از حمله بازدارنده تا پناهگاه سازی؛ تهران در حال آمادهسازی برای چه سناریویی است؟
رویداد۲۴| سایهروشنهای ورود ادبیات پیشدستانه به ادبیات رسمی کشور، این روزها بیش از گذشته مورد توجه ناظران و فعالان رسانهای قرار گرفته است. اظهارات جدید مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، درباره اینکه بازدارندگی دیگر صرفاً به دفاع منفعلانه محدود نمیشود و «حمله بازدارنده» نیز میتواند در دستور کار قرار گیرد، در کنار سخنان او درباره تغییر الزامات شهرسازی و استفاده از پارکینگهای طبقاتی به عنوان پناهگاه، صرفاً یک بحث شهری نیست.
به ویژه که ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز از تغییر در منطق بازدارندگی و ضرورت «پشیمانسازی» طرف مقابل سخن گفته است. کنار هم قرار گرفتن این مواضع، تصویری از تغییر در ادبیات رسمی مواجهه با تهدیدها ارائه میدهد؛ تغییری که میتواند نشانه بازنگری در محاسبات امنیتی و دفاعی کشور در برابر تهدیدهای منطقهای و بینالمللی باشد.
وقتی ملاحظات امنیتی وارد طراحی شهر میشود
یکی از مهمترین بخشهای این تغییر، عبور مباحث دفاعی از سطح راهبردی و نظامی و ورود آن به حوزه زیرساخت و مدیریت شهری است. وقتی از گنجاندن فضاهای ایمن در پروژههای جدید شهری یا تغییر کاربری برخی سازههای چندطبقه برای استفاده در شرایط اضطراری صحبت میشود، موضوع دیگر صرفاً به پدافند غیرعامل در معنای فنی آن محدود نمیماند.
این رویکرد میتواند با هدف کاهش آسیبپذیری تهران و افزایش آمادگی در برابر حملات احتمالی دنبال شود، اما همزمان یک پیام روشن نیز دارد؛ احتمال بروز سناریوهای پرریسک در محاسبات مسئولان جدیتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
البته آمادگی زیرساختی برای شرایط اضطراری لزوماً به معنای قطعی بودن وقوع درگیری نیست. بسیاری از کشورها نیز برای مدیریت بحران، جنگ، بلایای طبیعی یا حملات احتمالی، زیرساختهای اضطراری و پناهگاهی ایجاد میکنند. مسئله اصلی، اما زمانی شکل میگیرد که این اقدامات در کنار ادبیات سیاسی جدید درباره حمله پیشدستانه و تغییر منطق بازدارندگی قرار میگیرند.
حمله بازدارنده چه پیامی دارد؟
بازدارندگی در تعریف سنتی، بر این فرض استوار است که افزایش هزینه حمله برای طرف مقابل، او را از آغاز درگیری منصرف میکند. اما وقتی از «حمله بازدارنده» سخن گفته میشود، مرز میان دفاع و اقدام پیشگیرانه میتواند تغییر کند.
چنین ادبیاتی در سطح داخلی ممکن است با هدف نمایش آمادگی و افزایش هزینه محاسباتی برای طرف مقابل مطرح شود، اما در عرصه خارجی میتواند به شکل دیگری تفسیر شود؛ بهویژه اگر همزمان با افزایش تنشهای منطقهای یا کاهش مسیرهای دیپلماتیک برای کنترل بحران همراه باشد.
در چنین شرایطی، یک جمله یا موضعگیری رسمی میتواند فراتر از مصرف داخلی خود اثر بگذارد و در محاسبات طرفهای مقابل به عنوان نشانهای از تغییر رفتار تهران ارزیابی شود. همین مسئله اهمیت مدیریت دقیق ادبیات امنیتی و نظامی را دوچندان میکند.
هزینهای که ممکن است به داخل منتقل شود
پیامدهای این ادبیات فقط در حوزه سیاست خارجی باقی نمیماند. اقتصاد ایران در سالهای گذشته بارها نشان داده است که نسبت به اخبار مربوط به جنگ، تحریم، تنشهای منطقهای و احتمال درگیری نظامی واکنش سریع نشان میدهد.
افزایش انتظارات تورمی، تغییر رفتار سرمایهگذاران، حرکت نقدینگی به سمت داراییهایی مانند ارز و طلا و افزایش احتیاط در تصمیمهای اقتصادی، بخشی از واکنشهایی است که این روزها تأثیر تشدید ریسک سیاسی شاهد هستیم.
به همین دلیل، میان «ارسال پیام بازدارنده» به طرف خارجی و «حفظ آرامش» در داخل یک موازنه حساس وجود دارد. ادبیات تندتر ممکن است در کوتاهمدت برای نمایش قدرت و افزایش هزینه محاسباتی طرف مقابل طراحی شده باشد، اما اگر بدون مدیریت پیامدهای داخلی مطرح شود، میتواند به افزایش نااطمینانی اقتصادی و اجتماعی منجر شود.
دیپلماسی در سایه ادبیات پیشدستانه
از سوی دیگر، تغییر ادبیات بازدارندگی میتواند بر مسیرهای دیپلماتیک نیز اثر بگذارد. هر اندازه طرفهای منطقهای و بینالمللی احساس کنند که آستانه استفاده از قدرت نظامی پایینتر آمده است، احتمال احتیاط، تحرکات نظامی و اقدامات متقابل نیز افزایش پیدا میکند.
در چنین وضعیتی، مهمترین مسئله صرفاً قدرت نظامی نیست؛ بلکه نحوه انتقال پیام و کنترل برداشت طرف مقابل است. بازدارندگی زمانی کارآمدتر است که طرف مقابل را از اقدام منصرف کند، بدون آنکه ناخواسته به چرخهای از سوءبرداشت، واکنش متقابل و تشدید تنش منجر شود.
از این منظر، همزمانی سخنان مقامهای سیاسی درباره «حمله بازدارنده» و «پشیمانسازی» با طرح موضوع آمادگی زیرساختهای شهری، نیازمند توجه بیشتری است. این مجموعه اظهارات میتواند نشانه تغییر در نحوه صورتبندی تهدیدها و پاسخ به آنها باشد؛ تغییری که پیامدهای آن تنها در حوزه نظامی باقی نمیماند و میتواند سیاست خارجی، امنیت شهری، اقتصاد و حتی رفتار روزمره جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، چالش اصلی برای سیاستگذار، ایجاد تعادل میان آمادگی برای بدترین سناریو و پرهیز از تولید اضطراب دائمی در جامعه است. تهران ممکن است نیازمند افزایش آمادگی در برابر بحران باشد، اما نحوه بیان این آمادگی نیز به اندازه خود اقدامات اهمیت دارد؛ زیرا در شرایط پرتنش، فاصله میان یک «پیام بازدارنده» و «سیگنال تشدید تنش» میتواند بسیار کوتاه باشد.