تاریخ انتشار: ۰۷:۰۵ - ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

اظهارات جنجالی آزاد ارمکی؛ دعوای حجاب بر سر دین نبود، بر سر فرمانبری بود

تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس، با انتقاد از نحوه مواجهه حاکمیت با برخی مسائل اجتماعی گفت موضوع حجاب و عفاف بیش از آنکه به دینداری مردم مربوط باشد، به «اطاعت» از نظام سیاسی گره خورده است. او همچنین تأکید کرد که جامعه ایران امروز بیش از آنکه در دولت تعریف شود، در بستر جامعه‌ای متکثر و قدرتمند زیست می‌کند.
آزاد ارمکی

رویداد۲۴| تقی آزاد ارمکی در بخشی از مناظره خود با علیرضا شجاعی زند در خبرآنلاین گفت: اساساً در دوره معاصر، با پدیده‌ای به نام جامعه قوی و متکثر رو‌به‌رو هستیم. اتفاقاً زیست ما بیش از آن که در نظام سیاسی امروز باشد، در جامعه است. به همین دلیل، دولت و نظام سیاسی حاکمیت تمنا و طلب در اختیار گرفتن جامعه را دارند.

او افزود: اخیراً در بحث حجاب و عفاف این را دیدیم. موضوع این نبود که مردم دیندار شوند، بلکه مسئله این بود که چرا حرف ما را گوش نمی‌دهند. در موضوعات دیگر هم وضع به همین منوال است و در دانشگاه‌ها نیز همین‌طور است. سیستم به گونه‌ای عمل کرده که برای دانشیاری هم کلاس آموزش دینی گذاشته‌اند؛ این یعنی فرمالیزم من را بپذیرید و نه محتوای من را.

آزاد ارمکی ادامه داد: جامعه ایرانی، به لحاظ تاریخی و همچنین در عصر معاصر، جامعه‌ای طبقاتی است. هر چه جلوتر می‌رویم، همه ستیز در تصاحب طبقه بالاست. به همین دلیل، دولت‌های قدرتمند ظهور می‌کنند؛ دولت‌هایی که هم می‌سازند، هم ویران می‌کنند و هم فرو می‌ریزند.

او افزود: در انقلاب، بورژوازی (چه وابسته و چه غیروابسته) را به درست یا غلط فرو ریختیم. هیچ چیزی باقی نماند. همه صنایع را ملی کردیم، با این دید که وابسته و فاسد بودند، کل پروژه بورژوازی ایرانی را ساقط کردیم و چهل سال است که سعی می‌کنیم یک بورژوازی ایرانی بسازیم. دولت دارد یک بورژوازی می‌سازد، اما خصولتی‌ها از آن خارج می‌شوند. شما پول خود را به افرادی می‌دهید که صنعت ایجاد کنند. افراد وام می‌گیرند و شبه‌کارخانه ایجاد می‌کنند و پول را به خارج از کشور منتقل می‌کنند. وقتی هم قوی می‌شوند، دولت نه با حرکت‌های توده‌ای و طبقه متوسط، بلکه به واسطه همین نیرو‌ها سقوط می‌کند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه جامعه ایرانی اساساً طبقاتی است گفت: جامعه ما طبقاتی مانده و میل به طبقاتی بودن دارد. این طبقات شامل بالا، متوسط و پایین و ترکیبات آنها هستند. ما در دوره معاصر به این دلیل که بورژوازی را به هم زده و ویران کرده‌ایم. مثلا کارخانه‌های کفش بلا، فرش ماشینی و سماورسازی را تعطیل کردیم. این خصلت انقلاب بود. اما این نیرو می‌توانست وقتی رشد کرد، خود را تصحیح کند، مانند بورژوازی در چین. دولت می‌خواهد طبقه بالا بسازد و از این طریق لایه‌لایه خود را توسعه دهد. بازی طبقه متوسط و دگرگونی‌های آن مانند ترکیه، مصر، فرانسه و ایتالیا نیست، زیرا میل به سازه طبقات وجود دارد.

در اینجا متفکر، جامعه‌شناس و فیلسوفی که طبقه و فهم طبقاتی را صورت‌بندی و تنظیم روابط طبقات کرده باشد، غایب است. به همین دلیل، حتی با تعابیری که دیده‌ام، طبقه متوسط به حاشیه می‌رود و اجازه می‌دهد کل رژیم سقوط کند، خونریزی زیادی در شهر رخ دهد و آدم‌ها همدیگر را بکشند.

او افزود: حرف من درباره طبقه متوسط این است که باید این پدیده مهم، متکثر و بعضاً متزاحم، جاندار و حاضر را به رسمیت بشناسیم و به آن اجازه دهیم نقش مؤثر در سامان حیات اجتماعی داشته باشد. این امر می‌تواند باعث شود طبقه متوسط برای تغییر غایب شود یا برای فروپاشی، نیروی خلاق به کار گیرد، و از کنش توده‌گرایانه خیزش تهی‌دستانه علیه حاکمیت جلوگیری کند یا از سوی یدگر به حاکمیت در سرکوب طبقه پایین کمک کند. جامعه باید به جلو برود و پروژه دموکراسی و توسعه ادامه پیدا کند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha