داماد متکی، بهانه حمله به عراقچی شد | ماجرای دعوا بر سر صندلی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل چیست؟
رویداد۲۴| نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک از همان روز اول حاشیه ساز شده و در توییتر فارسی جنجال به پا کرد. ماجرا از آنجا آغاز شد که هیات ایرانی به سیاق گذشته سالن را زمان سخنرانی رئیسجمهور آمریکا ترک کرد، اما یک نفر روی صندلی اش ماند. حضور یک نماینده ایرانی پشت میز و خالی نماندن جایگاه ایران در زمان سخنرانی دونالد ترامپ، موجی از حملات تند، تخریبها و خطونشانهای سیاسی را علیه دستگاه دیپلماسی به راه انداخت.
پس از بالا رفتن دامنه حواشی، وزارت امور خارجه نسبت به این موضوع موضعگیری رسمی کرد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در پاسخ به انتقادات مطرحشده تصریح کرد: «بحثهایی مطرح شده که چرا هیأت نمایندگی ایران، کامل جلسه را ترک نکرده است. برای دیپلماتها صندلی ایران، قداست دارد. صندلی ایران در جایی مثل مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سنگر ماست و قطعا اگر قرار باشد ما بخاطر تندگویی و تندخویی و بدگویی دیگران بخواهیم این سنگر را ترک کنیم، حتما به وظیفهمان عمل نکردهایم.»
حمله رادیکالها و مطالبه استیضاح
پس از پخش تصاویر مجمع عمومی، جریانهای سیاسی رادیکال و برخی چهرههای جناح پایداری، حضور نماینده ایران را نشانه «انفعال» و «عقبنشینی» تعبیر کردند. آنها حتی با هشتگسازیهای خود مطالبه استیضاح عراقچی را مطرح کردند. در این بین سپهر خلجی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت رئیسی، با ادبیاتی تند به میدان آمد و نوشت: «امروز هنگام سخنرانی ترامپ ملعون در سازمان ملل نماینده جمهوری اسلامی با وقاحت تمام پای سخنرانی قاتل امام شهید، دانشآموزان مظلوم میناب، فرماندهان و دانشمندان شهید نشست و در اقدامی نابخردانه و ذلیلانه به سخنان ضدایرانی بزرگترین تروریست جهان که دستش تا آرنج در خون ملت مظلوم ایران آغشته است رسمیت داد. اگر مجلس غیرتمند و عزتخواهی داشتیم حداقل واکنش استیضاح دستگاه دیپلماسی و برکناری مسئولان بیغیرتی بود که به نماینده ایران دستور دادند جلسه را ترک نکند.»
رجانیوز ارگان رسانهای جبهه پایداری هم طبعا ساکت نمانده و با انتشار مطلبی تحت عنوان «بازی با واژهها برای فرار از پاسخگویی/ اگر صندلی «سنگر» است، چرا هنگام سخنرانی نتانیاهو سالن را ترک میکنید؟!» به شدت به وزارت خارجه تاخت. این رسانه اصولگرا با زیر سوال بردن توضیح وزارت خارجه درباره این حواشی، نوشت: «اگر حضور بر روی این صندلیها تا این حد قداست دارد و حفظ آن تحت هر شرایطی نماد خالی نکردن سنگر است، پس دیپلماتهای جمهوری اسلامی بر اساس چه منطقی هنگام سخنرانی نخستوزیر رژیم صهیونیستی سالن مجمع عمومی را ترک میکنند؟ آیا آنجا هم صندلی باید حفظ شود یا ترک جلسه نماد اعتراض، تحقیر دشمن و نفی مشروعیتِ طرف مقابل است؟ ترک جلسه در عرف بینالملل، ابزاری روشن و استاندارد برای نشان دادن اعتراض رسمی و بیاعتنایی به لجنپراکنی طرف مقابل است. نشستن و شنیدن مواضع خصمانه و توهینآمیز علیه منافع و ملت ایران، نه متانت و انجام وظیفه بلکه نماد انفعال، کرختی و بیعملی مفرط است. دستگاه دیپلماسی به جای بازی با واژهها، بتسازی از صندلی و حمله به منتقدان و رسانهها با برچسب غیرمنصف، باید شجاعت پذیرش خطای خود را داشته باشد. مردم منتظر شنیدن این دست استدلالهای آبکی نیستند؛ شایستهترین اقدام، عذرخواهی رسمی از افکار عمومی بابت این انفعال آشکار و اصلاح این دست رفتارهای حقارتآمیز است.»
برخی کاربران تندروتر حتی سناریوهای داییجانناپلئونی مطرح کردند و مدعی شدند که این اقدام با «هماهنگی قبلی از تهران» برای عادیسازی تعاملات پنهانی بوده است!
ناصر اسدی، دیپلمات باقیمانده در سالن کیست؟

اما درست در اوج تخریبها و فضاسازیها علیه دستگاه دیپلماسی دولت، هویت نماینده ایرانی حاضر در سالن افشا شد و ورق برگشت. بر اساس گزارشها، مشخص شد تنها عضوی که بر روی صندلی ایران باقی مانده بود، ناصر اسدی نظری است؛ در یک گزارش مربوط به گفتوگوی انتخاب دبیرکل سازمان ملل در سال ۲۰۲۶، از او با عنوان رایزن سوم در نمایندگی ایران نزد سازمان ملل یاد شده است. این جایگاه یک رتبه دیپلماتیک میانی در ساختار نمایندگیهای دائم کشورها در سازمان ملل محسوب میشود و فرد در مذاکرات تخصصی، کمیتهها و نشستهای چندجانبه حضور پیدا میکند. دقیقا روشن نیست او چه زمانی به ماموریت نیویورک اعزام شده اما نام او سال ۲۰۲۱در اسناد رسمی سازمان ملل به عنوان سخنران ایران در جلسه عمومی مجمع عمومی ثبت شده است.
موضوع نشستی که اسدی نظری در آن سخنرانی کرده، پیشگیری از درگیریهای مسلحانه بود. در این جلسه او به نمایندگی از ایران در چارچوب مباحث مرتبط با جلوگیری از جنگ و امنیت بینالمللی صحبت کرده است.
اسدی نظری دانش آموخته دانشگاه امام صادق است و دکترای خود را از دانشگاه تهران گرفته است. کتابی با عنوان «دیپلماسی اجبار» از او در انتشارات دانشگاه امام صادق به چاپ رسیده که مقدمه آن را محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی نوشته است. ظاهرا ناصر اسدی در دوره تصدی محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران، در موسسه همشهری فعالیت میکرد و مسئولیت سردبیری ماهنامه همشهری دیپلماتیک را برعهده داشت. گفته یم شود او درآغاز ورود به موسسه همشهری مسئولیت همهشری الکترونیک را بر عهده گرفته و چند روزی از آغاز ریاست او نگذشته بود که سیستم ارسال اخبار پیامکی همشهری که یکی از موثرترین سامانه های خبری بود تعطیل شد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، ناصر اسدی در سال ۱۳۸۶ به عنوان رئیس فرهنگسرای رسانه منصوب شد. فرهنگسرای رسانه زیرمجموعه سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است و اسدی در دوره قالیباف ریاست آن را بر عهده داشته است.
اسدی نظری سال ۱۳۹۱ ریاست ستاد انتخاباتی منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد و پدر زن خود را در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم برعهده داشته است.
افشای هویت فرد حاضر، طراحان سناریوی حمله به عراقچی را در موضعی بسیار پیچیده قرار داد. چطور فردی که به بدنه طیف اصولگرا و رادیکال نزدیک است، به عنوان سیبل جناحی همان جریان هدف حمله قرار گرفته بود؟
محمدحسین رنجبران، فعال رسانهای اصولگرا و مشاور سابق عراقچی، در واکنش به این حواشی و در دفاع از عملکرد حرفهای این دیپلمات نوشت: «دکتر ناصر اسدی باسواد، متدین، انقلابی و متعهد است به آرمانهای انقلاب اسلامی؛ او از جمله دیپلماتهایی است که سلسله مراتب را با توانمندی خودش طی کرده؛ اینکه او در زمان سخنرانی ترامپ میز جمهوری اسلامی را همراه دیگر اعضا ترک نکرده است بر اساس وظیفهای بوده به او سپرده شده است.»
از منظر عرف روابط بینالملل نیز، کارشناسان مستقل اقدام هیأت ایرانی را شیوهای کاملاً حرفهای و متداول ارزیابی میکنند. احسان تقدسی، کارشناس روابط بینالملل، در تشریح این تاکتیک دیپلماتیک نوشت: «یک دیپلمات با طراحی قبلی پشت میز نشست. رفتاری کاملاً حرفهای از هیأت ایران. از منظر دیپلماتیک، باقیماندن یک نفر میتواند کاملاً قابل دفاع باشد: هیأت با خروج اکثریت، پیام اعتراض سیاسی را منتقل میکند، اما با باقیگذاشتن یک نماینده، رصد مستقیم سخنان طرف مقابل و حفظ حضور رسمی در نشست را ادامه میدهد. در دیپلماسی، شنیدن سخنان طرف مقابل به معنای تأیید یا احترام سیاسی به محتوای آن نیست؛ بنابراین اگر آن فرد طبق تصمیم هیأت باقی مانده باشد، انتقاد از او صرفاً به دلیل ترکنکردن صندلی، از نظر حرفهای مبنای محکمی ندارد.»
تسویهحساب سیاسی به جای تحلیل دیپلماتیک
نگاهی به سیر ماجرای «صندلی ایران» نشان میدهد که چگونه یک پروتکل روال و کارشناسی در عرف دیپلماتیک — یعنی خروج مقامات عالی به نشانه اعتراض و ماندن یک کارشناس برای ثبت و رصد سخنان — استفاده جناحی میشود.
جریان رادیکال که شتابزده تلاش کرد تا از یک تاکتیک فنی، بهانهای برای تخریب وزارت خارجه و شخص عباس عراقچی بسازد، حتی پس از روشن شدن هویت نماینده حاضر و انتسابات خانوادگی و سیاسی وی، همچنان بر لزوم تخریب تیم دیپلماسی پافشاری میکند. این ماجرا بار دیگر ثابت کرد که برای برخی طیفهای سیاسی، حواشی بینالمللی بیش از آنکه عرصهای برای دفاع از منافع ملی باشد، ابزاری برای تسویهحسابهای سیاسی داخلی است.