بحران دخل و خرج تامین اجتماعی؛ مستمریبگیران تاوان کسری ۱۷ هزار میلیارد تومانی را میدهند
رویداد۲۴| مشکل بازنشستگان دیگر فقط به زمان پرداخت حقوق یا معوقات محدود نمیشود؛ مسئله اصلی، فاصله عمیقی است که میان میزان مستمریها و هزینه واقعی زندگی ایجاد شده است. میلیونها مستمریبگیر تامین اجتماعی در حالی هر ماه چشمانتظار واریز حقوق خود هستند که بخش قابل توجهی از این درآمد، پیش از آنکه ماه به نیمه برسد، صرف هزینههای ضروری زندگی میشود.
اظهارات اخیر مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، درباره وضعیت مالی این سازمان بار دیگر ابعاد بحران صندوق بازنشستگی را نمایان کرده است. او گفته است: «حتی اگر بتوانیم در بهترین حالت ممکن تمامی حق بیمههای جاری را وصول کنیم، باز هم دستکم ماهانه ۱۷ هزار میلیارد تومان برای پرداخت حقوق مستمریبگیران کسری داریم.» سالاری همچنین از بدهی ۷۵ هزار میلیارد تومانی این سازمان به بانک مرکزی خبر داده است.
این اعداد اگرچه نشاندهنده مشکلات ساختاری تامین اجتماعی است، اما برای بازنشستگانی که هر روز با افزایش قیمتها مواجهاند، معنای دیگری دارد؛ نگرانی از آینده، دشواری تامین هزینههای ضروری و احساس بیپناهی در برابر موج گرانیها.
سیاهه مشکلات بازنشستگان
در ماههای اخیر یکی از اصلیترین مطالبات بازنشستگان، پرداخت معوقات مربوط به افزایش حقوق و اجرای متناسبسازی بوده است. بسیاری از مستمریبگیران تامین اجتماعی همچنان منتظر دریافت کامل مبالغی هستند که قرار بود برای جبران فاصله میان حقوق و هزینههای زندگی پرداخت شود.
اگرچه مسئولان بارها از برنامهریزی برای پرداخت این مطالبات خبر دادهاند، اما طولانی شدن روند پرداختها باعث شده بخشی از بازنشستگان احساس کنند مطالباتشان در اولویت تصمیمگیریهای اقتصادی قرار ندارد.
برای بازنشستهای که درآمد ماهانهاش محدود است، حتی چند ماه تأخیر در پرداخت معوقات، تنها یک عدد در گزارشهای اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای عقب افتادن پرداخت اجاره، هزینههای درمان، بدهیها یا تامین نیازهای روزمره خانواده است.
حقوقهای حداقلی و مخارج حداکثری
یکی از موضوعات مورد توجه بازنشستگان، میزان افزایش حقوق در سال ۱۴۰۵ بوده است. دولت در بودجه سال ۱۴۰۵ افزایش حقوق کارکنان و بازنشستگان را حدود ۲۰ درصد پیشبینی کرده است؛ افزایشی که با توجه به سطح تورم و رشد مداوم هزینههای زندگی، از نگاه بسیاری از کارشناسان و نمایندگان بازنشستگان نمیتواند پاسخگوی نیازهای واقعی این قشر باشد.
بازنشستگان تاکید دارند که افزایش حقوق زمانی میتواند اثرگذار باشد که متناسب با تورم واقعی و هزینههای ضروری زندگی تعیین شود. در غیر این صورت، حتی افزایشهای سالانه نیز پس از مدت کوتاهی تحت تاثیر افزایش قیمت کالاها و خدمات قرار میگیرد.
در این شرایط اظهارات تازه سالاری این نگرانی را ایجاد میکند که همین حقوق که همین حالا هم تقریبا با یک تاخیر یک ماهه پرداخت میشود، به صورت منظم واریز خواهد شد؟ افزایش احتمالی تاخیر در پرداختها چه بلایی بر سر اقتصاد خانوار و زندگی مستمریبگیران خواهد آورد.
بازنشستگان فقط یک عدد در جدول بودجه نیستند
بخش قابل توجهی از مستمریبگیران تامین اجتماعی در سنینی قرار دارند که هزینههای آنها بهمراتب بیشتر از دوران اشتغال است. هزینههای درمان، دارو، مراقبتهای پزشکی و نیازهای خانوادگی، فشار مضاعفی بر این گروه وارد میکند.
بسیاری از بازنشستگان علاوه بر تامین هزینههای شخصی، همچنان مسئولیت حمایت از اعضای خانواده را نیز بر عهده دارند. در چنین شرایطی، حقوقی که حتی برای تامین حداقلهای زندگی کافی نیست، نمیتواند امنیت اقتصادی سالهای پس از کار را فراهم کند.
مسئله اینجاست که بازنشستگان برخلاف بسیاری از گروههای شغلی، امکان افزایش درآمد از مسیرهای دیگر را ندارند. آنها سالها حق بیمه پرداخت کردهاند تا در دوران بازنشستگی از یک درآمد پایدار برخوردار باشند، اما امروز بخش زیادی از آنها برای تامین هزینههای ابتدایی زندگی با مشکل مواجهاند.
بازنشستگان تاوان چه را میدهند؟
کسری منابع تامین اجتماعی موضوع تازهای نیست. سالها تصمیمهای نادرست، انباشت بدهیهای دولت به صندوقها، تغییرات جمعیتی و افزایش تعداد مستمریبگیران نسبت به بیمهپردازان، فشار زیادی بر این سازمان وارد کرده است.
اما نتیجه این مشکلات نباید به کاهش قدرت خرید بازنشستگان یا تاخیر در پرداخت مطالبات آنها منجر شود. بازنشستگان امروز بیش از آنکه درگیر محاسبات پیچیده مالی صندوقها باشند، با یک پرسش ساده مواجهاند: چرا پس از سالها کار و پرداخت حق بیمه، درآمد آنها توان تامین یک زندگی حداقلی را ندارد؟
در نهایت، بحران تامین اجتماعی فقط یک مسئله حسابداری و بودجهای نیست؛ مسئله زندگی میلیونها انسانی است که سالهای جوانی خود را در بازار کار گذراندهاند و اکنون انتظار دارند حداقلهای یک زندگی شایسته برایشان فراهم باشد.