در دل کوه کلنگ چه خبر است؟ | چرا ترامپ در پی نابودی دژ زیرزمینی ایران است؟
رویداد۲۴| با اوجگیری دوباره تنشهای سیاسی و نظامی میان تهران و واشنگتن، نام یک منطقه جغرافیایی کمتر شناختهشده ناگهان به صدر اخبار رسانههای بینالمللی و گمانهزنیهای استراتژیک راه یافته است: کوه کلنگ. پس از تحولات نظامی سنگین ماههای گذشته و حملات مشترک به برخی زیرساختهای روآبی، اکنون انتشار تصاویری از دهانه تونلهای عمیق این کوه و موضعگیریهای تند و بیسابقه مقامات آمریکایی نشان میدهد کانون جدیدی از نبرد اطلاعاتی و بازدارندگی در حال شکلگیری است؛ سایتی که بسیاری آن را کلید گام بعدی برنامه هستهای ایران و خط قرمز اصلی در محاسبات امنیتی منطقه میدانند.
دژی در دل گرانیت؛ مستحکمترین سایت زیرزمینی
کوه کلنگگزلا در استان اصفهان، در فاصله تقریبی دو کیلومتری جنوب تاسیسات هستهای نطنز و ۲۲۰ کیلومتری جنوب تهران واقع شده است. این عارضه طبیعی با ارتفاع قلهای حدود ۱۶۰۸ متر، میزبان یکی از پیچیدهترین پروژههای مهندسی دفاعی است. ساخت این سایت زیرزمینی پس از حادثه خرابکاری سال ۲۰۲۰ در مرکز مونتاژ سانتریفیوژهای نطنز آغاز شد؛ اقدامی که مقامات ایران آن را تصمیمی استراتژیک برای جایگزینی تجهیزات حساس و استقرار نسلهای جدید سانتریفیوژ در محلی ایمن عنوان کردند.
تصاویر ماهوارهای و تحلیلهای اندیشکدههای غربی نظیر موسسه علوم و امنیت بینالمللی و بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) نشان میدهد این مجموعه شامل دو شبکه تونلی بسیار عمیق است که در عمق حدود ۱۰۰ متری زیر لایههای سنگین سنگهای گرانیتی حفر شدهاند. ساختار ساختمانی و استحکامات بتنی ویژه این دژ به گونهای طراحی شده که حتی در برابر سنگینترین تسلیحات نفوذگر متعارف، از جمله بمبهای سنگرشکن آمریکایی (MOP)، مقاومت بالایی دارد. همین ویژگی سبب شده تا کارشناسان نظامی از آن به عنوان یکی از نفوذناپذیرترین سایتهای زیرزمینی یاد کنند.
چرا کلنگگزلا به صدر اخبار آمد؟
علت اصلی توجه ناگهانی محافل خبری، اظهارات صریح دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، درباره هدف قرار دادن این مجموعه است. ترامپ با تاکید بر زیر نظر داشتن رفتآمدها در کلنگگزلا هشدار داده که آمریکا بهزودی این محل را «هدف یک حمله بزرگ و سنگین» قرار خواهد داد. او همچنین با ادعای تضعیف شدید توانمندیهای ایران، هدف اصلی را ردیابی و انهدام مواد هستهای و جلوگیری از بازسازی توان غنیسازی دانست.
همزمان با این تهدیدها، گزارشهای غربی از جمله گزارش والاستریت ژورنال به نقل از منابع آمریکایی و اسرائیلی مدعی شدند که پس از تحولات پاییز ۱۴۰۴، هزاران سانتریفیوژ غنیسازی اورانیوم به اعماق این سایت منتقل شده است. مطرح شدن این ادعاها در کنار پرسشهای مطرحشده در سنای آمریکا از پیت هگزت درباره توانایی نظامی واشنگتن برای تخریب تسلیحاتی در این عمق، نشاندهنده حساسیت فوقالعاده محافل تصمیمگیر در آمریکا نسبت به این نقطه است.
تقابل خطونشانهای نظامی و واکنش تند تهران
ادبیات تهاجمی واشنگتن با پاسخ سریع و صریح فرماندهی نظامی در ایران مواجه شد. در واکنش به ادعای ترامپ مبنی بر انهدام قریبالوقوع کوه کلنگ، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء با صدور بیانیهای هشدار داد که هرگونه ماجراجویی یا اقدام نظامی علیه این سایت به منزله «توسعه رسمی جنگ در منطقه» تلقی خواهد شد. این قرارگاه تاکید کرد که در صورت وقوع چنین حملهای، تمامی منافع آمریکا، همپیمانان و حامیان منطقهای آن هدف هجوم قدرتمند و مستقیم نیروهای مسلح قرار خواهد گرفت.
از سوی دیگر، مقامات رسمی ایران با تاکید بر صلحآمیز بودن تمامی فعالیتهای هستهای، اتهامات ادعا شده درباره وجود تاسیسات اعلامنشده را رد کرده و کوه کلنگ را صرفاً یک کارگاه جایگزین و استاندارد برای مونتاژ تجهیزات دانستهاند.
اهمیت استراتژیک سایت در معادله جدید ایران و آمریکا
در توازن قدرت و معادله بازدارندگی میان تهران و واشنگتن، کوه کلنگگزلا نقشی کاملاً حیاتی پیدا کرده است. از نگاه تحلیلگران، پناه دادن به تجهیزات حساس در دل کوه و ساختارهای دستنیافتنی، اثرگذاری تهدیدات نظامی یا خرابیهای موضعی را به شدت کاهش میدهد و به ایران امکان میدهد توان بازدارندگی و زیرساختی خود را حفظ کند.
در مقابل، ایالات متحده و متحدانش نگرانند که با انتقال کامل سانتریفیوژها و مواد حساس به این عمق، ابزارهای فشار نظامی یا خرابکاریهای صنعتی کارایی خود را از دست بدهند. از این رو، مطرح شدن تهدیدات سنگین نظامی علیه کلنگگزلا، آن هم در شرایطی که ادعاهایی درباره تلاش میانجیها برای دستیابی به توافق یا آتشبس مطرح است، نشاندهنده اعمال استراتژی «فشار حداکثری و تهدید معتبر» در آستانه هرگونه چانهزنی احتمالی است. کوه کلنگگزلا اکنون فراتر از یک سازه بتنی و عارضه جغرافیایی، به نمادی از رقابت بر سر بازدارندگی هستهای و تعیین حدود تعامل یا تقابل در آینده منطقه تبدیل شده است.