار داده هرگونه تجاوز، پاسخی فراتر از معادلات منطقه‌ای خواهد داشت؛ وضعیتی که آینده روابط دو کشور را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

ترامپ

رویداد۲۴| مسائل ایران و ایالات متحده در یکی از حساس‌ترین و در عین حال مبهم‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است؛ نقطه‌ای که در آن سیگنال‌های متناقض «آمادگی برای توافق» و «تهدید به جنگی فراگیر»، افکار عمومی و ناظران سیاسی را در تعلیق نگه‌داشته است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در تازه‌ترین موضع‌گیری و با ادبیات همیشگی خود مدعی شده که جنگ با جمهوری اسلامی به‌زودی پایان می‌یابد و مقامات تهران به‌شدت به دنبال توافق هستند. این موضع‌گیری ترامپ، در نگاه اول ممکن است نشانه‌ای از تمایل او به پایان دادن به درگیری‌های پرهزینه ارزیابی شود، اما هم‌زمانی آن با هشدار‌های تند معاونش، جی‌دی ونس، ابعاد دیگری از راهبرد واشنگتن را آشکار می‌کند. ونس با صراحت هشدار داده است که اگر تهران از فرصت مذاکره استفاده نکند، گزینه نظامی همچنان روی میز باقی خواهد ماند.

این رفتار دوگانه را باید یک تاکتیک کلاسیک فشار ارزیابی کرد. چنانچه نشریه آمریکایی آکسیوس در تحلیلی پیرامون این موضوع می‌نویسد: «دولت ترامپ تلاش می‌کند از یک سو با تهدید به حملات نظامی سنگین و تداوم فشارها، تهران را در موقعیت اضطرار قرار دهد و از سوی دیگر با گشودن پنجره‌های دیپلماتیک محدود، امتیازات حداکثری به‌ویژه در حوزه برنامه هسته‌ای و بازگشایی کامل آبراه‌های بین‌المللی کسب کند.»

به نظر می‌رسد کاخ سفید تحت فشار‌های فزاینده اقتصادی ناشی از اختلال در خطوط انرژی بین‌المللی تمایل دارد پرونده را به سمت نوعی توافق پیش ببرد، اما شروط سنگین واشنگتن، مسیر دستیابی به یک توافق پایدار را ناهموار کرده است.

دکترین بازدارندگی تهران؛ تهدید در برابر تهدید

در سوی دیگر این معادله، بخش‌های نظامی و حاکمیتی در ایران پیام متفاوتی را به طرف مقابل مخابره می‌کنند. بیانیه اخیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان‌دهنده پافشاری تهران بر استراتژی «بازدارندگی فعال» است. در این موضع‌گیری تصریح شده است که در صورت تکرار هرگونه تجاوز، جنگ منطقه‌ای که پیش از این وعده داده شده بود، این‌بار به فراتر از منطقه کشیده خواهد شد و ضربات کوبنده ایران در نقاط غیرقابل پیش‌بینی فرود خواهد آمد.

این لحن قاطع و تهدیدآمیز، پاسخ روانی و راهبردی تهران به هشدار‌های جی‌دی ونس و شرکای منطقه‌ای آمریکا است. ایران با تکیه بر توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای خود تلاش دارد این پیام را به واشنگتن برساند که هزینه هرگونه اقدام نظامی فراتر از تحمل اقتصاد جهانی و ثبات منطقه‌ای خواهد بود. از دیدگاه ناظران نظامی، هدف این مواضع، متوازن کردن زمین بازی پیش از هرگونه چانه‌زنی جدی دیپلماتیک است تا کشور از موضع ضعف وارد مذاکره نشود.

اصطکاک در پاستور و بهارستان

اما در لایه داخلی سیاست ایران، تحرکات دیپلماتیک احتمالی با واکنش‌های تند جریان‌های اصول‌گرا و نمایندگان مجلس مواجه شده است. انتشار اخباری پیرامون سفر احتمالی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، به نیویورک برای مذاکره در خصوص وضعیت حساس تنگه هرمز، موجی از انتقادات را برانگیخته است.

علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با ابراز مخالفت شدید با این تحرکات گفت: «امیدوارم خبر سفر عراقچی به نیویورک برای مذاکره در خصوص تنگه هرمز دروغ باشد! چرا ما در خصوص موضوع تنگه هرمز باید در خاک دشمن مذاکره کنیم؟»

این دست انتقادات نشان‌دهنده یک چالش جدی و دیرینه در ساختار تصمیم‌گیری کشور است؛ جایی که جناح‌های منتقد دولت هرگونه تحرک دیپلماتیک در بستر‌های بین‌المللی (به‌ویژه در نیویورک یا با واسطه‌های غربی) را نوعی عقب‌نشینی یا بازی در زمین دشمن قلمداد می‌کنند. این فشار‌ها دست دستگاه دیپلماسی را برای مانور‌های انعطاف‌پذیر و بهره‌گیری از فرصت‌های کاهش تنش می‌بندد و ریسک سیاسی تصمیم‌گیری را برای دولت افزایش می‌دهد.

سناریو‌های پیش‌رو؛ توافق موقت یا استهلاک در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»

با توجه به تضاد موجود میان لحن ترامپ و بیانیه‌های نظامی سپاه، و همچنین مخالفت‌های داخلی در کشور، سه سناریوی اصلی برای هفته‌های آینده متصور است:

سناریوی اول؛ توافق موقت و محدود (بازتولید مدل آتش‌بس): دو طرف بر سر یک بسته اضطراری شامل بازگشایی کامل و امن مسیر‌های کشتیرانی در برابر کاهش جزیی برخی تحریم‌های اقتصادی یا آزادشدن بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده توافق کنند تا فضا برای مذاکرات جامع‌تر فراهم شود.

سناریوی دوم؛ بروز درگیری‌های نقطه‌ای و کنترل‌شده: در صورت به بن‌بست رسیدن تلاش‌های دیپلماتیک میانجی‌ها (نظیر پاکستان)، احتمال وقوع جرقه نظامی جدی و پاسخ متقابل تهران وجود دارد؛ هرچند دو طرف تلاش خواهند کرد از غلتیدن به یک جنگ تمام‌عیار اجتناب کنند.

سناریوی سوم؛ فرسایش در وضعیت تعلیق: تداوم مواضع فرسایشی الحالی، یعنی ادامه تحریم‌ها و فشار‌های همه‌جانبه بر اقتصاد ایران از یک سو و تداوم مقاومت راهبردی تهران از سوی دیگر، بدون آنکه توافق رسمی یا جنگ بزرگی رخ دهد.

در نهایت، واقعیت‌های میدان نشان می‌دهد که کلید عبور از این بحران، ایجاد یک اجماع داخلی در کشور برای حمایت از دیپلماسی مقتدرانه و هم‌زمان، واقع‌بینی طرف آمریکایی در پذیرش حقوق و ظرفیت‌های بازدارندگی ایران است. در غیر این صورت، پنجره‌های دیپلماتیک فعلی نیز به‌سرعت بسته خواهند شد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما