درخواست نبویان از محسن رضایی برای تغییر ترکیب مذاکرهکنندگان؛ جبهه پایداری به دنبال حذف قالیباف است؟
رویداد۲۴| همین دیشب شاهد حملاتی به قشم بودیم و سایه جنگ همچنان بر سر مملکت است، با این حال طیفی از سیاسیون به تداوم جنگ اصرار داشته و دست از مواضع پیشین خود علیه مذاکره و توافق نمیکشند. شاهد این مدعا درخواست محمود نبویان، نماینده تندرو تهران، از محسن رضایی برای تغییر ترکیب تیم مذاکرهکننده است. او در پستی در فضای مجازی، با متهم کردن طرفداران مذاکره به تلاش برای باز کردن راه خروج ترامپ، از دبیر شورای عالی امنیت ملی خواسته است مذاکرهکنندگان را تغییر دهد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، شکست جمهوریخواهان در انتخابات آمریکا را نه پیروزی دموکراتها، بلکه نتیجه مقاومت ایران دانسته است. او در ادامه مدعی شده کسانی که به دنبال ایجاد «پنجره خروج» برای دونالد ترامپ و دادن امتیاز به آمریکا هستند، در اشتباهاند و دستاوردهای ایران را باید حاصل مقاومت دانست، نه مذاکره.
نبویان در ادامه، مذاکرات ایران و آمریکا را با تجربههایی مانند توافق الجزایر، برجام و تفاهمنامه ۱۴ بندی اخیر مقایسه کرده و مدعی شده است همه این توافقها به زیان ایران تمام شدهاند. اما بخش مهمتر پیام او جایی است که مستقیماً سراغ ترکیب تیم مذاکرهکننده میرود.
این نماینده نزدیک به جبهه پایداری مینویسد تا زمانی که طرفداران نظریه «پنجره خروج» و «بانیان برجام خسارتبار» در تیم مذاکرات حضور دارند، مذاکرات آینده نیز به زیان ایران خواهد بود. او در پایان از محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درخواست کرده است در ترکیب تیم مذاکرهکننده تجدیدنظر کند تا به گفته او، کشور بار دیگر متحمل خسارت نشود.
اگرچه نبویان در پیام خود نامی از افراد مورد نظرش نبرده، اما با توجه به اینکه محمدباقر قالیباف در ماههای اخیر مسئولیت تیم مذاکرهکننده را بر عهده داشته، این درخواست عملاً میتواند متوجه رئیس مجلس و اعضای نزدیک به او در تیم مذاکره باشد. بهویژه آنکه اختلاف بر سر نحوه مواجهه با آمریکا، پیش از این نیز در اظهارات چهرههای سیاسی و رسانههای نزدیک به جریان تندرو بازتاب داشته است.
این البته نخستین بار نیست که نبویان مستقیماً ترکیب تیم مذاکرهکننده و نقش قالیباف در آن را هدف میگیرد. او ۱۷ اردیبهشت امسال، در حالی که هنوز از اعضای هیئت اعزامی ایران به مذاکرات اسلامآباد بود، صریحاً از قالیباف خواسته بود «اصحاب توافق خسارتبار برجام» را از تیم مذاکرهکننده حذف کند. تفاوت موضع تازه او با اظهارنظر قبلی در این است که این بار به جای درخواست مستقیم از رئیس مجلس، محسن رضایی را مخاطب قرار داده است. تغییر مخاطب این درخواست میتواند نشانه تلاش برای پیش بردن تغییرات در تیم مذاکرهکننده از مسیری فراتر از خود قالیباف باشد.
چرا نبویان سراغ محسن رضایی رفت، نه قالیباف؟
انتخاب مخاطب این درخواست نیز قابل توجه است. نبویان به جای خطاب قرار دادن رئیس مجلس یا وزیر خارجه، مستقیماً از دبیر شورای عالی امنیت ملی خواسته است ترکیب تیم مذاکرهکننده را تغییر دهد. این انتخاب را باید در چارچوب تحولات اخیر در ساختار تصمیمگیری پرونده مذاکرات بررسی کرد.
در واقع، درخواست نبویان را میتوان تلاشی برای اثرگذاری بر موازنه درون ساختار تصمیمگیری مذاکرات دانست. قالیباف در ماههای گذشته با تکیه بر جایگاهی که برای هدایت مذاکرات به دست آورده، عملاً به چهره اصلی این پرونده تبدیل شده است. در مقابل، طیف نزدیک به جبهه پایداری از همان ابتدای مذاکرات نسبت به ترکیب تیم و احتمال امتیازدهی به آمریکا موضع انتقادی داشته است. حالا با تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی و قرار گرفتن محسن رضایی در این جایگاه، به نظر میرسد مخالفان قالیباف میخواهند از ظرفیت این تغییر برای بازنگری در ترکیب تیم استفاده کنند.
۱۱ آبان بود که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، اعلام کرد تغییری در ترکیب تیم مذاکرهکننده رخ نداده و محمدباقر قالیباف همچنان مسئول مذاکرات است. او در عین حال توضیح داد که تصمیمگیری درباره پاسخ به نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بر عهده محسن رضایی است؛ نامهای که مستقیماً خطاب به دبیر شورای عالی امنیت ملی ارسال شده بود.
این تفکیک مسئولیتها نشان میدهد که اگرچه قالیباف همچنان مسئول هدایت تیم مذاکرهکننده معرفی میشود، محسن رضایی نیز در مدیریت پرونده و تصمیمگیری درباره برخی پیامهای دیپلماتیک جایگاه مهمی دارد؛ بنابراین خطاب قرار دادن رضایی از سوی نبویان را باید در همین چارچوب بررسی کرد؛ تلاشی برای اثرگذاری بر تصمیمگیری در سطح شورای عالی امنیت ملی، نه صرفاً انتقاد از عملکرد وزارت خارجه.
یک نکته دیگر در مواضع نبویان قابل توجه است. او خود در مقطعی از اعضای هیئت مذاکرهکننده ایران در اسلامآباد بود و در فروردین ۱۴۰۵، پس از شکست مذاکرات، درباره مطالبات آمریکا و دلایل نرسیدن به توافق اظهارنظر میکرد. حضور او در هیئت مذاکرهکننده و درخواست امروز او برای تغییر ترکیب همان تیم، این پرسش را مطرح میکند که اختلاف اصلی بر سر اصل مذاکره است یا نوع توافق و افرادی که مسئولیت آن را بر عهده دارند؟
جبهه پایداری و قالیباف؛ اختلافی فراتر از ترکیب تیم مذاکره
اختلاف قالیباف با چهرههای نزدیک به جبهه پایداری بر سر مذاکرات، موضوع تازهای نیست. در ماههای گذشته، پس از آنکه رئیس مجلس از روند مذاکرات و تفاهمهای صورتگرفته دفاع کرد، انتقادها از سوی طیف مخالف توافق شدت گرفت. قالیباف نیز در واکنشی کمسابقه خطاب به مخالفان مذاکرات گفت: «شما نه در دیپلماسی کمک میکنید و نه در جنگ. دیگر اذیت نکنید و حرف ترامپ را هم قرقره نکنید.» او همچنین هشدار داد که نباید به دلیل اختلافات سیاسی با شخص او، حقوق کشور در مذاکرات نادیده گرفته شود.
این موضعگیری نشان میداد اختلاف بر سر مذاکرات، دیگر صرفاً به تفاوت دیدگاه درباره نحوه مواجهه با آمریکا محدود نیست و به تقابل سیاسی میان قالیباف و منتقدانش نیز کشیده شده است. در چنین شرایطی، درخواست دوباره نبویان برای تغییر اعضای تیم مذاکرهکننده را نمیتوان جدا از این سابقه ارزیابی کرد. بهخصوص آنکه قالیباف در ماههای گذشته نهتنها مسئولیت مذاکرات را پذیرفته، بلکه از ضرورت استفاده از ابزار دیپلماسی در کنار ظرفیتهای نظامی دفاع کرده است.
به این ترتیب، موضوع فقط حضور چند چهره منتسب به برجام در تیم مذاکرهکننده نیست؛ مسئله این است که آیا قالیباف همچنان اختیار و پشتوانه لازم برای هدایت مذاکرات را خواهد داشت یا مخالفان سیاسی او میتوانند با استفاده از تغییرات در شورای عالی امنیت ملی، مسیر و ترکیب این پرونده را تغییر دهند؟
شکست جمهوریخواهان؛ پیروزی مقاومت یا بهانهای برای بستن مسیر مذاکره؟
استدلال دیگر نبویان به انتخابات آمریکا مربوط است. او شکست جمهوریخواهان را نتیجه مقاومت ایران معرفی میکند و از آن نتیجه میگیرد که مذاکرهکنندگان نباید به ترامپ فرصت خروج از بحران بدهند.
اما شکست انتخاباتی حزب حاکم در آمریکا، به خودی خود نه اثباتکننده موفقیت سیاست مقاومت ایران است و نه دلیلی برای بیفایده بودن دیپلماسی. انتخابات آمریکا تابع مجموعهای از عوامل داخلی، اقتصادی و اجتماعی است و نمیتوان نتیجه آن را بدون شواهد مستقل به عملکرد سیاست خارجی تهران نسبت داد.
از سوی دیگر، مذاکره لزوماً به معنای امتیاز دادن نیست. همانطور که مقاومت و حفظ ابزارهای فشار میتواند بخشی از راهبرد یک کشور باشد، دیپلماسی نیز ابزاری برای تبدیل این ظرفیتها به دستاوردهای سیاسی و اقتصادی است. مسئله اصلی، نه انتخاب میان مقاومت و مذاکره، بلکه تعیین حدود مطالبات، تضمین اجرای تعهدات و جلوگیری از تکرار تجربه توافقهای ناپایدار است.
محسن رضایی اکنون در موقعیتی قرار دارد که باید میان درخواست طیفی از مخالفان توافق و حفظ ترکیب تیمی که تا همین چند روز پیش مسئولیت آن با قالیباف اعلام شده بود، تصمیمگیری کند. بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، ۱۱ آبان تأکید کرده بود که قالیباف همچنان مسئول مذاکرات است و تغییری در ترکیب تیم ایجاد نشده است. حالا درخواست نبویان این پرسش را مطرح میکند که آیا این ترکیب همچنان از حمایت ساختار تصمیمگیر برخوردار خواهد بود یا فشار مخالفان مذاکره میتواند به تغییرات تازهای منجر شود؟
در شرایطی که سایه جنگ همچنان از سر کشور کنار نرفته و هزینه ادامه تنشها مستقیماً متوجه جامعه و اقتصاد ایران است، تبدیل اختلافات سیاسی به مناقشهای بر سر حذف مذاکرهکنندگان میتواند خود به مانعی تازه در مسیر دیپلماسی تبدیل شود. مسئله فقط قالیباف یا چند عضو تیم مذاکرهکننده نیست؛ پرسش اصلی این است که چه کسی و بر اساس چه معیاری قرار است درباره مسیر مذاکره و امکان رسیدن به توافق تصمیم بگیرد؟