قطع فیبر نوری در ارمنستان و کندی اینترنت در ایران؛ «جنگ کابلها» اول گریبان خودمان را گرفت؟
رویداد۲۴| از غروب سهشنبه، گزارشهای متعدد کاربران نشان از افت شدید کیفیت و سرعت اینترنت داشت. اختلال دیشب اگرچه به معنای قطع کامل شبکه نبود، اما اختلالی محسوس در دسترسی ایجاد کرد؛ وضعیتی مبهم که کاربر ایرانی بارها آن را تجربه کرده و معمولاً نمیتواند میان فیلترینگ، اختلال اپراتور، نقص فنی یا قطع مسیرهای بینالمللی تفکیک قائل شود.
چند ساعت بعد، بهزاد اکبری، مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس علت را «قطعی فیبر نوری در خاک ارمنستان» عنوان کرد و در نهایت اعلام شد که این مشکل در ساعت ۰۰:۵۵ بامداد برطرف شده و «شبکه به حالت پایدار بازگشته است». اما آیا ماجرا به همین سادگی خاتمه مییابد؟
معمای «مسیرهای جایگزین»؛ ادعای ۱۰ ترابیتی کجا غیب شد؟
در مهندسی و مدیریت شبکههای بزرگ ارتباطی، یک اصل ساده، اما حیاتی وجود دارد: افزونگی (Redundancy) و مسیرهای پشتیبان. قطع یک مسیر فیبر بینالمللی هرچند میتواند ترافیک را بازتوزیع کند یا تا حدی تأخیر ایجاد نماید، اما هرگز نباید کل شبکه یک کشور را دچار چنین افت کیفیتی کند.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که مسئولان وزارت ارتباطات بارها از افزایش ۵۰ درصدی ظرفیت شبکه دیتای کشور و رسیدن آن به بیش از ۱۰ ترابیت بر ثانیه سخن گفته و از توسعه فیبر نوری بینشهری تمجید کردهاند.
تناقض دقیقاً همینجاست؛ چگونه کشوری که مدعی توسعه دهها هزار کیلومتر فیبر نوری و افزایش بیسابقه ظرفیت شبکه است، با قطعی یک خط ارتباطی در کشور همسایه، تا این حد آسیبپذیر نشان میدهد؟ توسعه شبکه داخلی بدون تنوعبخشی به مسیرهای خروجی و پشتیبانهای بینالمللی، تنها یک مانور تبلیغاتی است تا یک سازوکار پدافندی.
«جنگ کابلها»؛ وقتی خودمان در تلهی تهدیدهای خودی میافتیم!
نکته قابل توجه و در عین حال تأملبرانگیز ماجرا، همزمانی این اختلال با ادبیات رسانههای رسمی و اصولگرا درباره «جنگ زیرساختها» است. در ماههای اخیر، رسانههایی مانند تسنیم، فارس و روزنامه کیهان مانور ویژهای روی «آسیبپذیری کابلهای اینترنت در خلیج فارس و تنگه هرمز» داده و حتی از امکان قطع کابلهای منطقهای به عنوان یک اهرم فشار ژئوپلیتیک و سلاح جنگی سخن گفتهاند.
اما حادثه سهشنبهشب یک واقعیت تلخ را آشکار کرد و نشان داد، کشوری که میخواهد از «جنگ کابلها» به عنوان ابزار فشار علیه دیگران استفاده کند، ابتدا باید مطمئن شود که زیرساخت دیجیتال خودش با قطع یک کابل زمینگیر نمیشود.
اگر قطع یک خط فیبر در ارمنستان بتواند کیفیت زندگی و کسبوکار میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد، مشخص نیست شعار بازدارندگی در فضای دیجیتال بر چه پایهای استوار شده است.
تناقض در حکمرانی: نیاز به VPN برای شنیدن اخبار رفع قطعی!
ربط دادن مسائل فنی به طنز تلخ مدیریت ارتباطات در ایران، در روش اطلاعرسانی مسئولان نمایان میشود. مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت برای توضیح علت قطعی اینترنت، پلتفرم ایکس (توییتر سابق) را انتخاب میکند؛ همان شبکهای که با تصمیم سیاستگذاران کشور فیلتر شده است!
یعنی شهروند ایرانی برای اینکه بفهمد چرا اینترنتش کند شده، ابتدا باید از فیلترشکن استفاده کند—ابزاری که خود عامل اصلی کاهش سرعت و امنیت شبکه است—تا وارد یک پلتفرم مسدودشده شود و پیام مسئول دولتی را بخواند. این رفتار نشاندهنده گسست عمیق میان سیاستهای فیلترینگ و نیازهای اولیه اطلاعرسانی در کشور است.
«شبکه پایدار است»؛ اما تجربه زیسته کاربر چه میگوید؟
عبارت «شبکه پایدار است» شاید روی کاغذ و از نظر شاخصهای فنی شرکت زیرساخت (Up بودن لینکها) درست باشد، اما پایداری واقعی شبکه با تجربه زیسته کاربر سنجیده میشود، نه با آمار خاشک اداری.
برای کاربری که در باز کردن یک صفحه وب، انجام تراکنش بانکی، ارسال فایل یا برقراری یک تماس تصویری ساده دچار مشکل شده، ادعای پایداری هیچ معنایی ندارد. اگر وزارت ارتباطات خواهان اعتماد عمومی است، به جای صدور بیانیههای کلی، باید دادههای شفاف منتشر کند. مثلا بگوید که چند درصد از ترافیک کشور متکی به مسیر ارمنستان بود؟ ظرفیت جایگزین با چه سرعتی وارد مدار شد؟ خسارت واردشده به کسبوکارهای دیجیتال چقدر بوده است؟
اینترنت شرایط بحران، پدافند غیرعامل میخواهد نه شعار
در شرایطی که کشور درگیر تنشهای منطقهای است، اینترنت یک ابزار تشریفاتی یا صرفاً برای سرگرمی نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد، خدمات عمومی، رسانه و امنیت جامعه است.
حادثه دیشب با بازگشت فیبر ارمنستان به مدار در ساعت ۰۰:۵۵ بامداد ظاهراً به پایان رسید، اما صورتمسئله اصلی همچنان باقی است: شبکه ارتباطی ایران تا چه حد در برابر خطرات واقعی، متکی به شانس و وابستگیهای تکمسیره است؟ پاسخ به این سؤال را نمیتوان با شمارش کیلومترهای فیبر روی کاغذ داد.