تاریخ انتشار: ۱۳:۲۸ - ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
در رویداد۲۴ بخوانید:

سپر شرقی تهران؛ همگرایی با مسکو و پکن در برابر ضرب‌الاجل واشنگتن

در شرایطی که ضرب‌الاجل و تهدید نظامی در فضای عمومی برجسته شده، تهران در حال ساخت یک سپر دیپلماتیک شرقی است؛ سپری که قرار است هزینه تصمیم‌های تند واشنگتن را افزایش دهد. اما این سپر مطلق و بی‌قیدوشرط نیست.

کروسی

رویداد۲۴| در حالی که واشنگتن با تعیین ضرب‌الاجل ۱۰ روزه و افزایش تهدیدات نظامی خود تلاش می‌کند زمان را به اهرم فشار تبدیل کند، تهران مسیر موازی دیگری را فعال کرده است: همگرایی دیپلماتیک با مسکو و پکن. دیدار هم‌زمان سفرای ایران، روسیه و چین با مدیرکل آژانس در وین، فقط یک نشست فنی نبود؛ نشانه‌ای از آرایش تازه موازنه در پرونده هسته‌ای بود.

پیام وین؛ راه‌حل سیاسی در برابر ضرب‌الاجل

میخائیل اولیانوف اعلام کرد که پیام‌های مشترکی از سوی سه کشور درباره ایران به مدیرکل آژانس ارائه شده و بر «لزوم راه‌حل سیاسی و دیپلماتیک» تأکید شده است. این موضع‌گیری در شرایطی صورت گرفت که ادبیات تهدید از سوی دونالد ترامپ تشدید شده و سخن از «۱۰ تا ۱۵ روز» فرصت برای توافق به میان آمده است.

دیدار با رافائل گروسی، در واقع تلاشی برای مدیریت صحنه حقوقی و فنی پرونده نیز هست. تهران می‌داند که هرگونه تشدید تنش بدون پوشش دیپلماتیک، می‌تواند به فعال‌شدن سازوکار‌های فشار در آژانس و شورای امنیت منجر شود. از همین رو، هماهنگی با مسکو و پکن نوعی «بیمه سیاسی» محسوب می‌شود.

چرا روسیه و چین مهم‌اند؟

روسیه و چین دو عضو دائم شورای امنیت‌اند؛ با حق وتو. در هر سناریوی بازگشت پرونده ایران به شورای امنیت یا تلاش برای اجماع‌سازی جدید، نقش این دو کشور تعیین‌کننده است. همگرایی سه‌جانبه در وین این پیام را مخابره می‌کند که تهران در صورت افزایش فشار غرب، تنها نخواهد بود.

اما پرسش مهم‌تر این است: این حمایت تا کجا پیش می‌رود؟ آیا مسکو و پکن صرفاً با اصل «فشار یک‌جانبه آمریکا» مخالف‌اند؟ یا حاضرند در صورت تشدید بحران، هزینه‌های سیاسی و اقتصادی بیشتری بپردازند؟ تجربه نشان داده حمایت روسیه و چین از ایران عمدتاً در سطح سیاسی و دیپلماتیک تعریف می‌شود؛ نه لزوماً امنیتی یا نظامی.

چرخش به شرق یا اهرم چانه‌زنی؟

تحولات اخیر را می‌توان از دو زاویه تحلیل کرد. نخست، چرخش ساختاری به شرق؛ تهران در حال تعمیق پیوند‌های راهبردی با بلوک غیرغربی است تا در برابر فشار آمریکا، تکیه‌گاهی پایدار داشته باشد.

دوم، اهرم تاکتیکی مذاکره؛ نزدیکی به مسکو و پکن ابزاری برای افزایش قدرت چانه‌زنی در برابر واشنگتن است، نه جایگزین کامل مذاکره با غرب.

واقعیت، اما احتمالاً ترکیبی از هر دو است. ایران با فعال‌کردن محور شرقی، می‌کوشد هزینه اقدام آمریکا را بالا ببرد و نشان دهد هرگونه فشار حداکثری، با مقاومت بلوکی مواجه خواهد شد.

محدودیت‌های سپر شرقی

این همگرایی امما محدودیت‌هایی نیز دارد. روسیه درگیر جنگ اوکراین است و چین درگیر رقابت اقتصادی گسترده با آمریکاست. هیچ‌یک تمایل ندارند بحران جدیدی در خاورمیانه به شکل غیرقابل‌کنترل شعله‌ور شود. بنابراین، حمایت آنها از تهران احتمالاً در چارچوب «مدیریت تنش» تعریف می‌شود، نه تشدید آن.

به بیان دیگر، مسکو و پکن ممکن است از ایران در برابر اجماع‌سازی فوری حمایت کنند، اما هم‌زمان تهران را نیز به خویشتنداری و حفظ مسیر دیپلماسی تشویق خواهند کرد.

پیام به واشنگتن

همگرایی سه‌جانبه در وین حامل پیامی روشن به آمریکاست: اگر مسیر فشار یک‌جانبه ادامه یابد، پرونده ایران به عرصه رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل خواهد شد. این همان سناریویی است که واشنگتن از آن پرهیز دارد؛ زیرا می‌تواند پرونده هسته‌ای را از چارچوب کنترل‌شده دوجانبه خارج کند.

در شرایطی که ضرب‌الاجل و تهدید نظامی در فضای عمومی برجسته شده، تهران در حال ساخت یک سپر دیپلماتیک شرقی است؛ سپری که قرار است هزینه تصمیم‌های تند واشنگتن را افزایش دهد. اما این سپر مطلق و بی‌قیدوشرط نیست. روسیه و چین خواهان ثبات‌اند، نه بحران گسترده.

بنابراین، همگرایی تهران با مسکو و پکن بیش از آنکه نشانه ورود به یک بلوک نظامی باشد، تلاشی برای بازتنظیم موازنه و تقویت موقعیت مذاکره است. در نهایت، اگر مسیر دیپلماسی بسته شود، این محور می‌تواند زمان بخرد؛ اما بعید است جایگزین کامل گفت‌و‌گو با غرب شود.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما