تاریخ انتشار: ۱۴:۱۱ - ۳۰ شهريور ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید:

از هرمز تا نیویورک؛ ترامپ به سیم آخر می‌زند؟

جنگ ایران و آمریکا به یکی از حساس‌ترین مقاطع خود رسیده که تنگه هرمز همچنان زیر سایه تنش‌های نظامی است و قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار باقی مانده؛ هم‌زمان، دونالد ترامپ از نزدیک شدن به یک «تصمیم بزرگ» درباره ادامه جنگ خبر می‌دهد؛ تصمیمی که می‌تواند مسیر بحران را به سمت تشدید نظامی یا مذاکره تغییر دهد.
دونالد ترامپ

رویداد۲۴| هم‌زمان با افزایش درگیری‌ها در خلیج‌فارس و دریای سرخ، دونالد ترامپ از نزدیک شدن به یک «تصمیم بزرگ» درباره ادامه جنگ سخن گفته است. در همین حال، رایزنی‌ها برای دیدار او با رهبران کشور‌های عربی حوزه خلیج‌فارس در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک ادامه دارد؛ متنی که نشان می‌دهد کاخ سفید در حال بررسی گزینه‌های مختلف است.

ترامپ هفته گذشته گفت درباره ازسرگیری حملات گسترده علیه ایران به یک نقطه تصمیم‌گیری مهم نزدیک شده است. هم‌زمان، قرار است او با سران عربستان سعودی، امارات، قطر، بحرین، کویت و عمان دیدار کند؛ نشستی که گزارش‌ها هدف آن را بررسی مرحله بعدی جنگ و ترتیبات احتمالی پس از پایان درگیری عنوان کرده‌اند.

تنگه هرمز؛ گره کور تجارت و بحران انرژی

تنگه هرمز همچنان اصلی‌ترین کانون بحران است. درگیری‌های ماه‌های اخیر، تردد کشتی‌ها در این آبراه حیاتی را به حداقل رسانده است. بر اساس آمار‌های روز دوشنبه، طی روز‌های آخر هفته تنها ۱۷ فروند کشتی تجاری از این تنگه عبور کرده‌اند؛ در حالی که این رقم هفته پیش از آن ۳۷ فروند و پیش از آغاز جنگ به‌طور میانگین حدود ۱۲۵ فروند در روز بود. با این حال، صادرات نفت به‌طور کامل متوقف نشده و بخشی از محموله‌ها با روش‌های پرهزینه و انتقال کشتی‌به‌کشتی جابه‌جا می‌شوند.

این وضعیت نشان می‌دهد مسئله فقط «باز یا بسته بودن» هرمز نیست. حتی در صورت عبور بخشی از نفت، افزایش ریسک، جهش هزینه بیمه جنگی، کرایه حمل و نیاز به انتقال محموله‌ها، هزینه واقعی تجارت انرژی را به‌شدت بالا برده است.

عربستان نیز کوشیده بخشی از صادرات خود را از مسیر‌های جایگزین حفظ کند. اما حملات اخیر حوثی‌ها به زیرساخت‌های نفتی عربستان، آسیب‌پذیری این مسیر‌ها را بر ملا کرده و عملاً بحران را از هرمز به باب‌المندب و دریای سرخ کشانده است.

نفت بالای ۱۰۰ دلار؛ فشار تازه بر واشنگتن در آستانه انتخابات

بازار نفت به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش هزینه جنگ تبدیل شده است. قیمت نفت برنت در ۱۹ شهریور (۱۰ سپتامبر)، پس از موج حملات به کشتی‌ها، بیش از ۶ درصد جهش کرد و به ۱۰۷.۶۳ دلار رسید. امروز، اما قیمت نفت با انتشار نشانه‌هایی از تلاش عربستان برای افزایش دوباره صادرات و امید به تحرکات دیپلماتیک، در محدوده ۱۰۱.۷ دلار معامله شد؛ بنابراین اگرچه بازار از سقف‌های اخیر فاصله گرفته، اما همچنان بالای ۱۰۰ دلار قرار دارد؛ رقمی که برای اقتصاد جهانی و هزینه‌های حمل‌ونقل و سوخت بسیار سنگین است.

فشار‌ها فقط به قیمت بنزین محدود نمی‌شود. گزارش رویترز نشان می‌دهد قیمت گازوئیل در آمریکا به رکوردی کم‌سابقه رسیده است؛ موضوعی که به دلیل نقش گازوئیل در حمل‌ونقل، کشاورزی و ساخت‌وساز، می‌تواند آثار تورمی گسترده‌تری در اقتصاد آمریکا ایجاد کند.

برای دولت ترامپ، این مسئله در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آبان‌ماه (نوامبر) اهمیت مضاعف پیدا کرده است. ادامه جنگ از یک سو هزینه‌های نظامی و اقتصادی بالایی ایجاد می‌کند و از سوی دیگر، هرگونه جهش پایدار در قیمت انرژی فشار بر دولت برای پایان دادن به بحران را افزایش می‌دهد.

فرسایشی شدن درگیری؛ چرخه غیرقابل کنترل پاسخ‌ها

یکی از تناقض‌های اصلی جنگ ایران و آمریکا همین‌جاست. عملیات نظامی آمریکا در ابتدا با هدف تضعیف توان نظامی و هسته‌ای ایران و ایجاد فشار برای تغییر رفتار تهران آغاز شد، اما درگیری به‌رغم کاهش و افزایش‌های مقطعی، متوقف نشده است.

در ماه‌های اخیر، دو طرف بار‌ها حملات متقابل انجام داده‌اند. آمریکا در اوایل شهریور (اوایل سپتامبر) حملات تازه‌ای را علیه اهدافی در ایران و اطراف تنگه هرمز آغاز کرد و در ادامه، حمله به نفتکش‌های ایرانی نیز به بخشی از این چرخه تلافی‌جویانه تبدیل شد. در مقابل، ایران و نیرو‌های هم‌پیمانش نیز به کشتی‌ها و مواضع آمریکا و متحدانش در منطقه پاسخ داده‌اند.

حتی در روز‌های اخیر رویارویی در سطوح پایین‌تر ادامه داشته است. ارتش آمریکا اعلام کرد دو قایق ایرانی را که به ادعای واشنگتن قصد تصرف یک پهپاد دریایی آمریکایی را داشتند، منهدم کرده است؛ روایتی که طرف ایرانی آن را رد کرده است. این حوادث نشان می‌دهد حتی زمان مطرح بودن بحث مذاکرات، خطر برخورد مستقیم در آب‌های خلیج‌فارس بالا است.

واشنگتن بین تهدید و مذاکره؛ نقش چین و نگرانی کشور‌های عربی

در کنار تهدید‌های نظامی، نشانه‌هایی از تلاش برای باز کردن مسیر گفت‌و‌گو نیز دیده می‌شود. ترامپ اخیراً ابراز امیدواری کرده که جنگ به پایان خود نزدیک شود و هم‌زمان احتمال دیدار او با مسعود پزشکیان مطرح شده است. چین نیز در روز‌های گذشته از تهران و واشنگتن خواسته به توافق موقت خردادماه (ژوئن) بازگردند و مذاکرات را از سر بگیرند.

در نتیجه، دیدار ترامپ با رهبران کشور‌های عرب خلیج‌فارس را نمی‌توان صرفاً یک نشست نظامی دانست. این دیدار از یک سو درباره نگرانی کشور‌های منطقه از حملات ایران، امنیت دریانوردی و حفاظت از زیرساخت‌های انرژی است و از سوی دیگر، درباره ترتیبات احتمالی پس از جنگ. نکته مهم این است که برخی از همین کشور‌های عربی پیش‌تر نسبت به تشدید حملات علیه ایران هشدار داده‌اند، زیرا زیرساخت‌های نفت و گاز آنها در صورت گسترش جنگ هدف پاسخ‌های تلافی‌جویانه قرار می‌گیرد. گزارش اکسیوس نشان می‌دهد ترامپ در مردادماه پس از ابراز نگرانی عربستان و قطر درباره احتمال حمله به زیرساخت‌های انرژی‌شان، از تشدید عملیات خودداری کرده بود.

واشنگتن پیش‌تر نیز سناریوی حملات محدود در اطراف تنگه هرمز را اجرا کرده است. در اواخر مرداد، طرحی در سنتکام برای حملات محدود به توان راداری و موشکی ایران در اطراف هرمز مطرح شد که در نهایت به حملات ۱۰ شهریور انجامید.

اما تجربه هفته‌های اخیر نشان داده که مرز میان «حمله محدود» و تشدید گسترده بحران بسیار باریک است. حمله به یک شناور با پاسخ به یک پایگاه همراه می‌شود و هر مرحله، طرف مقابل را به واکنش جدید سوق می‌دهد. در چنین شرایطی، مسئله اصلی واشنگتن دیگر فقط توان انجام حمله نیست، بلکه عدم امکان کنترل دامنه درگیری در زنجیره‌ای از هرمز، خلیج‌فارس، عراق، اردن، دریای سرخ و باب‌المندب است.

چشم‌انداز پیش‌رو؛ تصمیم نهایی در نیویورک

در ظاهر، تناقضی در رفتار واشنگتن دیده می‌شود: از یک سو ترامپ از احتمال ازسرگیری حملات گسترده سخن می‌گوید و از سوی دیگر، با رهبران عربی درباره آینده جنگ مذاکره کرده و احتمال دیدار با رئیس‌جمهور ایران را کاملاً رد نمی‌کند.

اما این رفتار نشان‌دهنده موقعیت پیچیده آمریکا است. واشنگتن نه می‌تواند هزینه‌های امنیتی و اقتصادی ادامه بحران را نادیده بگیرد و نه بدون رسیدن به توافقی درباره برنامه هسته‌ای و ترتیبات امنیتی منطقه، به‌سادگی از فشار نظامی عقب‌نشینی کند.

ایران نیز حاضر نیست تحت فشار نظامی و اقتصادی، بدون دریافت تضمین و امتیاز مشخص، اهرم‌های خود را رها کند. در نتیجه، تنگه هرمز همچنان علاوه بر یک آبراه حیاتی، یکی از اصلی‌ترین اهرم‌های چانه‌زنی است.

اکنون نگاه‌ها به نیویورک دوخته شده است؛ جایی که هم‌زمان با نشست مجمع عمومی سازمان ملل، ترامپ باید میان ادامه فشار نظامی، حفظ وضعیت موجود و باز کردن مسیر مذاکره تصمیم بگیرد. در همین حال، تهران نیز با تهدید به پاسخ شدیدتر، تلاش می‌کند هزینه هرگونه حمله تازه را برای واشنگتن و متحدانش بالا نگه دارد.

منطقه در نقطه‌ای قرار گرفته که یک حادثه محدود می‌تواند دوباره دامنه درگیری را گسترش دهد و در همان حال، یک تصمیم سیاسی در نیویورک می‌تواند مسیر بحران را تغییر دهد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha