خداحافظی با مشهورترین صدای فرهنگ عامه ایران | ایرج خواجهامیری که بود؟
رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: در تاریخ فرهنگ ایران، چهرههای کمی توانستهاند مسیر خود را نه از جریان رسمی هنر، بلکه از دل فرهنگ عامه و کوچه و بازار آغاز کنند و به حافظه تاریخی ایرانیان راه یابند. ایرج خواجهامیری یکی از برجستهترین این چهرهها بود؛ خوانندهای که صدایش با موسیقی عامهپسند، رادیو و بیش از همه با سینمای فارسی و چهره محمدعلی فردین گره خورد. صدایی که از برنامه «گلها» تا پرده سینما امتداد یافت و برای چند نسل به بخشی از خاطره جمعی ایرانیان تبدیل شد.
گذار هنر در ایران به وادی آکادمیک نسبتاً دیر اتفاق افتاد. حتی موسیقی، که یکی از هنرهای سنتی و کهن ایران است، نسبتاً دیر و با تلاش کسانی چون علینقی وزیری صاحب چارچوبی آکادمیک شد. بنابراین، در تاریخ این سرزمین، آن دسته از هنرمندانی که توانستهاند از دل فرهنگ عمومی رشد کنند و به جایگاهی برجسته برسند، اهمیت ویژهای دارند.
ایرج خواجهامیری را میتوان یکی از نمادها و قلههای موسیقی عامهپسند ایرانی دانست؛ خوانندهای حرفهای، خوشصدا و بهشدت سمپاتیک که خاطره تحریرها و چهچههای او بر چهره محمدعلی فردین، یکی از ماندگارترین خاطرات سینمایی ایرانیان است.
اگر محمدرضا شجریان با آن پشتکار، ثبات و جدیت هنری، نماینده موسیقی فاخر ایرانی در اوج عظمت و شکوه خود بود، ایرج خواجهامیری را میتوان یکی از مهمترین نقاط عطف موسیقی عامهپسند ایرانی به شمار آورد؛ خوانندهای که شهرتش نه فقط مدیون قطعات فاخر، بلکه تا حد زیادی حاصل ترانههای عامهپسندی بود که بعضاً از منظر هنری در سطحی سادهتر قرار میگرفتند، اما عمیقاً در حافظه عمومی جامعه ماندگار شدند.
ایرج یک بار در گفتوگویی با منوچهر نوذری گفته بود که برایش خندهدار بوده بخواند: «آقا دزده سلام... حالت چطوره سلام». اما نکته شگفتانگیز اینجاست که همین قطعه بهظاهر کماهمیت، به یکی از بهیادماندنیترین ترانههای ایرانی در ذهن و ضمیر مردم تبدیل شد.
ایرج پیوندی محکم و عمیق با سینمای فارسی داشت. اگر محمدعلی فردین را مهمترین نماد و نماینده سینمای فارسی بدانیم ـ چهرهای که حتی در شعر فروغ فرخزاد نیز به او اشاره شده است ـ ایرج کسی بود که در کنار چنگیز جلیلوند به فردین جایگاه و ابهت یک ستاره را میبخشید.
مرحوم چنگیز جلیلوند در مصاحبهای گفته بود تهیهکنندگان سینمای فارسی پیش از آنکه با محمدعلی فردین قرارداد ببندند، با او و ایرج قرارداد میبستند؛ چراکه فردین بدون حضور آن دو برای تهیهکنندگان همان معنای همیشگی را نداشت.
فردین تنها در موارد محدودی سراغ صدایی غیر از ایرج رفت و در «سلطان قلبها»، صدای عارف عارفکیا جایگزین ایرج شد. بااینحال، اگر قرار باشد تنها یک تصویر از فردین و کلیت سینمای فارسی در خاطرمان باقی مانده باشد، شاید سکانس آبگوشت خوردن علی بیغم و حسن جغجغه در خانه علی در فیلم «گنج قارون» یکی از ماندگارترین آنها باشد؛ جایی که قارون نیز حضور دارد و علی برای شاد کردن دل او سر سفره آواز میخواند و صدای ایرج شنیده میشود: «آقا خودش میدونه، که ما اون از رودخونه...»

ایرج و فردین
حسین خواجهامیری که بود؟
بیشتر بخوانید:
خداحافظی با صدای خاطرهساز | خالق سلطان قلبها درگذشت
حسین خواجهامیری، با نام هنری «ایرج»، در ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز و در خانوادهای اهل موسیقی به دنیا آمد. طرفداران صدای او لقب «پهلوان آواز ایران» را برایش به کار میبردند و محمدرضا شجریان نیز درباره اهمیت و جایگاه صدای ایرج گفته بود: «صدای ایرج در تاریخ آوازخوانی ما یک متر و معیار است و هر کس بخواهد در بالاترین حد حنجره، صدایی را مثال بزند، میگوید صدا شبیه صدای ایرج است.»
پدربزرگ ایرج، ملا میرزا، از خوانندگان بنام دوره ناصرالدینشاه بود. پدرش، نعمتالله، نیز صدایی خوش و رسا داشت و با ردیف موسیقی ایرانی آشنا بود. ایرج نخستین آموزشهای آواز را نزد پدرش فراگرفت و در سالهای کودکی و نوجوانی با حضور در مراسم تعزیه، نزد تعزیهخوانانی که ردیف و دستگاه میدانستند، تجربه بیشتری در آواز به دست آورد.
او پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران رفت. در تهران، از طریق حمید وفادار، برادر آهنگساز مشهور مجید وفادار، با ابوالحسن صبا آشنا شد و در سال ۱۳۲۶ به مکتب او راه یافت. ایرج دو سال نزد استاد صبا آموزش دید و دانستههای خود در زمینه موسیقی و آواز ایرانی را تکمیل کرد.
پس از این دوره، صبا او را به ابراهیم منصوری، مسئول وقت رادیو ایران، معرفی کرد. از آنجا که خواجهامیری مورد تأیید ابوالحسن صبا بود، برای ورود به رادیو از او آزمونی گرفته نشد و به این ترتیب فعالیت حرفهای خود را با اجرای برنامه در کنار ارکستر ابراهیم منصوری آغاز کرد.
ایرج در سال ۱۳۲۹ وارد دانشکده افسری ارتش شد. حضور در ارتش مانع ادامه فعالیت موسیقایی او نشد. او شبهای جمعه که مرخصی داشت، در برنامه ارتش حضور پیدا میکرد و همراه با ارکستر محمدعلی بهارلو به اجرای آواز میپرداخت. فعالیتهای موسیقایی او در همین دوره ادامه یافت و نام ایرج نیز بهتدریج به نام هنری شناختهشده حسین خواجهامیری تبدیل شد.

ایرج و همسرش توران در کنار فرزندانشان
در سال ۱۳۳۰، اکبر گلپایگانی و جمشید مشایخی نیز وارد دانشکده افسری شدند و آشنایی ایرج با آنان از همان دوران شکل گرفت. دوستی ایرج و گلپا بعدها به یکی از رفاقتهای دیرپای میان چهرههای موسیقی ایران تبدیل شد.
خواجهامیری در این سالها، همزمان با تحصیل و خدمت نظامی، همکاری خود را با رادیو و ارکسترهای مختلف ادامه داد و بهتدریج به عنوان یکی از خوانندگان توانمند موسیقی ایرانی شناخته شد. او با ارکسترها و هنرمندانی چون ابراهیم منصوری، عبدالله جهانپناه، محمدعلی بهارلو، نصرالله زرینپنجه، مهدی خالدی، جواد لشکری و بزرگ لشکری همکاری داشت.
نقطه عطف مهم بعدی در زندگی هنری ایرج در سال ۱۳۳۶ رقم خورد؛ زمانی که داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه مشهور «گلها»، او را به این مجموعه دعوت کرد. نخستین حضور ایرج در این برنامه، «برگ سبز شماره ۴۳» در مایه شور ـ ابوعطا بود که با همراهی هنرمندانی چون علی تجویدی، فرهنگ شریف و امیرناصر افتتاح اجرا شد.
پس از آن، همکاری گسترده ایرج با مجموعه «گلها» ادامه پیدا کرد و او به یکی از خوانندگان شاخص این برنامه تبدیل شد؛ خوانندهای که قدرت حنجره، مهارت در تحریر و توانایی کمنظیرش در اوجخوانی، جایگاهی متفاوت برای او در میان خوانندگان موسیقی ایرانی به وجود آورد.
همزمان با تثبیت جایگاه ایرج در رادیو، مسیر دیگری نیز در کارنامه هنری او گشوده شد: سینما. ایرج بهواسطه استعداد و توانایی بالای خود خیلی زود به عالم سینما راه یافت و صدایش به یکی از مهمترین مؤلفههای شمایل سینمایی محمدعلی فردین تبدیل شد.
نقش ایرج در سینمای فارسی بهقدری پررنگ بود که برخی منتقدان آن دوران، پیوند میان فردین و صدای ایرج را یکی از عناصر اصلی شکلگیری شمایل این ستاره سینما میدانستند. صدای ایرج در کنار دوبله چنگیز جلیلوند، به فردین شخصیتی بخشید که در حافظه چند نسل از تماشاگران ایرانی باقی ماند.
ایرج در سالهای پایانی عمر مدتها از فضای فرهنگی و هنری ایران دور افتاده بود. افزایش سن و ناتوانی جسمی باعث شده بود بیشتر خانهنشین شود. بااینحال، شنیدن خبر درگذشت او همچنان تکاندهنده و غمانگیز است؛ چراکه مرگ ایرج برای بسیاری به معنای خاموش شدن بخشی از خاطرات نسلی است که هنوز سینمای فارسی، محمدعلی فردین و صدای او را دوست میدارد.
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، پس از درگذشت ایرج در پیامی نوشت: «شناخت ژرف ردیف موسیقی ایرانی، مهارت در تحریر و اوجخوانی و پیوند سنجیده شعر و آواز، به خواندن او هویتی ویژه بخشیده بود.»
توصیفی دقیق از جایگاه خوانندهای که صدایش، فارغ از داوریهای مرسوم درباره موسیقی فاخر و عامهپسند، برای چند نسل بخشی جداییناپذیر از حافظه شنیداری و تصویری ایرانیان بود.
