در پرونده آژانس انرژی اتمی درباره سوریه چه چیزی پیدا شد؟ | روایت خبرنگار وال استریت ژورنال از طرح احتمالی ساخت بمب اتم توسط رژیم اسد

رویداد۲۴| نورمن در این رشتهتوییت به گزارش تازه آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره پرونده هستهای سوریه پرداخته است؛ پروندهای که بخش مهمی از آن به تأسیسات دیرالزور مربوط میشود. او تلاش میکند از جزئیات فنی گزارش آژانس به دو پرسش قدیمی پاسخ دهد: نخست اینکه آیا سوریه علاوه بر راکتور، در حال ایجاد یک چرخه سوخت هستهای مستقل بوده است؟ و دوم اینکه آیا دمشق برنامهای برای ساخت تأسیسات بازفرآوری و جداسازی پلوتونیوم داشته است؟
نورمن در پایان رشتهتوییت به یک دوراهی سیاسی نیز اشاره میکند: آیا شورای حکام اکنون باید با توجه به همکاری سوریه و اعلام حلشدن پرسشهای پادمانی، این پرونده را ببندد یا تحقیقات را ادامه دهد تا مشخص شود برنامه هستهای گذشته سوریه دقیقاً تا چه مرحلهای پیش رفته بود؟
سه مکان مرتبط با دیرالزور
نورمن مینویسد: «مهمترین بخش گزارش مربوط به سوریه که امروز از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی منتشر شد، احتمالاً این قسمت است:
“C.2. سه مکان که از نظر کارکردی با سایت دیرالزور مرتبط بودند. . گزارش درباره سه مکانی که ادعا میشود از نظر کارکردی با سایت دیرالزور مرتبط بودهاند، اطلاعات نشان داد که…یکی از این مکانها با فعالیتهای تبدیل و/یا ساخت سوخت مرتبط بوده است؛ مکان دیگری برای نگهداری موقت مصالح ساختمانی… و مکان دیگر برای نگهداری موقت مصالح ساختمانیای بوده که به دیرالزور منتقل میشد یا از آنجا انتقال مییافت و برای فعالیتهای برنامهریزیشده بازفرآوری در نظر گرفته شده بود.»
چرا این مسئله مهم است؟
نورمن سپس توضیح میدهد:«چرا این موضوع اهمیت دارد؟
پس از آنکه سوریه درباره راکتور تخریبشده خود و همچنین محل نگهداری مواد هستهای که اخیراً اعلام شده بود، دسترسیهایی را در اختیار آژانس قرار داد، دو پرسش بزرگ و حلنشده باقی مانده بود.
پرسش اول این بود: آیا سوریه در حال ایجاد چرخه سوخت اورانیوم مخصوص به خود بود تا فلز اورانیوم طبیعی تولید کند…»
ادامه توضیح نورمن چنین است:«…فلزی که همراه با گرافیت بهعنوان سوخت راکتور هستهای مورد نیاز بود؛ همان راکتوری که کره شمالی به سوریه در ساخت آن کمک کرد و احتمالاً سوخت آن را نیز تأمین کرده بود.
اگر چنین بوده، سوریه چه مقدار از چرخه سوخت ــ تولید کیک زرد، تبدیل آن به گاز و ساخت صفحات سوخت ــ را ایجاد کرده بود و این تأسیسات در کجا قرار داشتند؟»
فعالیت سوریه فقط به راکتور محدود نبود
نورمن از این بخش گزارش نتیجه میگیرد: «بنابراین، گزارش نشان میدهد سوریه دستکم روی یکی از بخشهای کلیدی و احتمالاً دو بخش کلیدی یک چرخه سوخت کار میکرده است؛ یا تأسیسات تبدیل، یا کارخانه ساخت سوخت، یا هر دو؛ همانطور که آژانس در بخشی که بالاتر نقل کردم میگوید.
بنابراین فعالیتها چیزی فراتر از کار روی خود راکتور بوده است.»
پرسش بزرگ درباره پلوتونیوم
نورمن سپس به مسئله بازفرآوری میرسد:
«پرسش حیاتی دیگر این بود که آیا سوریه روی یک تأسیسات بازفرآوری کار میکرده است؛ تأسیساتی که میتوانست پلوتونیوم تولیدشده در راکتور را دریافت و آن را به شکلی از پلوتونیوم تبدیل کند که قابلیت استفاده برای ساخت یک سلاح هستهای را داشته باشد.
پاسخی که از بخش نقلشده در بالا به دست میآید، ظاهرا بله است.
آنها دستکم مصالح ساختمانی مورد نیاز برای یک تأسیسات بازفرآوری را جمعآوری کرده بودند.
مشخص نیست تا چه مرحلهای پیش رفته بودند یا اینکه کره شمالی در این زمینه نیز به آنها کمک میکرد یا خیر. اما این نشانه روشنی است که سوریه در نهایت قرار بود یک تأسیسات بازفرآوری داشته باشد.»
این بخش البته برداشت و نتیجهگیری نورمن از متن گزارش آژانس است؛ بنابراین ادعای قطعی آژانس مبنی بر اینکه سوریه حتماً یک تأسیسات بازفرآوری عملیاتی داشته، محسوب نمیشود.
شورای حکام چه خواهد کرد؟
نورمن مینویسد: «این مسئله اکنون پرسش جالبی را پیش روی آژانس و شورای حکام آن، از جمله آمریکا، قرار میدهد.
آنها اکنون باید تصمیم بگیرند که آیا چون سوریه به تمام پرسشهای باقیمانده گذشته درباره پرونده هستهای خود پاسخ داده ــ همانطور که آژانس امروز در گزارش خود تأیید کرد ــ باید الف) توصیه کنند که پرونده بسته شود و از آن عبور کنند؛
یا ب) دقیقاً مشخص کنند سوریه تا چه مرحلهای در چرخه سوخت خود پیش رفته بود، مکانها یا موادی را که هنوز پیدا نشدهاند شناسایی کنند و مطمئن شوند که تصویری کامل از آنچه اتفاق افتاده در اختیار داریم.»
نورمن ادامه میدهد: «قطعاً کشورها و مقاماتی وجود دارند که معتقدند گزینه دوم بهترین رویکرد است. اما تصمیمگیری در اینباره بر عهده شورای حکام خواهد بود.
بخش مهمی از پاسخ واشنگتن نیز به این بستگی خواهد داشت که آیا میخواهد فشار بیشتری بر سوریه وارد کند تا مطمئن شود از همه آنچه در آنجا وجود داشته اطلاع داریم یا خیر. خواهیم دید.»
نورمن سپس بخشی را که آن را «چراغ سبز آژانس برای سوریه» توصیف میکند، از گزارش نقل میکند:
«آژانس، پس از دریافت اطلاعات و دسترسیهای لازم از سوریه و بر اساس ارزیابی اطلاعات مرتبط با پادمان که در اختیار داشت، توانسته است پرسشهای آژانس درباره مسائل پادمانی باقیماندهای را که پیشتر به شورای حکام گزارش شده بود، روشن و حلوفصل کند.»
این بخش اهمیت زیادی دارد، زیرا برخلاف تحلیلهای نورمن درباره ابعاد احتمالی فعالیتهای گذشته سوریه، موضع رسمی آژانس در متن نقلشده این است که پرسشهای پادمانی باقیماندهای که قبلاً به شورای حکام گزارش شده بود، روشن و حلوفصل شدهاند.
نورمن در آخر به بخشی از گزارش اشاره میکند که آن را «حیرتآور» میخواند: «بین ۲۴ تا ۲۸ اوت… آژانس مواد هستهای را راستیآزمایی کرد و وجود حدود ۷۳ تن فلز اورانیوم طبیعی را تأیید کرد که شامل حدود ۵۵ تن در قالب ۸۸۰۸ میله سوخت و حدود ۱۸ تن ضایعات اورانیوم بود.»
این رقم یکی از قابلتوجهترین دادههایی است که نورمن از گزارش تازه آژانس برجسته کرده است.
در مجموع، روایت نورمن از گزارش تازه آژانس دو وجه متفاوت دارد: از یک سو، آژانس میگوید با دریافت اطلاعات و دسترسیهای لازم از سوریه توانسته پرسشهای پادمانی باقیمانده را روشن و حلوفصل کند؛ از سوی دیگر، جزئیاتی که اکنون منتشر شدهاند، از نگاه نورمن پرسش بزرگتری را زنده میکنند: برنامه هستهای سوریه پیش از نابودی راکتور دیرالزور واقعاً تا کجا پیش رفته بود؟