تاریخ انتشار: ۰۹:۳۵ - ۱۶ مهر ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

کمان ۹۹؛ بازخوانی روزی که ایران در هوا دشمنش را شکست داد

در سی‌ویکم شهریور ۱۳۵۹، ارتش صدام حسین به ایران حمله کرد، به این گمان که نیروی هوایی ایران را در یک ضربه نابود خواهد کرد. اما توهم صدام و ژنرال‌هایش در برابر مهارت خلبانان ایرانی فرو ریخت.

جنگ ایران و عراق

رویداد۲۴| علیرضا نجفی- در سی‌ویکم شهریور ۱۳۵۹، ماشین جنگی عراق از مرز‌ها گذشت و یکی از ویرانگرترین و طولانی‌ترین نبرد‌های کلاسیک قرن بیستم آغاز شد. صدام حسین با اتکا به ارتشی که به گمان خودش برتری کمی و کیفی آشکاری بر ایران داشت، فرمان تهاجم همه‌جانبه را صادر کرد. او در ذهن خود نبردی برق‌آسا می‌دید که می‌توانست خاطره شکست‌های تاریخی اعراب را پاک کند و او را به رهبر بی‌منازع جهان عرب بدل سازد.

به گزارش رویداد۲۴، اما از همان روز‌های نخست، حتی در درون ساختار رهبری عراق نیز صدا‌های هشدار شنیده می‌شد. یکی از مشاوران ارشد صدام به او یادآور شد که همراه کردن سایر کشور‌های عربی در این کارزار بسیار دشوار خواهد بود. به گفته او، رژیم‌های عربی یا تماشاگرانی هستند که از گرفتاری دیگران خرسند می‌شوند و یا توطئه‌گرانی مزدبگیر که تنها منافع خود را دنبال می‌کنند. او با صراحت هشدار داد که برخلاف انتظار بغداد، هیچ‌یک از این رژیم‌ها به یاری عراق نخواهند شتافت. مهم‌تر از آن، بخش عمده‌ای از زیرساخت‌های حیاتی و نفتی عراق در تیررس مستقیم ارتش و توپخانه قدرتمند ایران قرار داشت.

صدام، اما با غروری آمیخته به جهل پاسخ داد که در زمانه جنگ نمی‌توان تضمینی برای در امان ماندن چاه‌های نفت ارائه داد و اگر تأسیسات عراق در آتش بسوزد، تاسیسات ایران نیز شعله‌ور خواهد شد. او سپس با اظهارنظری که نشانگر درک سطحی‌اش از ماهیت جنگ و توان واقعی ارتش عراق بود، خطاب به وزیر جنگ گفت هیچ‌چیز مانع پیشروی عراق در تمام محور‌ها و محاصره و اسارت ارتش ایران نیست. صدام حسین تصور می‌کرد که کار ایران با ضربه‌ای کوچک تمام می‌شود.

ایرانی که در طوفان ایستاده بود

نیرو‌های نظامی ایران در اثنای آغاز جنگ وضع عجیبی داشتند. کودتای نافرجام نوژه در تابستان همان سال موجی از تصفیه‌ها را در پی داشت که ساختار فرماندهی نیروی هوایی ارتش را به‌شدت دچار بحران کرد و بسیاری از زبده‌ترین خلبانان و افسران عملیاتی را از چرخه خدمت خارج ساخت. یگان‌های باقی‌مانده نیز درگیر نبرد با تجزیه‌طلبان کردستان بودند. مابقی نیرو‌ها نیز در وضعیت نابسامانی به سر می‌بردند. در نتیجه، موازنه نظامی روی کاغذ به‌شدت به نفع عراقی‌ها سنگینی می‌کرد.

بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا نیز همچنان ادامه داشت. این بحران ایالات متحده را خشمگین کرده و واکنش گسترده بین‌المللی را برانگیخته بود. همین امر نیز باعث بحران زنجیره تامین در قطعات یدکی تجهیزات ارتش نظامی می‌شد.

علاوه بر رابطه بحرانی ایران و بلوک غرب، روابط تهران با اتحاد جماهیر شوروی نیز دائما رو به وخامت می‌رفت. برای اتحاد جماهیر شوروی، استقرار یک دولت مذهبی در مرز‌های جنوبی‌اش همراه با سیاست خارجی «نه شرقی، نه غربی» ایران، نگران‌کننده بود. روس‌ها خیلی زود در خوش‌بینی‌های اولیه خود درباره ظهور یک دوران «پسا-آمریکایی» در منطقه تجدیدنظر کردند. درواقع، بی‌توجهی ایران نسبت به واقعیت‌های ژئوپلیتیک و بی‌تفاوتی آشکاری در قبال مسائل و منافع سنتی همسایه قدرتمند شمالی، رابطه تهران را با مسکو تیره می‌کرد.

تبلیغات حکومتی در ایران، سیاست‌های شوروی در افغانستان را به باد انتقاد می‌گرفت و مسکو را به دلیل پشتیبانی از حزب توده، که در ایران عامل نفوذ و ستون پنجم به شمار می‌رفت، به‌شدت نکوهش می‌کرد و می‌گفت شوروی در ظاهر سوسیالیست است و در باطن استعمارگر. حاکمیت جدید نیز کمونیست‌های داخلی را به حاشیه راند و سپس فعالیتشان را به‌شدت محدود کرد، امری که بدبینی کرملین به تهران را برانگیخت.

صدام حسین در این انزوای بی‌سابقه یک فرصت طلایی استراتژیک دید و در جمع مشاورانش اظهار داشت که تهاجم عراق ممکن است در واقع اوضاع را برای شوروی‌ها بهبود بخشد، چرا که این حواس‌پرتی و درگیری منطقه‌ای می‌تواند فشار آمریکا و افکار عمومی بر مسئله اشغال افغانستان را کاهش دهد.


بیشتر بخوانید:

«نخستین حمله به بغداد بازی را تمام می‌کند»؛ پیش‌بینی صدام چند روز پیش از جنگی که ۸ سال طول کشید

ببر‌های کوچک ارتش ایران | اف-۵ چگونه بار تاریخ ایران را بر دوش کشید؟

عملیات کمان، نخستین واکنش ارتش ایران به تجاوز ارتش عراق

نیروی هوایی ارتش چگونه در جنگ، ایران را نجات داد؟


حکومت ایران در همان ماه‌های نخست جنگ به‌روشنی دریافت که تا چه اندازه در عرصه دیپلماتیک بین‌المللی تنها مانده است. صدور قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت سازمان ملل در روز‌های آغازین مهر ۱۳۵۹ که در اقدامی بی‌سابقه حتی از درخواست عقب‌نشینی نیرو‌های متجاوز به مرز‌های بین‌المللی خودداری کرد، عمق این تنهایی را نشان داد. ابوالحسن بنی‌صدر در آن زمان از این موضوع شکایت داشت که این نخستین بار در تاریخ است که کشوری مورد تجاوز نظامی قرار می‌گیرد و هیچ‌کس در جهان از آن حمایت نمی‌کند. به گفته او، این انزوای مطلق باید زنگ خطری باشد که نشان می‌دهد کلمات و شعار‌های سیاسی ما هیچ‌کس جز خودمان را راضی نمی‌کند.


بیشتر بخوانید: نقش ابوالحسن بنی‌صدر در جنگ ایران و عراق چه بود؟


جغرافیایی که سرنوشت جنگ را نوشت

به گزارش رویداد۲۴، میدان نبرد به سه منطقه متمایز تقسیم می‌شد. در شمال، کوه‌های بلند زاگرس با ارتفاع بیش از ده هزار پا از مرز ترکیه تا خانقین کشیده شده بودند. گذرگاه‌های اندک و دره‌های پرشیب، تنها پیاده‌نظام سبک و توپخانه کوهستانی را در خود می‌پذیرفتند و تدارک نیرو در سرمای استخوان‌سوز زمستان تقریبا ناممکن بود. محور مرکزی، منطقه‌ای نیمه‌کوهستانی بود و گذرگاه‌هایی داشت که برخی مستقیما به بغداد می‌رسیدند، اما دشت‌های هموار آن‌سوی مرز، موقعیت تانک‌های عراقی را در برابر پیاده‌نظام سبک ایران تقویت می‌کرد. جنوب، اما سرنوشت‌ساز بود. جلگه خوزستان با نهر‌های درهم‌تنیده و باتلاق هورالعظیم، تحرک زرهی را دشوار می‌ساخت و تنها منطقه بصره تا خلیج فارس در فصل خشک، زمینی مناسب برای مانور فراهم می‌کرد.

مزیت لجستیکی عراق روشن بود. پایگاه‌هایش نزدیک مرز بودند و جاده‌های بین‌النهرین جابجایی سریع نیرو را ممکن می‌کرد. ایران، اما پایگاه‌های اصلی را در مرکز کشور داشت و نبود بزرگراه شمالی-جنوبی در نوار مرزی، اعزام نیرو و پشتیبانی مستمر را به عملیاتی کند و پرهزینه بدل می‌کرد.

استراتژی صدام حسین

بخش محوری استراتژی ارتش عراق بر فلج کردن نیروی هوایی ایران استوار بود. در بعدازظهر سی‌ویکم شهریور ۱۳۵۹، نیروی هوایی عراق با الگوبرداری مستقیم از حمله پیش‌دستانه و موفقیت‌آمیز اسرائیل در جنگ شش‌روزه سال ۱۳۴۶، مجموعه‌ای از حملات غافلگیرانه را به پایگاه‌های کلیدی هوایی و زیرساخت‌های حیاتی ایران آغاز کرد تا پیش‌درآمدی فلج‌کننده بر تهاجم زمینی بسازد. این عملیات با وجود سروصدای تبلیغاتی فراوان، با برنامه‌ریزی و اجرای بسیار ضعیفی همراه بود و در نابودی نیروی هوایی ایران روی باند پرواز کاملا ناکام ماند. عراقی‌ها پیش از آغاز جنگ تنها بر اساس اطلاعات انسانی و شناسایی محدودی از پایگاه‌های مرزی برنامه‌ریزی کرده بودند و درک درستی از عمق استراتژیک پایگاه‌های هوایی ایران نداشتند.

در شبکه فرماندهی عراق چنان ناهماهنگی و بی‌اعتمادی وجود داشت که فرماندهان اسکادران‌های شکاری تازه در شب سی‌ام شهریور پاکت‌های مهروموم‌شده حاوی جزئیات طرح حمله را گشودند. آنها نه‌تنها در همان لحظه متوجه شدند که هدفشان حمله به خاک ایران است، بلکه با وحشت دریافتند فرماندهی ستاد در بغداد میزان سوخت مورد نیاز جنگنده‌ها را به طرز فاجعه‌باری اشتباه محاسبه کرده است. اگر جنگنده‌ها با محموله‌های سنگین بمب تعیین‌شده به پرواز درمی‌آمدند، پیش از رسیدن به پایگاه‌های خودی سوختشان به اتمام می‌رسید. پس از مشورت‌های شتاب‌زده با بغداد، محموله بمب‌ها کاهش یافت و این خود از قدرت تخریب حمله کاست.

در ساعت مقرر، هواپیما‌های عراقی با سرعت هشتصد کیلومتر بر ساعت و در ارتفاع بسیار پایین پنجاه متری وارد حریم هوایی ایران شدند و در زمان نزدیک شدن به اهداف برای رهاسازی بمب‌ها به‌شدت اوج گرفتند. خدمه پرواز عراقی از وسعت عظیم و مهندسی پیشرفته پایگاه‌های هوایی ایرانی کاملا غافلگیر شده بودند. مهاجمان دستور اکید داشتند که باند‌های فرودگاه را بمباران کنند، اما مهارت کافی برای این کار را نداشتند و آسیب چندانی به زیرساخت‌های بتنی وارد نکردند. همان خسارات اندک نیز به‌سرعت و در عرض چند ساعت توسط تیم‌های مهندسی و تعمیرات باند ایران که از پیش توسط مستشاران آمریکایی برای چنین شرایط بحرانی آموزش دیده و تجهیز شده بودند، ترمیم شد.

این ناکامی عراق تا حد زیادی ناشی از پارانویای امنیتی و اقدامات «مصون‌سازی رژیم در برابر کودتا» توسط صدام پیش از جنگ بود. به گزارش رویداد۲۴، صدام آموزش پرواز و بمباران هوا به زمین در ارتفاع زیر پنج هزار پا را برای خلبانان خود اکیدا ممنوع کرده بود تا مبادا از این مهارت در بمباران کاخ‌های ریاست‌جمهوری و کودتای نظامی استفاده شود. بدین ترتیب، نیروی هوایی قدرتمند ایران، در مجموع، از این ضربه نخست با کمترین آسیب ساختاری جان به در برد.

پاسخ نیروی هوایی ارتش ایران

پاسخ ایران، بغداد را در بهت و حیرت فرو برد. مشکلات عراقی‌ها در آسمان به‌سرعت و با خشونتی بی‌سابقه نمایان شد. در بامداد روز یکم مهر ۱۳۵۹، یعنی تنها کمتر از پانزده ساعت پس از حمله عراق، نیروی هوایی ایران با اجرای عملیات اسطوره‌ای «کمان ۹۹» پاسخی تاریخی به تجاوز عراق داد. در این عملیات بی‌نظیر، ۱۴۰ فروند جنگنده ایرانی شامل ناوگان عظیمی از بمب‌افکن‌های اف-۴ فانتوم و جنگنده‌های اف-۵ تایگر، تحت پوشش و چتر امنیتی رهگیر‌های افسانه‌ای اف-۱۴ تام‌کت، به پرواز درآمدند و آسمان عراق را به تسخیر خود درآوردند.

این حملات کوبنده ماشین جنگی عراق را فلج کرد. پایگاه‌های هوایی کلیدی عراق در کرکوک، موصل، الرشید و شعیبیه در هم کوبیده شدند. ده‌ها هواپیمای عراقی بر روی باند متلاشی گردیدند و تأسیسات راداری و زیرساخت‌های نظامی عراق خسارات جبران‌ناپذیری متحمل شدند. طی روز‌های بعد نیز خلبانان شجاع ایرانی با اتکا به مهارت‌های برتر پروازی خود چندین جنگنده عراقی را در نبرد‌های هوایی داگ‌فایت سرنگون کردند. در کنار این موفقیت‌ها، بمباران تأسیسات نفتی در بصره و اسکله‌های نفتی عراق نیز آغاز شد، هرچند حمله متقابل عراق به جزیره خارک به دلیل مسافت طولانی و حمل بمب‌های سبک نتوانست صادرات نفت ایران را مختل کند.

سردرگمی عمومی و فروپاشی روانی در سیستم پدافند هوایی عراق به موفقیت چشمگیر حملات اولیه ایران کمک شایانی کرد. گزارش‌های محرمانه نظامی حاکی از آن بود که سیستم‌های پدافندی و راداری آنها نتوانستند اهداف دشمن را به‌موقع شناسایی کنند. ضعف عمده و مرگبار در عدم توانایی تشخیص هواپیما‌های خودی از دشمن بود که منجر به آتش‌گشودن پدافند عراق به روی جنگنده‌های خودی شد. در عرض یک هفته، برای صدام کاملا روشن شد که نیروی هوایی پرطمطراقش نتوانسته انتظارات بلندپروازانه او را برآورده سازد. او در جلسات خصوصی با عصبانیت به فرمانده نیروی هوایی‌اش اذعان کرد که حملات هوایی آنها کاملا بی‌اثر بوده است.

تا اوایل آبان همان سال، اف-۱۴‌های ایرانی با رادار‌های قدرتمند و موشک‌های فونیکس خود به برتری هوایی مطلق بر فراز مناطق مرزی دست یافتند و خلبانان عراقی از ترس رویارویی با آنها از درگیری هوایی اجتناب می‌کردند. به گزارش رویداد۲۴، خشم صدام از عملکرد ضعیف خلبانانش تا حدی بود که دستور داد خلبانانی که از انجام مأموریت سر باز می‌زنند بی‌درنگ اعدام شوند. او با خشمی افسارگسیخته فریاد می‌زد که خلبانان ایرانی مانند موشک و عقاب بر سر آنها فرود می‌آیند، در حالی که خلبانان عراقی تنها پرواز نمایشی می‌کنند و برمی‌گردند.

شاهکار دیگر خلبانان ایرانی در روز هشتم مهر ۱۳۵۹ رقم خورد. جنگنده‌های فانتوم ایرانی در قالب عملیات پیچیده «شمشیر سوزان»، مجتمع اتمی اوسیراک در جنوب شرقی بغداد را هدف قرار دادند. این مجتمع قلب برنامه هسته‌ای جاه‌طلبانه عراق و کابوس آینده منطقه بود. پدافند هوایی عراق کاملاً غافلگیر و منفعل عمل کرد و ترس از شلیک به نیرو‌های خودی باعث شد تا فانتوم‌های ایرانی به‌راحتی عملیات خود را انجام دهند. اگرچه این حمله تأسیسات را به‌طور کامل با خاک یکسان نکرد، اما آسیب جدی به سایت رآکتور وارد آورد و پروژه هسته‌ای عراق را سال‌ها به تعویق انداخت.


بیشتر بخوانید: عملیات اچ ۳ شاهکار نیروی هوایی ارتش در جنگ ایران و عراق


در یکی از جلسات پس از حمله، فرماندهی عراق به دنبال یافتن توضیحی برای ناکامی پدافند بود. یکی از افسران ادعا کرد هواپیما‌های ایرانی با آرم و نشان عراقی پرواز کرده‌اند تا از دید پدافند پنهان بمانند. وزیر دفاع این ادعا را نپذیرفت و گفت یک میگ روسی به‌هیچ‌وجه شبیه یک فانتوم آمریکایی نیست و چنین فریبی ممکن نیست. اما توهم در گزارش‌های پدافند تا جایی پیش رفت که گاهی ادعا می‌شد صد‌ها هواپیمای ایرانی در یک روز سرنگون شده‌اند. صدام با شنیدن این آمار اغراق‌آمیز با طعنه می‌پرسید آیا ایرانی‌ها در پایگاه‌هایشان دستگاه جوجه‌کشی هواپیما دارند.

ترس صدام از کمک آمریکا به ایران

به گزارش رویداد۲۴، در اوایل مهر ۱۳۵۹، آمریکا چند فروند هواپیمای آواکس را در عربستان مستقر کرد. آواکس یک رادار پرنده بود که می‌توانست از فاصله‌های دور، پرواز جنگنده‌های عراق را شناسایی و مسیرشان را ردگیری کند. صدام به آمریکا اعتماد نداشت و می‌ترسید اطلاعات این رادارها، مستقیم یا غیرمستقیم، به ایران برسد و ایرانی‌ها از تحرکات هوایی عراق باخبر شوند. به همین دلیل بار‌ها به مقامات سعودی اعتراض کرد.

اما این نگرانی‌ها او را از ادامه حملات بازنداشت. صدام بر فشار برای حملات استراتژیک افزود و حتی دستور داد سد‌های شمال تهران را بمباران کنند. وی تصور می‌کرد اگر این سد‌ها بشکند، پایتخت ایران زیر آب خواهد رفت. این موارد نشان می‌داد نه از حجم ذخیره آب سد‌ها اطلاع دارد، نه از توان واقعی جنگنده‌هایش برای چنین مأموریتی.

درنهایت، تلفات نیروی هوایی عراق تا اواخر پاییز آن سال چنان سنگین شد که صدام دستور توقف عملیات پرخطر هوایی را صادر کرد. او ادعا کرد می‌خواهد نیروی هوایی را برای سال‌های آینده حفظ کند، اما این بهانه‌ای بیش نبود. در واقع او شکست در نبرد هوایی را پذیرفته بود.

بن‌بست در زمین و درخشش میهن‌دوستی ایرانیان

در جبهه زمینی، جنگ با عبور ماشین زرهی عراق از مرز‌ها در سه محور کلی آغاز شد. در مجموع، ارتش عراق شش حمله عمده و به‌شدت ناهماهنگ را به خاک ایران ترتیب داد که هیچ‌یک پشتیبان و مکمل دیگری نبودند. همچنین بمباران‌های شدید توپخانه‌ای به‌سرعت تأسیسات نفتی، مجتمع‌های پتروشیمی آبادان و تأسیسات بندری خرمشهر را به ویرانی کشاند.

فرماندهان عراقی جزئیات ناچیزی درباره چگونگی پیشروی تاکتیکی و همچنین درباب اهداف نهایی استراتژیک جنگ دریافت کرده بودند. به گزارش رویداد۲۴، در نگاهی تحلیلی به گذشته، به‌روشنی پیدا است که این تهاجم عظیم فاقد هرگونه طرح نظامی جامع، اتاق فکر منسجم یا اهداف مشخص قابل دستیابی بود. ارتش عراق با این باور ساده‌لوحانه و متکبرانه وارد جلگه خوزستان شد که صرف حضور تانک‌ها و غرش توپ‌ها برای فروپاشی ارتش ایران کافی است و همه‌چیز در میدان نبرد به نفع آنها رقم خواهد خورد. صدام در روز‌های نخست با غرور به فرماندهانش دستور می‌داد که هیچ نیروی ایرانی نباید زنده بماند یا فرار کند. او تأکید می‌کرد که آمار اسرای جنگی را در ماشین پروپاگاندای بعث ده‌ها برابر و با عنوان «صد‌ها نفر» اعلام کنند تا از نظر روانی به سربازان عراقی انگیزه دهند و افکار عمومی اعراب را فریب دهند.

لشکر‌های زرهی عراقی در روز‌های نخست توانستند از آشفتگی لجستیکی یگان‌های رزمی ایران بهره برده و مقداری پیشروی کردند؛ اما اندکی بعد متوقف شدند. آنچه ماشین جنگی بعث را زمین‌گیر کرد، پدیده‌ای بود که در هیچ‌یک از آکادمی‌های نظامی بلوک شرق و غرب پیش‌بینی نشده بود: مقاومت سرسختانه مردمی، حضور تکاوران جان‌برکف نیروی دریایی و بسیج مردمی، معادله جنگ را دگرگون کرد. بسیاری از مدافعان خرمشهر و سوسنگرد بدون هیچ‌گونه تجربه نظامی کلاسیک، با کمترین تسلیحات و تنها با تکیه بر اراده ملی و وطن‌دوستی به مقابله با لشکر‌های زرهی و مجهز ارتش بعث رفتند. حماسه ایستادگی ۳۴ روزه خرمشهر، رویای جنگ برق‌آسای صدام را به کابوسی فرساینده بدل ساخت و زمان طلایی را برای سازماندهی مجدد ارتش ایران فراهم آورد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: جنگ
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha