دربی؛ وقتی یک مسابقه فوتبال تبدیل به گفتوگوی جامعه با خودش میشود
رویداد۲۴| محمدجواد آخوندی، کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی و فعال رسانه - دربی استقلال و پرسپولیس برای خیلیها از جنس فوتبال نیست؛ یا دستکم فقط فوتبال نیست. اگر قرار باشد اهمیت این مسابقه را صرفاً با جدول، نتیجه، تعداد گلها و عملکرد بازیکنان توضیح بدهیم، بخش مهمی از ماجرا را ندیدهایم. چیزی که دربی را از بسیاری از مسابقات دیگر جدا میکند، اتفاقاتی است که بیرون از زمین رخ میدهد؛ در خانهها، محلهای کار، شبکههای اجتماعی، رسانهها و حتی در گفتوگوهای کوتاهی که آدمها در طول روز با هم دارند.
در واقع، دربی پیش از آنکه شروع شود، در ذهن مخاطب شکل گرفته است. آدمها دربارهاش حرف زدهاند، پیشبینی کردهاند، خاطرههای بازیهای قبلی را به یاد آوردهاند، برای هم کری خواندهاند و هرکدام به نوعی خودشان را در یکی از دو سوی این رقابت قرار دادهاند. همینجا است که فوتبال وارد حوزهای میشود که برای علوم ارتباطات اجتماعی اهمیت پیدا میکند؛ جایی که یک رویداد ورزشی، تبدیل به موضوعی برای تولید معنا و بازنمایی هویت اجتماعی میشود.
هواداری از استقلال یا پرسپولیس برای بسیاری از مردم، یک انتخاب ساده ورزشی نیست. بخشی از این تعلق در خانواده شکل گرفته، بخشی در محله و مدرسه، بخشی از تجربه تماشای یک بازی قدیمی و حتی خاطره یک بازیکن یا یک فصل خاص آمده است. برای همین وقتی کسی میگوید «من پرسپولیسیام» یا «استقلالیام»، معمولاً فقط درباره یک تیم فوتبال صحبت نمیکند. دارد خودش را در یک جمع بزرگتر تعریف میکند؛ جمعی که اعضای آن ممکن است هیچ شناختی از یکدیگر نداشته باشند، اما یک تعلق مشترک آنها را به هم وصل کرده است.
دربی چگونه «ما» و «آنها» میسازد؟
اینجا مفهوم هویت اجتماعی وارد ماجرا میشود. دربی یک «ما» و یک «آنها» میسازد و این اتفاق در ذات خود لزوماً منفی نیست. بسیاری از گروههای اجتماعی از همین تفاوتها شکل میگیرند. مسئله زمانی ایجاد میشود که این مرزبندی از رقابت عبور کند و دیگری را از یک رقیب به یک دشمن تبدیل کند. فوتبال میتواند زمینه رقابت باشد، اما اگر روایتهای پیرامون آن به سمت تحقیر و نفی دیگری برود، همان چیزی که قرار بوده سرگرمی و هیجان ایجاد کند، میتواند به بازتولید شکاف و خشونت کلامی منجر شود.
بیشتربخوانید: خلاصه بازی استقلال تهران - پرسپولیس/ حواشی و گلها
نتایج دربی پایتخت در ورزشگاهی خارج از تهران
تفاوت دربی امروز با سالهای گذشته فقط در تکنولوژی و شکل تماشای مسابقه نیست. اتفاق مهمتر این است که مخاطب دیگر صرفاً تماشاگر نیست. یک هوادار با تلفن همراهش میتواند بخشی از روایت مسابقه را تولید کند و گاهی همان روایت بیشتر از گزارش رسمی مسابقه دیده شود. یک عکس، یک ویدئو، یک جمله یا حتی یک واکنش کوتاه میتواند در چند ساعت بارها بازنشر شود و تصویری متفاوت از آنچه در زمین اتفاق افتاده بسازد.
به همین دلیل، دربی امروز همزمان در چند صحنه اتفاق میافتد. یک صحنه در زمین فوتبال رخ میدهد، اما همان صحنه بلافاصله وارد تلویزیون، خبرگزاری، اینستاگرام، کانالهای هواداری و گفتوگوهای روزمره میشود و در هرکدام از این فضاها ممکن است معنای متفاوتی پیدا کند. اینجا دیگر فقط با انتقال خبر مواجه نیستیم؛ با بازتولید و بازتفسیر یک رویداد مواجهیم.
اقتصاد توجه؛ دربی به میدان رسانه و برندها تبدیل میشود
از طرف دیگر، دربی یکی از بزرگترین میدانهای «توجه» در فضای رسانهای ایران است. رسانهها برای دیده شدن به چنین رویدادهایی نیاز دارند و برندها هم طبیعتاً جایی را دوست دارند که مخاطب در آن حضور دارد. اما توجه عمومی یک سرمایه است و اینکه با آن چه میکنیم اهمیت دارد. میشود از این توجه برای ساختن یک تجربه اجتماعی جذاب استفاده کرد و میشود آن را با تیترهای تحریککننده، توهین و دوقطبیهای افراطی به سمت دیگری برد.
اینجا مسئولیت رسانه و باشگاهها فقط اطلاعرسانی درباره مسابقه نیست. نوع تیتر زدن، انتخاب تصویر، نحوه بازنشر یک حاشیه، دعوت از یک مهمان یا حتی تصمیم درباره اینکه چه چیزی ارزش خبر شدن دارد، در شکل دادن به فضای اجتماعی پیرامون مسابقه اثر میگذارد. شاید مخاطب در نگاه اول متوجه این فرایند نشود، اما مجموع همین انتخابهای کوچک است که حالوهوای یک رویداد را میسازد.
رقیب بمانیم، دشمن نشویم
با این حال، شاید جذابترین بخش دربی همین تضادی باشد که در خودش دارد. از یک طرف دو گروه بزرگ را مقابل هم قرار میدهد و از طرف دیگر، میلیونها نفر را در یک تجربه مشترک شریک میکند. ممکن است یک نفر استقلالی باشد و دیگری پرسپولیسی، اما هر دو درباره یک مسابقه حرف بزنند، یک صحنه را دنبال کنند و هیجان مشابهی را تجربه کنند. این ظرفیت را نباید دستکم گرفت.
جامعه فقط از توافق ساخته نمیشود؛ تفاوت هم بخشی از زندگی اجتماعی است. مسئله این نیست که همه یک تیم را دوست داشته باشند یا رقابت از بین برود. اتفاقاً اگر قرار باشد دربی همچنان دربی بماند، باید رقابت وجود داشته باشد. مسئله این است که یاد بگیریم تفاوت در تعلق، الزاماً به معنای دشمنی نیست.
از این زاویه، دربی را میتوان نوعی آیین اجتماعی هم دید؛ آیینی که در فاصلههای زمانی مشخص تکرار میشود، خاطره جمعی میسازد و نسلهای مختلف را به یک تجربه مشترک وصل میکند. خیلی از هواداران امروز، همان بازیهایی را به یاد میآورند که سالها قبل پدر یا برادر بزرگترشان درباره آنها صحبت میکرده است. بخشی از این خاطرات اصلاً مربوط به نتیجه بازی نیست؛ مربوط به جایی است که بازی را دیدهاند، آدمهایی که کنارشان بودهاند و حسی که از آن روز در ذهنشان مانده است.
شاید به همین دلیل باشد که دربی را نمیتوان فقط با منطق برد و باخت توضیح داد. فوتبال در اینجا تبدیل به یکی از زبانهای ارتباطی جامعه شده است؛ زبانی که با آن میشود درباره تعلق، رقابت، هیجان، خاطره و حتی رابطه خودمان با دیگری حرف زد؛ و اگر قرار باشد از این همه توجه و هیجان، چیزی بیشتر از یک نتیجه در جدول باقی بماند، شاید مهمترینش همین باشد که بتوانیم رقیب داشته باشیم، از برد تیم خودمان خوشحال شویم و حتی کری هم بخوانیم، اما مرزی را نگه داریم که بعد از فوتبال هنوز بتوانیم کنار هم زندگی کنیم. این شاید سادهترین تعریفی باشد که میتوان از «رقابت اجتماعی سالم» ارائه داد؛ چیزی که دربی، با همه حاشیهها و هیجانش، ظرفیت آن را دارد که به ما یادآوری کند.