تاریخ انتشار: ۱۱:۳۱ - ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

رمزگشایی از مواضع زیگزاگی واشنگتن در قبال ایران؛ هدف تغییر «رفتار» است یا تغییر «حکومت»؟

اظهارات تازه مارکو روبیو درباره «تغییر رفتار» جمهوری اسلامی، پرسش قدیمی درباره هدف نهایی آمریکا در قبال ایران را دوباره مطرح کرده است؛ آیا واشنگتن به دنبال تغییر حکومت است یا فقط تغییر محاسبات تهران؟
مذاکره ایران و آمریکا

رویداد۲۴| «ممکن است شاهد تغییر رژیم به معنای سرنگونی کامل نباشیم، اما ماهیت خود رژیم باید تغییر کند»؛ این جملات مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در مصاحبه جدیدش با شبکه فاکس‌نیوز، بار دیگر استراتژی مبهم و دوگانه واشنگتن در قبال تهران را آشکار کرده است. روبیو با تفکیک قائل شدن میان «تغییر رژیم» و «تغییر رفتار رژیم»، تأکید کرده که یک توافق هسته‌ای نقطه‌پایان و ابزار راستی‌آزمایی مشخصی دارد، اما واداشتن یک حکومت به تغییر راهبرد منطقه‌ای فرایندی ادامه‌دار و بدون تاریخ انقضاست.

اما این سخنان روبیو چقدر با مواضع همین چند ماه اخیر کاخ سفید همخوانی دارد؟ مرور دقیق سخنان مقامات ارشد آمریکایی از دی‌ماه ۱۴۰۴ تا امروز نشان می‌دهد که واشنگتن در یک بازه زمانی کوتاه، حداقل سه چرخش گفتمانی بزرگ را تجربه کرده است؛ نوسانات کلامی که از وعده‌های صریح مداخله تا ابهام‌افکنی دیپلماتیک و در نهایت تقلیل مفهوم به «تغییر رفتار» را شامل می‌شود.

دی‌ماه ۱۴۰۴؛ اوج مانور کلامی با شعار «کمک در راه است»

نقطه آغاز این دوره جدید از مواضع واشنگتن به اواخر دی‌ماه ۱۴۰۴ بازمی‌گردد. در جریان اعتراضات و حوادث داخلی ایران، دونالد ترامپ در ۲۳ دی‌ماه با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی خود و متعاقباً در سخنرانی خود در دیترویت، مستقیماً خطاب به معترضان ادعا کرد: «کمک در راه است». او در همان موضع‌گیری اعلام کرد که تمام دیدار‌های برنامه‌ریزی‌شده با مقامات ایرانی را لغو کرده است.

این موضع‌گیری ترامپ موجی از گمانه‌زنی‌ها را درباره احتمال مداخله مستقیم یا حمایت آشکار واشنگتن از پروژه براندازی ایجاد کرد. چند هفته بعد، در ۲۱ بهمن، سناتور لینزی گراهام با اتکا به همان جملات ترامپ تأکید کرد که وعده «کمک در راه است» روز به روز به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود و مایک هاکابی، سفیر آمریکا در اسرائیل نیز رسماً اعلام کرد که باید حرف‌های ترامپ را جدی گرفت، چرا که او به وعده‌هایش عمل می‌کند.

بهمن ۱۴۰۴؛ تناقض ترامپ میان «بهترین اتفاق» و «شرط توافق»

تنها چند روز پس از مانور تبلیغاتی دی‌ماه، تناقض ساختاری در سخنان ترامپ آشکار شد. در ۲۴ بهمن، دونالد ترامپ در پاسخ به پرسش صریح خبرنگاران در واشنگتن درباره اینکه آیا ایالات متحده به دنبال تغییر رژیم در ایران است یا خیر، جمله‌ای دوپهلو بر زبان آورد. او گفت: «به نظر می‌رسد این بهترین اتفاقی است که می‌تواند رخ دهد؛ ۴۷ سال است که آنها فقط حرف می‌زنند و حرف می‌زنند».

اما ترامپ بلافاصله در ادامه همان گفت‌و‌گو، ماهیت اصلی این فشار کلامی را افشا کرد و افزود: «اگر آنها توافقی را که باید بار اول می‌دادند به ما بدهند، ما دست به چنین کاری نخواهیم زد. اگر توافق درست را بدهند، مشکلی نخواهد بود». این اظهارات به روشنی نشان داد که ادعای حمایت از تغییر حکومت، صرفاً یک ابزار مجبورسازی برای واداشتن تهران به دادن امتیازات جدید در پرونده هسته‌ای و منطقه‌ای است.

امروز و عقب‌نشینی روبیو؛ تقلیل سرنگونی به «تغییر رفتار»

با گذشت چند ماه از آن فضای پرالتهاب و وارد شدن روابط دو کشور به فاز جدیدی از فشار‌های اقتصادی و تنش‌های منطقه‌ای، موضع جدید مارکو روبیو رونمایی از تئوری تعدیل‌شده کاخ سفید است. وزیر خارجه ایالات متحده با رد لزوم فروپاشی کامل ساختار سیاسی، از مواضع پیشین عقب نشینی کرده و از تغییر رفتار منطقه‌ای و تحمیل هزینه‌های مداوم سخن گفته است.

سخنان روبیو در واقع اعترافی ضمنی به عدم امکان یا عدم تمایل واشنگتن برای پیگیری سناریوی سرنگونی سخت است. واشنگتن در این الگوی جدید، بدون آنکه مسئولیت و هزینه‌های مستقیم و سنگین سرنگونی را بپذیرد، می‌کوشد با باز نگه داشتن زنجیره تحریم‌ها و فشار‌های منطقه‌ای، وضعیت «نه جنگ و نه صلح پایدار» را به طرف مقابل تحمیل کند.

کارکرد ابزاری «ابهام» برای طرف آمریکایی

تطبیق مواضع چند ماه اخیر مقامات آمریکایی - از شعار «کمک در راه است» ترامپ در دی‌ماه تا چرخش روبیو به سمت «تغییر رفتار» در روز‌های اخیر - اثبات می‌کند که سیاست خارجی واشنگتن در قبال ایران بر پایه استراتژی «ابهام‌آفرینی هدفمند» استوار است.

مقامات آمریکایی هنگامی که فضای داخلی را ملتهب می‌بینند، با طرح شعار‌های براندازانه می‌کوشند وزن روانی فشار بر تهران را افزایش دهند؛ اما در مقام عمل و هنگامی که مواجهه با واقعیت‌های سخت منطقه‌ای پیش می‌آید، همان اهداف را به «تغییر رفتار» و باز نگه داشتن در‌های معامله تقلیل می‌دهند. رصد این سیر تحول نشان می‌دهد که تحلیلگران و تصمیم‌گیران داخلی نباید دچار ساده‌سازی دیپلماتیک شوند، بلکه باید با درک دقیق این نوسانات، راهبرد کاهش آسیب‌پذیری ملی و فعال‌سازی دیپلماسی هوشمند را پیگیری کنند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha