قیاسهای شتابزده و واقعیتهای متفاوت تهران و کاراکاس |چرا ونزوئلا نسخه ایران نیست؟

رویداد۲۴| حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و بازداشت نیکولاس مادورو موجی از تحلیلها را درباره سرنوشت متحدان کاراکاس به راه انداخته است. در این میان، برخی بازیگران سیاسی منطقهای تلاش کردهاند این تحول را بهعنوان هشداری مستقیم برای ایران بازنمایی کنند. از جمله، یائیر لاپید با پیامی صریح، سقوط دولت ونزوئلا را «پیامی برای تهران» توصیف کرده است. همزمان، اعتراضات دیماه در برخی شهرهای ایران و پیام بیسابقه ترامپ در حمایت از معترضان نیز دستاویزی برای تقویت این روایت شده است. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا ونزوئلا واقعاً الگوی قابل تعمیمی برای ایران است؟
چگونه تحولات دوردست به ابزار فشار روانی تبدیل میشوند؟
دنیای سیاست در هفتههای اخیر شاهد رویدادهایی بوده که در نگاه نخست ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند، اما در فضای رسانهای بهگونهای به هم گره زده میشوند که گویی یک سناریوی واحد در حال اجراست. تحولات کاراکاس درست در روزهایی برجسته میشود که ایران با مطالبات اقتصادی و اجتماعی داخلی مواجه است. این همزمانی، بیش از آنکه ناشی از شباهتهای واقعی باشد، محصول روایتسازی هدفمند است؛ روایتی که میکوشد هر نارضایتی داخلی را مقدمه فروپاشی معرفی کند.
تجربه ونزوئلا نشان داد که قدرتهای خارجی زمانی ادعای مداخله «اخلاقی» را مطرح میکنند که یک کشور با بحرانهای عمیق و مزمن اقتصادی و گسست گسترده اجتماعی روبهرو شده باشد. تورم افسارگسیخته و فروپاشی ساختار معیشتی در ونزوئلا، دولت را از بخش بزرگی از جامعه جدا کرده بود.
در ایران، هرچند اعتراضات دیماه نشاندهنده مطالبات جدی اقتصادی است، اما تبدیل این مطالبات به نشانه فروپاشی، یک اغراق سیاسی است. اعتراض اجتماعی الزاماً به معنای فقدان انسجام ملی نیست و اتفاقاً میتواند نشانه زنده بودن جامعه و امکان اصلاح از درون باشد.
بازار نفت؛ میدان فشار علیه ایران، نه نشانه فروپاشی
کنترل منابع عظیم نفتی ونزوئلا یکی از انگیزههای اصلی فشار آمریکا بر کاراکاس بود. بازگشت گسترده نفت این کشور به بازار جهانی میتواند به کاهش قیمتها و فشار بر کشورهای نفتی از جمله ایران منجر شود.
اما این فشار اقتصادی، هرچند واقعی، بهتنهایی تعیینکننده سرنوشت یک کشور نیست. ایران پیش از این نیز دورههای طولانی فشار نفتی و تحریمی را تجربه کرده و ساختار اقتصادی و مدیریتی آن، با همه ضعفها، قابل مقایسه با اقتصاد تکمحصولی و فروپاشیده ونزوئلا نیست.
پیامهای تلآویو؛ جنگ روانی به جای تحلیل راهبردی
اظهارات یائیر لاپید را باید بیش از آنکه یک تحلیل سیاسی دانست، بخشی از جنگ روانی منطقهای تلقی کرد. هدف این پیامها، القای این تصور است که «دومینوی سقوط» آغاز شده و ایران در صف بعدی قرار دارد.
این در حالی است که تفاوتهای ساختاری میان ایران و ونزوئلا عمیق است؛ از توان دفاعی و امنیتی گرفته تا جایگاه منطقهای و تجربههای تاریخی در مواجهه با فشار خارجی. پیوند زدن تحولات کاراکاس به اعتراضات داخلی ایران، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، تلاشی برای تولید ناامیدی است.
درس ونزوئلا چیست؟
اگر قرار باشد تجربه ونزوئلا درسی برای ایران داشته باشد، آن درس نه «ترس از سقوط»، بلکه اهمیت توجه مستمر به مطالبات اقتصادی و اجتماعی مردم است. ونزوئلا نشان داد که حتی ساختارهای نظامی نیز بدون پشتوانه اجتماعی پایدار نمیمانند.
در عین حال، ایران در مقاطع حساس گذشته ثابت کرده که از ظرفیت بالاتری برای حفظ انسجام ملی برخوردار است. اعتراضات دیماه را باید زنگ هشداری برای اصلاح سیاستهای اقتصادی دانست، نه نشانهای از حرکت بهسوی سناریوی ونزوئلایی.
تحولات کاراکاس بیش از آنکه آینه آینده ایران باشد، یادآور اهمیت مدیریت داخلی و هوشیاری در برابر جنگ روانی خارجی است. امنیت پایدار نه با انکار مطالبات مردم به دست میآید و نه با تسلیم در برابر فشار بیرونی.
قیاس ایران با ونزوئلا، اگر بدون توجه به تفاوتهای بنیادین انجام شود، بیشتر به ابزار عملیات روانی شباهت دارد تا تحلیل سیاسی. آینده ایران نه در خیابانهای کاراکاس، بلکه در تصمیمات اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی داخل کشور رقم میخورد.



من نمیدونم مسئولین ایران در چه فکری هستند و به چه چیزی می اندیشند که اینقدر سبک مغزانه صحبت می کنند. ولی یقین دارم که اگر آمریکا اراده بکند در طی چند روز می تواند ایران را فقط با یکی از ناوهای هواپیمابر خودش نابود کند. جنگ دوازده روزه و نابودی فردو، نطنز و اصفهان و سیستم های پدافندی و ... را فراموش کرده اید؟ چرا همه چیز را به کائنات متصل می کنید؟ آمریکا بدون اینکه حتی یک خش روی هواپیماهایش بیفتد آمد فردو را با آن همه اهن و تلپ مسئولین ما به یک تل خاک تبدیل کرد و رفت مسئولین و نظامیون و سپاه و ارتش چکار کردند؟ شما فکر می کنید آمریکا اگر بخواهد ایران را بگیرد با بمب هسته ای همه شهرهای ما را می زند؟ خیر با یک بمب هوشمند و حساب شده همه چیز را یکسره می کند. چیزی که این وسط مهم است این است که مردم ایران در کدام سمت ایستاده باشند؟ به والله هیچ قدرتی بعد از خدا به حمایت ملت نمی رسد. ولی چه سود که مسئولین جور دیگری فکر می کنند. بخدا نجیب تر از ملت ایران را در هیچ کجای دنیا پیدا نمی کنید. شما دقت کنید بعد از انقلاب 57 چه بر سر این مردم آورده اید و آنان چه کرده اند جز صبر و پشتیبانی از شما و وقتی صبرشان تمام شود خدا باید به دادتان برسد و بس.
