تاریخ انتشار: ۱۴:۲۱ - ۰۶ مرداد ۱۴۰۵

جوادی آملی: بگذارید کشور با امنیت و آرامش اداره شود| اختلاف‌نظرها را دوستانه مطرح کنید

آیت الله جوادی آملی در پیامی به مناسبت یادواره ۳۹۸ شهید ارتش شهرستان هزارسنگر آمل گفت:بگذارید این مملکت صد درصد با امنیت و آرامش اداره بشود. اگر نظری است دوستانه مطرح کنید اگر طرحی است دوستانه مطرح کنید. هرگز نگذارید از لبان مطهرتان حرف‎های مکروه صادر بشود تا این نظام اسلامی را به دست صاحب اصلی‎اش برسانیم.
جوادی آملی

رویداد۲۴| آیت الله جوادی آملی در پیامی به مناسبت یادواره ۳۹۸ شهید ارتش شهرستان هزارسنگر آمل، پیامی منتشر کرد.

متن پیام بدین شرح است.

«​​​​​​​أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین و الأئمه الهداه المهدیین بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّء الی الله».

مقدم شما فرهیختگان و علاقه‌مندان به نظام ولایی اسلامی ایران و فداکاران و مجاهدان استقلال دینی و ملی این مملکت را گرامی می‎داریم. شهدا عموماً و رهبر شهیدان جهان اسلام و آقای شهدا خصوصاً و شهدای شما بزرگواران بالأخص همه را گرامی می‎داریم و از ذات اقدس اله مسئلت می‎کنیم حشر اینها با شهدای کربلا باشد و آثار پربرکت اینها استقلال دین، آیین، قرآن و عترت و ایران اسلامی باشد.

جریان شهادت این بزرگوار مرحوم شهید مسعود منفرد را به عرضتان برسانم. این بزرگوار همسایه ما در آمل بود و ما این افتخار جوار را داشتیم. خاندان منفرد از سادات بزرگ و بزرگوار طایفه گرانقدر و گرانسنگ نیاک‎اند. در آمل چند طایفه فخر ما هستند و اینها سادات فرزندان پیغمبرند. مرحوم شهید مسعود منفرد از خاندان منفرد بود که تقریباً جزء روشنفکران آن عصر بود و آزاداندیش بود و مستقل بود و بسیار محترم بود و همسایه نزدیک هم بودیم و جدّ ما با جدّ اینها پدر ما با پدر اینها و خود ما با این بزرگواران مأنوس بودیم. فاصله بین منزل ما و منزل ایشان حدود چهل متر بود، بنابراین ما در محاورات عرفی در خدمتشان بودیم؛ منتها مرحوم شهید مسعود منفرد چند سالی از ما بزرگ‎تر بود هم سن عموی ما بود با عموی ما بیشتر ارتباط داشت و ما در دبستان بودیم و ایشان در دبیرستان. ما از دبستان که فارغ شدیم وارد حوزه علمیه آمل شدیم و این بزرگوار (رضوان الله تعالی علیه) راه دانشگاه را طی کرد و کم‎کم راه ارتش را و یک سمت سنگین و والایی در ارتش پیدا کرد و همان اوائل شربت شهادت نوشید.

این شهادت‎نوشی تنها مخصوص آمل یا سرزمین شمال نیست، سراسر ایران این‎چنین‎اند چه اینکه شما در این میدان‎ها می‎بینید. هرگز مهاجم نیستند ولی هیچ مهاجمی را امان نمی‎دهند. در همان جریان جنگل، بزرگواری مردم آمل مشخص شد. تا جنگلی‎ها حمله نکرده بودند اینها حمله نکردند؛ وقتی جنگلی‎ها حمله کردند در همان سال شصت، آن جریان به یاد ماندنی که امام (رضوان الله تعالی علیه) در آن وصیت نامه رسمی‎شان از آمل و اهل آمل و مبارزان آمل و جنگجویان آمل و فداکاران آمل نام برد، در آنجا نگهبانی شهر به عهده همین جوان‎ها بود. چهل جوان شربت شهادت نوشیدند و آب و خاک این مملکت و این سرزمین و این فضا و این هوا را حفظ کردند.

مرحوم مسعود منفرد در همان سنگر ارتشی که والامقام بود در فرصت مناسبت شربت شهادت نوشید و این سرزمین را و این آب و خاک را یاری کرد. البته این برای تمام این سرزمین است و نشانه‎اش همین شب‎های مقاومت شرق و غرب و شمال و جنوب ایران اسلامی است که مردان بزرگ زنان بزرگ دختران بزرگ پسران بزرگ کوچکان بزرگ خردسالان بزرگ این بزرگواری در همه هست توانستند ماه‎ها این سرزمین را زنده نگه دارند. در آن حمله آمل هم که یک شب چهل جوان شهید شد، اگر کسی در آن روز در آمل بود می‎دید این خانم‎ها این زن‎ها این مادر‌ها این دختر‌ها این خواهر‌ها اینها چه فداکاری‌ای کردند چادر به کمر بستند همسان مردان سنگر درست کردند و آن شهر به عنوان هزار سنگر مشهور شد؛ بنابراین این فخر برای آمل هست چه اینکه برای سراسر ایران؛ این فخر برای مسعود منفرد (رضوان الله تعالی علیه) هست چه اینکه برای همه شهدا هست؛ این فخر برای ایران اسلامی و زمام داران ایران اسلامی و مسئولان ایران اسلامی هست که هیچ کس در اینجا مستثنا نیست.

این فداکاری و جلال و شکوه، گوشه‎ای و ذره‎ای و مثقالی از آن در شاهنامه فردوسی آمده است؛ او کجا و این فداکاری کجا! چند جوان که سنگر را حفظ بکنند پاسگاه را حفظ بکنند از خطر نگه بدارند، با آنکه احساس خطر کردند در شب‎های سرد کوه‎های کردستان بدون وسایل گرمایشی، این قدر ماندند که ماندند و یخ زدند و اجساد یخ‎زده اینها را به قم آوردند. آن صحنه همه ما حضور داشتیم و آن صحنه را گرامی داشتیم. خدا شاهد است در آن صحنه من خیلی گریه کردم، اما هیچ برای ثواب نبود گریه‎ای برای اینکه به بهشت بروم نبود، این گریه‌ام برای خجالت بود. می‎فهمید چه عرض می‎کنم؟! خیلی آن شب گریه کردم که ایران چه عظمتی است چه جلالی است چه شکوهی است چه مردانی دارد چه جوان‎هایی دارد! این قدر ایستادند تا یخ زدند با آنکه می‎دانستند بالای کوه‎های بلند کردستان خبری از آب نیست خبری از حرارت نیست خبری از کمک نیست! می‎فهمید؟!

بخش دیگر آن است که ما شاگردان مکتبی هستیم که در زمان و زمین معادل ندارد؛ مکتبی است الهی. این مکتب خیلی گران است و گرانبار است و عزیزپرور است. در این مکتب، امام صادق (سلام الله علیه) گذشته از مسائل فقهی، مسائل نظامی را خوب طرح کرده جنگ جویی را خوب طرح کرده حمله نظامی را خوب طرح کرده دفاع نظامی را خوب طرح کرده است. وجود مبارک امام صادق (صلوات الله و سلامه علیه) فرمود اسلام دین مردانگی و آزادی است، با کافر هم که می‎جنگد مردانه می‎جنگد با بیگانه هم اگر مبارزه می‎کند مردانه مبارزه می‎کند. این بیان نورانی امام صادق است که از سیره، سریره، سنت و قانون پیغمبر خبر می‎دهد فرمود: «ما بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عدوا قط»؛ [۱]فرمود پیغمبر آن قدر رادمرد بود آن قدر بزرگ‎اندیش بود که بر هیچ دشمنی شبیخون نزد. دشمن، کافر است و در صدد کشتن اوست؛ این را می‎گویند رادمردی! فرمود: «ما بیت»؛ _تبییت یعنی شبیخون زدن_ فرمود وجود مبارک پیغمبر به هیچ دشمنی با اینکه آنها اهل جاهلیت بودند و آدمکش بودند، شبیخون نزد. اینکه ما به حرم مشرف می‎شویم در و دیوار حرم را می‎بوسیم، برای اینکه این فکر‌ها در هیچ جا نیست این ادب در هیچ جا نیست. دشمن است قصد کشتن او را دارد، اما فرمود مردانه مبارزه بکن. اگر حرم رفتیم در و دیوار را می‎بوسیم برای همین است؛ بنابراین امر اول مربوط به جریان آمل بود دوم مربوط به جریان شهید مسعود منفرد (رضوان الله تعالی علیه) بود و سوم رموز جنگ جویی و آداب مبارزه؛ مردانه انسان می‎کشد و مردانه کشته می‎شود. وجود مبارک امام صادق فرمود: «ما بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عدوا قط» و خدای سبحان همین مردم را مثل فرشته‎ها به کمک انسان می‎فرستد. این بیان صریح قرآن کریم است که «هو الذی أیدک بنصره و بالمؤمنین»؛ _این ذکر خاص بعد از عام، نشانه عظمت و جلال و شکوه است_ فرمود خدا یاری خودش که برای اوست این قدرت یاری کردن را درباره پیروزی شما به کار می‎برد، یک؛ دو: مؤمنین را او به کمک شما می‎فرستد. این قیام شبانه مردم خواهر‌ها برادر‌ها زن‎ها این است. فرمود: «هو الذی أیدک بنصره و بالمؤمنین»؛ مؤمنین را او به صحنه می‎آورد مردم را او مبعوث می‎کند خانم‎ها را او مبعوث می‎کند آقایان او مبعوث می‎کند خردسالان را او مبعوث می‎کند بزرگسالان را او مبعوث می‎کند؛ «هو الذی أیدک بنصره و بالمؤمنین». چون ذات اقدس اله بر اساس مردانگی و فتوّت و رادمردی و آزادی، دین را تبیین کرده است، وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) مردانه می‎جنگید مردانه مبارزه می‎کرد و تا آنجا که می‎شد دست به اسلحه نمی‎برد. در همین نصوص دینی ما آمده است که وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) در تمام جنگ‎ها به هر وسیله‎ای بود گفت‌و‌گو را رفت و آمد را پیام را مذاکرات خاص و عام را همه را بهانه قرار می‎داد که از اول صبح جنگ شروع نشود بلکه جنگ نزدیک ظهر شروع بشود به دو دلیل: یکی هنگام ظهر درِ رحمت بیش از فرصت دیگر باز است بلکه إن ‎شاء الله قلب‎ها هدایت بشوند و دوم این است که زود شب می‎شود و کشتن کم می‎شود کشتار کم می‎شود قتل کم می‎شود خون ریزی کم می‎شود. حالا یک وقت ضرورتی بود دشمن حمله کرد آن مطلب دیگر است ولی آنجا که زمام جنگ به دست رهبران اسلامی است سنت رسمی علی بن ابی طالب این بود که جنگ بعد از ظهر شروع می‎شود.

مطلب آخر این است که کشور ما کشور حسینی است ملت ما ملت حسینی است. وجود مبارک سید الشهداء احتجاج کرد استدلال کرد پیام رد و بدل کرد و به هر وسیله‎ای بود تلاش کرد تا ظهر بشود که جنگ قبل از ظهر شروع نشود لذا وقتی که ظهر شد فرمود اجازه بدهید ما نماز بخوانیم. اینکه حسین بن علی اصرار کرد سعی کرد کوشش کرد که جنگ، اول روز دهم شروع نشود، بعد از ظهر شروع بشود، به تأسی از همان رفتار مردانه علوی است. بعد از ظهر علی بن ابی طالب دست به شمشیر می‎زد بعد از ظهر حسین بن علی دست به شمشیر می‎زد.

بخش پایانی عرضم این است که اگر آن روز عده‎ای حسینی بودند امروز هم مطمئن باشید هستند. آن روز وجود مبارک سید الشهداء ظهر که گذشت و اذان گفتند حضرت شروع کرد به نماز ظهر خواندن. سعید بن عبدالله حنفی به حضرت عرض کرد اجازه می‎دهید که من جلو بایستم تیر‌ها را بگیرم و شما نماز بخوانید. این سعید که بود؟

سعید بن عبدالله حنفی کسی بود تقریباً ۱۲۰۰ کیلومتر در راه پرخطر در راه مرگبار خطر را به جان خرید و راه حسین بن علی را طی کرد شاگردی حسین بن علی را کرد تا این لیاقت را پیدا کرد که در ظهر عاشورا جلوی حضرت به اجازه حضرت بایستد تا حضرت نماز بخواند.

روشن است برای شما؟ کربلا را اینها تشکیل دادند. اینکه می‎بینید زائران اربعین قابل شمارش نیستند این است؛ این خون ماندنی است! سعید بن عبدالله حنفی خدمت امام حسین (سلام الله علیه) از مکه تا کربلا آمده. این سعید در پای رکاب حضرت بود و به فرمان حضرت بود. خصیصه‎ای داشت که آن خصیصه اجازه داد که از حضرت بخواهد که شما اجازه بدهید وقتی نماز می‎خوانید من در برابر این تیر‌ها قرار بگیرم این تبر‌ها به من برسد به شما نرسد که نماز را بخوانید. حضرت این افتخار را به سعید بن عبدالله حنفی داد.

سعید بن عبدالله حنفی گفتند دوازه چوبه تیر یا بیشتر از طرف میمنه و میسره از هر جا می‎آمد با دست و با بدن گرفت، دید که اگر دیر بجنبد این تیر ممکن است به حضرت اصابت کند. وقتی دیگر آخرین رمقش بود فقط همین یک جمله را گفت و رحلت کرد؛ به سید الشهداء عرض کرد آیا به عهدم وفا کردم، حضرت فرمود که «أنت اَمامی فی الجنه».

بزرگان! عزیزان! خواهران! دختران! فرزندان! از فرد فرد شما قدردانی می‎کنیم که این میدان را حفظ کردید، از همه مسئولین حق‎شناسی می‎کنیم که این نبرد را حفظ کردید، از مقام معظم رهبری حق‎شناسی می‎کنیم و شهید خودمان را دعا می‎کنیم؛ این دوست عزیزمان که از آغاز ورودمان یعنی از هفتاد سال قبل که وارد قم شدیم گرچه یک مقدار تفاوت سنی بود، با این بزرگ و بزرگوار دوست بودیم تا الآن. رفاقت هفتاد ساله کم نیست! دوست هفتاد ساله را انسان از دست بدهد کم نیست! حشر همه اینها با حسین بن علی!

درخواست همه ما اولاً رضوان این شهداست شهدای آمل و دیگر شهدا و آن شهید ارتشی بزرگ و بزرگوار مسعود منفرد، او و خاندانشان مشمول عنایت سید الشهداء باشند!

آخرین عرضم این است که این مملکت را بگذارید صد درصد با امنیت و آرامش اداره بشود. اگر نظری است دوستانه مطرح کنید اگر طرحی است دوستانه مطرح کنید. هرگز نگذارید از لبان مطهرتان حرف‎های مکروه صادر بشود تا این نظام اسلامی را به دست صاحب اصلی‎اش برسانیم.

از ذات اقدس اله مسئلت می‎کنیم همه شهدا را در ذیل رحمت و مغفرت مطلقه خودش با سیدالشهداء (سلام الله علیه) محشور بکند، یک؛ شهدای ایران‎زمین را، دو؛ امام راحل و سایر شهدا، سه و آقای شهیدمان را، چهار و همه شهدا در هر سرزمینی میناب و غیر میناب مادرانشان را مورد عنایت قرار بدهد خود شهدا را با شهدای کربلا محشور بکند تا این نظام به دست صاحب اصلی‎اش برسد؛ ولی بزرگان! بزرگواران! راه بزرگی و کرامت هست، مبادا خدای ناکرده راهی را برویم که رضای خدا در آن نباشد! هر اختلاف نظری باشد با مذاکره قابل حل است. امیدواریم همه شهدا و شهدای همه مخصوصاً شهید ارتشی بزرگ و بزرگوار جناب مسعود منفرد که مربوط به طایفه گرانسنگ سادات نیاک است همه اینها مورد عنایت پروردگار باشند و این نظام به دست صاحب اصلی‎اش برسد.

«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته»»

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: جوادی آملی
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha