تاریخ انتشار: ۱۵:۱۲ - ۱۷ شهريور ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

جین شارپ؛ معمار سیاست نافرمانی

جین شارپ، نظریه‌پرداز آمریکاییِ سیاست بدون خشونت، یکی از بحث‌برانگیزترین نظریه‌پردازان مقاومت سیاسی در جهان است.

جین شارپ و سیاست نافرمانی

رویداد۲۴ | علیرضا نجفی- حکومتی که ارتش، پلیس، زندان، دادگاه، رسانه و خزانه را در اختیار دارد، چرا از اعتصاب چند کارگر، تحریم گروهی از شهروندان یا سرپیچی کارمندان یک اداره بیمناک می‌شود؟ جین شارپ، نظریه‌پرداز آمریکایی مبارزهٔ خشونت‌پرهیز، عمر خود را صرف پاسخ به همین پرسش کرد.

او از مردم دعوت نمی‌کرد که رنج را تقدیس کنند یا در برابر زور، نرم‌خویی پیشه سازند. موضوع کار شارپ، فنون مقاومت در برابر قدرتی بود که به خشونت تکیه دارد. او می‌کوشید نشان دهد که قدرت سیاسی، هرچند گاه، چون بنایی یکپارچه و نفوذناپذیر جلوه می‌کند، از رشته‌های بسیار ساخته شده است؛ از فرمان‌بری کارمندان و سربازان، از همکاری صاحبان مهارت و سرمایه، از عادت مردم به پذیرفتن وضع موجود، از ترس، و از باور به اینکه قدرت حاکم راه گریزی ندارد. هر جا این رشته‌ها سست شود، بنای قدرت نیز ترک برمی‌دارد.

مسئله‌ای در قلب سیاست

به گزارش رویداد۲۴، اندیشیدن دربارهٔ مقاومت، غالباً در دوگانه‌ای تنگ گرفتار می‌ماند. در یک سو، تسلیم و سکوت قرار می‌گیرد؛ در سوی دیگر، قیام مسلحانه. این دوگانه در نگاه نخست بدیهی می‌نماید. اگر حکومت به زبان زور سخن می‌گوید، مردمی که خواهان تغییرند یا باید سر فرود آورند یا به همان زبان پاسخ گویند. اما تجربهٔ قرن بیستم و بیست‌ویکم نشان داده است که عرصهٔ سیاست به این دو راه محدود نیست.

اعتصاب کارگران در لهستان دههٔ ۱۹۸۰، نافرمانی مدنی در جنبش حقوق مدنی آمریکا، تحریم کالا‌های انگلیسی در هند، راهپیمایی‌ها و اعتصاب‌های گسترده در انقلاب ایران، و شکل‌های گوناگون مقاومت مدنی در کشور‌های دیگر، از واقعیتی مشترک حکایت دارند. مردم می‌توانند بدون دست‌بردن به اسلحه، هزینهٔ فرمانروایی را بالا ببرند، ادارهٔ امور را دشوار کنند، روایت رسمی را بی‌اعتبار سازند و نیرو‌های میانی دستگاه قدرت را در وفاداری‌شان مردد کنند.

این گزاره، در ظاهر ساده است. دشواری از جایی آغاز می‌شود که بخواهیم آن را به راهبرد بدل کنیم. چگونه گروهی پراکنده می‌تواند در برابر نهادی منسجم بایستد؟ چه چیزی مردم را از ترس بیرون می‌آورد؟ چه زمانی اعتصاب اثر دارد و چه زمانی به فرسودگی می‌انجامد؟ چگونه می‌توان از خشم عمومی، نیرویی پایدار ساخت؟ جین شارپ در پی پاسخ‌دادن به این پرسش‌ها بود. آثار او بیش از آنکه فلسفه‌ای اخلاقی دربارهٔ پرهیز از خشونت باشند، کوششی‌اند برای فهم سازوکار قدرت و طراحی مقاومت جمعی.

از مخالفت با جنگ تا نظریهٔ قدرت


بیشتر بخوانید:

عشق یا شمشیر؟ | الهیات انقلابی مارتین لوتر کینگ و ژیژک

از انجیل بردگان تا رویای آمریکایی | چگونه کلیسای سیاهان دکتر مارتین لوتر کینگ را ساخت؟

جریان شناسی اصلاح طلبان ؛ از گروه‌های حقوق بشری تا محور مقاومتی‌ها!


به گزارش رویداد۲۴، جین شارپ در سال ۱۹۲۸ در اوهایو زاده شد و در ۲۰۱۸ درگذشت. او علوم اجتماعی خواند، در دانشگاه آکسفورد دکترای نظریهٔ سیاسی گرفت و نزدیک به سه دهه با مرکز امور بین‌الملل دانشگاه هاروارد همکاری پژوهشی داشت. در ۱۹۸۳ نیز «مؤسسهٔ آلبرت اینشتین» را بنیاد گذاشت تا مطالعهٔ مبارزهٔ خشونت‌پرهیز را پیش ببرد.

آغاز شکل‌گیری اندیشهٔ او به دوران جنگ کره بازمی‌گردد. شارپ با سربازی اجباری مخالفت کرد و به همین سبب مدتی زندانی شد. این تجربه او را با پرسشی بنیادی روبه‌رو ساخت. دولت چگونه می‌تواند میلیون‌ها انسان را به اجرای خواست خود وادارد؟ پاسخ آسان، زور است. اما زور به‌تنهایی کاری از پیش نمی‌برد. فرمان نظامی تا زمانی اثر دارد که سرباز از آن پیروی کند؛ حکم اداری زمانی معنا دارد که کارمند آن را ثبت و اجرا کند؛ زندان وقتی کار می‌کند که مأمور، قاضی، بازجو، راننده، نگهبان و دستگاهی از کارگزاران در آن همکاری کنند.

شارپ از همین‌جا به نظریه‌ای رسید که می‌توان آن را «وابستگی قدرت به اطاعت» نامید. او قدرت سیاسی را دارایی ذاتی فرمانروا نمی‌دانست. قدرت از رابطه‌ای میان فرمان‌دهنده و فرمان‌بر پدید می‌آید. حکومت از منابعی، چون اقتدار پذیرفته‌شده، نیروی انسانی، دانش و مهارت، منابع مادی، انگیزه‌های روانی و امکان مجازات بهره می‌گیرد. اما همهٔ این منابع، به درجات گوناگون، به همکاری و اطاعت کسانی وابسته‌اند که زیر فرمان قرار دارند.

این سخن به معنای آن نیست که مردم در هر لحظه با رضایت و آزادی کامل از حکومت اطاعت می‌کنند. به گزارش رویداد۲۴، شارپ خود از نقش ترس، عادت، منفعت، احساس وظیفه، وابستگی شغلی و بی‌تفاوتی آگاه بود. بسیاری از آدم‌ها از آن رو فرمان می‌برند که از مجازات می‌ترسند؛ برخی از وضع موجود سود می‌برند؛ شماری نیز چنان به استمرار یک نظم عادت کرده‌اند که تصور بدیلی برای آن ندارند. مقصود شارپ این بود که این اطاعت، هرچند گسترده و دیرپا، همواره تغییرناپذیر نیست. اگر بخش‌هایی از جامعه بتوانند همکاری خود را پس بگیرند، قدرت از سرچشمه‌هایش محروم می‌شود.

مبارزهٔ خشونت‌پرهیز چیست؟

جین شارپ و سیاست نافرمانی

ترجمهٔ دقیق‌تر اصطلاح محوری شارپ، nonviolent action، «کنش خشونت‌پرهیز» یا در بافت سیاسی آثار او «مبارزهٔ خشونت‌پرهیز» است. این اصطلاح از «عدم خشونت» به معنای صرف پرهیز اخلاقی از آسیب‌رساندن گسترده‌تر است. به گزارش رویداد۲۴، شارپ دربارهٔ گروهی از شیوه‌های عمل سیاسی سخن می‌گفت که در آن کنشگران از ابزار جسمانی خشونت‌آمیز استفاده نمی‌کنند، اما با قدرت وارد منازعه می‌شوند.

در این تلقی، مبارزهٔ خشونت‌پرهیز با انفعال، صبر بی‌پایان یا خواهش از حاکم یکی نیست. اعتصاب، تحریم، خودداری از همکاری، نافرمانی مدنی، تحصن، تعطیلی بازار، بایکوت انتخابات، تأسیس نهاد‌های مستقل و اعتصاب غذا، در شمار ابزار‌های آن قرار می‌گیرند. اینها روش‌هایی‌اند برای ایجاد فشار؛ فشاری که می‌کوشد دستگاه قدرت را از نیروی انسانی، مشروعیت، کارآمدی اقتصادی و توان اداره‌کردن محروم کند.

شارپ در کتاب مهم خود، سیاست کنش خشونت‌پرهیز، که در ۱۹۷۳ منتشر شد، ۱۹۸ شیوهٔ مقاومت را برشمرد و طبقه‌بندی کرد. او این روش‌ها را در سه دستهٔ اصلی نشاند: اعتراض و اقناع خشونت‌پرهیز؛ عدم همکاری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی؛ و مداخلهٔ خشونت‌پرهیز.

به گزارش رویداد۲۴، اعتراض و اقناع می‌تواند شکل‌های آشنایی، چون نامهٔ سرگشاده، تجمع، راهپیمایی، بیانیه، سخنرانی، سرود، نماد و آیین یادبود داشته باشد. عدم همکاری، هنگامی آغاز می‌شود که مردم از انجام کار‌هایی سر باز می‌زنند که دستگاه قدرت برای ادامهٔ حیات به آن نیاز دارد: تحریم خرید، اعتصاب کار، اعتصاب صنفی، خودداری از پرداخت مالیات، بایکوت نهاد‌های رسمی یا امتناع از همکاری اداری. مداخله، گامی پیش‌تر می‌رود و وضع موجود را فعالانه دگرگون می‌کند؛ مانند تحصن، اشغال مسالمت‌آمیز، ایجاد نهاد‌های موازی، یا ادامهٔ کار و فعالیتی که قدرت آن را ممنوع کرده است.

عدد ۱۹۸ در این میان نباید خواننده را فریب دهد. شارپ نمی‌گفت جنبشی که همهٔ این روش‌ها را به کار برد، پیروز خواهد شد. فهرست او نقشهٔ گنج نبود. اهمیت آن در این بود که میدان عمل را وسیع‌تر از تصور رایج نشان دهد و روشن کند که جامعه، بیرون از زبان اسلحه نیز ابزار دارد.

گاندی، اما بدون قدیس‌سازی


بیشتر بخوانید: مهاتما گاندی کیست؟| رهبر بزرگ مبارزه بدون خشونت


به گزارش رویداد۲۴، اندیشهٔ شارپ از تجربهٔ گاندی و جنبش استقلال هند بسیار آموخت. با این همه، او گاندی را عمدتاً در قامت پیامبر اخلاق نمی‌خواند. از نظر شارپ، گاندی کسی بود که شیوه‌های معینی از عمل سیاسی را با دقت آزمود: تحریم کالا‌های انگلیسی، نافرمانی از قانون‌های تبعیض‌آمیز، راه‌پیمایی، خودداری از همکاری با ساختار استعمار و ایجاد نهاد‌های خودگردان.

شارپ می‌خواست این تجربه‌ها را از پیوند انحصاری با سنت دینی یا شخصیت کاریزماتیک گاندی بیرون بکشد. به باور او، مبارزهٔ خشونت‌پرهیز می‌تواند در جوامع دینی و غیردینی، در میان کارگران و دانشجویان، در حکومت‌های استعماری و دولت‌های اقتدارگرا، و در فرهنگ‌های گوناگون کاربست پیدا کند. شرط آن، وجود یک قدیس سیاسی نیست؛ نیازمند سازمان‌یابی، هدف روشن، شناخت وضعیت و توان پایداری است.

از همین رو، زبان شارپ گاهی به زبان علوم نظامی نزدیک می‌شود. او از «راهبرد کلان»، «برنامه‌ریزی»، «انتخاب هدف»، «انضباط»، «ارزیابی طرف مقابل» و «تغییر توازن نیرو» سخن می‌گوید. لقب «ماکیاولی بی‌خشونتی» از همین‌جا آمده است. این لقب را نباید ستایش مکر و فریب دانست. مراد این است که شارپ، برخلاف کسانی که بی‌خشونتی را فقط امری درونی و اخلاقی می‌شمرند، آن را در نسبت با قدرت و کارآمدی سیاسی بررسی می‌کرد.

او هشدار می‌داد که حرکت‌های خودجوش، هرچند در آغاز پرشور باشند، اگر از سازمان و برنامه تهی بمانند، زود فرسوده می‌شوند یا زمینهٔ سرکوب را فراهم می‌آورند. به گزارش رویداد۲۴، حکومت مستبد معمولاً از مخالفان پراکنده، واکنش‌های هیجانی و خشونت‌های بی‌برنامه زیان نمی‌بیند؛ چه‌بسا از آنها برای توجیه شدت‌عمل بهره گیرد. کارزار خشونت‌پرهیز، در تصور شارپ، باید بتواند خشم را به انضباط و خواست پراکنده را به هدفی روشن تبدیل کند.

رساله‌ای برای روز‌های بسته


بیشتر بخوانید:

بندگی خودخواسته چیست؟

فلسفه‌ای برای تاب‌آوردن یا تسلیم شدن؟ | نقدی بر موج رواقی‌گری در ایران

استبداد چیست؟


کتابچهٔ از دیکتاتوری تا دموکراسی، شناخته‌شده‌ترین اثر شارپ، در ۱۹۹۳ نوشته شد. این رساله نخست برای مخالفان حکومت نظامی برمه فراهم آمد و بعد‌ها به ده‌ها زبان ترجمه شد. نسخهٔ فارسی آن نیز از سال ۲۰۰۴ به بعد بار‌ها در اینترنت دست‌به‌دست گشت و بنا بر گزارش بنیاد رایْت لایولی‌هود، هزاران بار از سوی کاربران ایرانی دریافت شد.

جین شارپ و سیاست نافرمانی

شارپ در این اثر، با چند پند صریح آغاز می‌کند. مخالفان نباید امید خود را به منجی بیرونی ببندند. به گزارش رویداد۲۴، مداخلهٔ خارجی، اگر هم رخ دهد، اغلب تابع منافع خود قدرت‌های بیرونی است و ممکن است استقلال جنبش را مخدوش کند. مذاکره با حکومت نیز زمانی ثمربخش است که طرف مقابل واقعاً ناگزیر به امتیاز دادن شده باشد. گفت‌وگوی زودهنگام، در بسیاری موارد، به حکومت فرصت می‌دهد مخالفان را فرسوده، پراکنده یا خلع‌سلاح کند.

راهی که شارپ پیشنهاد می‌کرد، سخت‌تر از این میان‌بُرها بود. او می‌گفت جامعه باید توان مستقل خود را بسازد: سازمان‌های صنفی و حرفه‌ای، شبکه‌های اعتماد، رسانه‌های مستقل، گروه‌های محلی، نهاد‌های همیاری و پیوند‌هایی که بتوانند در زمان بحران کار کنند. هدف، فقط به خیابان آوردن مردم نیست. جنبش باید بتواند دوام آورد، ارتباط برقرار کند، اطلاعات موثق پخش کند، از اعضایش مراقبت کند و در برابر فشار، انسجام خود را حفظ نماید.

این اندیشه برای جامعهٔ ایران آشناست. جنبش مشروطه با انجمن‌ها، روزنامه‌ها، بازار، شبکهٔ علما، تجار و گروه‌های محلی پیش رفت. در نهضت ملی‌شدن نفت، مطبوعات، جبهه‌های سیاسی، تشکل‌های دانشجویی و حمایت اقشار گوناگون اهمیت داشتند. انقلاب ۱۳۵۷ نیز تنها از راه تظاهرات شکل نگرفت؛ اعتصاب کارکنان نفت، تعطیلی بازار، شبکهٔ مساجد، ارتباط‌های صنفی و فرسایش تدریجی اقتدار حکومت، در آن نقشی اساسی داشتند. این نمونه‌ها را نمی‌توان با الگوی شارپ توضیح داد یا به او فروکاست؛ سال‌ها پیش از نوشته‌های او رخ داده‌اند. اما نشان می‌دهند که در تاریخ ایران نیز نیروی سیاسی جامعه از همکاری‌های روزمره و پس‌گرفتن آن همکاری‌ها پدید آمده است.

انقلاب‌های رنگین و سوءتفاهمی بزرگ

نام جین شارپ در دههٔ نخست قرن بیست‌ویکم، پس از رخداد‌های صربستان، گرجستان، اوکراین و قرقیزستان، با عنوان «انقلاب‌های رنگین» پیوند خورد. نوشته‌های او میان شماری از فعالان این جنبش‌ها خوانده می‌شد و برخی از آنان آشکارا از ایده‌هایش استفاده می‌کردند. همین اندازه از پیوند کافی بود تا مخالفان این جنبش‌ها او را طراح پشت‌پردهٔ انقلاب‌ها بنامند.

این داوری بیش از حد ساده‌ساز است. کتابی می‌تواند الهام یا ابزار تحلیل به دست دهد، اما علت نارضایتی مردم، عامل فساد حکومت، بحران اقتصادی، شکاف درون حاکمیت، یا شجاعت مردمی که هزینهٔ اعتراض را می‌پردازند، نیست. جنبش‌های بزرگ اجتماعی محصول یک اتاق فرمان و یک جزوه نیستند. آنها از تاریخ خاص هر جامعه سر برمی‌آورند.

شارپ نیز بار‌ها بر خوداتکایی جنبش‌ها تأکید داشت. مؤسسهٔ آلبرت اینشتین سازمان کوچکی بود که در ۱۹۸۳ برای پژوهش در کنش خشونت‌پرهیز تأسیس شد. اهمیت شارپ در این نبود که از بوستون فرمان تغییر حکومت‌ها را صادر کند. نقش او در گردآوردن تجربه‌ها و ساختن زبانی مشترک برای بحث دربارهٔ مقاومت بود. با این حال، بی‌اعتمادی حکومت‌های اقتدارگرا به هر دانشی که از مرز‌ها عبور می‌کند نیز امری قابل فهم است؛ زیرا دانش، همانند کالا و آدم، راه خود را پیدا می‌کند و هیچ قدرتی نمی‌تواند تجربهٔ دیگران را برای همیشه پشت دیوار نگاه دارد.

محدودیت‌های یک نظریه

اندیشهٔ شارپ با همهٔ نفوذش، پاسخ همهٔ پرسش‌های سیاست نیست. نخست آنکه نظریهٔ وابستگی قدرت به اطاعت، گاه خطر خشونت عریان را کمتر از اندازه نشان می‌دهد. حکومت‌هایی وجود دارند که برای مدتی طولانی با ترکیبی از سرکوب، نظارت، پراکندگی جامعه و پشتیبانی اقتصادی دوام می‌آورند. پس‌گرفتن همکاری در چنین اوضاعی آسان نیست و برای بسیاری از افراد هزینه‌هایی بسیار واقعی دارد.

به گزارش رویداد۲۴ دوم آنکه برکناری یک حکومت یا واداشتن آن به عقب‌نشینی، پایان کار نیست. مسئلهٔ دموکراسی پس از لحظهٔ پیروزی آغاز می‌شود: قانون، دادگستری، حقوق اقلیت‌ها، آزادی رسانه، مهار قدرت نظامی، توزیع ثروت و شکل‌دادن به نهاد‌هایی که جلوی بازگشت استبداد را بگیرند. شارپ دربارهٔ فرسایش قدرت سرکوبگر نکته‌های بسیاری دارد، اما دربارهٔ ساختن نظم عادلانه پس از آن، راهنمای جامعی عرضه نمی‌کند.

سوم آنکه مبارزهٔ خشونت‌پرهیز، خود نیازمند اخلاق و مراقبت است. اگر تحریم و اعتصاب بی‌محابا به کار رود، ممکن است زندگی گروه‌های آسیب‌پذیر را دشوارتر کند. اگر رقیب سیاسی به دشمنی مطلق فروکاسته شود، زبان بی‌خشونتی در ظاهر باقی می‌ماند و روح آن از میان می‌رود. در اندیشهٔ شارپ، انضباط خشونت‌پرهیز فقط یک توصیهٔ اخلاقی نیست؛ بخشی از هوشمندی سیاسی است، زیرا مشروعیت جنبش را حفظ می‌کند و امکان جذب کسانی را فراهم می‌آورد که هنوز مرددند.

پاسخ پرسش نخست

به گزارش رویداد۲۴ پس حکومت مجهز و مسلح چرا از نافرمانی مدنی می‌هراسد؟ زیرا حکومت، هر اندازه هم نیرومند، نمی‌تواند به تنهایی کشور را اداره کند. نمی‌تواند به جای همهٔ کارمندان بنویسد، به جای همهٔ کارگران تولید کند، به جای همهٔ آموزگاران درس دهد، به جای همهٔ رانندگان حرکت کند و به جای همهٔ شهروندان، اعتبار فرمان‌هایش را بپذیرد. قدرت او در عمل، از شبکه‌ای بزرگ از همکاری‌ها تغذیه می‌کند.

این پاسخ، به معنای وعدهٔ پیروزی آسان نیست. مبارزهٔ خشونت‌پرهیز معجزه نمی‌کند و هیچ فهرست روش یا کتابچه‌ای جای تجربه، تشکل، شجاعت و داوری سیاسی را نمی‌گیرد. میراث جین شارپ در سطحی عمیق‌تر قرار دارد. او نگاه ما را از هیبت ظاهری قدرت به پایه‌های انسانی آن برمی‌گرداند و یادآور می‌شود که سیاست، فقط کار کسانی نیست که فرمان می‌دهند. سیاست از جایی آغاز می‌شود که کسانی تصمیم می‌گیرند دیگر در بازتولید فرمانی که ناعادلانه می‌دانند، شریک نباشند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: تاریخ جهان
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha