تاریخ انتشار: ۱۵:۲۷ - ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید؛

جنگ ایران چگونه به کلاس درس جهان برای افول یک ابرقدرت تبدیل شد؟

فرید زکریا تحلیل گر و ستون نویس واشنگتن پست در یادداشتی می گوید:جنگ ایران نمونه‌ای تمام‌عیار از چگونگی به باد دادن اعتبار است.

جنگ ایران چگونه به کلاس درس جهان برای افول اعتبار یک ابرقدرت تبدیل شد؟

رویداد۲۴ | فرید زکریا در یادداشتی در واشنگتن پست نوشت: هفته گذشته، یک زلزله کوچک ژئوپلیتیکی خاورمیانه را لرزاند. عربستان سعودی و ترکیه ــ دو کشوری که در بخش زیادی از دهه گذشته آشکارا با یکدیگر خصومت داشته‌اند ــ متعهد شدند در صورت حمله به یکی، دیگری وارد جنگ شود. این دو کشور همراه با پاکستان «توافق دفاع مشترک مکه» را امضا کردند؛ توافقی شبیه سازوکار ناتو که می‌گوید حمله به یکی، حمله به همه تلقی خواهد شد.

پاکستان و عربستان سعودی از مدت‌ها پیش روابط امنیتی نزدیکی داشته‌اند. اما عربستان و ترکیه رقبای سرسخت منطقه‌ای بوده‌اند و بر سر قطر، مصر، اخوان‌المسلمین و مهم‌تر از همه قتل جمال خاشقجی در استانبول با یکدیگر اختلاف داشته‌اند؛ قتلی که رجب طیب اردوغان، رهبر ترکیه، عملاً محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، را مسئول آن دانسته بود.

پس چه چیزی آنها را به هم نزدیک کرده است؟ دونالد ترامپ؛ یا دقیق‌تر، کاهش اعتماد این دو کشور به او و حرف‌هایش.

جنگ ایران نمونه‌ای تمام‌عیار از چگونگی به باد دادن اعتبار است. به یاد بیاورید که عربستان سعودی و قطر تنها سال گذشته از ترامپ تضمین‌های امنیتی دریافت کردند. اما اعتبار حرف ترامپ نزد همتایان خارجی‌اش تقریباً همان‌قدر است که نزد بانکداران نیویورکی‌اش بود.

او بارها اعلام کرده که توافق با تهران فقط چند روز با نهایی شدن فاصله دارد. تا اواسط ژوئن، یک شمارش نشان می‌داد ترامپ دست‌کم ۳۸ بار گفته بود توافق نزدیک است یا ایران به‌شدت خواهان توافق است. با این حال، همین هفته یک منبع ایرانی به رویترز گفت مذاکرات «مطلقاً هیچ پیشرفتی» نداشته است.

جهان یاد گرفته اظهارات ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال را آمیزه‌ای از واقعیت و خیال بداند؛ چیزی شبیه برخی ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی که خودش منتشر می‌کند.

همین الگو در اروپا هم دیده می‌شود.

در ماه مه، پنتاگون اعلام کرد ۵ هزار نیروی آمریکایی از آلمان خارج خواهند شد و ترامپ نیز گفت کاهش‌های بیشتری در راه است. سپس پنتاگون استقرار برنامه‌ریزی‌شده حدود ۴ هزار نیروی نظامی در لهستان را لغو کرد. چند روز بعد، ترامپ اعلام کرد ۵ هزار نیروی اضافی به لهستان اعزام خواهند شد.

گاهی او تهدید می‌کند که از اروپا در برابر روسیه دفاع نخواهد کرد و گاهی می‌گوید چنین کاری خواهد کرد. تصور کنید وزیر دفاع یک کشور اروپایی باشید و بخواهید بر مبنای چنین مواضعی، یک برنامه نظامی ده‌ساله طراحی کنید.

ترامپ همین هفته اعلام کرد ایالات متحده کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد. با این حال، داده‌های رهگیری کشتی‌ها نشان داد در یکی از روزهای اخیر فقط ۱۴ کشتی از تنگه عبور کرده‌اند؛ در حالی که پیش از جنگ، این رقم بیش از ۱۳۰ کشتی در روز بود.

این فقط مسئله سبک شخصی یا لفاظی رئیس‌جمهور نیست. موضوع به قلب قدرت آمریکا مربوط می‌شود.

ایالات متحده طی هشت دهه چیزی را بنا کرد که شاید به اندازه ناوهای هواپیمابر و اسکادران‌های اف-۳۵ قدرت داشت: اعتبار.


بیشتر بخوانید:

چرا سناریوی مرد دیوانه برای ترامپ کار نکرد؟

زبان پورنوگرافیک قدرت و جهان ساده و بی‌شرم پوپولیسم | رتوریک بازگشت به عصر حجر ترامپ چگونه کار می‌کند؟

جهان بر لبه پرتگاه تسلیم بی‌قید و شرط یا نابودی تمدن | کالبدشکافی حکومت مَرَض و حاکمان بیمار


متحدان باور داشتند تعهدات آمریکا از یک دولت به دولت بعدی دوام خواهد آورد. دشمنان نیز می‌دانستند تهدیدهای آمریکا، حتی اگر گاهی اغراق‌آمیز باشند، وزن واقعی دارند.

این سیستم بی‌نقص نبود. واشنگتن وعده‌هایی را زیر پا گذاشت و اشتباهاتی مرتکب شد. اما یک فرض عمومی وجود داشت: آمریکا بازیگری قابل پیش‌بینی است و حرف رئیس‌جمهور ایالات متحده معنایی دارد.

ترامپ با وعده‌ها و تهدیدها طوری رفتار می‌کند که انگار در حال انجام یک بازی بزرگ بلوف است. اما غیرقابل پیش‌بینی بودن در یک ائتلاف با غیرقابل پیش‌بینی بودن در یک معامله ملکی تفاوت بسیار زیادی دارد.

اگر متحدان ندانند نیروهای آمریکایی قرار است بیایند یا بروند، تعرفه‌ها بالا می‌روند یا پایین می‌آیند، و توافقی که امروز امضا می‌شود فردا هم دوام خواهد داشت یا نه، مطیع‌تر نمی‌شوند؛ مستقل‌تر می‌شوند.

کشورها در حال خرید بیمه سیاسی و امنیتی برای خود هستند.

دانمارک سامانه پدافند هوایی فرانسوی ـ ایتالیایی SAMP/T را به جای پاتریوت آمریکایی انتخاب کرده است. کانادا در حال بازنگری در خرید جنگنده‌های اف-۳۵ است. دولت‌های اروپایی سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در صنایع تسلیحاتی خود انجام می‌دهند.

کره جنوبی به دومین فروشنده بزرگ تسلیحات به کشورهای اروپایی عضو ناتو تبدیل شده و به تأمین سامانه‌های دفاع هوایی کشورهای خلیج فارس نیز کمک می‌کند؛ سامانه‌هایی که از پاتریوت ارزان‌ترند.

بانک مرکزی هلند برخی خدمات ابری حیاتی خود را به یک ارائه‌دهنده اروپایی منتقل کرده تا وابستگی‌اش به فناوری آمریکایی کاهش یابد.

و اکنون عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان نیز در حال ساختن معماری امنیتی خود هستند.

هیچ‌یک از این اقدامات به‌تنهایی به معنای گسست از واشنگتن نیست، اما مجموعه آنها نشان‌دهنده کاهش عمیق اعتماد به حرف آمریکاست.

همین اتفاق درباره تهدیدهای آمریکا نیز در حال رخ دادن است.

اگر واشنگتن کشوری را به تعرفه تهدید کند، از آن امتیاز بگیرد و سپس دوباره همان کشور را به تعرفه تهدید کند، دولت‌ها به این نتیجه می‌رسند که سازش امنیت نمی‌آورد.

اگر بخواهیم سخنان مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در اوایل امسال را بازگویی کنیم: اگر کشورها امیدوار باشند اطاعت برایشان امنیت می‌خرد، چنین نخواهد شد. بنابراین واکنش منطقی این است که گزینه‌های جایگزین بسازند.

حتی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز پیشنهادهای ترامپ را چندان جدی نگرفت و همین هفته طرح ۱۵ ماده‌ای رئیس‌جمهور آمریکا درباره غزه را به‌سرعت و بی‌مقدمه رد کرد.

او طرح‌های زیادی از ترامپ دیده که با هیاهوی فراوان اعلام می‌شوند و خیلی زود به فراموشی سپرده می‌شوند. طرح «ریویرای غزه» را به خاطر دارید؟

قدرت‌های بزرگ این‌گونه افول می‌کنند؛ نه لزوماً با یک شکست دراماتیک، بلکه زمانی که دیگران آرام‌آرام از سازمان دادن جهان خود حول محور آنها دست می‌کشند.

ایالات متحده همچنان قدرتی عظیم است. قدرتمندترین ارتش جهان، فناوری‌های پیشرو، بازارهای سرمایه گسترده، ائتلاف‌های قدرتمند و دلار را در اختیار دارد.

اما اعتبار نیز یک دارایی است؛ دارایی‌ای که طی نسل‌ها و با زحمت انباشته می‌شود و با شگفتی می‌توان آن را بسیار سریع خرج و نابود کرد.

در جریان بحران موشکی کوبا، جان اف. کندی، رئیس‌جمهور آمریکا، دین اچسون، وزیر خارجه سابق، را به پاریس فرستاد تا شارل دوگل را در جریان کشف موشک‌های هسته‌ای شوروی در کوبا قرار دهد.

اچسون تصاویر شناسایی هوایی را همراه خود برده بود تا ادعای آمریکا را ثابت کند.

دوگل، که به‌هیچ‌وجه مطیع آمریکا نبود، تصاویر را کنار زد.

او گفت نیازی به دیدن مدارک ندارد.

حرف رئیس‌جمهور ایالات متحده برایش کافی بود.

تصور چنین صحنه‌ای امروز تقریباً ناممکن است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: دونالد ترامپ
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha