مهاجرانی هشدار داد: دفاع از ایران را بهانه جنگطلبی و حذف منتقدان نکنید
رویداد۲۴| سیدعطاءالله مهاجرانی در یادداشتی با عنوان «دفاع میهنی یا جنگطلبی؟» در روزنامه ایران، با اشاره به شرایط جنگی کشور، بر ضرورت تفکیک مفهوم «دفاع» از «جنگ و جنگطلبی» تأکید کرد و نوشت که جنگ امروز ابعاد آشکار و پنهان مختلفی دارد و یکی از این ابعاد، جنگ روانی است.
مهاجرانی در ابتدای یادداشت خود با اشاره به دیدگاه مطرحشده از سوی فرماندهان ارشد نظامی و مسئولان سیاسی درباره «جنگ مرکب» نوشت: «یکم: نکته با اهمیتی از سوی فرماندهان ارشد نظامی و مسئولان سیاسی مطرح شده است که با «جنگ مرکب» رویارو هستیم.»
او در توضیح مفهوم جنگ مرکب افزود: «جنگ مرکب، به این معنی است که جنگ لایههای مختلف آشکار و نهان دارد. لایه آشکارش، بمباران مراکز درمانی و خدماتی مثل انستیتو پاستور و مراکز دانشگاهی و آموزشی مانند دانشگاه شریف و مدرسه میناب و پلها، مانند پل کرج و مراکز نظامی است. این وجه آشکار جنگ است.»
دفاع ملی را از جنگطلبی تفکیک کنیم
مهاجرانی در ادامه بر ضرورت تفکیک دفاع از جنگطلبی تأکید کرد و نوشت: «دوم: بایست هوشمندانه و با تأمل پدیده «دفاع» که امری ملی و میهنی و اعتقادی است، از «جنگ و جنگطلبی» تفکیک شود. هر قدر دفاع، امری پسندیده و ستودنی است؛ جنگطلبی امری نکوهیده و محکوم و مذموم است.»
او با اشاره به حقوق بینالملل و ماده ۵۱ منشور ملل متحد، دفاع مشروع در برابر حمله مسلحانه را از اصول پذیرفتهشده حقوق بینالملل دانست و به تجربه جنگ عراق اشاره کرد.
مهاجرانی با اشاره به ادعاهای دولت آمریکا درباره سلاحهای کشتارجمعی عراق پیش از حمله سال ۲۰۰۳، ماجرای اظهارات کالین پاول در شورای امنیت سازمان ملل را یادآور شد و نوشت که پس از اشغال عراق، بازرسان سازمان ملل نتوانستند نشانهای از ادعاهای مطرحشده درباره وجود سلاحهای اتمی و میکروبی در این کشور پیدا کنند.
او همچنین به اظهارات بعدی پاول اشاره کرد و بخشی از سخنان او را نقل کرد: «آن ادعا برای همیشه لکه سیاه و ننگینی در کارنامه من خواهد بود.»
مهاجرانی در ادامه نوشت: «تکرار ماجرای ایران هستهای و قطعنامههای سازمان ملل و بیانیههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تکرار همان مضمون و همان رویه با کارگردانی نتانیاهوست.»
جنگ روانی؛ از کلمه و تصویر تا مضمونسازی
این نویسنده در بخش دیگری از یادداشت خود، «آمیخته کردن» دفاع با جنگطلبی را یکی از محورهای جنگ روانی دانست و نوشت: «سوم: آمیخته کردن پدیده ستودنی «دفاع» با پدیده نکوهیده «جنگطلبی» یکی از محورهای جنگ روانی است.»
او با اشاره به نقش رسانهها در جنگ روانی افزود: «جنگ روانی در قلمرو کلمه و تصویر و فیلم و مضمونسازی و فضاسازی انجام میشود.»
مهاجرانی در ادامه، تلویزیون «اینترنشنال» را نمونهای از ابزار جنگ روانی دانست و مدعی شد که این رسانه حتی حملات صورتگرفته به مراکز غیرنظامی و دانشگاهی را نیز در راستای منافع آمریکا و اسرائیل توجیه کرده است.
او همچنین نسبت به عواقب چنین فضایی هشدار داد و خطاب به نیروهایی که در جبهه دفاع از کشور قرار دارند، نوشت: «کسانی که در جبهه دفاع از کشور ایران و ملت ایران و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی قرار دارند، گاه با چهرههای برافروخته و چشمان اشکبار شعار میدهند، باید بسیار مراقب باشند که در زمین جنگ روانی دشمن بازی نکنند.»
هشدار نسبت به متهم کردن مسئولان به همکاری با دشمن
مهاجرانی در ادامه، ضمن تأکید بر اینکه نقد و چندصدایی قابل تحمل است، نسبت به متهم کردن مسئولان کشور به همکاری با دشمن هشدار داد و نوشت: «البته چندصدایی و حتی نقد، گاه اگر با تندی و تیزی هم باشد، قابل تحمل است. اما بازی در زمین دشمن و متهم کردن فرماندهان سیاسی و دکتر پزشکیان و نیز دکتر قالیباف به عنوان مسئول پرونده مذاکره با آمریکا و چین، فراتر از ساحت نقد قرار میگیرد.»
او ادامه داد که این مسئله زمانی خطرناکتر میشود که اختلافات و اتهامات به اجتماعات مردمی منتقل شود.
مهاجرانی نوشت: «این موضوع هنگامی بسیار خطرناک میشود که منتقدان یا مخالفان، حرفهای خود را به اجتماعات مردمی که نگران کشورند و شب و روز به میدان و خیابان میآیند، میکشانند.»
او همچنین درباره متهم کردن رئیسجمهوری به مسئولیت حمله به یک مراسم عروسی در بندر کوهستک واکنش نشان داد و این نوع ادعاها را فراتر از نقد دانست.
مهاجرانی در این بخش از یادداشت خود درباره مسعود پزشکیان نوشت: «پزشکیان بیش از دیگران در کانون خطر ترور است؛ ترور فیزیکی و این هم ترور شخصیتی و معنوی!»
هشدار درباره تکرار تجربه ۲۸ مرداد و شیلی
مهاجرانی برای توضیح پیامدهای ایجاد فضای بیاعتمادی و آشوب ذهنی، به تجربه تاریخی ایران پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و همچنین کودتای شیلی اشاره کرد.
او نوشت: «بسیار بایست نگران آشوبهای ذهنی و تیره کردن فضا بود. این موضوع پیش از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ در ایران و تهران اتفاق افتاد. مردم به خانههایشان رفتند و در را روی خود بستند.»
مهاجرانی با اشاره به فضای سیاسی و تبلیغاتی آن دوره، ادامه داد که در آن زمان محمد مصدق «خائن و وابسته به انگلیس و آمریکایی» معرفی میشد.
او سپس به کودتای شیلی و روی کار آمدن ژنرال پینوشه اشاره کرد و نوشت که پیش از کودتا، مردم و حامیان دولت قانونی سالوادور آلنده از حضور در خیابانها و میدانها دلسرد شدند.
مهاجرانی در ادامه بخشی از شعر پابلو نرودا را آورده است:
«به کوچه و خیابان بیایید
خون را بر سنگفرش خیابانها ببینید!»
او همچنین با اشاره به شعر احمد شاملو نوشت:
«مردم!
ــ آهای! از پشت شیشهها به خیابان نظر کنید!
خون را به سنگفرش ببینید! …»
مهاجرانی نتیجه گرفت که بیتفاوت شدن جامعه و کنار رفتن مردم از عرصه عمومی میتواند زمینهساز تحولات خطرناک شود.
تأکید بر حفظ انسجام ملی
مهاجرانی در بخش پایانی یادداشت خود بر ضرورت حفظ انسجام ملی تأکید کرد و با اشاره به تأکیدهای مکرر رهبری بر این موضوع نوشت: «چهارم: به نظر میرسد تأکید چندین باره رهبری بر حفاظت از «انسجام ملی» و تعبیر «ممنوع بودن» هرگونه آسیب به انسجام و وحدت ملی، میتواند کانون توجه و تمرکز و میزان سنجش نقد و نظر باشد.»
او با تأکید بر اینکه کشور هنوز از شرایط دشوار جنگ عبور نکرده است، افزود: «ما هنوز از عقبه خطرناک جنگی که بر ما تحمیل شده است گذر نکردهایم. گذار از «عقبه»، دشوار و نفسگیر و نیازمند صبوری بلکه صبّاری و خون دل خوردن هم هست.»
مهاجرانی در پایان با اشاره به تهدیدهای مطرحشده علیه ایران و سخنان دونالد ترامپ درباره ایران نوشت: «توجه داشته باشیم دشمنان میخواهند وحدت سرزمینی و ملی ما را گسیخته کنند. ترامپ از نابودی تمدن ایرانی و ملت ایران سخن میگوید. در چنین شرایطی بایست عیار سخن را با موقعیت بسیار حساس و خطیر سنجید. تمام سخن همین بوده و است و هست!»