روایت روزنامه اصلاح طلب از حلقه گمشده حکمرانی در ایران | اشتریان: برخی دنبال منافع جناحی در تنگه هرمز هستند
رویداد۲۴| کیومرث اشتریان، استاد دانشگاه تهران، در سرمقاله امروز روزنامه شرق با انتقاد از شیوه سیاستگذاری در ایران، بر ضرورت توجه به نحوه اجرای تصمیمات تأکید کرد و نوشت: «یکی از بزرگترین خلأهای نظام سیاستگذاری در ایران این است که بیش از آنکه به "چگونگی اجرای سیاستها" فکر کنیم، به "طراحی سیاستها" یا حتی آرمانپردازی درباره آنها میپردازیم.»
او با بیان اینکه «فاصله میان یک ایده خوب و یک نتیجه موفق، همان چیزی است که "اجرای سیاست" نام دارد»، افزود در شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی، تحریم، کمبود منابع و آثار جنگ روبهروست، دیگر نمیتوان اجازه داد منابع محدود به دلیل اجرای نادرست هدر برود.
اشتریان برای توضیح این دیدگاه، به موضوع تنگه هرمز اشاره کرد و نوشت: «بستن تنگه هرمز را میتوان بهمنزله یک سیاست امنیتی تلقی کرد»، اما اجرای آن نیازمند ملاحظات سیاسی و اجرایی در داخل و خارج کشور است.
وی هشدار داد: «بار اجرای این سیاست را اگر بر عهده یک گروه کوچک بگذارید که در پی گلیم قدرت و موقعیت داخلی خویش است، آن را از حالت ملی درمیآورید و به یک ابزار جناحی تقلیل مییابد.» او همچنین تأکید کرد که «سیاست استیلای ایران بر تنگه هرمز منحصر به یک گروه خاص نیست» و نباید به ابزاری برای رقابتهای سیاسی داخلی تبدیل شود.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از یادداشت خود، سیاست حمایت از احداث نیروگاههای خورشیدی را به عنوان نمونهای دیگر بررسی کرد و با اشاره به پیامدهای احتمالی آن، نوشت: «مقصود این نوشته نقد یک سیاست خاص نیست؛ بلکه یادآوری یک نکته اساسی است: پیش از اجرای هر سیاست، باید درباره "روش اجرای آن" مطالعه کرد.»
اشتریان، یکی از مشکلات ساختاری را «حکمرانی تودهای» دانست و توضیح داد در این الگو دولت به جای ساماندهی ظرفیتهای تولید در قالب چند بنگاه توانمند، مستقیماً با هزاران واحد کوچک طرف میشود؛ وضعیتی که هزینه نظارت، تأمین مالی و پاسخگویی را افزایش میدهد.
او در پایان با تأکید بر اینکه «اجرای سیاست، صرفاً آخرین مرحله سیاستگذاری نیست، بلکه بخشی از خود سیاستگذاری است»، از مدیران اجرایی خواست پیش از آغاز هر برنامه از خود بپرسند: «آیا درباره شیوه اجرای این سیاست نیز مطالعه کردهایم؟» و تأکید کرد پاسخ به این پرسش میتواند بسیاری از هزینههای ناشی از «سیاستهای خوب، اما اجراهای ضعیف» را کاهش دهد.

آقای اشتریان به یک واقعیت مهم و متاسفانه مکرر در حکمرانی جمهوری ایسلامی ایران انگشت میگذارد. در ماجرای گروگانگیری که بههر حال میتوانست دست آوردی داشه باشد بدلیل همین عدم اجرای سیاست درست و توسل به آرمان گرائی بازنده اصلی ما بودیم، جنگ عراق که بغد از فتح خرمشهر میتوانست نتایج بسیار مهم سیاسی و مالی برای ایران داشته باشد با توسل به آرمان گرائی باعث تلفات وحشتناک انسانی و مالی شد. همین امر در سیاست غنی سازی اتمی تکرار شد. متاسفانه بیم آن میرود که این بار نیز به دلیل فقدان سیاست اجرأیی و آرمان گرائی بار دیگر این سناریو تکرار شود. میبینیم که درد همه جانبه ملت زیر نعرههای انتقام و خون خواهی که مانند مسابقه بین ارگانها و افراد جریان دارد به کل فراموش شده است و ما داریم وارد فاز "همیشه یک کم جنگ ولی هیچوقت صلح" میشویم.