تاریخ انتشار: ۰۰:۰۷ - ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

امارات متحده عربی چه سودایی در سر دارد؟

امارات متحده عربی در چهار دهه گذشته تلاش کرده فراتر از اندازه جغرافیایی و جمعیتی خود، به یکی از بازیگران تعیین‌کننده خاورمیانه تبدیل شود؛ کشوری که قدرتش نه بر جمعیت و توان نظامی سنتی، بلکه بر ترکیب سرمایه، فناوری، بنادر، شبکه‌های امنیتی و دیپلماسی چندلایه بنا شده است.

امارات متحده عربی چه سودایی در سر دارد؟

رویداد۲۴| امارات متحده در طی چهل سال گذشته، خود را به محدودهٔ سرزمینی یا شمار جمعیتش محدود نکرده و برای خود نقشی فراتر از اینها در منطقه متصور شده است. افزون بر نفت، هدف راهبردی این کشور گذر از موقعیتِ یک شیخ‌نشین حاشیه‌ای و تبدیل شدن به محور اقتصاد-سیاستِ غرب آسیاست؛ مکانی که سرمایه، بنادر، نهاد‌های اطلاعاتی، دیپلماسی، نیرو‌های مزدور و مسیر‌های انرژی همچون اجزای یک سازوکار پیچیده، در چارچوبی یکپارچه با هم درمی‌آیند.

ظاهرکار می‌کنند. جلوهٔ بیرونی این پروژه نوگرایی، شهر‌های پرزرق‌وبرق و فرودگاه‌های عظیم است، اما در باطن تلاشی برای ایفا کردن نقشی فراتر از ظرفیت‌های طبیعی کشور نهفته است. امارات می‌کوشد در موقعیتی قرار گیرد که هیچ رخداد مهمی در خلیج‌فارس، دریای سرخ، شاخ آفریقا، شرق مدیترانه یا جنوب آسیا را نتوان بدون عبور از آن یا بازگشت به آن فهم کرد. همین جاه‌طلبی بی‌حد و حصر، آن را به پیچیده‌ترین بازیگر منطقه تبدیل کرده است: نه کاملاً نظامی و نه صرفاً تجاری؛ نه متحد تمام‌عیار آمریکا و نه تابع محض واشنگتن؛ نه دشمن آشکار ایران و نه دوست قابل‌اعتماد آن؛ و اگرچه «اسرائیل دوم» نیست، عملاً به نزدیک‌ترین شریک عربیِ آن بدل شده است.

اسرائیل دوم یا مدل تازه قدرت؟

قیاس امارات با اسرائیل، اگر سطحی فهمیده شود، قیاسی گمراه‌کننده است. اسرائیل محصول یک تاریخ خونین استعمار شهرک‌نشین، جنگ‌های پی‌درپی، اشغال، ملی‌گرایی ایدئولوژیک و حمایت بی‌وقفه غرب است. امارات چنین تاریخی ندارد. نه پروژه‌ای شهرک‌نشین است، نه جامعه‌ای بسیج‌شده بر پایه ایدئولوژی نظامی، نه دولتی که مشروعیت خود را از روایت‌های حماسی جنگی بگیرد. با این حال، شباهت آن با اسرائیل در سطح دیگری آشکار می‌شود: سطح کارکرد ساختاری.

اسرائیل برای غرب فقط یک کشور نیست؛ یک پایگاه، یک آزمایشگاه فناوری امنیتی، یک بازوی اطلاعاتی و یک ضامن راهبردی در قلب غرب آسیاست. ارزش راهبردی آن از وسعت خاک و جمعیتش بسیار فراتر می‌رود. امارات نیز در جهان امروز می‌کوشد همین فاصله را میان اندازه واقعی و وزن سیاسی خود ایجاد کند. این کشور با جمعیتی اندک، اما با ثروتی عظیم و حکمرانی متمرکز، خود را به یکی از شاهراه‌های مالی و لجستیکی سرمایه جهانی بدل کرده است. دبی و ابوظبی فقط شهر نیستند؛ ایستگاه‌های مبادله‌اند: مبادله پول، کالا، داده، نفوذ، نیروی کار، سلاح، اطلاعات و مشروعیت.

از این منظر، امارات اسرائیل دوم نیست؛ بلکه صورت تازه‌ای از همان منطق است. اسرائیل بیشتر با زور سخت، اشغال نظامی و برتری امنیتی کار می‌کند؛ امارات با پول، بندر، شبکه، فناوری، شرکت‌های پوششی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و دیپلماسی آرام. اسرائیل مشت آهنین است؛ امارات دستکش مخملین. اما هر دو در نهایت به یک پرسش مرکزی پاسخ می‌دهند: چگونه می‌توان نظم مطلوب غرب و سرمایه جهانی را در منطقه‌ای ناآرام حفظ کرد؟

سه ستون قدرت امارات: سرمایه، فناوری، امنیت

قدرت امارات بر سه ستون استوار شده است: سرمایه مالی، فناوری و امنیت. این سه از هم جدا نیستند؛ در مدل اماراتی، پول بدون امنیت دوام نمی‌آورد، امنیت بدون فناوری کارآمد نمی‌شود، و فناوری بدون سرمایه به شبکه نفوذ بدل نمی‌گردد.

نخستین ستون، سرمایه است. امارات خود را به خزانه و چهارراه سرمایه در منطقه تبدیل کرده است. شرکت‌های چندملیتی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، تجار روس، چینی، هندی، اروپایی، عرب و ایرانی، هر یک به دلیلی به دبی و ابوظبی راه می‌یابند. این کشور هنر تبدیل بی‌ثباتی دیگران به فرصت خود را آموخته است. هر بحران در پیرامون، اگر امارات از آتش مستقیم آن در امان بماند، می‌تواند برایش موج تازه‌ای از پول، مهاجرت سرمایه، انتقال شرکت‌ها و گسترش نفوذ بیاورد. در این معنا، امارات نه فقط از صلح سود می‌برد، بلکه گاهی از جنگ‌های کنترل‌شده دیگران نیز بهره‌مند می‌شود.

دومین ستون، فناوری است. ابوظبی در سال‌های اخیر کوشیده خود را به مغز دیجیتال جهان عرب تبدیل کند: هوش مصنوعی، امنیت سایبری، پایش داده‌ها، شهر‌های هوشمند، زیرساخت‌های نظارتی و همکاری‌های فناورانه با اسرائیل و غرب. پیمان ابراهیم در اینجا فقط یک توافق دیپلماتیک نبود؛ اتصال دو جهان امنیتی و فناورانه بود. اسرائیل تجربه، ابزار و شبکه اطلاعاتی داشت؛ امارات پول، بازار، موقعیت و جاه‌طلبی. پیوند این دو، بلوکی تازه ساخت که در آن زبان صلح، اغلب پوششی برای همکاری امنیتی، کنترل اطلاعات و مدیریت سیاسی منطقه بود.

سومین ستون، امنیت است. امارات مدت‌هاست که از نقش یک دولت تجاری فراتر رفته است. حضور در یمن، دخالت در لیبی، نفوذ در شاخ آفریقا، توجه به بنادر راهبردی، استفاده از نیرو‌های نیابتی و تلاش برای شکل دادن به توازن‌های محلی نشان می‌دهد که ابوظبی صرفا یک بازیگر اقتصادی نیست. این کشور فهمیده که در غرب آسیا ثروت بی‌دندان، دیر یا زود طعمه می‌شود؛ بنابراین برای پاسداری از سرمایه، به امنیت نیاز دارد؛ و برای امنیت، گاهی به مداخله.

رویای نظم‌سازی از راه دور


بیشتر بخوانید:

محمد بن زاید کیست؟ | معمار اسپارت کوچک و مردی که می‌خواهد خاورمیانه را بدون دموکراسی نجات دهد

از مرداب بیابانی تا تاسیس یک دولت-شرکت | امارات؛ کشوری که ترس را پشت آسمان‌خراش‌ها پنهان می‌کند


در پس صعود امارات، دگرگونی بزرگ‌تری در راهبرد آمریکا دیده می‌شود. آمریکا پس از تجربه‌های پرهزینه عراق و افغانستان، دریافت که اشغال مستقیم دیگر نه ارزان است، نه مطمئن، نه قابل دفاع در داخل؛ بنابراین به جای آنکه همیشه خود وارد میدان شود، شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای را تقویت کرد؛ بازیگرانی که هر یک بخشی از بار نظم را به دوش بکشند. اسرائیل، عربستان، قطر، ترکیه و امارات هر کدام در بخشی از این معماری جای گرفتند، اما امارات ویژگی خاصی داشت: کوچک بود، چابک بود، ثروتمند بود، از فشار افکار عمومی رنج نمی‌برد، و می‌توانست سیاست خارجی را مانند یک شرکت خصوصی اداره کند.

همین چابکی، امارات را برای واشنگتن جذاب کرد. کشوری که می‌تواند هم‌زمان با چین تجارت کند، با آمریکا شریک امنیتی باشد، با اسرائیل همکاری اطلاعاتی کند، با روس‌ها مراوده مالی داشته باشد، با هند پیوند اقتصادی ببندد و با ایران نیز کانال‌های تجاری را کاملا نبندد، در جهان چندقطبی امروز ارزشی دوچندان دارد. امارات می‌کوشد در هر نظم ممکنی سهمی داشته باشد. سودای پنهانش همین است: نه وابستگی مطلق به یک قدرت، بلکه تبدیل شدن به واسطه‌ای که همه قدرت‌ها ناچار باشند از گذرگاه آن عبور کنند.

از محمد بن زاید تا طحنون؛ دو زبان درون قدرت

در ساختار قدرت امارات می‌توان دو گرایش را از هم تشخیص داد؛ نه به معنای شکافِ قطعی و علنی، بلکه به معنای دو منطقِ متفاوتِ حکمرانی. یکی از این منطق‌ها بر بازدارندگی، نمایش قدرت، مداخله منطقه‌ای و سخت‌گیریِ امنیتی تأکید دارد. این همان زبانی است که بیشتر با چهرهٔ محمد بن‌زاید شناخته می‌شود؛ دولتی کوچک، اما مصمم که می‌خواهد از طریق امنیت، نظمِ مطلوب خود را بر پیرامون تحمیل کند.

منطقِ دوم بیشتر بر شبکه، تجارت، وابستگی متقابل و نفوذِ اقتصادی تکیه دارد؛ این منطق در چهرهٔ طحنون بن‌زاید نماد می‌یابد. این دیدگاه می‌گوید امنیتِ پایدار تنها با فشار به‌دست نمی‌آید، بلکه با درهم‌تنیدنِ منافع ساخته می‌شود. اگر سرمایه، تجارت، بانک، بندر، فناوری و کانال‌های مالی میان طرف‌ها فعال بمانند، حتی دشمنی هم حدی خواهد داشت. بازگشتِ پررنگ‌ترِ این منطق در بزنگاه‌های بحرانی نشان می‌دهد که امارات به‌خوبی می‌داند قدرت سخت، وقتی در مواجهه با جغرافیای ایران و آسیب‌پذیریِ تنگهٔ هرمز قرار می‌گیرد، به‌تنهایی کافی نیست.

در همین نقطه است که شایعاتِ مربوط به امتیازدهی‌های مخفی، پرداخت‌های خارج از چارچوب یا تماس‌های سری با تهران اهمیت نمادین می‌یابد؛ حتی اگر هیچ‌یک از این ادعا‌ها به‌طور مستقل اثبات نشده باشد. اصل ماجرا ارقام یا روایت‌های تاییدنشده نیست؛ مهم‌تر این است که در تخیل سیاسی منطقه، امارات دیگر صرفاً به‌عنوان یک بازیگر تهاجمی دیده نمی‌شود، بلکه کشوری است که در لحظهٔ خطر به دنبال معامله، کاهش تنش و به‌دست‌آوردن زمان است. این را نباید الزاما ضعف یا فضیلت دانست؛ نام دقیق آن مصلحت‌سنجی است.

عمان، قطر و درس واقع‌گرایی


بیشتر بخوانید: لحظه خلدونی خلیج فارس | بلایی که جنگ بر سر «لوکزامبورگ‌های عربی» آورد


در سوی دیگر خلیج فارس، عمان و قطر مدت‌هاست زبان دیگری را تمرین کرده‌اند. عمان به دلیل جغرافیا، تاریخ و پیوند‌های دیرینه با ایران، همواره نسبت به آتش جنگ محتاط‌تر بوده است. این کشور می‌داند که هرمز با شعار اداره نمی‌شود. عمان شاید در لحظه‌های تندروی، کشوری مردد یا بیش از حد نرم به نظر برسد، اما در بسیاری از بحران‌ها نشان داده که گاهی احتیاط، نام دیگر آینده‌نگری است.

قطر نیز با شبکه‌های دیپلماتیک و توان میانجی‌گری خود، نقش پنهان، اما موثری در بسیاری از بحران‌ها ایفا کرده است. دوحه اغلب ترجیح می‌دهد در سایه کار کند، کانال‌ها را باز نگه دارد و اجازه دهد دیگران در صحنه بیشتر دیده شوند. این شیوه با مدل اماراتی تفاوت دارد، اما برای ابوظبی نیز آموزنده است. زیرا بحران‌های بزرگ منطقه به امارات آموخته‌اند که قدرت فقط در حمله، سرمایه‌گذاری و نمایش نیست؛ گاهی در توان عقب‌نشینی، گفت‌و‌گو و نگه داشتن راه‌های باز است.

چرخش نسبی امارات به سوی منطق مصالحه را باید در همین بافت فهمید. این چرخش به معنای تغییر ماهیت امارات نیست. ابوظبی همچنان به دنبال نفوذ، کنترل و برتری موقعیتی است. اما ابزارهایش را با واقعیت تنظیم می‌کند. اگر دیروز پیمان ابراهیم و نزدیکی به اسرائیل راهی برای افزایش وزن منطقه‌ای بود، امروز حفظ کانال با ایران و حمایت از آتش‌بس نیز بخشی از همان بازی است. هدف عوض نشده؛ روش تغییر کرده است.

سودای نهان: امنیت سرمایه، نه صلح منطقه


بیشتر بخوانید:

پشت پرده شکاف در خاندان‌های حاکم امارات | «اختلاف بر سر ایران» عامل جدایی شارجه از دوبی و ابوظبی

امارات و استراتژی «پول رو بردار و فرار کن» | چرا ابوظبی از اوپک خارج شد؟


در نهایت، سودای نهان امارات را باید در یک عبارت خلاصه کرد: امنیت سرمایه. این کشور صلح را می‌خواهد، اما صلحی که تجارت را تضمین کند؛ ثبات را می‌خواهد، اما ثباتی که جایگاه خاندان حاکم و شبکه سرمایه را حفظ کند؛ فناوری را می‌خواهد، اما فناوری‌ای که کنترل سیاسی و نفوذ اقتصادی را افزایش دهد؛ رابطه با اسرائیل را می‌خواهد، اما نه تا جایی که دبی و ابوظبی را به میدان مستقیم پاسخ ایران بدل کند؛ رابطه با آمریکا را می‌خواهد، اما نه آن‌قدر که در جنگ‌های واشنگتن بسوزد؛ رابطه با ایران را می‌خواهد، اما نه از سر اعتماد، بلکه از سر ضرورت.

این همان پیچیدگی امارات است. کشوری که هم می‌تواند با اسرائیل پیمان امنیتی و فناورانه ببندد، هم با ایران تجارت کند؛ هم در واشنگتن متحد قابل اعتماد به نظر برسد، هم در پکن و مسکو و دهلی شریک اقتصادی پیدا کند؛ هم در رسانه‌ها تصویر مدینه فاضله آینده را بسازد، هم در پشت صحنه با ابزار‌های سخت امنیتی کار کند. امارات استاد زیستن در مرز تناقض‌هاست. اما تناقض‌ها تا زمانی قابل مدیریت‌اند که آتش بزرگ نشوند. جنگ گسترده با ایران، ناامنی هرمز یا فروپاشی اعتماد منطقه‌ای، همان لحظه‌ای است که مدل اماراتی را از درون تهدید می‌کند.

امارات متحده‌ی عربی هرچه بیشتر بزرگ می‌شود، آسیب‌پذیری‌هایش نیز آشکارتر می‌شود. کشوری که بر جریان آزاد سرمایه بنا شده، از بی‌ثباتی می‌ترسد. کشوری که از کار مهاجران و سرمایه جهانی نیرو می‌گیرد، نمی‌تواند برای مدت طولانی در منطقه‌ای شعله‌ور دوام بیاورد. کشوری که می‌خواهد هم‌زمان شریک اسرائیل، متحد آمریکا، همسایه محتاط ایران و میزبان سرمایه جهانی باشد، ناچار است مدام میان جاه‌طلبی و احتیاط حرکت کند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: ایران و امارات
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha