قبر هم کالای لوکس شد؛ مرگ در ایران چقدر آب میخورد؟
رویداد۲۴| گرانی در ایران به جایی رسیده که به قول قدیمیها «از بیکفنی زندهایم». این روزها گرانی دیگر فقط به اجارهخانه، مواد غذایی و درمان محدود نمیشود؛ حالا هزینه دفن و مراسم سوگواری هم به یکی از دغدغههای مالی خانوادهها تبدیل شده است. از قبرهای ۷۰ تا ۱۲۰ میلیون تومانی در امامزاده عماد رباطکریم تا آگهیهای میلیاردی در شیراز و بهشت زهرا؛ هرچند بخشی از این ارقام رسمی نیست و از سوی مسئولان تکذیب شده، اما افزایش تعرفه خدمات آرامستانها و محدودیت ظرفیت دفن نشان میدهد «هزینه مرگ» نیز از گزند تورم در امان نمانده است.
در روزهای اخیر انتشار آگهیهای فروش قبر در فضای مجازی دوباره این پرسش را مطرح کرده است که مرگ در ایران چقدر هزینه دارد و چرا حتی محل دفن هم به مسئله قدرت خرید تبدیل شده است؟
قبر ۱۲۰ میلیون تومانی؛ بازار مرگ داغ شد
رئیس اداره اوقاف رباطکریم اخیراً درباره قیمت قبر در امامزاده عماد توضیح داده که نرخ قبر، بسته به موقعیت و بومی یا غیربومی بودن متقاضی، بین ۷۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان است. قیمت قبرهای نزدیک حرم برای افراد غیربومی به ۱۲۰ میلیون تومان میرسد و به گفته او، مبالغ رسمی در سامانه ثبت میشود.
در دو امامزاده دیگر رباطکریم نیز به دلیل محدودیت فضا، دفن چندطبقه انجام میشود؛ بنابراین بخشی از افزایش هزینه، فقط حاصل تورم نیست؛ زمین محدود و تقاضای بالا برای دفن در مکانهای خاص نیز قبر را به کالایی کمیاب تبدیل کرده است.
اما در فضای غیررسمی، ارقام بسیار بالاتری دیده میشود. در شیراز، یکی از آگهیهای منتشرشده برای یک قبر چهارمتری در دارالرحمه رقم ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان را طلب کرده است. این در حالی است که دفن عمومی در دارالرحمه از آبان ۱۴۰۲ متوقف شده و دفن اموات به آرامستان بهشت احمدی منتقل شده است.
در تهران نیز آگهیهای فروش قبر با ارقام میلیاردی منتشر شده است. در یکی از گزارشهای اخیر، قیمت یک قبر سهطبقه در برخی قطعات بهشت زهرا تا ۳ میلیارد تومان اعلام شد. البته مسئولان بهشت زهرا تأکید کردهاند که ارقام چند میلیاردی، تعرفه رسمی این مجموعه نیست.
طبق توضیحات شهرداری، در قطعات روزدفن یک طبقه قبر طبق ضوابط رایگان است و هزینه طبقات دیگر بر اساس تعرفه مصوب محاسبه میشود.
با این حال، حتی تعرفه رسمی نیز در سال ۱۴۰۵ افزایش یافته است. گزارشهای منتشرشده درباره تعرفه امسال از رشد حدود ۴۰ تا ۵۰ درصدی برخی خدمات آرامستانهای تهران و افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی برخی خدمات مرتبط با مراسم حکایت دارد؛ بنابراین مسئله فقط قبرهای میلیاردی نیست؛ حتی هزینه رسمی دفن نیز برای خانوارهایی که با کاهش قدرت خرید مواجهاند، سنگینتر شده است.
صورتحساب مرگ؛ از قبر تا مراسم
هزینه دفن البته به خرید قبر ختم نمیشود. انتقال پیکر، شستوشو، کفن، دفن، سنگ قبر، گل، مسجد یا سالن، پذیرایی و مراسم سوم و هفتم، هر کدام هزینه جداگانهای دارند.
برآوردهای منتشرشده نشان میدهد هزینه خاکسپاری و برگزاری مراسم برای حدود ۱۰۰ نفر میتواند به ۱۲۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان برسد؛ آن هم پیش از انتخابهای گرانتر برای قبر، سنگ قبر، پذیرایی یا مراسمهای متعدد.
برای خانوادهای که پیش از این هم زیر فشار اجاره، خوراک، درمان و آموزش قرار دارد، چنین هزینهای میتواند به یک شوک مالی جدی تبدیل شود. به بیان سادهتر، خانواده ممکن است در یک روز با صورتحسابی روبهرو شود که برای تأمین آن ماهها باید پسانداز کند.
در این شرایط است که شاهدیم قبر از «محل دفن» به «دارایی قابل فروش» تبدیل شده است. در گزارشهای مربوط به بازار قبر، نمونههایی از افرادی مطرح شده که قبری را که برای خود یا اعضای خانواده خریده یا کنار گذاشته بودند، برای فروش عرضه کردهاند؛ نه برای کسب سود، بلکه برای تأمین هزینههای زندگی. این اتفاق از نظر اقتصادی معنای روشنی دارد و نشان میدهد فشار اقتصادی به جایی رسیده که حتی دارایی مربوط به مرگ نیز میتواند برای تأمین هزینههای زندگی نقد شود.
مشکل فقط تورم نیست؛ زمین هم گران شده است
البته نمیتوان تمام این افزایش قیمت را به تورم نسبت داد. آرامستانهای قدیمی در بسیاری از شهرها با محدودیت زمین و ظرفیت روبهرو هستند.
در تهران، ظرفیت بهشت زهرا سالهاست یکی از مسائل مدیریت شهری است. در شیراز نیز توقف دفن عمومی در دارالرحمه و انتقال دفن به بهشت احمدی، نتیجه همین محدودیتهاست.
وقتی زمین محدود باشد و خانوادهها نیز بخواهند عزیز خود را در مکان خاصی دفن کنند، طبیعی است که فاصله میان تعرفه رسمی و قیمت بازار بیشتر شود.
به همین دلیل، بازار قبر را باید حاصل ترکیب چند عامل دانست؛ تورم، کاهش قدرت خرید، کمبود زمین، محدودیت ظرفیت آرامستانها و تقاضا برای مکانهای خاص.
فقیر و ثروتمند؛ حتی در مرگ هم برابر نیستند؟
نکته دیگر اینکه وقتی محل دفن به صدها میلیون یا میلیاردها تومان قیمت میخورد، انتخاب خانواده دیگر فقط مسئله اعتقادی، خانوادگی یا عاطفی نیست؛ به قدرت خرید هم وابسته میشود.
گزارشهای سال گذشته درباره مشهد از قیمت حدود ۱.۸ میلیارد تومانی برخی قبرهای خانوادگی و حدود ۱.۴ میلیارد تومانی دفن در محدوده حرم امام رضا خبر میدادند. همزمان، گزارشهایی از انتقال اموات به قبرستانهای روستایی ارزانتر یا رایگان منتشر شده بود.
یعنی حتی جغرافیای مرگ هم میتواند طبقاتی شود؛ یک خانواده برای دفن عزیزش در نقطهای شناختهشده هزینه سنگینی میپردازد و خانوادهای دیگر برای کاهش هزینه، گزینهای ارزانتر و دورتر را انتخاب میکند.
البته نباید هر آگهی میلیاردی را قیمت واقعی بازار دانست. آگهی فروش، لزوماً به معنای معامله با همان رقم نیست و تعرفه رسمی آرامستانها نیز با قیمتهای پیشنهادی در فضای مجازی تفاوت دارد.
اما این تفاوتها اصل مسئله را از بین نمیبرد. هزینه خدمات دفن افزایش یافته، ظرفیت آرامستانهای بزرگ محدود است، برخی قبرها در بازار غیررسمی با قیمتهای بسیار بالا عرضه میشوند و همزمان قدرت خرید خانوارها کاهش پیدا کرده است. در چنین اقتصادی، حتی مرگ هم دیگر یک هزینه حاشیهای نیست. خانوادهای که تا دیروز نگران اجاره خانه و هزینه درمان و خوراک بود، ممکن است ناگهان با هزینهای چندده یا چندصد میلیون تومانی برای دفن و مراسم روبهرو شود.