تاریخ انتشار: ۱۱:۲۸ - ۱۰ مهر ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

شاهکار استراتژیک هوانوردی نظامی | راز شگفت انگیز عملیات اچ۳

در بهار سال ۱۳۶۰ نیروی هوایی ارتش ایران با طراحی و اجرای یکی از پیچیده‌ترین، جسورانه‌ترین و شگفت‌آورترین عملیات‌های هوایی تاریخ هوانوردی نظامی جهان، شبیخون به مجتمع پایگاه‌های سه‌گانه اچ-۳ در دوردست‌ترین نقطه غرب عراق، موازنه عملیاتی و روانی جنگ را به‌کلی دگرگون ساخت و ابتکار عمل استراتژیک را از دست رژیم بعث بازپس گرفت.

اچ3

رویداد۲۴| در ابتدای بهار ۱۳۶۰، ستاد مشترک و فرماندهی نیروی هوایی ایران محتاج دستیابی به پیروزی مهمی بودند که ضربه روانی شکست هویزه را جبران کند، برتری هوایی ایران را احیا سازد و کارآمدی و وفاداری ارتش را به رهبران سیاسی به اثبات برساند. نیرو‌های زمینی ارتش و سپاه هنوز از شوک تلفات هویزه خارج نشده بودند و توان انجام عملیاتی بزرگ را نداشتند. اما خلبانان و طراحان نیروی هوایی آماده بودند تا با پذیرش بزرگ‌ترین ریسک عملیاتی تاریخ جنگ، ضربه‌ای کاری بر پیکر ماشین جنگی صدام وارد آورند.

ایده اولیه عملیات توسط سرگرد عباس دوران، طراح برجسته عملیات‌های هوایی و از نخبگان هوانوردی ایران، مطرح شد و با همکاری سرگرد فرج‌الله برات‌پور دقیق‌تر گردید. هدف تعیین‌شده، مجتمع پایگاه‌های هوایی الولید بود که در اقصی‌نقاط غرب عراق، در نزدیکی مرز اردن و در فاصله‌ای حدود ۱۲۰۰ کیلومتری از مرز‌های ایران قرار داشت. این مجتمع عظیم شامل یک پایگاه اصلی و دو پایگاه اقماری فرعی بود که مجموعاً با نام اچ-۳ شناخته می‌شدند؛ نامی که از ایستگاه‌های پمپاژ خط لوله قدیمی نفت کرکوک به حیفای بریتانیا به یادگار مانده بود.

علت انتخاب اچ-۳ به عنوان هدف اصلی، موقعیت استراتژیک و خلوت بودن پدافند آن بود. فرماندهی ارتش عراق بر این باور بود که اچ-۳ به دلیل فاصله ۱۲۰۰ کیلومتری از ایران، کاملاً خارج از شعاع عملیاتی جنگنده‌های F-۴ فانتوم قرار دارد و هیچ هواپیمای ایرانی توان رسیدن به آن منطقه و بازگشت را ندارد. از این رو، صدام حسین و ژنرال‌هایش این مجتمع را به پناهگاهی امن برای ناوگان باارزش خود بدل کرده بودند.

در زمستان ۱۳۵۹، ارتش عراق بیشتر بمب‌افکن‌های سنگین و دوربرد توپولف Tu-۱۶ و Tu-۲۲ خود را که از ضربات اولیه ایران در امان مانده بودند، به اچ-۳ منتقل کرده بود تا از پاتک‌های احتمالی بگریزند. همچنین هواپیما‌های ترابری سنگین آنتونوف-۱۲، هواپیما‌های شکاری در حال تعمیر و قطعات رزرو، و مهم‌تر از همه، محموله‌های جدید جنگنده‌های میراژ F-۱ که از طریق بندر عقبه اردن وارد عراق می‌شدند، در باند‌های اچ-۳ استقرار یافته بودند. علاوه بر این، ده‌ها تکنسین ارشد نظامی مصری، اردنی و فرانسوی که مسئولیت صیانت و مونتاژ این هواپیما‌ها را برعهده داشتند، در مقر اداری این پایگاه مستقر بودند.

اطلاعات عکس‌برداری ماهواره‌ای فوق‌العاده دقیقی که از طریق سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل به دست ایران رسیده بود، سندی بی‌نظیر را در اختیار طراحان ایرانی قرار داد. این تصاویر نشان می‌داد که بیش از ۵۰ فروند انواع هواپیمای رزمی و ترابری مدرن بدون هیچ‌گونه پناهگاه بتنی یا پوشش پدافندی فشرده، در رمپ‌های باز و باند‌های آزاد اچ-۳ پارک شده‌اند. برای استراتژیست‌های ایرانی، این یک هدف بادآورده و طلایی بود. تنها چالش موجود، چگونگی پیمودن مسیر ۱۲۰۰ کیلومتری رفت و ۱۲۰۰ کیلومتری بازگشت بدون کشف شدن توسط رادار‌های عراق، ترکیه، سوریه، اردن و عربستان بود.


بیشتر بخوانید: ماجرای یک خلبان شجاع و تکرار اچ 3 | فروپاشی افسانه شکست‌ناپذیری با نفوذ اف-۵ ایران به سپر پاتریوت آمریکا


از جنبه آسیب‌شناسی پدافندی، پایگاه الولید یا همان اچ-۳ بر اساس دکترین امنیتی بریتانیا در دهه ۱۹۴۰ میلادی بنا شده بود. عراقی‌ها گمان می‌کردند که عوارض طبیعی کویر غربی و فاصله زیاد از مرز ایران، بزرگ‌ترین سپر دفاعی آنان است. همین اطمینان خاطر کاذب موجب شد که آنان از احداث پناهگاه‌های بتنی آشیانه‌ای برای جنگنده‌ها غفلت ورزند و هواپیما‌های باارزش توپولف و میراژ را در محیطی باز و بدون دفاع موشکی مؤثر رها سازند. لایه‌برداری پی‌یر رازو از اسناد عراق نشان می‌دهد که حراست از این پایگاه برعهده سامانه‌های منسوخ‌شده سام-۲ و سام-۳ بود که خلبانان ایرانی با به کارگیری پاد‌های جنگ الکترونیک ALQ-۱۰۱ دریافتی از آمریکا، به سادگی رادار‌های آن‌‌ها را کور ساختند.

نفوذ از مرز‌های شمالی؛ دیپلوماسی پنهان و مسیر معجزه‌آسا

برای دستیابی به عنصر غافلگیری مطلق، سرگرد عباس دوران و سرگرد فرج‌الله برات‌پور مسیر پروازی غیرمنتظره و شگفت‌انگیزی را طراحی کردند: پرواز از پایگاه سوم شکاری نوژه همدان به سوی شمال‌غرب، ورود به فضای هوایی مرزی ترکیه، حرکت در امتداد مرز ترکیه و سوریه، پرواز بر فراز صحرای شرقی سوریه، و سپس هجوم به اچ-۳ از سمت غرب و شمال‌غرب — یعنی درست از سمتی که عراقی‌ها هرگز تصور ورود هیچ هواپیمای خصمی را از آن نداشتند.

اجرای این طرح مستلزم ظرافت‌های دیپلماتیک و لجستیکی بی‌نظیری بود. حکومت حافظ اسد در سوریه که دشمنی دیرینه‌ای با رژیم بعث عراق داشت، طی تفاهمی کاملاً سری و پنهانی با مقامات ارشد ایران، موافقت کرد که در برابر پرواز کوتاه جنگنده‌های ایرانی در ارتفاع فوق‌العاده پایین بر فراز صحرای شرقی سوریه و انجام سوخت‌رسانی هوایی در آسمان این کشور، چشمان خود را ببندد. همچنین مقامات ترکیه، با وجود کشف گذر کوتاه پرواز ایرانیان در جبهه مرزی کوهستانی، ترجیح دادند با سکوت خود از ایجاد یک بحران دیپلماتیک که روابط تجاری‌شان با ایران را به خطر می‌انداخت، اجتناب ورزند.

جزئیات لوجستیکی عملیات به اندازه‌ای پیچیده بود که کوچک‌ترین ناهماهنگی چندثانیه‌ای می‌توانست منجر به اتمام سوخت و سقوط تمام فانتوم‌ها در بیابان‌های غریب شود. در سپیده‌دم ۱۴ فروردین ۱۳۶۰ (۴ آوریل ۱۹۸۱)، ۱۰ فروند جنگنده-بمب‌افکن F-۴E فانتوم از باند پایگاه همدان به پرواز درآمدند. هر فانتوم با ترکیبی مرگبار از بمب‌های تاخیری سنگین Mk-۸۲، بمب‌های خوشه‌ای ضدتجهیزات، یک موشک هوا‌به‌هوای اسپارو برای دفاع شخصی، سه مخزن سوخت خارجی و پاد‌های پنهان جنگ الکترونیک (ALQ-۱۰۱) برای اختلال در رادار‌های دشمن مسلح شده بود. دو فروند از فانتوم‌ها به عنوان یگان رزرو تعیین شده بودند تا در صورت بروز هرگونه نقص فنی در مرحله اول پرواز، جایگزین شوند.

هدایت و هماهنگی رزمی عملیات برعهده یک فروند بویینگ ۷۴۷ به عنوان پست فرماندهی پرواز بود که در ارتفاعات داخل خاک ایران و نزدیک مرز گشت‌زنی می‌کرد. همچنین دو فروند بویینگ ۷۰۷ سوخت‌رسان از فرودگاه مهرآباد برخاستند تا نخستین مرحله سوخت‌رسانی را در آسمان شمال‌غرب ایران و نزدیک مرز ترکیه انجام دهند. پس از انجام موفقیت‌آمیز سوخت‌رسانی اول، دو فانتوم رزرو به همدان بازگشتند و ۸ فروند فانتوم اصلی به فرماندهی سرگرد فرج‌الله برات‌پور، با کاهش ارتفاع به کمتر از ۶۰ متری از سطح زمین و برقراری سکوت مطلق رادیویی و راداری، وارد مسیر کوهستانی مرزی شدند.

هم‌زمان، برای انحراف ذهن فرماندهی پدافند عراق، دو دسته از جنگنده‌های F-۵ تایگر از پایگاه تبریز به پرواز درآمدند و تظاهر به حمله به تاسیسات نفتی کرکوک کردند. همچنین دو جفت تامکت F-۱۴ در ارتفاعات کردستان ایران به گشت‌زنی پرداختند تا در صورت برخاستن رهگیر‌های عراقی، آن‌‌ها را منهدم سازند. این مانور‌های ایذایی موفق شد توجه ستاد کل ارتش عراق را کاملاً به جبهه شمالی معطوف کند و آنان را از تهدید واقعی غافل سازد.

جزئیات لوجستیکی عملیات اچ-۳ همچنان در زمره شگفتی‌های تاریخ هوانوردی نظامی به شمار می‌رود. برای سنجش اهمیت این سوخت‌رسانی‌های پیچیده، باید به یاد آورد که هر فروند فانتوم F-۴E در حالت پرواز با حداکثر سرعت در ارتفاع پایین، سوخت بسیار زیادی مصرف می‌کند. اگر خلبانان ایرانی در نقطه دایرالزور سوریه سوخت لازم را دریافت نمی‌کردند، تمام فانتوم‌ها ۵۰ کیلومتر پیش از رسیدن به اچ-۳ دچار خفگی موتور می‌شدند. دقت ریاضی‌وار دو فروند بویینگ ۷۰۷ سوخت‌رسان که به ظاهر پرواز‌های عادی مسافربری استانبول به تهران را هدایت می‌کردند، اما در کویر سوریه به ارتفاع ۳۰ متری شیرجه زدند تا قیف سوخت‌رسانی را به فانتوم‌ها وصل کنند، نشانه حیرت‌انگیزی از سطح بالای مهارت و جسارت هوانوردان ایرانی بود.

سوخت‌رسانی در کف کویر؛ حماسه خلبانان برات‌پور بر فراز اچ-۳

۸ فروند فانتوم ایرانی با پرواز درخت‌پیما در میان دره‌های کوهستانی ترکیه و سپس دشت‌های صحرایی سوریه، خود را به نقطه ملاقات تعیین‌شده در ۶۰ کیلومتری شمال‌شرقی دایرالزور سوریه رساندند. در آنجا، دو فروند بویینگ ۷۰۷ سوخت‌رسان ایران که با پوشش خطوط پروازی تجاری بین‌المللی استانبول-تهران از فرودگاه استانبول برخاسته و از مسیر رسمی منحرف شده بودند، در ارتفاعی بسیار پایین منتظر فانتوم‌ها بودند.


بیشتر بخوانید: عملیات اچ ۳ شاهکار نیروی هوایی ارتش در جنگ ایران و عراق


سوخت‌رسانی هوایی در ارتفاع ۳۰ متری از سطح کویر و در سرعت‌های پایین، شاهکاری در مهارت هوانوردی بود که تنها خلبانان زبده آموزش‌دیده در مدرسه‌های پروازی پیشرفته از عهده آن برمی‌آمدند. پس از دریافت سوخت کامل، فانتوم‌ها با افزایش سرعت به ۹۰۰ کیلومتر بر ساعت، وارد فضای هوایی غرب عراق شدند و مستقیم به سوی مجتمع اچ-۳ تاختند.

در ساعت ۸:۱۵ بامداد ۱۴ فروردین ۱۳۶۰، ۸ فروند فانتوم ایرانی که به سه دسته تقسیم شده بودند، ناگهان از سه جهت جغرافیایی متفاوت بر فراز پایگاه الولید و باند‌های فرعی آن ظاهر شدند. غافلگیری عراقی‌ها چنان مطلق بود که حتی خدمه توپی‌های پدافند هوایی فرصت نیافتند به سمت مواضع خود بدوند.

دسته اول باند‌های اصلی را هدف گرفت تا مانع از برخاستن دو فروند میگ-۲۳ آلرت شود. سپس خلبانان ایرانی در اقدامی شگفت‌آور و بر خلاف دکترین نظامی حمله به پایگاه‌ها، چهار بار متوالی بر فراز پایگاه مانور دادند و تمام رمپ‌ها، آشیانه‌ها و تاسیسات نگهداری را زیر آتش سنگین بمب‌های خوشه‌ای، بمب‌های تاخیری و مسلسل‌های ۲۰ میلی‌متری ولکان گرفتند.

نتایج این شبیخون ۴۰ دقیقه‌ای خیره‌کننده و بی‌نظیر بود: انهدام قطعی ۸ فروند میگ-۲۳، ۵ فروند سوخو-۲۰، ۴ فروند میگ-۲۱، ۲ فروند میراژ F-۱، ۱ فروند بمب‌افکن سنگین توپولف Tu-۱۶، ۳ فروند ترابری آنتونوف-۱۲ و ۴ فروند بالگرد می-۸. همچنین ۱۵ فروند هواپیمای دیگر از جمله دو توپولف Tu-۲۲ و سه توپولف Tu-۱۶ به شدت آسیب دیدند. نزدیک به ۳۰ تکنسین نظامی عراقی، اردنی و مصری در این حمله کشته شدند.

فانتوم‌های ایرانی پس از پایان عملیات، بدون تحمل حتی یک مورد تلفات یا آسیب جدی، مسیر بازگشت را در پیش گرفتند. آن‌‌ها بار دیگر در فضای هوایی سوریه و سپس شمال‌غرب ایران سوخت‌رسانی هوایی را تکرار کردند و در ساعت ۱۰:۳۰ بامداد، پس از ۴ ساعت و ۴۰ دقیقه پرواز مداوم و طی مسافتی بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر، در پایگاه همدان به زمین نشستند. آیه مبارکه «وَمَا رمَیْتَ إِذْ رمَیْتَ» بر تابلوی پایگاه نقش بست و آیت‌الله خمینی شخصاً خلبانان را مورد تفقد قرار داد.

در بغداد، واکنش صدام حسین توأم با خشم و وحشت بود. دیکتاتور عراق که آبروی نظامی خود را بربادرفته می‌دید، دستور بازداشت و اعدام ۶ افسر ارشد پدافند و فرماندهی منطقه از جمله سرهنگ فخری حسین جابر را صادر کرد و بیش از ۲۰ افسر دیگر را به زندان افکند.

سرنوشت خلبانان پرواز اچ-۳ نیز در تاریخ جنگ شایان توجه است. سرگرد فرج‌الله برات‌پور که لیدری دسته‌های پروازی را برعهده داشت، پس از پایان موفقیت‌آمیز عملیات به عنوان یکی از قهرمانان ملی ایران شناخته شد. سرگرد عباس دوران نیز که طراح اصلی عملیات بود، یک سال بعد در تیرماه ۱۳۶۱ با پرواز حماسی خود بر فراز بغداد و کوبیدن فانتوم آسیب‌دیده‌اش به هتل اجلاس سران، امنیت پایتخت عراق را در آستانه کنفرانس عدم‌تعهد زیر سوال برد و صدام را از ریاست بر این اجلاس محروم ساخت. این چهره‌های ماندگار هوانوردی ایران، با دانش پیشرفته و انگیزه میهن‌پرستانه خود، ثبات و امنیت را در بحرانی‌ترین مقطع تاریخ معاصر کشور تضمین کردند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: جنگ
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha