مرجعی که فلسفه را «کشک» میدانست | آیت الله وحید خراسانی؛ مرجع تقلید انجمن حجتیه و صدای منتقد رهبری در حوزه
رویداد۲۴| انتشار خبر درگذشت آیتالله حسین وحید خراسانی در بامداد جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵، موجی از واکنشها را به دنبال داشت؛ خبری که ساعاتی بعد از سوی دفتر این مرجع تقلید تکذیب شد. دفتر او اعلام کرد که خبر فوت صحت ندارد و روند درمانی وی همچنان ادامه دارد. با این حال، انتشار این خبر بار دیگر توجهها را به یکی از بانفوذترین و در عین حال متفاوتترین چهرههای مرجعیت شیعه در قم جلب کرد؛ فقیهی که مواضعش درباره فلسفه و عرفان، استقلال مرجعیت از قدرت سیاسی و برخی مناسبات جمهوری اسلامی، همواره محل بحث بوده است.
آیت الله وحید خراسانی از معدود روحانیانی است که نفوذش پیش از آنکه محصول نزدیکی به قدرت باشد، حاصل دههها تدریس فقه و اصول، تربیت روحانیان و جایگاهی است که در سلسلهمراتب علمی حوزه شیعه به دست آورده است. او نماینده نوعی از مرجعیت سنتی است که اقتدار دینی را بیش از هر چیز در تخصص فقهی، تسلط بر روایت و اعتبار علمی مستقل از دولت جستوجو میکند.
اما همین مرجع سنتی، در برابر یکی از مهمترین جریانهای فکری تاریخ اسلام، یعنی فلسفه و عرفان نظری، موضعی بهشدت انتقادی داشته است. برای شناخت آیتالله وحید خراسانی، باید ابتدا این تناقض ظاهری را فهمید: مردی که با مباحث فلسفی آشنایی داشت، اما آنها را برای شناخت حقیقت دینی ناکافی و حتی گمراهکننده میدانست.
از نیشابور تا نجف؛ شکلگیری یک فقیه
آیت الله وحید خراسانی در حدود سال ۱۳۰۰ خورشیدی در نیشابور به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را در خراسان آغاز کرد و سپس به حوزه نجف رفت؛ جایی که شاگردی سیدابوالقاسم خویی، یکی از اثرگذارترین مراجع شیعه در قرن بیستم، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری شخصیت علمی او داشت.
او پیش از عزیمت به نجف، نزد استادانی همچون میرزا مهدی اصفهانی، میرزا مهدی آشتیانی و میرزا ابوالقاسم الهی تحصیل کرد. اهمیت این نامها در آن است که وحید، برخلاف تصور رایج از روحانیان مخالف فلسفه، با مباحث فلسفی بیگانه نبود.
میرزا مهدی اصفهانی از مهمترین چهرههای فکری جریانی بود که بعدها با عنوان «مکتب تفکیک» شناخته شد. این مکتب بر ضرورت جدا کردن معارف وحیانی از فلسفه یونانی و عرفان نظری تأکید داشت. از نگاه هواداران آن، برای شناخت خداوند، انسان و حقیقت دین باید در درجه نخست به قرآن و احادیث امامان شیعه مراجعه کرد، نه دستگاههای فلسفیای که از بیرون سنت وحیانی وارد شدهاند.
آیت الله وحید خراسانی در چنین محیطی رشد کرد و سپس در نجف، روش استدلالی و اصولی مکتب خویی را آموخت. محصول این تجربه، شخصیتی بود که در فقه از دقتهای عقلانی و روششناختی استفاده میکرد، اما در حوزه الهیات با استقلال فلسفه بهعنوان راهی برای رسیدن به حقیقت دینی مخالفت داشت.
چرا با فلسفه مخالف بود؟
یکی از مشهورترین سخنان آیت الله وحید خراسانی درباره فلسفه، نقدی تند به استفاده از اندیشه فیلسوفان یونان و عرفای مسلمان برای فهم معارف شیعه است.
او در سخنانی منتشرشده درباره فلسفه و عرفان گفته بود که اگر جایگاه امام جعفر صادق شناخته میشد، نیازی به دنبال کردن فلسفه یونانی وجود نداشت.
وی در بخشی از همان سخنان، پس از اشاره به آشنایی خود با مباحث فلسفی، گفته بود: «اما همهاش کشک است.»
این موضع صرفاً مخالفت با یک کتاب یا یک فیلسوف نبود. آیت الله وحید خراسانی به یک اختلاف بنیادی در اندیشه اسلامی اشاره میکرد: آیا عقل فلسفی میتواند مستقل از متن مقدس، به شناخت معتبر از خدا و حقیقت برسد یا معرفت دینی باید اساساً از قرآن و روایت آغاز شود؟
در سنت فلسفی شیعه، چهرههایی مانند ملاصدرا تلاش کردهاند میان عقل فلسفی، عرفان و معارف دینی پیوند برقرار کنند. در مقابل، جریانهای نزدیک به مکتب تفکیک معتقدند چنین تلفیقی ممکن است مفاهیمی را به دین نسبت دهد که از خود منابع وحیانی به دست نیامدهاند.
چرا با وجود مخالفت با فلسفه، از عقل در فقه استفاده میکرد؟
اینجا یکی از نکات مهم پروژه فکری او آشکار میشود. مخالفت وحید با فلسفه، به معنای نفی هرگونه استدلال عقلی نبود. او خود از استادان برجسته اصول فقه بود؛ دانشی که بدون استدلال، تحلیل مفاهیم و بررسی منطقی ادله اساساً امکانپذیر نیست. تفاوت در جایگاه عقل است.
در اصول فقه، عقل به فقیه کمک میکند حدود اعتبار ادله شرعی، تعارض روایات و قواعد استنباط احکام را بررسی کند. اما در فلسفه، عقل میکوشد درباره وجود، حقیقت، علت و ماهیت جهان نظریهپردازی کند. او با اولی بهعنوان ابزاری برای فهم حکم شرعی کار میکرد، اما با تبدیل دومی به مرجعی مستقل برای تفسیر حقیقت دین اختلاف داشت.
مرجع منتقد رهبر شهید
رابطه آیت الله وحید خراسانی با جمهوری اسلامی را نمیتوان در دوگانه ساده موافق و مخالف توضیح داد. او نه روحانی برانداز بود و نه مرجعی که اعتبار و موقعیت خود را یکسره از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی گرفته باشد. در عوض، نماینده طیفی از مرجعیت سنتی قم بود که برای خود اقتداری مستقل از نهاد رهبری قائل است و حاضر نیست اعتبار علمی مرجعیت را بهسادگی تابع تصمیمات سیاسی بداند. شاید آخرین آنها.
بااینحال، آیت الله وحید خراسانی در همان نظامی زندگی و فعالیت کرده که یکی از قدرتمندترین چهرههای قضایی آن، دامادش صادق آملی لاریجانی بوده است. این پیوند خانوادگی، رابطه او با ساختار قدرت را پیچیدهتر کرده است.
اختلاف اصلی؛ مرجعیت را چه کسی تعیین میکند؟
یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان حوزه سنتی قم و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، مسئله جایگاه علمی و مرجعیت رهبر کشور بوده است.
در سال ۱۳۶۸، پس از درگذشت امام خمینی، رهبر شهید به رهبری انتخاب شد. در بازنگری قانون اساسی همان سال، شرط مرجعیت برای احراز مقام رهبری حذف شد. اما چند سال بعد، با درگذشت آیتالله اراکی در سال ۱۳۷۳، نام رهبر شهید نیز در فهرست مراجع معرفیشده از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قرار گرفت.
این تحول بحثی جدی را در میان برخی فقها برانگیخت: آیا قدرت سیاسی میتواند به تثبیت جایگاه مرجعیت کمک کند؟ و آیا رهبری سیاسی و مرجعیت علمی، الزاماً باید در یک شخص جمع شوند؟
آیت الله وحید خراسانی از جمله مراجعی بود که درباره روند تبدیل عنوانهای حوزوی به مرجعیت، انتقادهایی مطرح کرد.
در فروردین ۱۳۹۳، سخنانی از او در درس خارج قم منتشر شد که در آن با عباراتی بسیار تند، ارتقای شتابزده افراد به مقام آیتالله، آیتاللهالعظمی و مرجع تقلید را نکوهش میکرد.
اگرچه نام رهبر شهید در این سخنان برده نشد، اما تفسیرها در ان زمان چنان بود که گویی مخاطب این کنایهها را رهبر ایران دانستند.
چرا در سال ۱۳۸۹ حاضر به دیدار با رهبر شهید نشد؟
از دیگر نقاط مهم رابطه این دو، سفر رهبر شهید به قم در سال ۱۳۸۹ بود.
در آن سفر، دیدار با مراجع تقلید یکی از بخشهای مهم برنامه رهبر جمهوری اسلامی به شمار میرفت. اما آیت الله وحید خراسانی با وجود تلاشهای مطرحشده برای ترتیب دادن دیدار، در ملاقات با رهبر شهید شرکت نکرد.
این رفتار در فضای سیاسی پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ معنای ویژهای پیدا کرد و به نشانهای از فاصلهگذاری بخشی از مرجعیت سنتی از رهبری تعبیر شد.
آیت الله وحید خراسانی، همچنین در یکی از جلسات درس خارج فقه خود در سال ۸۹، ضمن تشریح حکم زندان در فقه اسلامی، به انتقاد از کسانی پرداخت که بدون داشتن تشخیص درست از شرایط صدور چنین احکامی، اقدام به زندانی کردن افراد میکنند. این اظهارات همزمان با صدور احکام سنگین زندان برای فعالان سیاسی بود.
اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در این دیدار حضور داشتند، با توجه به لحن انتقادی سخنان اخیر او در ارتباط با کسانی که بدون داشتن تشخیص درست از شرایط صدور احکام حبس، اقدام به زندانی کردن افراد میکنند، از آیت الله وحید خراسانی خواستند که اظهارت خود را «تصحیح یا تعدیل» کند، اما این مرجع تقلید شیعه با این خواسته مخالفت کرد.
خراسانی در پاسخ به خواسته اعضای مدرسین حوزه علمیه قم گفته بود: «تمام چیزهایی که من گفتم، اندیشه بوده، فکر کردم و با اعتقاد بیان داشتهام و برگشتی هم وجود ندارد و به امواج سیاسی هم ربطی ندارد و فقط از باب حق گویی و حق طلبی بوده است. »
آیت الله وحید خراسانی گفته بود «حرفهای بسیار اساس تری دارم که در آینده به تدریج مطرح خواهم کرد و ممکن است نظرات من به هرکس که شما فکر میکنید هم بر بخورد.»
بیشتر بخوانید: آیتالله وحید خراسانی: صحبت کردن با زبان خشن خدمت به اسرائیل است
وی، همچنین در پاسخ به عباس کعبی، از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پرسیده بود: «اشخاص مهم ترند یا اسلام؟ بنیانگذار جمهوری اسلامی الان کجا هستند؟ ایت الله خامنهای و من تا کی خواهیم ماند؟ »
گفتنی است، رابطه او با حکومت همواره در همین وضعیت باقی نماند. گزارشهایی از دیدار بعدی او با رهبر شهید در سال ۱۳۹۴ نیز منتشر شده است.
آیا آیت الله وحید خراسانی مخالف ولایت فقیه بود؟
در فقه شیعه، بسیاری از فقها برای مجتهد جامعالشرایط در امور مشخصی مانند قضاوت، امور حسبیه و تصرف در بعضی اموال و حقوق افراد فاقد سرپرست، اختیاراتی قائلاند. اما این مسئله با پذیرش حکومت سیاسی نامحدود یا گسترده فقیه یکسان نیست.
آیت الله وحید خراسانی در سنتی تحصیل کرده بود که سیدابوالقاسم خویی یکی از مهمترین نمایندگان آن محسوب میشد. این سنت معمولاً در مقایسه با قرائت سیاسی امام خمینی از ولایت فقیه، اختیارات محدودتری برای فقیه در نظر میگرفت.
برخی پژوهشگران نیز آیت الله وحید خراسانی را از مراجع غیرهمسو با نظریه ولایت مطلقه فقیه طبقهبندی کردهاند.
با این حال او بک نسبت خانوادگی مهم با جمهوری اسلامی داشت. صادق آملی لاریجانی، رئیس پیشین قوه قضاییه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، داماد آیت الله وحید خراسانی است.
این نسبت خانوادگی از آن جهت اهمیت دارد که صادق لاریجانی یکی از چهرههای مهم ساختار قدرت جمهوری اسلامی بوده و ریاست قوه قضاییه را از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷ در اختیار داشته است؛ دورهای که بخش مهمی از برخوردهای قضایی با مخالفان و معترضان سیاسی در آن رخ داد.
چرا انتخاب رهبر جدید را تبریک نگفت؟
پس از شهادت رهبر دوم انقلاب در اسفند ۱۴۰۴، دفتر آیت الله وحید خراسانی مراتب تسلیت این مرجع را به خانواده رهبر پیشین جمهوری اسلامی اعلام کرد. اما مسئله جانشینی، موضوع دیگری بود.
پس از انتخاب ایت الله مجتبی خامنهای از سوی مجلس خبرگان، برخی مراجع و نهادهای دینی پیام تبریک یا آرزوی موفقیت منتشر کردند. در مقابل، در گزارش رسانههای مستقل، نام آیت الله وحید خراسانی در میان مراجعی قرار گرفت که پیام تبریک علنی و مستقیمی برای رهبر جدید منتشر نکرده بودند.
این تصمیم جنجالهایی را درباره رویکرد این مرجع تقلید نسبت به دوران جدید رهبری در ایران ایجاد کرد.
آیت الله وحید خراسانی در نهایت موافق حکومت بود یا منتقد آن؟
شاید مهمترین ویژگی سیاسی آیت الله وحید خراسانی این باشد که نتوان او را بهسادگی در یکی از اردوگاههای متعارف سیاسی ایران جای داد.
او به سنت دینی و اعتبار فقهی وفادار بود؛ نسبت به برخی جلوههای قدرت سیاسی روحانیت فاصله داشت؛ در موضوعات مذهبی گاهی مواضعی سختگیرانه اتخاذ میکرد؛ و در عین حال با برخی مقامات جمهوری اسلامی ارتباط داشت.
این مجموعه رفتارها لزوماً نشانه تناقض شخصی نیست. بلکه بازتاب یک اختلاف بنیادی در تاریخ تشیع معاصر است: مرجع تقلید باید یک مقام علمی و دینی مستقل باشد یا بخشی از سلسلهمراتب مشروعیتبخش حکومت دینی؟
آیت الله وحید خراسانی از برجستهترین چهرههایی بود که این پرسش در زندگی و مواضع او بهروشنی دیده میشود.
مرجع تقلید انجمن حجتیه
آیت الله وحید خراسانی از مراجع سنتگرای شیعه بود که پیوندهای فکری و حوزوی قابلتوجهی با انجمن حجتیه داست و باید او را مرجع تقلید انجمن حجتیه دانست.
آیت الله وحید خراسانی و شیخ محمود حلبی هر دو به فضای فکری حوزه مشهد و میرزا مهدی اصفهانی، از چهرههای اصلی مکتب تفکیک، پیوند داشتند.
در گفتوگویی منتشرشده در پایگاه نشست دورهای اساتید حوزه قم، از قول محمود حلبی نقل شده است که آیت الله وحید خراسانی در جلسات درس میرزا مهدی اصفهانی حضور داشته و از همان جوانی با استاد وارد بحث علمی میشده است. این روایت از شناخت و ارتباط حوزوی میان آن دو حکایت دارد.
بیشتر بخوانید: آیتالله وحیدخراسانی: عزای سیدالشهداء (ع) نباید تعطیل شود
رهبر دوم انجمن حجتیه شاگرد آیت الله وحید خراسانی بود. سیدحسن افتخارزاده سبزواری، که پس از درگذشت شیخ محمود حلبی در سال ۱۳۷۶ بهعنوان جانشین او و رهبر دوم انجمن حجتیه شناخته شد، از شاگردان آیت الله وحید خراسانی بود.
در زندگینامه منتشرشده پس از درگذشت افتخارزاده در دی ۱۴۰۳، بهصراحت به تحصیل او نزد آیت الله وحید خراسانی اشاره شده است.
این موضوع نشاندهنده پیوند علمی مستقیم وحید با یکی از مهمترین رهبران انجمن است؛ هرچند شاگرد بودن به معنای پیروی کامل سیاسی یا تشکیلاتی نیست.
آیت الله وحید خراسانی برای رهبر انجمن حجتیه پیام تسلیت فرستاد. محسنحسام مظاهری، پژوهشگر مطالعات دین و مناسک شیعه، پس از درگذشت افتخارزاده گزارش داد که آیت الله وحید خراسانی و چند مرجع دیگر برای او پیام تسلیت فرستادهاند.
مظاهری این اقدام را در چارچوب روابط دیرینه برخی مراجع سنتگرای قم با افتخارزاده و انجمن حجتیه تحلیل کرده است.
خانواده وحید خراسانی؛ پیوند مرجعیت با سیاست
همسر آیت الله وحید خراسانی، سیده خانم حسینی، در ۱۷ آذر ۱۴۰۲ درگذشت. در پی این اتفاق، رهبر شهید و شماری از مراجع، شخصیتهای سیاسی و مسئولان جمهوری اسلامی پیام تسلیت منتشر کردند.
از فرزندان شناختهشده او، محسن وحید خراسانی است که در امور مرتبط با بیت و ارتباطات رسمی پدر نقش داشته است. در آبان ۱۴۰۵، هنگامی که آیت الله وحید خراسانی در بیمارستان بستری شد، رئیس دفتر مسعود پزشکیان با محسن وحید خراسانی تماس گرفت و وضعیت درمان او را جویا شد.
از دیگر اعضای خانواده میتوان به دختر او اشاره کرد که همسر صادق آملی لاریجانی است.
این ازدواج، خانواده آیت الله وحید خراسانی را با یکی از بانفوذترین خاندانهای روحانی و سیاسی جمهوری اسلامی پیوند میدهد. صادق آملی لاریجانی از اعضای پیشین شورای نگهبان، رئیس سابق قوه قضاییه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است.
شاگردانی که به نهادهای قدرت رسیدند
درس خارج فقه و اصول آیت الله وحید خراسانی برای دههها از مهمترین مراکز تربیت روحانیان در قم بوده است.
در میان کسانی که سابقه تحصیل نزد او دارند، نام محمدمهدی شبزندهدار اهمیت ویژهای پیدا میکند. شبزندهدار بعدها به عضویت شورای نگهبان و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درآمد.
از دیگر پژوهشگران و روحانیانی که در زندگینامههای علمیشان به حضور در درس وحید اشاره شده، میتوان به مهدی مهریزی و کاظم قاضیزاده اشاره کرد.
فتوای جنجالی درباره نمایش چهره حضرت عباس
آیت الله وحید خراسانی در میان مراجع تقلید شیعه، تنها به دلیل تسلط بر فقه و اصول شناخته نمیشود. نام او با دفاع سختگیرانه از شعائر مذهبی، نقد فلسفه و عرفان، مخالفت با بعضی تولیدات سینمایی و اختلافنظرهای فقهی درباره عزاداری نیز گره خورده است.
یکی از شناختهشدهترین مواضع فقهی آیت الله وحید خراسانی، مخالفت او با نمایش چهره امامان و برخی شخصیتهای مقدس شیعه در آثار تصویری بود.
در سال ۱۳۹۴ و همزمان با بحث درباره اکران فیلم «رستاخیز»، دفتر او اعلام کرد که نمایش چهره امامان و شخصیتهایی مانند حضرت ابوالفضل عباس جایز نیست.
این موضع در فضای سینمای ایران اهمیت زیادی پیدا کرد؛ زیرا فیلم «رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش، یکی از پرهزینهترین تولیدات تاریخی و مذهبی سینمای ایران بود.
اختلاف بر سر نمایش چهره شخصیتهای مقدس، به یکی از عوامل مهم مناقشه بر سر نمایش عمومی فیلم تبدیل شد.
ماجرای قمهزنی؛ اختلافی قدیمی با سیاست رسمی جمهوری اسلامی
یکی از جنجالیترین موضوعات مرتبط با آیت الله وحید خراسانی، مسئله قمهزنی و حدود مجاز عزاداری مذهبی بوده است.
رهبر شهید در دوران رهبری خود، قمهزنی را به دلیل آسیب به چهره مذهب و پیامدهای اجتماعی آن، ممنوع اعلام کرده بود.
در مقابل، سخنانی از آیت الله وحید خراسانی منتشر شد که در آن از برخی شیوههای سنتی عزاداری و نظر فقهای گذشته درباره آنها دفاع میکرد و منتقدان بعضی آیینهای سوگواری را به ناآگاهی فقهی متهم میساخت.
برخی نویسندگان از این مواضع نتیجه گرفتهاند که او با ممنوعیت قمهزنی مخالف بوده است.
مناقشه بر سر فتاوای مربوط به اهل سنت
بخشی از سخنرانیهای آیت الله وحید خراسانی درباره تاریخ صدر اسلام و اختلافات شیعه و سنی نیز با انتقاد مواجه شده است.
او از موضعی وفادار به روایت سنتی شیعه درباره اختلافات پس از درگذشت پیامبر اسلام سخن میگفت و در برخی اظهارات خود، انتقادهای تندی متوجه خلفای نخستین و شخصیتهای مورد احترام اهل سنت میکرد.
منتقدان این ادبیات معتقدند بیان چنین مواضعی میتواند به اختلافات مذهبی دامن بزند و با سیاست رسمی وحدت اسلامی ناسازگار باشد.
در برخی منابع انتقادی حتی مطالبی درباره حکم نبش قبر خلفای نخستین به او نسبت داده شده است. بااینحال، برای معرفی چنین عبارتی بهعنوان «فتوای رسمی آیت الله وحید خراسانی» باید متن کامل، زمان صدور، صورت مسئله و تأیید دفتر او در دست باشد.
چند فتوای کمتر شناختهشده
در میان استفتائات منتشرشده از آیت الله وحید خراسانی، احکامی دیده میشود که برای خواننده عمومی امروز ممکن است غیرمنتظره باشد، اما لزوماً از نظر فقه سنتی شیعه نادر یا بیسابقه نیستند.
بیشتر بخوانید: حضرت آیت الله وحید خراسانی:این نظام مال ما نیست/حفظ محیط زیست از وظایف عقلی و شرعی همه افراد است
برای مثال، در مسئله ازدواج با پیروان ادیان دیگر، او ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان را باطل دانسته و در عین حال برای ازدواج مرد مسلمان با زن یهودی یا مسیحی، با شرایطی، جواز قائل شده است.
در پاسخ دیگری درباره معاشرت با خویشاوندی که اعتقادات دینی را انکار میکند، میان فرد گناهکار و کسی که اصول و ضروریات دین را انکار کرده تفاوت گذاشته و حکم رفتوآمد را با توجه به احتمال هدایت و پیامدهای رابطه توضیح داده است.
همچنین در مسئله احراز نجاست به گفته کودک، میان کودک غیرممیز و کودک ممیز و مورد اعتماد تفاوت قائل شده است.
میراثی که نمیتوان تنها با یک عنوان توضیح داد
آیت الله وحید خراسانی را نمیتوان صرفاً «مرجع منتقد حکومت»، «روحانی سنتگرا» یا «استاد چهرههای حکومتی» نامید.
او همزمان حامل چند ویژگی بود: فقیهی برجسته و استاد پرنفوذ حوزه، مخالف فلسفه و عرفان نظری بهعنوان مبنای مستقل شناخت دین، مدافع برخی شعائر سنتی، صاحب مواضع تند در مناقشات مذهبی و از چهرههای مدافع استقلال مرجعیت از قدرت سیاسی.
سه ویژگی پروژه او برجسته است: وفاداری به سنت فقهی نجف، تأکید بر تقدم قرآن و روایات اهلبیت بر فلسفه و عرفان نظری، و دفاع از اعتبار مرجعیت بهعنوان نهادی علمی که مشروعیت خود را از قدرت سیاسی نمیگیرد.
اهمیت آیت الله وحید خراسانی در یک دوگانگی بود؛ فقیهی که در اندیشه دینی محافظهکار بود، اما همین محافظهکاری در برخی بزنگاهها او را در برابر ساختار رسمی قدرت سیاسی قرار داد.