تاریخ انتشار: ۱۱:۴۴ - ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد:

محسن رضایی کیست؟ | چند دهه جنجال‌آفرینی مرد هزار نسخه؛ از کربلای۴ و نامه ۶۷ تا تنگه هرمز و شعام

اظهارنظر تازه محسن رضایی درباره تنگه هرمز، هم‌زمان با مطرح شدن نام او برای دبیری شورای عالی امنیت ملی، دوباره پرونده‌ای قدیمی را باز کرده است؛ پرونده سیاستمداری که از جنگ و اقتصاد تا دیپلماسی، بار‌ها با مواضع جنجالی خبرساز شده و کارنامه‌ای مملو از تصمیم‌ها و اظهارات پرهزینه می‌دانند.
محسن رضایی

رویداد۲۴| گویی سیاست ایران بدون محسن رضایی یک جنجال کلامی کم دارد. درست در روز‌هایی که دستگاه دیپلماسی کشور درگیر پیچیدگی‌های حساس منطقه‌ای و رایزنی‌های شکننده پیرامون پرونده‌های مهمی از جمله تفاهمات با عمان است، ناگهان آقا‌محسن با اظهار نظری تند و بی‌موقع ورود و تاکید کرد که «به هیچ وجه اجازه باز شدن کریدور دوم در تنگه هرمز را نمی‌دهیم»!

هم‌زمان با این دست‌انداز جدید، نام او به عنوان دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی بعد از استعفای محمدباقر ذوالقدر مطرح شد؛ گویی ساختار حکمرانی در یک مدار بسته، مدام در حال چرخش پیرامون افرادی است که کارنامه اجرایی‌شان پیش‌تر نمره‌ای مردودی گرفته است.

این هم‌زمانی، بار دیگر این سوال کهنه را زنده می‌کند که آقا‌محسن واقعاً به دنبال چیست و چرا هزینه‌های کلامی او تمام‌شدنی نیست؟

از «کربلای ۴» تا «نامه ۶۷»؛ میراث یک فرمانده جنجالی

برای شناخت رویکرد محسن رضایی در اداره امور، باید به دهه ۶۰ بازگشت. وقتی که او سال‌ها فرماندهی کل سپاه پاسداران را در اختیار داشت، اما نگاهش به پدیده‌های پیچیده انسانی و نظامی، همواره با نوعی ساده‌انگاری و انتزاع همراه بود.


بیشتر بخوانید: محسن رضایی: اجازه باز شدن کریدور دوم در تنگه هرمز را نمی‌دهیم

محسن رضایی: جنگ را به تنگه باب المندب خواهیم کشاند


روشن‌ترین نمونه این نگاه، توییت دی‌ماه ۱۳۹۷ او درباره عملیات کربلای ۴ بود. در حالی که هزاران خانواده ایرانی سال‌ها داغ شهدای غواص و گمنام این عملیات ناکام را بر سینه داشتند، رضایی در پیامی شوک‌آور گفت که «عملیات کربلای ۴ برای فریب دشمن انجام شد تا عملیات کربلای ۵ لو نرود».

این خطای فاحش در کلام و بی‌توجهی به تبعات روانی آن بر جامعه، حواشی سنگینی ایجاد کرد تا جایی که حتی همرزمان قدیمی‌اش مجبور به مداخله شدند تا واقعیت تلخ شکست یک عملیات افشا شده را از زیر سایه این توجیه خودساخته بیرون بکشند.

اما شاهکار تحلیلی رضایی در دوران جنگ، به تابستان ۱۳۶۷ و نامه معروف او به امام خمینی (ره) بازمی‌گردد. در شرایطی که کشور زیر سخت‌ترین فشار‌های اقتصادی و نظامی بود و مدیریت جنگ به تدبیر و واقعی‌نگری نیاز داشت، او نامه‌ای نوشت و در آن شرط ادامه جنگ را دستیابی به لیستی خیالی و ناشدنی از تجهیزات اعلام کرد؛ از جمله افزایش چندین برابری تیپ‌ها و لشکرها، خرید‌های عظیم هواپیمایی و حتی دستیابی به تسلیحات لیزری و هسته‌ای! این نامه که عملاً اعتراف به عدم توانایی در مدیریت جنگ با امکانات موجود کشور بود، نقش کاتالیزور را در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ایفا کرد.

رضایی به‌جای ارائه یک استراتژی میدانی بر اساس واقعیت‌های کشور، رؤیابافی‌هایی را روی کاغذ آورد که نتیجه‌اش بن‌بست کامل استراتژیک در آن مقطع بود.

طبیب خودخوانده با نسخه گروگان‌گیری و یارانه

پس از خروج از لباس نظامی و اخذ مدرک دکترای اقتصاد، آقا‌محسن لباس تئوریسین اقتصادی به تن کرد. او که سال‌ها خود را تنها نجات‌دهنده معیشت مردم و «طبیب اقتصاد ایران» می‌نامید، ایده‌هایی مطرح کرد که مرز‌های تحلیلی را جابه‌جا نمود.


بیشتر بخوانید: محسن رضایی: هر مذاکره‌ای منوط به رضایت شروط ایران و مقاومت است

محسن رضایی: ایران روزهای سیاهی را برای آمریکا رقم زده است


در یکی از جنجالی‌ترین مصاحبه‌های تلویزیونی‌اش در سال ۱۳۹۴، او برای حل مشکلات بانکی و کسر بودجه کشور نسخه‌ای عجیب پیچید: «اگر آمریکایی‌ها بخواهند به ایران چشم بد داشته باشند، در هفته اول حداقل ۱۰۰۰ آمریکایی را اسیر می‌گیریم و برای آزادی هر کدام چند میلیارد دلار می‌گیریم و مشکل اقتصادی کشور حل می‌شود!»؛ طرحی که به‌جای نشان دادن اقتدار، تصویر اقتصاد کشور را تا سطح یک کسب‌وکار عجیب تقلیل داد و هزینه دیپلماتیک سنگینی به دستگاه خارجی کشور تحمیل کرد.

شعار‌ها و وعده‌های او در دوره‌های مختلف انتخابات ریاست‌جمهوری نیز دست‌کم از ایده گروگان‌گیری نداشت. وعده تبدیل ریال ایران به معتبرترین پول منطقه پس از یورو و دلار، یا طرح پرداخت یارانه‌های چندصد هزار تومانی بدون معرفی هیچ منبع پایدار و کارشناسی، نمونه‌هایی بارز از پوپولیسم اقتصادی بود.

رضایی که مدام از برنامه ۱۰۰۰ صفحه‌ای خود برای اداره کشور سخن می‌گفت، هیچ‌گاه نخواست یا نتوانست توضیح دهد که این برنامه‌ها چگونه در بستر نرخ تورم بالای ۴۰ درصد، رشد نقدینگی و تحریم‌های ظالمانه قابلیت اجرا دارند.

شکست بزرگ در دولت سیزدهم

سال ۱۴۰۰ بالاخره رؤیای رضایی برای حضور در قوه مجریه محقق شد. با انتصاب او به عنوان معاون اقتصادی رئیس‌جمهور، دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا و رئیس ستاد اقتصادی دولت، همگان منتظر بودند تا مجری برنامه‌های هزار صفحه‌ای، ایده‌هایش را درد عالم واقع پیاده کند. اما دوره تصدی او در دولت سیزدهم به یکی از عجیب‌ترین فصول مدیریت اقتصادی کشور بدل شد. ناظران اقتصادی به سرعت دریافتند که حضور هم‌زمان او در کنار سایر چهره‌های اقتصادی دولت سیزدهم، تنها به «تعدد فرماندهی» و سردرگمی بازار انجامیده است.

مصاحبه‌ها و طرح‌های محسن رضایی درباره تغییر ساختار یارانه‌ها یا توزیع بنزین، بار‌ها و بار‌ها ظرف چند ساعت توسط وزرا یا معاون اول تکذیب شد. رضایی که سال‌ها ادعا می‌کرد مدیریت جبهه و جنگ می‌تواند اقتصاد را نجات دهد، در عمل چنان ناکام ماند که نهایتاً با استعفایی بی‌صدا، از ساختار اجرایی کنار گذاشته و به دبیرخانه‌ای تشریفاتی منتقل شد؛ تجربه‌ای تلخ که ثابت کرد میان تئوری‌های انتزاعی روی کاغذ تا واقعیت‌های سخت بازار، فاصله‌ای به عمق ناآگاهی وجود دارد.

دیپلماسی خط و نشان؛ ادبیاتی که هزینه‌ساز است

در حوزه سیاست خارجی و منطقه‌ای نیز رفتار محسن رضایی همیشه با «خطا‌های استراتژیک کلامی» گره خورده است. تهدید‌های مکرر و بی‌موقع به بستن تنگه هرمز، ادعای هدف قرار دادن ناو‌ها و نیرو‌های خارجی، و ورود ناگهانی به پرونده‌های حساس بین‌المللی، بار‌ها و بار‌ها اجماع‌های منطقه‌ای علیه کشور را تقویت کرده است. علاوه بر این، عملکرد او در جریان بررسی لوایح مرتبط با FATF در زمان دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمونه دیگری از بلاتکلیفی و مدیریت کش‌دار وی بود.

رضایی با اتخاذ مواضع مبهم و سینوسی در قبال این لوایح حیاتی، فرصت‌های مهمی را برای شفافیت مالی و سیستم بانکی کشور به هدر داد و نشان داد که در اتخاذ تصمیم‌های سخت و کلان اقتصادی چقدر دچار تردید و ناپایداری است.

ژنرالی که هیچ‌گاه سیاست‌مدار نشد

بررسی بیش از سه دهه حضور محسن رضایی در سطوح عالی تصمیم‌گیری کشور نشان می‌دهد که او دچار یک پارانویای تئوریک و خودطبیب‌پنداری دائمی است. او همچنان در حاشیه‌ای امن ایستاده، برای تمام پرونده‌های ملی از جنگ و دیپلماسی تا اقتصاد و تنگه هرمز نسخه می‌پیچد و هرگز مسئولیت تبعات سخنان و تصمیمات خود را نپذیرفته است.

رضایی را می‌توان نماد برجسته ناکامی در ترجَمه ادبیات نظامی به زبان دیپلماسی و توسعه دانست؛ چهره‌ای که با وجود عقب‌نشینی‌های اجباری از صحنه اجرایی، همچنان شیفته دیده شدن و صادر کردن بیانیه‌ها و اظهارات هزینه‌ساز است. تا زمانی که این نگاه و ادبیات شاذ در ساختار سیاسی خریدار داشته باشد، باید منتظر ماند و دید که جنجال بعدی آقا‌محسن، در چه بزنگاه حساسی بر سر کشور فرود خواهد آمد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: محسن رضایی
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha