دلار ۲۷۰ هزار تومانی و ادعای فتح جنگ اقتصادی | فاصله کهکشانی توئیتهای رئیسجمهور تا تورم ۹۰ درصدی
رویداد۲۴| مسعود پزشکیان میگوید دولت برای مدیریت «شرایط ویژه» آرایش جدید گرفته و با وجود افزایش فشار اقتصادی، اجازه نداده اهداف دشمن در جنگ اقتصادی محقق شود. رئیسجمهور در شبکه اجتماعی ایکس نوشته است: «نقشه دشمن در ماههای گذشته قطع شریانهای حیاتی کشور با هدف فشار به مردم نجیب ایران بوده است.» او همچنین تأکید کرده است: «فشار اقتصادی افزایش پیدا کرده، اما نگذاشتهایم اهداف دشمن در جنگ اقتصادی محقق شود.»
این سخنان در شرایطی مطرح میشود که اقتصاد ایران با مجموعهای از شاخصهای نگرانکننده روبهروست؛ شاخصهایی که بخش قابل توجهی از آنها نه در گزارشهای مخالفان دولت، بلکه در آمار رسمی و اظهارنظر مسئولان و نمایندگان مجلس دیده میشود. مردم نیز مشکلات و تنگناهای رو به فزونی را هر روز با گوشت و پوست و استخوان خود احساس میکنند و دیگر پذیرای حرفهای از جنس توییت آقای رئیس جمهور نیستند. در این شرایط سوال مشخص از دولت این است است که اگر توانستهاید مانع تحقق اهداف دشمن شوید، پس آنچه امروز بر سر معیشت مردم آمده دقیقاً چیست؟ و اگر آنچه مردم تجربه میکنند نتیجه «مقاومت موفق» در برابر جنگ اقتصادی است، در صورت موفقیت دشمن قرار بود چه اتفاقی بیفتد؟
اگر دشمن شکست خورده، دلار چرا رکورد میزند؟
بازار ارز یکی از بارزترین نشانههای وضعیت اقتصادی است. درست در روزهایی که رئیسجمهور از ناکام ماندن اهداف جنگ اقتصادی سخن میگوید، دلار در بازار آزاد رکوردهای تازهای ثبت کرده است. نرخ دلار تا حدود ۲۷۰ هزار و ۸۸۰ تومان بالا رفت و همزمان قیمت طلای ۱۸ عیار به حدود ۲۶.۴ میلیون تومان و سکه امامی به بیش از ۲۷۰ میلیون تومان رسیده است. حتی خبر تزریق منابع ارزی نیز نتوانسته نگرانی بازار را از بین ببرد.
البته میتوان افزایش نرخ ارز را به تحریم، جنگ، نااطمینانی سیاسی، کاهش درآمدهای ارزی و فشار خارجی نسبت داد؛ هیچکدام از این عوامل قابل انکار نیست. اما مسئله اینجاست که دولت نمیتواند همزمان از «شکست اهداف اقتصادی دشمن» سخن بگوید و از توضیح درباره این سؤال طفره برود که چرا نتیجه این شکست برای شهروند عادی، کاهش مداوم قدرت خرید پول ملی است.
برای خانوادهای که درآمدش ریالی است، مهم نیست این کاهش ارزش پول ملی در نهایت محصول تحریم است یا سوءمدیریت، جنگ یا انتظارات تورمی. نتیجه در هر حال یکی است؛ پولی که امروز در اختیار دارد، فردا بخش کوچکتری از نیازهایش را تأمین میکند.
تورم نزدیک ۹۰ درصد؛ جنگ اقتصادی در سفره مردم
مسئله فقط دلار نیست. تورم به نقطهای رسیده پیش از این تصورش هم سخت بود. بر اساس آخرین گزارشهای منتشرشده، تورم نقطهبهنقطه شهریور به حدود ۹۰ درصد رسیده است. در همین حال، تورم خوراکیها همچنان در محدوده بالای ۱۲۰ درصد قرار دارد.
این یعنی برای بسیاری از خانوادهها، جنگ اقتصادی پیش از آنکه در نمودارهای بانک مرکزی و مرکز آمار دیده شود، در سبد خرید روزانه دیده میشود؛ در مقدار گوشتی که کمتر خریداری میشود، در حذف میوه و لبنیات از سبد خانوار، در کاهش مصرف پروتئین و در خانوادهای که برای اینکه دخل و خرجش جور شود، ناچار است از کیفیت زندگی خود بزند.
برآوردهای منتشرشده درباره سبد معیشت کارگران نیز تصویر روشنتری ارائه میکند. هزینه حداقلی زندگی یک خانوار کارگری در مردادماه حدود ۹۲ میلیون تومان برآورد شده، در حالی که دریافتی یک کارگر حداقلبگیر متأهل دارای یک فرزند با احتساب مزایا حدود ۲۴.۹ میلیون تومان بوده است.
به زبان ساده، درآمد یک کارگر حتی به یکسوم هزینه زندگی خانوار نمیرسد. گزارشهای منتشرشده بر اساس همین ارقام میگویند دستمزد چنین کارگری در عمل تنها هزینه حدود هشت روز زندگی را پوشش میدهد. حالا سؤال این است: اگر این وضعیت نشانه شکست نقشه دشمن است، موفقیت نقشه دشمن چه شکلی بود؟
مردم از درمان هم میترسند
بحران فقط به غذا و مسکن محدود نمانده است. درمان که باید یکی از ابتداییترین خدمات عمومی باشد، برای بخشهایی از جامعه به یک نگرانی مالی جدی تبدیل شده است.
سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، در روزهای اخیر درباره وضعیت دارو و هزینههای درمان هشدار داده و گفته است بیش از ۸۰ درصد هزینه درمان از جیب بیماران پرداخت میشود. او حتی از وضعیتی سخن گفته که به گفته خودش «آرزو میکنیم مردم مریض نشوند»، زیرا هزینه و دسترسی به درمان به مسئلهای جدی تبدیل شده است.
این اظهارات را نمیتوان صرفاً در چارچوب دعوای سیاسی دولت و مخالفان آن دید. وقتی نماینده مجلس درباره تأمین دارو و هزینه درمان چنین هشداری میدهد، یعنی یک بیماری جدی میتواند تمام معادلات اقتصادی یک خانوار را به هم بزند.
در چنین شرایطی، «جنگ اقتصادی» دیگر یک اصطلاح سیاسی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره مردم شده است. اما دقیقاً به همین دلیل، دولت باید توضیح دهد موفقیت خود را با چه معیاری میسنجد. اگر معیار، جلوگیری از فروپاشی کامل اقتصاد است، این موضوع باید با شاخصهای روشن و قابل سنجش برای مردم توضیح داده شود، نه صرفاً با اعلام اینکه دشمن به هدفش نرسیده است.
ناترازی؛ حتی انرژی هم از فشارها در امان نیست
داستان در حوزه انرژی نیز چندان متفاوت نیست. ایران با وجود برخورداری از منابع عظیم نفت و گاز، همچنان با ناترازی جدی انرژی روبهروست. سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس اخیراً از افزایش ناترازی گاز به حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب خبر داده و احتمال ادامه محدودیت گاز و برق صنایع در فصل سرما را مطرح کرده است. معاون اول رئیسجمهور نیز پیشتر گفته بود در جریان درگیریها به زیرساختهای گاز کشور آسیب وارد شده و حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز از شبکه خارج شده است. او همزمان درباره احتمال اعمال خاموشی برای تأمین انرژی صنایع هشدار داده بود.
در زمینه برق نیز اگرچه از میزان خاموشیها کاسته شده و مسئولان از کاهش بخشی از ناترازی سخن گفتهاند، اما شاهد پایان بحران نیستیم؛ شاهد آنکه مدیرعامل توانیر اوج ناترازی برق در تابستان ۱۴۰۵ را حدود ۱۰ هزار مگاوات اعلام کرده است؛ بنابراین مردم با یک بحران منفرد مواجه نیستند. مسئله مجموعهای از فشارهای بههمپیوسته است: تورم، کاهش ارزش پول ملی، گرانی خوراکیها، مسکن، درمان، دارو، انرژی و کاهش قدرت خرید.
مردم دقیقاً چه چیزی را باید «موفقیت» بدانند؟
طبیعی است که دولت در برابر تحریم و فشار خارجی از عملکرد خود دفاع کند. طبیعی است که در شرایط جنگی، بسیاری از شاخصهای اقتصادی تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار بگیرند. حتی میتوان پذیرفت که جلوگیری از فروپاشی برخی زیرساختها و حفظ جریان کالا و انرژی در چنین شرایطی یک دستاورد باشد.
اما مشکل از جایی شروع میشود که روایت رسمی از «موفقیت» با تجربه روزمره مردم فاصله میگیرد. برای شهروندی که هر روز شاهد گرانتر شدن دلار و طلاست، موفقیت اقتصادی فقط این نیست که کشور دچار فروپاشی کامل نشده باشد. برای کارگری که درآمدش کمتر از یکسوم هزینه زندگی است، اینکه دولت توانسته فشار دشمن را مهار کند، زمانی معنا پیدا میکند که نتیجه آن در سفره او هم دیده شود. برای بیماری که بیش از پیش باید هزینه درمان را از جیب بپردازد، «شکست جنگ اقتصادی دشمن» زمانی قابل لمس است که دسترسی به دارو و درمان آسانتر شود. در غیر این صورت، فاصله میان روایت رسمی و واقعیت اجتماعی بیشتر میشود.
خروجی «آرایش جدید» دولت چیست؟
پزشکیان از «آرایش جدید» دولت برای مدیریت شرایط ویژه سخن گفته است. این تعبیر در فضای جنگی و امنیتی معنای مشخصی دارد؛ دولت خود را در موقعیتی میبیند که باید منابع محدود را برای عبور از یک وضعیت فوقالعاده بسیج کند.
اما آرایش جدید دولت در نهایت باید در زندگی مردم دیده شود. مردم با حرفها و وعدهای دولت زندگی نمیکنند؛ با حقوق، قیمت نان، اجاره خانه، هزینه دارو، قبض برق، قیمت گوشت و توان خریدشان زندگی میکنند.
اگر دولت میگوید دشمن نتوانسته به اهداف خود برسد، باید یک قدم جلوتر برود و توضیح دهد هدف اقتصادی دولت برای زندگی مردم چیست؟ آیا قرار است تورم کاهش پیدا کند؟ آیا قدرت خرید دستمزدها جبران میشود؟ آیا بازار ارز قرار است ثبات پیدا کند؟ آیا دسترسی به دارو و درمان بهبود مییابد؟ آیا بحران انرژی مهار خواهد شد؟
توییت جدید آقای پزشکیان و حرفهایی با این مضمون دیگر خریدار ندارد، زیرا مردم با این واقعیت مواجهاند که فشار اقتصادی افزایش یافته، تورم نزدیک ۹۰ درصد است، خوراکیها بیش از ۱۲۰ درصد گران شدهاند، هزینه زندگی یک خانواده کارگری به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده، دلار از ۲۷۰ هزار تومان گذشته و حتی درمان به دغدغهای سنگین برای خانوار تبدیل شده، لذا نمیتوان از مردم انتظار داشت صرفاً با شنیدن اینکه «دشمن به هدفش نرسیده» احساس آرامش کنند.