فیلترینگ جواب نداد؛ منتقدان «عقبمانده»اند یا سیاست فیلترینگ؟
رویداد۲۴| «امینالله داد» معاون مرکز ملی فضای مجازی در واکنش به انتقادها از فیلترینگ اینستاگرام، با اشاره به شکایت ۲۹ ایالت آمریکا از شرکت متا نوشت: «۲۹ ایالت آمریکا علیه متا بابت اثر الگوریتمهای اعتیادآور اینستاگرام بر نوجوانان شکایت کردهاند. مبلغ غرامت درخواستی ۱.۴ تریلیون دلار است. اینجا هم یک عده مسئول زحمتکش، مدام دغدغه دسترسی آسانتر زاکربرگ به مغز نوجوان ایرانی را دارند؛ «عقبماندگی» گاهی خیلی شیک و اتوکشیده است.»
روزنامه خراسان در واکنش به او نوشت: این اظهارنظر که منتقدان فیلترینگ را بهطور مستقیم یا غیرمستقیم «عقبمانده» توصیف میکند، اگرچه با لحنی طعنهآمیز بیان شده، اما یک بحث قدیمی را دوباره به صدر آورده است: آیا وجود آسیب در یک پلتفرم، میتواند توجیهی برای محدود کردن دسترسی عمومی به آن باشد؟
آسیبهای فضای مجازی واقعی است
تردیدی نیست که شبکههای اجتماعی و پلتفرمهایی مانند اینستاگرام با آسیبهایی همراه هستند. اعتیاد رسانهای، وابستگی شدید به تلفن همراه، مقایسهگری افراطی، انتشار اخبار جعلی و مواجهه نوجوانان با محتوای نامناسب، از جمله نگرانیهای جدی درباره این فضاست.
اما همین پلتفرمها برای هزاران نفر در ایران به ابزار کار، تبلیغات، فروش، آموزش و ارتباط با مشتری تبدیل شدهاند. برای بسیاری از کسبوکارهای خرد، اینستاگرام دیگر صرفاً یک شبکه اجتماعی نیست؛ بلکه بخشی از ویترین اقتصادی و حتی منبع اصلی درآمد است.
از همین رو، منتقدان فیلترینگ معتقدند مسئله اصلی نه انکار آسیبهای فضای مجازی، بلکه انتخاب شیوه مواجهه با آن است. میتوان به جای حذف کامل یک پلتفرم، سراغ تنظیمگری، آموزش سواد رسانهای، نظارت بر محتوای آسیبزا و مسئولیتپذیر کردن شرکتهای فناوری رفت.
فیلترینگ و یک مسئله امنیتی تازه
پیامدهای فیلترینگ البته فقط به دشوار شدن دسترسی کاربران محدود نمیشود. استفاده گسترده از فیلترشکنها خود به یک مسئله امنیتی تبدیل شده است.
معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات تیرماه گذشته اعلام کرده بود که ۶۷.۷ درصد مردم از فیلترشکن رایگان استفاده میکنند. او همچنین گفته بود میزان حملات سایبری از اپراتوری که فیلترشکن رایگان بیشتری دارد، نسبت به اپراتور دیگر بیشتر است.
این آمار نشان میدهد سیاستی که با هدف کنترل دسترسی به پلتفرمهای فیلترشده اجرا شده، در عمل میلیونها کاربر را به سمت ابزارهایی سوق داده که درباره مالکیت، نحوه فعالیت، سطح دسترسی و محل ذخیره اطلاعاتشان شفافیت کافی ندارند.
در چنین شرایطی، فیلترینگ نهتنها هزینه دسترسی را بالا میبرد، بلکه میتواند کاربران را در معرض خطرات تازهای مانند سرقت اطلاعات، بدافزارها و نقض حریم خصوصی قرار دهد.
وقتی فیلترشکنها فراگیر میشوند
تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده که فیلترینگ گسترده الزاماً به معنای قطع دسترسی کاربران نیست.
بر اساس نظرسنجی انجامشده از ۲۵ تا ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ که به پیشنهاد وزارت ارتباطات و با همکاری مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران انجام شد، ۷۴ درصد پاسخگویان اعلام کردند که از فیلترشکن استفاده میکنند.
این آمار، فارغ از اختلاف نظر درباره روشهای سنجش، نشان میدهد بخش بزرگی از کاربران همچنان به پلتفرمهای فیلترشده دسترسی دارند؛ با این تفاوت که این دسترسی از مسیر رسمی و شفاف انجام نمیشود.
نتیجه چنین وضعیتی، علاوه بر افزایش هزینه کاربران، شکلگیری بازار گسترده فیلترشکنها و عادی شدن دور زدن محدودیتهاست؛ وضعیتی که خود میتواند سیاست فیلترینگ را از هدف اولیهاش دور کند.
اظهارنظر اخیر محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. او ۲۶ مرداد با اشاره به تجربه سالهای اخیر گفته بود که «فیلترینگ گسترده نتیجه عکس داده است».
نگرانی درباره نوجوانان؛ فیلترشکن یا نظارت مؤثر؟
یکی از تناقضهای مهم سیاست فعلی، موضوع حفاظت از کودکان و نوجوانان است.
ابزاری که برای عبور از فیلترینگ روی تلفن همراه نصب میشود، در بسیاری از موارد امکان دسترسی به طیف وسیعتری از محتوا را فراهم میکند؛ از جمله محتواهایی که ممکن است برای سن کاربران نامناسب باشد.
به این ترتیب، این پرسش مطرح میشود که آیا فیلترینگ بدون ایجاد سازوکارهای مؤثر برای آموزش، نظارت و حمایت از کودکان، واقعاً به کاهش آسیبها منجر شده است یا کاربران کمسنوسال را به سمت فضای کنترلنشدهتری سوق داده است؟
پرونده متا؛ یک مقایسه مهم
معاون مرکز ملی فضای مجازی برای دفاع از استدلال خود به شکایت ۲۹ ایالت آمریکا علیه متا اشاره کرده است. بر اساس گزارش رویترز، دادستانهای کل این ایالتها متا را متهم کردهاند که با طراحی ویژگیهایی مانند پیمایش بیپایان، اعلانهای مداوم و الگوریتمهای درگیرکننده، نوجوانان را به استفاده طولانیتر از اینستاگرام و دیگر محصولات خود ترغیب کرده است.
در این پرونده، رقم ۱.۴ تریلیون دلار به عنوان سقف مطالبه جریمهها و خسارتهای قانونی مطرح شده است و موضوعاتی مانند حفاظت از کودکان، جمعآوری دادههای کاربران کمسنوسال و نحوه اطلاعرسانی درباره خطرات این پلتفرمها نیز مورد توجه قرار گرفته است.
اما تفاوت مهمی میان این پرونده و سیاست فیلترینگ در ایران وجود دارد. در آمریکا، مسئله در چارچوب حقوقی و قضایی و با هدف پاسخگو کردن شرکت متهم دنبال میشود؛ در حالی که در ایران، راهکار غالب طی سالهای گذشته بیشتر محدودسازی و مسدودسازی بوده است.
به عبارت دیگر، میتوان با آسیبهای یک پلتفرم برخورد کرد بدون آنکه لزوماً دسترسی تمام کاربران به آن را مسدود کرد.
سؤال اصلی هنوز بیپاسخ است
بحث اصلی امروز این نیست که اینستاگرام و دیگر شبکههای اجتماعی آسیب دارند یا نه؛ این آسیبها واقعی است. سؤال مهمتر این است که آیا فیلترینگ گسترده توانسته این آسیبها را کاهش دهد؟
وقتی طبق نظرسنجیهای رسمی بخش بزرگی از کاربران همچنان از فیلترشکن استفاده میکنند، وقتی استفاده از ابزارهای ناشناس میتواند تهدیدهای امنیتی تازهای ایجاد کند و وقتی فیلترینگ هزینه دسترسی به اینترنت را افزایش داده است، دفاع از ادامه همین سیاست بدون ارزیابی دقیق نتایج آن دشوارتر میشود.
در نهایت، اختلاف بر سر فیلترینگ فقط یک بحث فنی درباره دسترسی به یک اپلیکیشن نیست؛ مسئله به نوع حکمرانی فضای مجازی، نحوه حمایت از کودکان و نوجوانان، امنیت کاربران، حقوق کسبوکارهای اینترنتی و شیوه مواجهه با شرکتهای فناوری بازمیگردد.
وجود آسیب، لزوماً به معنای کارآمد بودن فیلترینگ نیست. مسئله این است که اگر یک سیاست پس از سالها نهتنها دسترسی را متوقف نکرده، بلکه به گسترش فیلترشکنها، افزایش هزینه کاربران و ایجاد تهدیدهای تازه منجر شده، شاید به جای متهم کردن منتقدان به «عقبماندگی»، وقت آن رسیده باشد که خود سیاست مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد.