نسخه جنگ ویتنام برای ترامپ؛ اعلام پیروزی کن و از ایران بیرون بیا
رویداد۲۴ | گزارشها حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگوهای خصوصی با مشاوران ارشد خود در حال بررسی این موضوع است که آیا باید به جنگ با ایران پایان دهد یا نه. گزارشی که والاستریت ژورنال منتشر کرده، خاطره پیشنهاد جورج آیکن، سناتور ایالت ورمانت، در سالهای ابتدایی جنگ ویتنام را زنده میکند؛ اینکه آمریکا باید بهسادگی «اعلام پیروزی کند و به خانه برگردد.»
نشریه آمریکایی «اسلیت» یادداشتی با اشاره به این خاطره نوشته و میگوید: البته آیکن در واقع دقیقاً چنین عبارتی را به زبان نیاورده بود، اما اگر لیندون جانسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، همان زمان به چنین ایدهای عمل میکرد، اتفاق خوبی بود. حالا هم بسیار خوب خواهد بود اگر ترامپ از غریزه خود ــ دستکم همین یک غریزه ــ پیروی کند.
ترامپ میتواند، همانطور که بارها گفته است، اعلام کند برنامه هستهای ایران را «نابود» کرده؛ دوربینهای مستقر در فضا دائماً منطقهای را که اورانیوم غنیشده ایران در اعماق کوهها مدفون است زیر نظر دارند و اگر ایرانیها تلاش کنند آن را بیرون بیاورند، آمریکا دوباره آن محل را بمباران خواهد کرد.
او همچنین میتواند آمارهایی درباره درصد موشکها، کشتیها، هواپیماها و دیگر تجهیزات نظامی ایران که طی جنگ ششماهه نابود شدهاند، ارائه کند.
اما چنین ادعاهایی یا گمراهکنندهاند یا اساساً ربط چندانی به مسئله ندارند. برای نمونه، ادعای مربوط به تأسیسات هستهای ایران از زمان عملیات بمباران «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵ مطرح بوده است؛ یعنی مدتها پیش از آغاز این جنگ.
ادعای نابودی بخش بزرگی از توان نظامی ایران نیز این واقعیت را نادیده میگیرد که نیروهای ایرانی همچنان قادرند تردد در تنگه هرمز را متوقف کنند و به پایگاههای آمریکا در سراسر خاورمیانه آسیب بزنند؛ و اساساً یکی از دلایلی که جنگ همچنان ادامه دارد، همین است.
اما هواداران ترامپ ــ تنها مخاطبانی که او به جلب رضایتشان اهمیت میدهد ــ این واقعیتهای ناخوشایند را نادیده خواهند گرفت و برای اعلام «مأموریت انجام شد» هورا خواهند کشید.
بقیه ما احتمالاً این ادعاها را مجموعه دیگری از دروغها خواهیم دید؛ اما در عین حال، دستکم از این بابت آسوده خواهیم شد که جنگ تمام شده است.
هرچه جنگ طولانیتر شود، آمریکا ضعیفتر به نظر میرسد
واقعیت این است که هرچه ترامپ این جنگ را طولانیتر کند، ایالات متحده ضعیفتر به نظر خواهد رسید.
همین حالا هم به اندازه کافی تأسفبار است که نیروهای هوایی و دریایی آمریکا ــ که با اغلب معیارها قدرتمندترین نیروهای نظامی جهان به شمار میروند ــ بیش از ۱۵ هزار هدف در ایران را مورد حمله قرار دادهاند، اما نتوانستهاند هیچ هدف راهبردی مشخصی را محقق کنند.
در واقع، نتیجه حتی بدتر از هیچ بوده است.
این بمباران گسترده، که از جمله بالاترین سطوح رهبری ایران را هدف قرار داد، تنها باعث شد افسران ارشد یگان نخبه نظامی ایران قدرت بیشتری پیدا کنند.
یکی دیگر از پیامدهای پیشبینینشده این حملات، آشکارشدن این مسئله بود که قدرت نظامی آمریکا آنقدر که تصور میشد، عظیم نیست.
نیروی هوایی و نیروی دریایی آمریکا برای حمله به آن ۱۵ هزار هدف، درصد بهتآوری از مهمترین مهمات نظامی کشور را مصرف کردند؛ از جمله بیش از نیمی از موشکهای کروز و تسلیحات پیشرفته پدافند هوایی آمریکا.
این عملیات همچنین آمریکا را مجبور کرد ناو هواپیمابر یواساس آبراهان لینکلن، یکی از دو ناوی را که برای جنگ بسیج شده بودند، با یواساس جرج واشنگتن جایگزین کند؛ ناوی که تنها ناو هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا در ناوگان اقیانوس آرام بود.
«لینکلن» مجبور به ترک منطقه و جابهجایی شد، زیرا در اوایل جنگ موشکهای ایرانی مرکز تدارکاتی نیروی دریایی آمریکا در بحرین را بهشدت آسیب زده بودند و در نتیجه، خدمه پنجهزارنفری این ناو با کمبود مواد غذایی تازه و اقلام اولیه مواجه شده بودند.
جهان در حال تماشای ضعف آمریکاست
بیشتر بخوانید: دنیای خیالی دونالد | جنگ ایران چگونه توهم روئینتنی آمریکا را فرو ریخت؟
به گزارش رویداد۲۴ ، تمام جهان در حال تماشای این وضعیت است و آنچه میبیند، تصویری نسبتاً تیره است: ابرقدرتی که زمانی وجودش احترام و ترس ایجاد میکرد، اما دیگر چندان چنین اثری ندارد.
هیچ نشانهای هم وجود ندارد که این تصویر به این زودیها بهتر شود.
در ایران، فشار نظامی آمریکا کار نمیکند و فشار اقتصادی نیز تا زمانی که چین به کمک ایران ادامه دهد، محدودیتهای خودش را خواهد داشت؛ و احتمالاً پکن به این کمک ادامه خواهد داد، زیرا در راستای منافع چین است که ایالات متحده در خاورمیانه گرفتار بماند و از تنگه تایوان و دریای چین جنوبی دور باشد.
ترامپ نمیداند چه باید بکند
ترامپ نمیداند چه کار کند. اطرافیانش نیز نمیدانند.
آنها آنقدر برای یافتن ایدههای تازه درمانده شدهاند که یک ماه پیش، یک افسر ارشد اطلاعاتی در فرماندهی مرکزی آمریکا ــ سنتکام، که مسئول برنامهریزی و اجرای عملیات نظامی در خاورمیانه است ــ ایمیلی برای گروه بزرگی از تحلیلگران و افسران ارسال کرد و از آنها خواست:
«راههای خلاقانه، جدید و غیرمتعارفی برای فشار آوردن و مجازات ایران» پیشنهاد کنند.
آنها ــ و در نتیجه همه ما ــ در یک تله گرفتار شدهایم.
هرچه ترامپ بیشتر تهدید کند که اگر ایرانیها خواستههای او را اجرا نکنند، تمام ایران را نابود خواهد کرد ــ تهدیدی که همین هفته برای چندمین بار تکرار کرد ــ و بعد از آن عقبنشینی کند، اعتبار تهدیدها و وعدههای آمریکا کمتر خواهد شد.
البته عقبنشینی بهتر از عملیکردن چنین تهدیدهایی است، اما برای تصویر آمریکا در جهان چندان مفید نیست.
بنابراین تعجبی ندارد که متحدان آمریکا برای تأمین زنجیرههای عرضه و امنیت خود به دنبال گزینههای دیگری باشند؛ بخشی از این رفتار ناشی از نگرانی آنهاست که دشمنان مشترک آمریکا و متحدانش، در شرایطی که واشنگتن آسیبپذیر به نظر میرسد، برای اقدامات تهاجمی وسوسه شوند.
ترامپ باید جنگ را تمام کند
نشریه اسلیت می نویسد: اگر ترامپ همین حالا جنگ را تمام کند، وضعیت برای همه بهتر خواهد بود.
آمریکا باید حمله به ایران را متوقف کند و در نتیجه، انگیزه ایران برای حمله متقابل به آمریکا را نیز از میان ببرد.
باید اجازه داد ایران و عمان برای بازگشایی تنگه هرمز به توافق برسند. احتمالاً چنین توافقی مستلزم پرداخت عوارض خواهد بود، اما این گزینه بهمراتب بهتر از عدم قطعیت و هزینههای سنگین وضعیت کنونی است.
در همین حال، آمریکا میتواند احتمال احیای برنامه هستهای ایران را زیر نظر داشته باشد؛ برنامهای که در شرایط فعلی، حتی سازمان سیا نیز به این نتیجه رسیده که تهدیدی قریبالوقوع ایجاد نمیکند.
بهتر از آن این است که ترامپ پس از پایان جنگ، ناو یو اس اس جرج واشنگتن را به اقیانوس آرام بازگرداند، پیت هگست، وزیر دفاع، را به دلیل ارائه توصیههای بد اخراج کند ــ این نخستین بار نخواهد بود که ترامپ یکی از دستیاران وفادارش را قربانی میکند ــ و با تمام متحدان آمریکا تماسهای مؤدبانهای برقرار کند.
همان متحدانی که ترامپ به دلیل کمکنکردن به او در جنگ با ایران بهشدت از آنها انتقاد کرده است.
او باید به آنها اطمینان دهد که پیش از آغاز هر جنگ دیگری در آینده، با آنها مشورت خواهد کرد.
البته همه اینها خیالپردازی است؛ شاید به استثنای بخش مربوط به بازگرداندن ناو «جورج واشنگتن» به بندرش در ژاپن.
قطعاً این همان کاری است که هر رئیسجمهور عادی انجام میداد؛ و مهمتر اینکه اساساً همان کاری است که هر رئیسجمهور عادی از همان ابتدا انجام میداد.
و همین مسئله فقط نشان میدهد که دونالد ترامپ تا چه اندازه با مفهوم «عادیبودن» فاصله دارد.