پشتپرده حضور وزیر انرژی روسیه در تهران؛ عصای شکسته مسکو زیر بغل دیپلماسی ایرانی

رویداد۲۴| تهران این روزها میزبان ترافیک دیپلماتیک با طعم «نفت و گاز» است. سرگئی تسیویلف، وزیر انرژی روسیه، در سفری که فراتر از پروتکلهای مرسوم وزیران است، پس از رایزنیهای فشرده امنیتی با علی لاریجانی، امروز راهی پاستور شد تا با مسعود پزشکیان دیدار کند.
در حالی که دولتمردان از «رابطه ممتاز» سخن میگویند، اما ناترازی شدید انرژی در داخل و سایه سنگین تحریمها، این پرسش را پررنگتر کرده است که آیا این رفتوآمدهای راهبردی، باری از دوش سفره مردم برمیدارد یا صرفاً در حال تعمیق وابستگی به همسایه شمالی در روزهای سخت کرملین است؟
چرا وزیر انرژی روسیه با لاریجانی دیدار کرد؟
نکته تأملبرانگیز این سفر، آغاز آن از کریدورهای امنیتی بود. حضور تسیویلف در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و گفتوگو با علی لاریجانی، نشاندهنده آن است که پروندههای مشترک تهران و مسکو دیگر تنها جنبه فنی و اقتصادی ندارند.
لاریجانی در این دیدار با اشاره به «فشارهای مشابه غرب»، بر رفع موانع اجرایی کریدور شمال-جنوب تأکید کرد. وزیر روس نیز از «همراهی در تمامی شرایط» سخن گفت.
ارجاع پروندههای اقتصادی به نهادهای امنیتی، گویای آن است که پروژههایی نظیر «سوآپ گازی» یا «ساخت نیروگاههای اتمی بوشهر»، با گرههای کوری مواجهاند که وزرای اجرایی قادر به باز کردن آن نیستند. روسیه که خود درگیر فرسایش جنگ اوکراین است، حالا بیش از همیشه به مسیرهای ترانزیتی ایران چشم دوخته است.
در پاستور چه گذشت؟
امروز هم مسعود پزشکیان میزبان تسیویلف بود. رایزنیها حول محور تکمیل کریدورهای ترانزیتی، همکاری در بخش کشاورزی و نهایی کردن قرارداد واردات گاز از روسیه انجام شد و رئیس جمهور کشورمان از عزم جدی دولت چهاردهم برای عملیاتی کردن سند جامع همکاریهای راهبردی سخن گفت. پزشکیان تأکید کرد که شخصاً روند پیشرفت توافقات را بهصورت هفتگی پیگیری میکند.
این طور که به نظر میرسد، پزشکیان با رویکردی واقعگرایانه، تلاش دارد تا همکاری با روسیه را به ابزاری برای کاهش اثر تحریمها و حل بحران ناترازی انرژی تبدیل کند، اما تأکید وی بر «دقت در اجرا»، شاید کنایهای به بدعهدیهای تاریخی مسکو در اتمام پروژههای نیروگاهی و نفتی باشد.
توازن یا وابستگی؟
در مجموع میتوان گفت که سفر وزیر انرژی روسیه در این مقطع زمانی، حامل چند پیام راهبردی است.
نخست، نیاز متقابل در بنبست انرژی. ایران با بحران ناترازی گاز دستوپنجه نرم میکند و روسیه با مازاد گازی که بازارهای اروپاییاش را از دست داده است. توافق برای واردات گاز روسیه، اگرچه در کوتاهمدت مسکنی برای زمستانهای ایران است، اما میتواند در بلندمدت امنیت انرژی کشور را به تصمیمات سیاسی کرملین گره بزند.
دوم، وزنکشی لاریجانی در ساختار قدرت. حضور فعال علی لاریجانی در قامت دبیر شورای عالی امنیت ملی در این مذاکرات، نشاندهنده بازگشت «دیپلماسی واقعگرا» به مدار روابط با شرق است. او تلاش دارد از کارت روسیه برای چانهزنیهای منطقهای استفاده کند، هرچند که منتقدان معتقدند روسیه هرگز شریک قابل اعتمادی در روزهای بحرانی نبوده است.
سوم، خطر «تکمحوری» در سیاست خارجی. در حالی که دولت پزشکیان با شعار «تعامل با جهان» روی کار آمد، اصرار مسکو بر نهایی کردن قراردادهای بلندمدت در حوزههای حساس (نظیر ساخت ۸ نیروگاه اتمی جدید)، ممکن است فضای مانور ایران در مذاکرات احتمالی با غرب را محدود کند.
سنگمحک «توازن» در دیپلماسی لاریجانی و پزشکیان
دیپلماسی انرژی با روسیه، راه رفتن روی لبه تیغ است. برای رسانههای ناظر و افکار عمومی، «نیتخوانی» مقامات روس ملاک نیست؛ ملاک آن است که آیا این توافقات برای مردم سودی دارد یا باز هم قرار است ایران به «حیاط خلوت» اقتصادی مسکو برای دور زدن تحریمهایش تبدیل شود؟ روسیه نشان داده است که هر جا منافعش با غرب ایجاب کند، تهران را وجهالمصالحه قرار میدهد؛ لذا دولت چهاردهم باید مراقب باشد که در چاه «شرقگرایی مفرط» نیفتد.
فرجام یک مراوده؛ هاب منطقهای یا حیاطخلوت گازپروم؟
در تحلیل نهایی، حضور وزیر انرژی روسیه در تهران را نباید تنها در قاب پروتکلهای اقتصادی نگریست. واقعیت آن است که ایران، با دارا بودن دومین ذخایر عظیم گاز جهان، امروز در چنبره «ناترازی خودساخته» گرفتار شده و همین نقطه ضعف، فرش قرمزی برای روسیه گسترده است تا بنبست صادراتی خود به اروپا را در میادین ایران دور بزند.
پیام دیدارهای پیاپی با لاریجانی و پزشکیان فراتر از امضای چند تفاهمنامه است؛ روسیه در پی آن است تا زیرساختهای انرژی ایران را به «ریههای تنفسی» اقتصاد تحریمزده خود تبدیل کند. در این میان، چند نکته استراتژیک از دید ناظران پنهان نمیماند.
معامله با تکنولوژی غایب: روسیه در حالی وعده توسعه میادین پارس جنوبی را میدهد که خود در حوزه «فشارافزایی» و تکنولوژیهای پیشرفته استخراج، به شدت وابسته به غرب بوده و اکنون تحت تحریم است. سپردن سرنوشت مخازن مشترک به شریکی که خود از قافله تکنولوژی عقب مانده، چیزی جز «زمانسوزی» برای منافع ملی ایران نیست.
هزینه سنگین وابستگی: واردات گاز از روسیه برای مصرف داخلی، اگرچه در کوتاهمدت شعلههای بخاری را در شمال کشور روشن نگه میدارد، اما در بلندمدت، استقلال استراتژیک ایران در بازار انرژی جهانی را به «امضای کرملین» گره میزند.
سهم ناچیز از یک سفره بزرگ: در حالی که روسیه به دنبال تبدیل ایران به معبر ترانزیتی برای نفوذ به بازارهای پاکستان، هند و حاشیه خلیجفارس است، سهم ایران از این بازی بزرگ تنها به «حقالعملکاری» محدود شده است.
خلاصه اینکه دولت چهاردهم نباید اجازه دهد که «اضطرار ناترازی گاز»، به ابزاری برای تحمیل قراردادهای ناعادلانه تبدیل شود. روسیه نشان داده است که هرگاه منافعش با غرب یا بازیگران منطقهای ایجاب کند، به راحتی از کارت ایران عبور خواهد کرد. نزدیکی به مسکو نباید به معنای بستن پنجرههای تعامل با جهان و درجا زدن در تکنولوژیهای فرسوده باشد. توسعه پایدار از مسیر «تنوع در شرکای بینالمللی» میگذرد، نه تکیه بر عصای شکستهای که خود زیر بار تحریم و جنگ، ترک خورده است.


