تاریخ انتشار: ۱۲:۵۸ - ۱۵ شهريور ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

چرا حسن روحانی آوانگاردتر از دولت اصلاح‌طلب به نظر می‌رسد؟

حسن روحانی بعد از اظهارات اخیر و دفاع از صلح و پایان دادن به تنش‌های پرهزینه، بار دیگر در سیبل حملات تندرو‌ها قرار گرفته است. هم‌زمان، سکوت دولت پزشکیان در برابر این حملات، فاصله میان صدای منتقدان بیرون از قدرت و پاستور را پررنگ‌تر کرده است.

لکنت در پاستور | چرا حسن روحانی آوانگاردتر از دولت اصلاح‌طلب به نظر می‌رسد؟

رویداد۲۴| حسن روحانی این روز‌ها دوباره در سیبل حملات تندروهاست. اظهارات صریح اخیر و هم‌پوشانی آن با هشدار‌های کلیدی سید محمد خاتمی درباره خطر انسداد سیاسی و ضرورت «صلح شرافتمندانه» بهانه موج جدید حملات به شیخ اعتدال شده و این در حالی است که بر خلاف انتظار افکار عمومی از رئیس جمهور مستقر و همکارانش در پاستور صدایی درنمی‌آید. رئیس‌جمهور پیشین که در سال‌های گذشته همواره هدف تندترین هجمه‌ها بوده، امروز در نقش چپ‌گراترین منتقد وضع موجود ظاهر شده، اما دولت متکی به آرای اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان، لکنت زبان گرفته و از ترس آزردن رادیکال‌های جناح رقیب به لاک محافظه‌کاری فرو رفته است؟

جامعه انتظار داشت دولت مستقر تریبون نقد ساختاری را در اختیار گرفته و از شفاف‌سازی هزینه‌های دیپلماسی و ایستادگی بر سر اختیارات قانونی کوتاه نیاید، اما شاهدیم که صحنه سیاست ایران در واقع دچار یک جابه‌جایی عجیب در مرجعیت گفتمانی شده است.

حسن روحانی در آخرین اظهارات خود نه تنها دست روی لزوم مراجعه به آرای عمومی بر اساس اصل رفراندوم گذاشت، بلکه به صراحت از پایان دادن به تنش‌های پرهزینه بین‌المللی دفاع کرد و با نقدی بی‌پروا به رسانه به اصطلاح ملی، حاکمیت تک‌صدایی بر جام‌جم را به چالش کشیده است. او که ثابت کرده ابایی از پرداخت هزینه‌های سنگین ندارد، با دست گذاشتن بر مسئله تعیین تکلیف سیاست خارجی کشور گفت: «اگر قرار این است که با قدرت‌های جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، باید قبلش از مردم بپرسید؛ اگر مردم نپذیرفتند، باید مسیر دیگری انتخاب شود. هیچ‌کس بر اساس اختیار خود یا به صورت الهی حاکم نیست و تمامی مسئولان با رأی مردم قدرت یافته‌اند.» این صراحت لهجه در دفاع از رفراندوم و نقد تداوم جنگ‌طلبی، درست همان موضوعی است که جامعه انتظار داشت از زبان نمایندگان اصلاحات در بدنه اجرایی کشور بشنود.

مقایسه این صراحت و مواضع بنیادی با دغدغه‌های روبنایی دولت که حسی از رفتار‌های خنثی و بی‌ثمر را به جامعه متبادر می‌کند، تفاوت عمیق شجاعت سیاسی با محافظه‌کاری تاکتیکی را آشکار می‌سازد.

الگوی سکوت؛ عارف و نماد‌های اصلاحات دقیقاً چه می‌کنند؟

پرسش اصلی مطبوعات و افکار عمومی در این معرکه آن است که چهره‌های اصلی اصلاحات در بدنه اجرایی کشور، به‌ویژه محمدرضا عارف به عنوان معاون اول و نماینده این جریان در پاستور، دقیقاً چه کار می‌کنند؟ هیچ‌کس در این واقعیت تردید ندارد که اراده کلی دولت، دست‌یابی به توافق دیپلماتیک، رفع تحریم‌ها و سامان دادن به معیشت مردم است؛ اما خطای مهلک دولت در «هراس از مواجهه رسانه‌ای» نهفته است. پاستورنشینان به گمان اینکه با سکوت و بی‌حاشیه زیستن می‌توانند تندرو‌ها را آرام کنند، سنگر گفتمان‌سازی را به‌طور کامل خالی کرده‌اند.


بیشتر بخوانید:

رمزگشایی از تکرار یک شایعه | آیا حسن روحانی به دنبال کودتاست؟

چرا شایعه سازان دست از سر حسن روحانی برنمی‌دارند؟ | یک منبع آگاه: دیدار با میرحسین صحت ندارد

مرگ تدریجی یک رویا | جامعه بدون میانجی اصلاحات به کدام سمت می‌رود؟


تجارب تاریخ سیاسی ایران، اما اثبات کرده که عقب‌نشینی از میدان روایت، هرگز تندرو‌ها را قانع یا آرام نمی‌کند، بلکه تنها اشتهای آنها را برای پیشروی بیشتر می‌افزاید. شاهد این مدعا بی‌نتیجه ماندن پروژه «وفاق» پزشکیان است. وقتی دولت از تبیین وضعیت موجود، دفاع علنی از گزینه‌های دیپلماتیک و پاسخ به تشکیک‌های مداوم جریان رقیب شانه خالی می‌کند، فضایی خالی ایجاد می‌شود که لزوماً توسط توپخانه‌های رسانه‌ای رقیب پر خواهد شد. روحانی، اما درست در نقطه مقابل این استراتژی شکست‌خورده قرار گرفته است؛ او با وجود آن‌که می‌داند بیشترین حجم هجمه، توهین و اتهام را از تمامی جناح‌ها دریافت خواهد کرد، حاضر نیست از ضرورت توافق و عقلانیت عقب بنشیند.

پیوند هشدار‌های خاتمی و روحانی در برزخ صلح و جنگ

هم‌پوشانی سخنان صریح روحانی با هشدار‌های اخیراً مطرح‌شده از سوی سید محمد خاتمی مبنی بر ضرورت دست‌یابی به «صلح شرافتمندانه» و دوری از رفتار‌های پرهزینه‌ای که کیان کشور و معیشت مردم را نشانه گرفته، نشان می‌دهد که لایه‌های اصیل سیاست در ایران به یک نقطه اشتراک عمیق رسیده‌اند. خاتمی نیز همانند روحانی تاکید دارد که پایداری ملی نه در شعار‌های آتشین و رادیکالیسم خیابانی، بلکه در جلب رضایت عمومی، تعامل هوشمندانه با جهان و پایان دادن به رفتار‌های خودویرانگر است.

تکرار این مواضع از سوی دو چهره شاخص اعتدال و اصلاحات، نشان‌دهنده یک الگوی رفتار مسئولانه در قبال آینده کشور است؛ رفتاری که متأسفانه در لایه‌های تصمیم‌ساز و مسئول به چشم نمی‌خورد. دولتمردان به جای آنکه از این پشتوانه گفتمانی بزرگ برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند و شجاعت بیانی خاتمی و روحانی را پشتوانه مذاکرات و تصمیمات شجاعانه قرار دهند، ترجیح داده‌اند نقش تماشاچی را ایفا کنند و نبرد روایتی را به بیرون از پاستور واگذار نمایند.

توپخانه تندرو‌ها علیه روحانی

صراحت روحانی همان طور که قابل پیش بینی بود، موجی از حملات سازمان‌یافته و پرحجم را به سوی او روانه کرد. به عنوان مثال سید محمود نبویان، نماینده تهران در مجلس، با اتهام‌زنی صریح به روحانی، سخنان او را مصداق «عافیت‌طلبی» خواند و مدعی شد: «عافیت‌طلبان ترسویی که به دنبال دوقطبی‌سازی جعلی جنگ و صلح هستند، هدفشان تسلیم ایران در برابر قدرت‌هاست.» در همین راستا، علاءالدین بروجردی نیز با اتخاذ موضعی تند، سخنان روحانی را «خوش‌خدمتی برای آمریکا» دانست و برخی دیگر از نمایندگان مجلس او را «منفورترین رئیس‌جمهور» خطاب کردند.

هم‌زمان، مطبوعات جریان اصولگرا سنگین‌ترین هجمه‌ها را سازمان‌دهی کردند. روزنامه جوان در تحلیلی تند با متهم کردن خاتمی، روحانی، مرعشی و محسن هاشمی اعلام کرد که این جریان درصدد تسلیم کشور است. روزنامه فرهیختگان نیز تحت تیتر‌های تند، روحانی را «شیخ خسارت» خوانده و مدعی شد وی اصلاً صلاحیت اظهارنظر در خصوص مسائل دیپلماتیک و اقتصاد را ندارد. در صداوسیما نیز مجریان برنامه‌های مختلف با لحنی خارج از عرف به سخنان او تاختند و حتی در تجمعات شبانه، ویدیو‌هایی از فحاشی مستقیم به روحانی منتشر شد. جالب اینجاست که جریان‌های تندرو برای تخریب روحانی، مجدداً دست روی پرونده‌های گذشته مانند تغییر نرخ بنزین می‌گذارند تا او را فاقد صلاحیت معرفی کنند؛ امری که نشان می‌دهد روحانی دقیقاً دست روی عصب حساس آنها گذاشته است.

بحران سکوت در پاستور


بیشتر بخوانید:

چرا حلقه سخت نظام عطش اعدام روحانی دارد؟ سیاستِ انتقام در لباس انقلابی‌گری

رمزگشایی از «اصلاح بزرگ» حسن روحانی | شیخ دیپلمات در وقت اضافه؛ ققنوس پاستور یا معمار گذار؟

وقتی سکوت دیگر جایز نیست | چرا روایت حسن روحانی از بن‌بست حکمرانی را باید با طلا نوشت؟


صداوسیما در حالی حملات سنگین علیه روحانی را پوشش می‌دهد و از متهم کردن وی استقبال می‌کند که خود یکی از متهمان اصلی کاهش مخاطب و از دست رفتن مرجعیت رسانه‌ای در کشور است. وقتی روحانی اشاره می‌کند که «حتی مسئولان ارشد اجرایی نیز حوصله و اعصاب دیدن برنامه‌های صداوسیما را ندارند»، به واقعیت تلخی اشاره می‌کند که نتیجه مستقیم یک‌جانبه‌گرایی سالیان اخیر است. رسانه ملی به‌جای پاسخگویی منطقی به این انتقادها، مجدداً همان فرآیندی را تکرار می‌کند که روحانی به آن نقد داشت؛ تخریب منتقد، بستن فضای گفت‌و‌گو و برچسب‌زنی.

اما مسئله اصلی متوجه پاستور است؛ چرا دولتی که رئیس آن اعتراف کرده «دیگر تلویزیون تماشا نمی کند»، باید اجازه دهد صداوسیما و جریان تندرو، فضای تحلیل سیاسی کشور را مدیریت کنند؟ این طور که به نظر می‌رسد انتقادات اخیر پاستور عملکرد این رسانه و پیمان جبلی کارگر نبوده و حتی انتشار فیلم نقد نرم رئیس جمهور به رئیس صداوسیما نیز تاثیری در رویکرد این سازمان عریض و طویل نداشته است. همین است که همچنان هرگونه تلاش برای دیپلماسی، عقلانیت و صلح را به‌عنوان «ضعف» یا «تسلیم» بازنمایی می‌کنند؛ لذا انتظار می‌رود که اگر روحانی با وجود نداشتن هیچ‌گونه ابزار اجرایی و مواجهه با بیشترین انتقاد‌ها و اتهامات، میدان را خالی نمی‌کند، دولت که ابزار‌های قدرت را در دست دارد نیز به همین چند نقد گذرا اکتفا نکرده و مانع از تداوم این رویه شود.

مقایسه مواضع اخیر حسن روحانی و سید محمد خاتمی با رویه پزشکیان و همکارانش در دولت، یک هشدار جدی برای جریان اصلاحات و اعتدال است. نمی‌توان از یک‌سو به پشتوانه آرای مردم و وعده تغییر بر اریکه قدرت نشست و از سوی دیگر، در برابر اساسی‌ترین پرسش‌های ملی در حوزه دیپلماسی، رفراندوم، اقتصاد و آزادی‌های مدنی سکوت کرد. این سکوت تحت عنوان «وفاق» تا کنون مانع از فشار تندرو‌ها بر دولت نشده و نخواهد شد لذا انتظار می‌رود که مسئولان محترم تا دیر نشده و هنوز مقبولیتی در جامعه دارند بپذیرند که با رویه فعلی تنها خود را در موضع انفعال قرار می‌دهند.

حسن روحانی نشان داد که حتی در غیاب قدرت اجرایی، می‌توان خط گفتمانی اعتدال و عقلانیت را زنده نگه داشت و خادمان واقعی عقلانیت ملی را از محافظه‌کاران بی‌خاصیت تفکیک کرد. اگر دولت مستقر خواهان حفظ سرمایه اجتماعی خود و پیشبرد واقعی پروژه‌های گشایش‌گرانه است، چاره‌ای جز خروج از لاک دفاعی، شفاف‌سازی هزینه‌ها با مردم و پذیرش هزینه‌های شجاعت گفتمانی ندارد. در غیر این صورت، تاریخ قضاوت خواهد کرد که در روز‌های سخت تصمیم‌گیری، این چهره‌های بیرون از دولت بودند که بار اصلی را بر دوش کشیدند و پاستورنشینان تنها نظاره‌گر صحنه باقی ماندند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha