هرمز، دروازه اورشلیم | نقشه پرتغال برای محاصره جهان اسلام

رویداد۲۴| در سال ۱۵۱۴، هنگامی که گنبد تازه کلیسای سن پیتر کم کم بر فراز رم بالا میآمد، کامیلیو پورتی، یکی از کشیشان صاحب منصب آن کلیسا، خطابهای برای پاپ لئوی دهم نوشت. موضوع خطابه ستایش از پیروزیهای آلفونسو د آلبوکرکی بود؛ نایب السلطنه هند پرتغالی، مردی که راههای دریایی پیرامون شبه قاره هند را زیر سلطه پرتغال آورده بود. پورتی از پاپ میخواست کارهای آلبوکرکی را تایید کند و فرمانروایان مسیحی دیگر را هم به حمایت از او برانگیزد.
این که پورتی درست در همان روزها خطابه خود را تمام کرد، به احتمال زیاد تصادفی نبود. همان هنگام تریشتائو دا کونیا، دریانورد پرتغالی، وارد رم شده بود. او به نام مانوئل یکم، پادشاه پرتغال، در راس هیئتی سیاسی آمده بود تا برای فتوحات پرتغالیان در اقیانوس هند، تایید پاپ را بگیرد؛ تاییدی که البته بعد از وقوع فتوحات خواسته میشد. این هیئت با خود نمایشی از غنایم سرزمینهای دور هم آورده بود؛ نمایشی که بیش از هر چیز با یک سفیر عجیب در یادها ماند: فیلی به نام هانو. هانو را تا کاستل سانت آنجلو بردند. آنجا سه بار در برابر پاپ سر فرود آورد و بعد هم بر سر و روی چند کاردینال که همان نزدیکی ایستاده بودند آب پاشید.
این کوشش برای جلب حمایت پاپ، فقط یک تشریفات مذهبی نبود. پشت آن حساب و کتابی جدی در سیاست و جغرافیا خوابیده بود. در سال ۱۴۹۸، واسکو دا گاما در کوژیکود امروزی، در ساحل جنوب غربی هند، پیاده شد و همین رخداد راه را برای گسترش استعمار پرتغال در اقیانوس هند باز کرد. اما پرتغالیها در آن دریا تنها نبودند. در دهه نخست قرن شانزدهم برای کسانی مانند آلبوکرکی روشن شده بود که دولتها و قدرتهای مسلمان در خاور نزدیک و مدیترانه رقیبانی خطرناکاند. پس پرتغال سیاست مهار را در پیش گرفت: باید شهرهای ساحلی و دژهای واقع بر گلوگاههای دریای سرخ و خلیج فارس را میگرفت تا راه این قدرتها به اقیانوس هند بسته شود.
آلبوکرکی در سال ۱۵۰۷ کوشیده بود با مطیع کردن پادشاهی هرمز، خلیج فارس را در محاصره بگیرد. هرمز قلمرویی مسلمان نشین بود که دور و بر جزیره هرمز، در دو سوی شمالی و جنوبی آبهای آن ناحیه، نفوذ داشت. آن لشکرکشی به جایی نرسید. اما آلبوکرکی هرمز را فراموش نکرد. در سال ۱۵۱۲ بهانه تازهای پیدا شد: سیف الدین، فرمانروای هرمز، به دست وزیر خود، رئیس نورالدین، مسموم شد. مرگ او کشاکشی سخت بر سر قدرت به راه انداخت. نورالدین خواست از طریق توران شاه، برادر پادشاه کشته شده، حکومت کند؛ اما طولی نکشید که برادرزاده او، رئیس احمد، با پشتیبانی فرمانروایان صفوی ایران، او را از قدرت کنار زد.
بیشتر بخوانید:
ارباب تنگهها | از هرمز تا تایوان؛ چگونه تنگه به شاه کلید امپراتوری بدل شد؟
تنگه هرمز کجاست و اهمیت سیاسی و اقتصادی آن در چیست؟
بحران خلیج فارس در لیسبون بی سر و صدا نماند. همان وقتی که کامیلیو پورتی خطابه خود را عرضه میکرد، سفیرانی به هرمز فرستاده شدند؛ از جمله پرو، برادرزاده آلبوکرکی. ماموریت آنان این بود که حکومت تازه هرمز را زیر فشار بگذارند تا سروری پرتغال را بپذیرد. هرمزیان این شرطها را رد کردند. در مارس ۱۵۱۵، ناوگانی به فرماندهی آلبوکرکی جزیره هرمز را با توپخانه کوبید. در آوریل همان سال، آلبوکرکی به بهانه ادامه مذاکره، توران شاه و رئیس احمد را به کاخی فراخواند که خود در جزیره به زور در آن جا گرفته بود. رئیس احمد همین که وارد شد، پیش چشم توران شاه کشته شد. توران شاه هم بی درنگ پذیرفت دولت خود را خلع سلاح کند و از آن پس به عنوان فرمانروایی دست نشانده پرتغال حکومت کند.
هرمز برای پرتغال پایگاهی فراهم کرد تا قدرت دریایی خود را در سراسر خلیج فارس بگستراند. تا سال ۱۶۲۲، که جزیره به دست نیرویی مشترک از ایرانیان و انگلیسیها افتاد، هرمز از راه خراج و عوارض گمرکی درآمدی منظم برای تاج و تخت پرتغال داشت. با این همه، خطابه پورتی از این جهت جالب و غیرعادی است که هدف نخستین پرتغال در این منطقه را جور دیگری توضیح میدهد. او مینویسد:
«از راه پادشاهی هرمز، راهی به سوی مزار مقدس اورشلیم در برابر ما گشوده میشود؛ به سوی سرزمینی که منجی در آن زاده شد، تا آنجا بازپس گرفته شود و از دست بی ایمانانی بیرون آید که خودکامه و به ناحق بر آن چیره شدهاند؛ کسانی که اکنون ترس در دلشان افتاده و از خطری که دشمنانشان پیش روی آنان نهادهاند بیمناک شدهاند.»
برای پورتی، بلندپروازیهای آلبوکرکی را باید در چارچوب اندیشههایی فهمید که ریشه شان به بعد از سقوط عکا میرسید. عکا آخرین پایگاه زمینی صلیبیان بود و در سال ۱۲۹۱ به دست ممالیک افتاد. این شکست موجی از نوشتهها و رسالههای قرون وسطایی را پدید آورد که موضوعشان «بازپس گیری سرزمین مقدس» بود. در همه این نوشته ها، مقصد نهایی روشن بود: اورشلیم. از قرن چهارم میلادی به بعد، اورشلیم در خیال مسیحیان فقط محل آغاز ایمان و خاطره دینی نبود؛ شهری بود که باید در اختیار مسیحیان باشد و بر آن حکومت کنند. مشکل این بود که از چه راهی باید به آن رسید.
ویلیام آدام، راهب دومینیکن فرانسوی، در قرن چهاردهم در کتابچه راهنمای صلیبی خود با نام چگونه ساراسنها را شکست دهیم، برای این مشکل پاسخی داشت. او با استفاده از نظر نویسندگان پیش از خود، از جمله فیدنتیوس پادوا، رامون لول و هایتون کوریکوسی، میگفت قدرت گرفتن ممالیک کار صلیبیان را در شرق مدیترانه سخت کرده است. دیگر آسان نبود که سپاه صلیبی را در ساحل پیاده کنند و برای آن آذوقه و نیرو بفرستند. پس به عقیده او باید جغرافیای جنگ صلیبی را از نو تصور کرد. آدام، که هند و ایران را از نزدیک میشناخت، میگفت سرزمینهای مسلمان نشین کنار اقیانوس هند، نقطه آسیب پذیر قدرت ممالیکاند؛ جایی دور از مرکز، اما حساس و حیاتی.
طرح او ساده بود، اما دامنه بزرگی داشت: باید کاری کرد که تجارت هند دیگر از راه دریای سرخ و خلیج فارس به اسکندریه نرسد. اگر این راهها بسته میشد، بازرگانان مصری از کالاهایی محروم میماندند که در بازارهای مدیترانه میفروختند. آن کالاها به جای مصر، به بندرهای مسیحی لاتینی، مانند ونیز، مسینا یا جنوا، میرفت. نتیجه چه بود؟ ممالیک پول و توان لازم برای پرداخت هزینه سپاه و ناوگان خود را از دست میدادند. آن وقت یک سپاه صلیبی میتوانست از مصر بگذرد و تا دروازههای اورشلیم پیش برود.
بعید است پورتی خود رساله ویلیام آدام را خوانده بوده باشد. نسخهای از آن که امروز در کتابخانه واتیکان نگهداری میشود، تازه پس از غارت کتابخانه پالاتینای هایدلبرگ در سال ۱۶۲۲ به رم رسید. با این حال، فکر آدام زنده ماند و اثر خود را گذاشت. آلبوکرکی هم آشکارا فتوحات این منطقه را بخشی از نقشهای بزرگتر برای بازپس گرفتن اورشلیم میدانست. هنگام لشکرکشی به هرمز، او طرحی هم در سر داشت که هیچ گاه عملی نشد: میخواست گروهی سواره نظام را در بندر ینبع، در ساحل دریای سرخ، پیاده کند؛ مکه را غارت کند؛ پیکر پیامبر اسلام را از مدینه برباید؛ و بعد آن را در برابر مزار مقدس اورشلیم معامله کند.
دو سال پس از فتح هرمز، پیش بینی قدیمی درباره این که آشوب در منطقه خلیج فارس میتواند قدرت ممالیک را سست کند، درست از آب درآمد؛ اما نه آن طور که آدام یا پورتی خیال کرده بودند. این ضعف راه را برای سپاه صلیبی باز نکرد. در عوض، سلطان عثمانی، سلیم یکم، ممالیک فرسوده را شکست داد و پیروزمندانه نخست وارد اورشلیم شد و سپس به قاهره رفت. از آن پس، مصر و سرزمین مقدس چهارصد سال در دست عثمانیان ماند.