واکنش توییتر فارسی به بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ از انتقاد به پزشکیان تا هشدار درباره تورم
رویداد۲۴| قرار بود که بنزین تا پایان شهریور گران نشود، اما آنطور که دولت شب گذشته اعلام کرد از بامداد ۱۷ شهریور نرخ سوم یعنی ۱۰ هزار تومان عرضه خواهد شد. اعلام رسمی نرخ جدید بنزین، خیلی زود فضای شبکههای اجتماعی را تحت تأثیر قرار داد؛ جایی که موافقان افزایش قیمت، آن را تصمیمی ناگزیر برای مدیریت مصرف و جبران مشکلات موجود در حوزه سوخت میدانند و منتقدان، همزمان به نحوه اجرای سیاست، کاهش سهمیهها، وعدههای پیشین دولت و پیامدهای تورمی آن اعتراض دارند. مرور واکنشها نشان میدهد حتی در میان حامیان یا منتقدان دولت نیز درباره اینکه آیا افزایش قیمت میتواند واقعا مصرف را کاهش دهد، تردیدهای جدی وجود دارد.
روحالله جمعهای از جمله چهرههایی بود که افزایش قیمت را در شرایط فعلی تصمیمی ناگزیر دانست. او با اشاره به اعلام رسمی نرخ ۱۰ هزار تومانی بنزین آزاد نوشت که «دولت برای مدیریت توزیع و مصرف چارهای نداشت» و از اطلاعرسانی دولت درباره محدودیتها دفاع کرد. با این حال، جمعهای انتقاد اصلی خود را متوجه جریانی دانست که به گفته او با شعارهای تند، کشور را به سمت شرایطی برده که هزینه آن اکنون بر دوش مردم افتاده است. او نوشت: «روسیاهی برای باند و فرقهای ماند که با توهم و شعار میگفتند، دشمن زیرساختها را بزند، بهترش را میسازیم!»
در مقابل، برخی نمایندگان مجلس به جزئیات طرح جدید و ادعاهای مطرحشده درباره ثابت ماندن قیمت بنزین سهمیهای انتقاد کردند. مالک شریعتی، نماینده مجلس، با اشاره به سخنان معاون وزیر نفت درباره میزان تولید داخلی و واردات بنزین، پرسید چرا با وجود اعلام نشدن افزایش نرخ بنزین سهمیهای، کاهش سهمیه نرخ دوم از ۱۰۰ به ۵۰ لیتر عملاً قیمت مؤثر سوخت را افزایش میدهد.
شریعتی همچنین به تجربه گذشته اشاره کرد و نوشت که در آذرماه نیز کاهش مصرف بهعنوان یکی از اهداف افزایش قیمت مطرح شد، اما به نتیجه نرسید؛ چراکه به اعتقاد او «کشش قیمتی» مصرف بنزین پایین است. او همچنین به اجرا نشدن قانون انتقال یارانه بنزین به حساب بانکی مردم اشاره کرد و درباره ادامه استفاده از کارت جایگاهها نیز تردیدهایی را مطرح کرد.
در میان واکنشهای اصولگرایان نیز انتقاد از سیاست جدید دولت کم نبود. علی قلکهی، فعال رسانهای اصولگرا، افزایش نرخ سوم بنزین به حدود ۹۷۸۰ تومان را اگرچه فاقد شوک ارقام بالاتر دانست، اما درباره اثرگذاری آن بر کاهش مصرف ابراز تردید کرد. او معتقد است افزایش قیمت لزوماً به کاهش مصرف منجر نمیشود و ممکن است خانوارها از سایر هزینههای خود بزنند و هزینه سوخت را به سبد مخارجشان اضافه کنند. پرسش اصلی او این بود که «سیاستهای غیرقیمتی در مدیریت مصرف بنزین چیست؟»
سیدمحمد صحفی، فعال اصلاحطلب، نیز در پاسخ به این اظهارنظر، بر همین نقطه دست گذاشت. او نوشت که اجرای برنامههای بهینهسازی مصرف انرژی در اولویت قرار ندارد و قاچاق سوخت نیز همچنان مسئلهای حلنشده است؛ در حالی که سیاستگذار عمدتاً بر «اهرم قیمت» برای کنترل مصرف متمرکز شده است. به اعتقاد صحفی، این ابزار به تنهایی چندان کارآمد نیست، هرچند پیشنهاد کرد همین نرخ نیز میتواند به صورت تدریجی و در طول یک سال چند بار تعدیل شود.
اما بخش دیگری از واکنشها مستقیماً وعدههای انتخاباتی مسعود پزشکیان را هدف گرفت. بهرام پارسایی، نماینده پیشین مجلس، با انتشار ویدیویی از سخنان انتخاباتی پزشکیان یادآوری کرد که او پیش از این گفته بود پیش از واردات خودروهای کممصرف، قیمت بنزین افزایش پیدا نخواهد کرد. پارسایی در ادامه با مقایسه آن وعده با سیاست فعلی دولت نوشت: «بدون اجازه واردات خودروهای کم مصرف بنزین را چند بار گران و خودروهای گران را هم گرانتر کرد.» او در پایان پرسید: «این پیمانشکنی است یا ذات سیاست در ایران؟»
در سوی دیگر، برخی تحلیلگران اقتصادی افزایش قیمت بنزین را نه تنها قابل دفاع، بلکه تصمیمی منطقی میدانند. رضا کاشف، تحلیلگر اقتصادی، افزایش قیمت بنزین آزاد از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان را «عاقلانهترین تصمیم دولت در این برهه» دانست و حتی پیشنهاد کرد نرخ جدید به صورت ماهانه هزار تومان افزایش پیدا کند.
با این حال، انتقاد از مدل توزیع یارانه بنزین نیز در میان واکنشها دیده میشود. علیاکبر رائفیپور با اشاره به پیشنهاد اختصاص بنزین به مردم به جای خودروها، گفت که این پیشنهاد در گذشته پذیرفته نشده و حالا قرار است نرخ سوم بنزین به صورت پلکانی افزایش پیدا کند. او با اشاره به جمعیت فاقد خودرو در کشور، این شیوه توزیع یارانه را ناعادلانه توصیف کرد.
علی خضریان، نماینده مجلس، نیز با وجود تأکید بر ضرورت حل مسئله بنزین، نسبت به تبعات سیاستهای قیمتی هشدار داد. او نوشت: «نباید برای یک کگسری محدود و قابل مدیریت در بنزین، سراغ سیاستهایی رفت که هزینه و تبعات آن از خود مساله بزرگتر است.» خضریان تأکید کرد که در این حوزه باید از «شوکدرمانی و بنبستنمایی» پرهیز کرد و مسئله بنزین را قابل حل دانست.
در شبکههای اجتماعی، اما بخشی از انتقادها نه به اصل افزایش قیمت، بلکه به نحوه اطلاعرسانی دولت مربوط بود. یکی از کاربران با اشاره به اظهارات سخنگوی دولت درباره بررسی ارقام مختلف برای افزایش قیمت بنزین، نوشت: «اینکه خانم سخنگو میاد و منت سر مردم میذاره و میگه عددهای مختلفی برای افزایش نرخ بنزین توسط کارشناسان مطرح شده بود، اما چون آقای رئیسجمهور به مردم گفته بود ده تومن، رو همون ده تومن بسته شد، خیلی زشته.»
آزاده مختاری، روزنامهنگار، نیز افزایش قیمت بنزین را در کنار وضعیت درآمدی خانوارها قرار داد و نوشت: «با حقوق ۱۶، ۲۰ حتی ۳۰ میلیونی اصلا دیگر چه کار میشود کرد؟ بخوریم؟ بپوشیم؟ بخریم؟» او همچنین از چرخه افزایش قیمتها سخن گفت؛ چرخهای که در آن گرانی بنزین میتواند بر دلار اثر بگذارد و افزایش نرخ ارز نیز دوباره هزینههای زندگی را بالا ببرد.
زهره فراهانی، خبرنگار، نیز بیش از آنکه به خود افزایش قیمت بپردازد، از شیوه مواجهه دولت با افکار عمومی انتقاد کرد. او نوشت: «به همین آسانی بنزین آزاد ۱۰ هزار تومان شد. با مردم حرف زدن ترسناک نیست؛ حتی گفتن خبر بد هم ترسناک نیست.» به اعتقاد او، مسئله اصلی سیاستی است که مردم را تا لحظه آخر میان شایعه و تکذیب نگه میدارد و سپس «یکشبه عدد جدید را جلویشان میگذارد.»
داود مدرسییان، فعال رسانهای اصولگرا، نیز افزایش نرخ بنزین را تصمیمی با پیامدهای گسترده دانست و هشدار داد: «افزایش ۱۰۰ درصد نرخ بنزین یعنی افزایش تورم، بیثباتی بیشتر، افزایش فقر و تبعیض!» او خواستار توقف این طرح شد.
مجموع این واکنشها نشان میدهد که افزایش قیمت بنزین، حتی پیش از آنکه آثار واقعی خود را در اقتصاد و رفتار مصرفکنندگان نشان دهد، به موضوعی فراتر از قیمت یک لیتر سوخت تبدیل شده است؛ موضوعی که یک سوی آن به کسری و ناترازی انرژی و ضرورت مدیریت مصرف بازمیگردد و سوی دیگر آن به اعتماد عمومی، وعدههای انتخاباتی، تورم و قدرت خرید خانوارها. به همین دلیل، پرسش اصلی افکار عمومی فقط این نیست که بنزین چقدر گران شده؛ بلکه این است که این بار دولت در برابر افزایش هزینههای زندگی و وعدههایی که پیشتر داده بود، چه توضیحی برای مردم دارد.