کاخ سفید زیر فشار صورتحساب جنگ؛ بنبست نظامی یا بازگشت به دیپلماسی؟
رویداد۲۴| صورتحساب جنگی که واشنگتن در ماههای اخیر به جریان انداخته، هر روز سنگینتر میشود. هزینه این سیاست تنها به میلیاردها دلار بودجه نظامی محدود نیست؛ بلکه دامنه آن از افزایش فشار بر مالیاتدهندگان آمریکایی تا تشدید بیثباتی در یکی از مهمترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان و تهدید امنیت مسیرهای اصلی انتقال انرژی امتداد یافته است. همزمان با ادامه تنشها، رسانههای بینالمللی و تحلیلگران غربی بیش از گذشته از شکاف میان روایتهای رسمی کاخ سفید و واقعیتهای میدانی سخن میگویند؛ شکافی که اکنون به یکی از محورهای اصلی اختلاف در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شده است.
آنچه در جلسات اخیر کنگره آمریکا رخ داد، نشان داد که تردیدها درباره راهبرد نظامی دولت، دیگر تنها به محافل کارشناسی محدود نیست و اکنون به درون ساختار تصمیمگیری واشنگتن نیز راه یافته است. بسیاری از نمایندگان معتقدند ادامه اتکا به فشار نظامی، نهتنها چشمانداز روشنی برای پایان بحران ایجاد نکرده، بلکه آمریکا را بیش از پیش در معرض گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی دیگر قرار داده است؛ جنگی که پایان و هزینههای آن هنوز قابل پیشبینی نیست.
زلزله در کپیتال هیل؛ کنگره در برابر صورتحساب سنگین جنگ
جلسات استماع اخیر کنگره با حضور مقامهای ارشد پنتاگون، بیش از آنکه به دفاع از سیاستهای نظامی دولت شباهت داشته باشد، به صحنهای برای پرسشهای تند و انتقادهای بیسابقه از راهبرد کاخ سفید تبدیل شد. مقامهای وزارت دفاع آمریکا در این نشستها تلاش کردند از درخواست بودجه تکمیلی دهها میلیارد دلاری دفاع کنند؛ بودجهای که برآورد هزینههای جنگ تا پایان سال مالی را به حدود ۳۷.۵ میلیارد دلار رسانده است.
اما همین درخواست، موجی از پرسشهای جدی را در میان قانونگذاران برانگیخت. منتقدان با اشاره به افزایش حدود هشت میلیارد دلاری هزینههای پیشبینیشده نسبت به برآوردهای دو ماه قبل، از مسئولان نظامی پرسیدند اگر به ادعای دولت، توان دفاعی و ظرفیتهای هستهای ایران به میزان قابل توجهی آسیب دیده، چرا هزینه ادامه عملیات نهتنها کاهش نیافته، بلکه به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؟
این تناقض، به یکی از محورهای اصلی انتقادها تبدیل شد. برخی نمایندگان حتی عملکرد دولت را فاقد «راهبرد مشخص برای دستیابی به پیروزی» توصیف کردند و هشدار دادند که آمریکا بار دیگر در حال ورود به چرخهای از هزینههای فزاینده بدون چشمانداز روشن برای پایان درگیری است؛ تجربهای که بسیاری آن را یادآور جنگهای طولانی عراق و افغانستان میدانند.
شکاف میان روایتهای رسمی و واقعیت میدان
همزمان با افزایش انتقادهای داخلی، روایتهای رسمی دولت آمریکا نیز بیش از گذشته زیر ذرهبین رسانههای بینالمللی قرار گرفته است. در هفتههای اخیر، مقامهای آمریکایی بارها از موفقیت حملات و وارد شدن آسیب جدی به زیرساختهای راهبردی ایران سخن گفتهاند؛ اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند روند تحولات میدانی با این ادعاها همخوانی ندارد.
از نگاه این تحلیلگران، اگر اهداف اعلامشده تا این اندازه محقق شده بود، ضرورتی برای درخواست بودجههای سنگینتر، ادامه عملیات نظامی و طرح گزینههای جدید وجود نداشت. همین مسئله باعث شده است روایت رسمی کاخ سفید درباره موفقیت عملیات، با تردیدهای فزایندهای در داخل و خارج از آمریکا مواجه شود.
خلیج فارس؛ جبههای که میتواند بحران را جهانی کند
همزمان با ادامه تنشها، نگرانیها درباره امنیت خطوط کشتیرانی، بنادر منطقه و تنگه هرمز نیز افزایش یافته است. این آبراه که بخش قابل توجهی از تجارت جهانی انرژی از آن عبور میکند، بار دیگر به یکی از حساسترین نقاط بحران تبدیل شده است.
مقامهای آمریکایی تلاش میکنند ناامنی احتمالی در تنگه هرمز را به عنوان تهدیدی برای اقتصاد جهانی مطرح کنند و حمایت گستردهتری برای سیاستهای خود به دست آورند؛ اما بخش قابل توجهی از تحلیلگران بینالمللی معتقدند بخش مهمی از بیثباتی کنونی، نتیجه تشدید رویارویی نظامی و نبود یک راهبرد سیاسی روشن برای مهار بحران است.
بازارهای جهانی نیز به هر تحول امنیتی در این منطقه واکنش نشان میدهند؛ زیرا هرگونه اختلال در جریان کشتیرانی یا صادرات انرژی میتواند پیامدهایی فراتر از خاورمیانه داشته باشد و قیمت نفت، هزینه حملونقل و زنجیره تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
بازگشت دیپلماسی؛ تنها راه مهار صورتحساب رو به افزایش جنگ
در چنین شرایطی، تلاش برخی بازیگران منطقهای و میانجیهای بینالمللی برای احیای مسیر گفتوگو و دستیابی به آتشبس موقت، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از ناظران معتقدند ادامه مسیر کنونی، نه تنها دستاورد راهبردی مشخصی برای آمریکا به همراه نداشته، بلکه هزینههای مالی، سیاسی و امنیتی این کشور را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
رسانهها و تحلیلگران بینالمللی نیز به طور فزاینده بر این نکته تأکید میکنند که افزایش مستمر بودجههای نظامی، در حالی که افکار عمومی آمریکا نسبت به تداوم درگیریها تردیدهای جدی دارد، نشانهای از دشوارتر شدن مدیریت این بحران است. از این منظر، هرچه جنگ طولانیتر شود، فاصله میان اهداف اعلامشده و نتایج واقعی بیشتر خواهد شد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اکنون بیش از هر زمان دیگری، بازگشت به دیپلماسی، مدیریت تنش و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای جلوگیری از گسترش درگیری، تنها راه جلوگیری از افزایش بیشتر هزینههایی است که نه فقط واشنگتن، بلکه اقتصاد جهانی و امنیت منطقه نیز ناچار به پرداخت آن خواهند بود.

کشور حسابی قانون یعنی این دولت برای همین نماینده ها خانواده شون میجنگه اما دست دولت رو بیخودی بستن بعد سالها ایران از شکم ما زد داد نیابتی گرسنه فلسطین سوریه لبنان مجلس جای بررسی خرج حبف میل تازه میگه بیشتر باید داد بهشون