سرود ملی یا آزمون وفاداری سیاسی؛ چرا واکنش عادل فردوسی و علی دایی در مراسم حمید علیدوستی خبرساز شد؟
رویداد۲۴| مازیار وکیلی- مراسم ختم حمید علیدوستی قرار بود صرفاً وداع با یکی از پیشکسوتان خوشنام فوتبال ایران باشد. اما چون در ایران همه چیز قابلیت سیاسی شدن دارد و میتوان حتی از دل یک مراسم وداع ساده هم یک روایت سیاسی بیرون کشید در مراسم ختم حمید علیدوستی هم اتفاقاتی اُفتاد که این مراسم را سیاسی کرد تا یک بار دیگر بحثهای تازهای درباره مفاهیمی مثل وطن پرستی، بی احترامی به نمادهای ملی و بی غیرتی در فضای مجازی در بگیرد. ماجرا این بود که به هنگام پخش سرود ملی عادل فردوسی پور و علی دایی از جای خود برنخاستند و حتی عادل فردوسی پور از بلند شدن فرد بغل دستی خود برای بلند شدن به هنگام سرود ملی ممانعت به عمل آورد. رفتار این دو چهره بسیار مشهور پرسشهایی را در ذهن ایجاد میکند که بسیار جالب توجه است. چرا در ایران امروز هر مراسم، هر اتفاق یا هر تجمعی قابلیت تبدیل شدن به یک موضوع سیاسی را دارد؟ چرا واکنش دو چهره مشهور به سرود ملی تبدیل به یک صف بندی سیاسی میشود؟ و از همه مهمتر آیا سرود ملی هنوز نماد مشترک همه ایرانیان است یا به نمادی گره خورده علیه سیاستهای حاکمیت تبدیل شده است؟ پاسخ به این سوالات میتواند نسبت ما ایرانیان را با مفاهیمی مثل وطن مشخص کند. مفاهیمی که از دیرباز در ذهن تمام ایرانیان مقدس بودند و کسی اهانت به این مفاهیم را برنمیتابد، اما مسئله اینجاست که آیا وطن و حکومتها معنای یکسانی دارند؟ چرا که سرود ملی ایران در دورههای مختلف یک چیز بوده و با تغییر حکومتها سرود ملی هم تغییر کرده است. پس در اینجا باید دو چیز را از هم تفکیک کرد تعلق به ایران لزوماً با تعلق به حاکمیت یکی نیست و این تفکیکی است که اگر انجام نشود میتوان بسیاری از ایرانیان را متهم به وطن فروشی کرد در حالی که همه میدانیم لزوماً اینطور نیست.
وطن، ملت، حکومت؛ سه مفهوم متفاوت
نکتهای که باید هنگام تحلیل درباره این موضوعات مد نظر داشت این است که ساختار سیاسی و حکومتها دو مفهوم متغیر هستند. در حالی که وطن و ملت دو مفهوم گستردهاند که با تاریخ، خاطره، فرهنگ، احساس تعلق مشترک به نمادها مورد تایید جامعه گره خوردهاند. این تفکیک به ما کمک میکند که طرفداران عقاید سیاسی مختلف متوجه باشند که وطن و ایران چیزی فراتر از حکومتها است و تمام کسانی که ملیت ایرانی دارند و در تاریخ ایران بزرگ شدهاند را در بر میگیرد. بعد از بازی ایران و آمریکا در جام جهانی ۲۰۲۲ ایسپا نظر سنجی منتشر کرد که در آن بیست درصد از ایرانیان اعلام کرده بودند که از شکست تیم ملی ایران به آمریکا خوشحال هستند و یا اساساً اعتنایی به نتیجه آن ندارند. عباس عبدی فعال سیاسی و روزنامه نگار اصلاح طلب بلافاصله بعد از انتشار این آمار در گفت و گویی عنوان کرد که این آمار بسیار هشدار دهنده است و نشان دهنده تشدید فضای دو قطبی در ایران است. محمد رهبری جامعه شناس هم درباره این روند اظهار نگرانی کرد. او در این باره توضیح داد که تیم ملی فوتبال همواره بهعنوان عاملی برای تقویت وحدت و همبستگی، فراتر از مناقشات سیاسی قرار داشته است؛ اما اکنون که این تیم خود به موضوعی برای اختلافنظر تبدیل شده، نشاندهنده بحرانی عمیق در جامعه است.
بیشتر بخوانید: دوگانه خطرناک سرود–نتیجه؛ سپر رسانهای برای ناکامی در جام جهانی؟ | مردم تیم ملی برنده میخواهند یا گروه سرود؟
در همان زمان هم ویدیوهایی منتشر شد که برخی از افراد بعد از شکست ایران مقابل ایالات متحده آمریکا در جام جهانی به شادمانی پرداختند که همین تصاویر کافی بود تا متوجه شویم چه شکافی در جامعه ایران اتفاق اُفتاده است. تمام این وقایع تا پیش از حوادث دی ماه سال ۱۴۰۴ اتفاق افتاده بود. بعد از وقایع دی ماه این شکاف بیشتر هم شده است و دقیقاً در این نقطه است که باید در برابر این پرسش تامل کرد که گره زدن سرنوشت ایران به حکومتها چه عواقبی به دنبال دارد؟
تاریخچه سرود ملی؛ سرودی که با تغییر حکومتها تغییر کرده است
ایران تا به امروز پنج سرود ملی رسمی داشته است. نخستین سرود ملی، زمان ناصرالدین شاه به عنوان «سلام شاهی» اجرا میشده و ابتدا قطعه موسیقی بدون کلامی بوده که به سفارش پادشاه، از سوی ژنرال نظامی، موسیو لومر فرانسوی در مدرسه دارالفنون ساخته شده بود. ۵۰ سال بعد از اولین موزیک ملی، زمان حکومت رضاشاه چیزی مشابه همین سلام شاهی دوران قاجاریه، به نام سرود ملی شکل گرفت بعدها زمان محمدرضا پهلوی این سرود تغییر پیدا کرد و با نام رسمی سرود شاهنشاهی به عنوان سرود ملی ایران اجرا میشد. اما نکته جالب توجه این جا است که ما در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم دو سرود ملی داشتهایم. سرود ملی ایران، اولین سرود حکومت جمهوری اسلامی است که در مراسم رسمی، یادبودهای جمهوری اسلامی، مسابقات ورزشی و دیگر مناسبتهای جمهوری اسلامی اجرا یا پخش میشد. سرود جمهوری اسلامی دارای دو بخش دکلمه و موسیقی بود. این سرود در اصل، چهارمین سرود ملی رسمی ایران است. این سرود ملی با عنوان «پاینده بادا ایران» در فاصله زمانی ۲۵ بهمن تا ۱۵ اسفند ۱۳۵۷ در استودیوهای خارج از سازمان صدا و سیما تولید شد و در روز ۱۲ فروردین ماه سال ۱۳۵۸ بود که پس از اعلام نتیجه همه پرسی نظام جمهوری اسلامی در کشورمان، پخش رسمی آن بهویژه از تلویزیون ملی آن آغاز شد. اما سرود دوم که تا به امروز هم سرود ملی ایرانیان است از سال ۱۳۷۱ جایگزین سرود قبلی شد. مشفق کاشانی درباره نحوه شکل گیری این سرود در کتاب خلوت انس مینویسد: «در سال ۱۳۷۰ که شورای عالی شعر صداوسیما در شبکه دوم تلویزیون زیر نظر فاضل ارجمند دکتر مهدی ارگانی اداره میشد، با توجه به اینکه اولین سرود جمهوری اسلامی ایران با آهنگ هنرمند صاحبنام محمد بیگلریپور و شاعر نامآشنا ابوالقاسم حالت، طولانی و برای اجرا در مجامع بینالمللی مناسب به نظر نمیرسید، مقرر شد سرودی دیگر ساخته شود. از بین تعداد زیادی آهنگ که توسط آهنگسازان مشهور آماده شد، تنها آهنگ استاد فرزانه دکتر ریاحی که اجرای آن ۵۹ ثانیه وقت میگیرد مورد تصویب قرار گرفت. سپس از میان ۱۰تا۱۲ شعری که توسط شاعران عضو شورای عالی شعر صدا و سیما براساس ملودی مورد بحث سروده شده بود، سرود ساعد باقری به اتفاق آرا انتخاب و با تغییرات جزئی آماده اجرا شد.» این تاریخچه مختصر نشان میدهد که سرود ملی ایرانیان تاکنون دستخوش تغییرات بسیاری شده است. پس سرود ملی به تنهایی نماد وطن دوستی و وطن پرستی به حساب نمیآید. چه آن که سرودهای ملی با تغییر حکومتها عوض شده ولی ایران محکم و اُستوار بر سر جای خود ایستاده است.
خط تبدیل نماد ملی به آزمون وفاداری
در فضای دوقطبی امروز جامعه ایران، هر چیزی میتواند به معیاری برای سنجش میزان وفاداری به حاکمیت تبدیل شود؛ و افرادی که به این شکل وطن دوستی را تعریف میکنند در واقع نمادهای ملی را انحصاری و به خدمت اهداف یک جریان سیاسی خاص در میآورند.
بیشتر بخوانید: موسیقی های نوستالژی ایرانی برای وطن؛ از «ای ایران» تا «ایران من»
چنین رفتاری میتواند این خطر را به وجود بیاورد که با گسترش اعتراضات سیاسی به حاکمیت تمام نمادهای عمومی مانند سرود ملی، پرچم، تیم ملی و... تضعیف شود و امکان شکل گیری همسبتسگی ملی مشترک میان تمام ایرانیان از بین برود. چه آن که در سال ۲۰۲۲ زمانی که بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران تصمیم گرفتند که در بازی اول مقابل انگلستان سرود ملی را نخوانند مورد تحسین و توجه مخالفان حاکمیت قرار گرفتند و با حمله طرفداران حاکمیت مواجه شدند و زمانی که از بازی دوم این سرود را خواندند جایگاه این دو طیف برعکس شد. ماجرا این جا است که اختلاف بر سر نمادها فقط اختلاف بر سر یک رفتار نیست بلکه میتواند مرزهای تعریف از ایرانی بودن را مخدوش کند و این بسیار خطرناک است. چرا که میتواند منجر به این تحلیل شود که هر کس موافق حاکمیت و رفتارهای او نیست دیگر ایرانی به حساب نمیآید و باید او را از دایره ایرانی بودن خارج کرد و طبق این تعریف و نگاه نیمی از ایرانیان دیگر ایرانی نخواهند بود.
سرود ملی زمانی ملی است که همه بتوانند زیر سایه آن بایستند
ایران و هر ملتی در جهان به نمادهای مشترک نیاز دارند. اما این نمادها زمانی میتوانند نقش وحدت بخش داشته باشند که همه شهروندان یک ملت فارغ از اعتقاداتی که دارند نسبت به آن تعلق خاطر کنند. اما در جامعه ایران این نمادها، چون به عملکرد حاکمیتی گره خورده که در بسیاری از زمینههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی عملکرد قابل دفاعی ندارد در ذهن و ضمیر بسیاری از مردم این نمادها نه یک نماد ملی که به ابزاری در راستای دفاع از حاکمیت تلقی میشوند. پس مسئله امروز ایران فقط این نیست که چه کسانی هنگام پخش سرود ملی میایستند؛ مسئله مهمتر این است که چگونه میتوان فضایی ساخت که ایرانیان با وجود اختلافنظرهای عمیق، یک سرود را متعلق به همه خود بدانند. چرا که اگر این نمادها از سوی بخش وسیعی از جامعه ملی تلقی نشوند و هویت و همبستگی که چسبهای اصلی پیوند دهنده یک جامعه هستند از هم بگسلد پیامدهای آن به قدری وخیم و تلخ خواهد بود که همه کلیت جغرافیای فرهنگی بنام ایران را دچار بحران خواهد کرد.