دلار ۲۶۷ هزار تومانی و ریالی که سکه یک پول شد؛ جنگ دوباره چه بر سر اقتصاد ایران میآورد؟
رویداد۲۴| جهش تازه نرخ ارز در بازار آزاد تهران و ثبت رکوردهای کمسابقه برای اسکناسهای خارجی، فضای اقتصادی کشور را در یکی از پرریسکترین و حساسترین مقاطع سال قرار داده است. در طول روزهای اخیر، نرخ دلار با عبور از کانالهای گذشته وارد محدوده ۲۶۷ هزار تومان شده و یورو نیز خود را به آستانه ۳۰۰ هزار تومان رسانده است. این جهش قیمتی که همزمان با تصاعد سیگنالهای نگرانکننده سیاسی، احتمال بازگشت درگیری میان ایران و آمریکا و ابهامات عمیق درباره آینده درآمدهای ارزی رخ میدهد، بازارساز را در موقعیتی پیچیده برای مدیریت انتظارات تورمی قرار داده است. بانک مرکزی در پاسخ به این التهاب، سیاست عرضه دلار ۲۵۹ هزار تومانی با سقف ۱۰ هزار دلار برای هر کد ملی را در بانکهای عمده کشور کلید زده است تا شاید بتواند شتاب افت ارزش ریال را مهار کند، اما نزدیک شدن نرخ مداخلهای به قیمت بازار غیررسمی، این تردید را میان فعالان اقتصادی تقویت کرده که آیا مدیریت بازار در حال بازپسگیری ابتکار عمل است یا صرفاً زمان میخرد.
سرعت بی سابقه دلار در ثبت رکوردهای تاریخی
شتاب تغییر قیمتها در بازار ارز به گونهای است که رکوردهای گذشته در فاصله چند روز کوتاه شکسته میشوند. بررسی روند معاملات روزهای اخیر نشان میدهد که دلار آزاد پس از عبور از ایستگاههای ۲۳۵ و ۲۵۰ هزار تومانی در اواخر شهریور و اوایل مهرماه، اکنون در محدوده ۲۶۰ تا ۲۶۷ هزار تومان نوسان میکند و همزمان نرخ پوند نیز از مرز ۳۵۲ هزار تومان فراتر رفته است. گرچه اختلاف قیمت میان معاملات مختلف بازار و نوسانات لحظهای سبب میشود برخی معاملهگران نرخهای پایینتری را ثبت کنند، اما اصل رویداد تغییری نمیکند؛ ریال یکی از سریعترین دورههای کاهش ارزش خود را تجربه میکند. آنچه در این میان بیش از خود اعداد اهمیت دارد، سرعتِ طی شدن این مسیر است. زمانی که بازار در بازه زمانی کوتاه چند سقف تاریخی را پشت سر میگذارد، نشاندهنده آن است که معاملهگران از تحلیل «قیمت منطقی» فاصله گرفتهاند و با این فرض بنیادین وارد بازار میشوند که نرخ فردا حتماً بالاتر از امروز خواهد بود.
ریشههای شکلگیری بحران و تعمیق انتظارات تورمی
تحلیل رفتاری بازار ارز گواهی میدهد که این بازار بهطور همزمان تحت فشار تورم ساختاری بالا، محدودیتهای دسترسی به منابع ارزی، تحریمها و افق مبهم درآمدهای نفتی قرار گرفته است. در چنین فضایی، دلار از یک کالای واسطهای یا ابزار مبادله فراتر رفته و برای بخش وسیعی از جامعه و فعالان اقتصادی به ابزار اصلی «حفظ ارزش دارایی» تبدیل میشود. وقتی شهروندان و بنگاهها نسبت به قدرت خرید ریال در ماههای پیشرو اطمینان نداشته باشند، نگهداری پول ملی به رفتاری پرریسک تبدیل خواهد شد. این تغییر رفتار بهطور طبیعی موج تازهای از تقاضا را روانه بازار ارز و طلا میکند و خروجی آن در قالب رشد مجدد قیمتها بروز مییابد. چرخه معیوبی که از این نقطه شکل میگیرد مهار بازار را دشوار میسازد؛ ترس از تورم تقاضای ارز ایجاد میکند، صعود ارز بر تورم آینده میافزاید و تورم بالاتر بار دیگر تقاضا برای اسکناس خارجی را تقویت میکند.
تصمیم تازه بانک مرکزی و پیام نرخ مداخلهای به بازار
اقدام بانک مرکزی برای عرضه ارز سهمیهای در پنج بانک بزرگ کشور با نرخ ۲۵۹ هزار تومان، واکنشی مستقیم به گسترش تقاضا در سطح جامعه است. با این حال، تحلیلگران بیش از سقف عرضه، به فاصله بسیار اندک میان نرخ مداخلهای بانک مرکزی و نرخ بازار آزاد توجه میکنند. این تصمیم نشان میدهد که سیاستگذار برخلاف دورههای گذشته که سعی میکرد ارز رسمی را با فاصلهای محسوس پایینتر نگه دارد، اینبار نرخ مداخله را به واقعیت میدان نزدیک کرده است. این اقدام اگرچه میتواند تلاشی برای پاسخگویی سریعتر به تقاضای موجود باشد، اما همزمان این سیگنال را به معاملهگران میدهد که خودِ نهاد ناظر نیز سطح بهمراتب بالاتری از نرخ ارز را به رسمیت شناخته است. از سوی دیگر، زمانی که تقاضای ارزی ریشه در نگرانیهای بنیادی نسبت به آینده داشته باشد، تزریق اسکناس شاید بتواند سرعت رشد را کاهش دهد، اما لزوماً توان تغییر انتظارات را ندارد، چنانکه اخبار بازار غیررسمی و معاملات پشتخطی نشان میدهد حباب قیمتی حتی در روزهای مداخله بانک مرکزی نیز به مسیر صعودی خود ادامه داده است.
سایه سنگین ریسکهای سیاسی و سناریوهای پیشرو
در تحلیل وضعیت کنونی بازار ارز، متغیرهای صرفاً اقتصادی تنها بخشی از معادله را تشکیل میدهند و وزن اصلی بر دوش ریسکهای ناشی از تنشهای نظامی و سیاسی است. گزارشهای منتشرشده درباره احتمال ازسرگیری درگیریها و گره خوردن مسیرهای دیپلماتیک، مستقیماً بر محاسبات فعالان اقتصادی اثر گذاشته است. در صورتی که روزنههای دیپلماسی باز شوند و از ریسکهای پیرامونی کاسته شود، بخشی از تقاضای احتیاطی از بازار خارج خواهد شد و همین کاهش ریسک سیاسی میتواند حتی بدون تغییر چشمگیر در عرضه ارز، به اصلاح نرخها بینجامد. در نقطه مقابل، سناریوی بروز درگیری فرسایشی یا اختلال در شریانهای صادرات نفت و مبادلات تجاری، بازار را با موج شدیدی از تقاضای احتیاطی و افت شدید منابع ارزی مواجه خواهد کرد. تجربه هفتههای گذشته اثبات کرده که اخبار مربوط به امنیت خطوط مواصلاتی و تجارت منطقهای، بهسرعت در قیمتگذاری دلار لحاظ میشود و همین امر پیشبینی مسیر آتی را کاملاً به تحولات عرصه سیاست خارجی گره زده است.
پیامدهای اجتماعی گرانتر شدن دلار و چشمانداز مهار بازار
تبعات این جهش ارزی صرفاً به افزایش قیمت کالاهای وارداتی ختم نمیشود، بلکه با افزایش هزینه تامین مواد اولیه، قطعات و کالاهای واسطهای، با فاصلهای کوتاه بر تمام محصولات تولید داخل اثر میگذارد. در شرایطی که تورم نقطهبهنقطه در سطوح بسیار بالایی قرار دارد، افت بیشتر ارزش پول ملی فشار مستقیمی بر سفره خانوارها وارد کرده و احساس ناامنی اقتصادی را تعمیق میبخشد. عقب ماندن درآمدهای جامعه از شتاب قیمتها، مسئله اقتصاد را به چالش اعتماد عمومی تبدیل میکند؛ چالش عمیقی که ارجاع کامل آن به فشارهای خارجی یا نادیده گرفتن اثر تحریمها نمیتواند پاسخی اقناعکننده برای جامعه باشد. در این چارچوب، اگر هدف از «مهار»، کنترل نوسانات روزانه باشد، بانک مرکزی همچنان با ابزارهای پولی و تجاری توان دخالت در بازار را دارد؛ اما اگر هدف، بازگرداندن پایدار اعتماد به ریال باشد، تنها فروش دلار کافی نخواهد بود. رکورد ۲۶۷ هزار تومانی، نشانهای از «بحران انتظارات» است و بازار نه فقط برای دلار امروز، بلکه برای تمامی ریسکهای فردا و میزان توانایی دولت در مدیریت بحران، نرخگذاری میکند.