تاریخ انتشار: ۱۲:۱۴ - ۲۱ فروردين ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

پنج پرسش کلیدی از تحلیلگران اندیشکده صلح کارنگی | از توافق بر سر رژیم جدید تنگه هرمز تا احتمال اشغال لبنان توسط اسرائیل

اندیشکده کارنگی گزارشی به نقل از چهار کارشناس برجسته خاورمیانه منتشر کرده و در آن وضعیت جنگ و آتش بس میان ایران با آمریکا و اسرائیل را شرح داده است.

پنج پرسش کلیدی از تحلیلگران اندیشکده صلح کارنگی | از توافق بر سر رژیم جدید تنگه هرمز تا احتمال اشغال لبنان توسط اسرائیل

رویداد۲۴ | این گزارش در زمانی منتشر شده که آتش‌بس میان ایران و آمریکا—بیش از آن‌که نشانه پایان جنگ باشد—شبیه یک مکث کوتاه در میانه بحرانی عمیق و چندلایه به نظر می‌رسد. اندیشکده صلح کارنگی با گرد هم آوردن چهار تحلیل‌گر برجسته، تلاش کرده تصویری واقع‌بینانه از وضعیت پس از آتش‌بس ارائه دهد؛ تصویری که نه بر خوش‌بینی سیاسی، بلکه بر تردید، بی‌اعتمادی و شکنندگی توازن منطقه‌ای استوار است.

در این چارچوب، نویسندگان نشان می‌دهند که آتش‌بس نه‌تنها اختلافات اصلی—از برنامه هسته‌ای ایران تا نقش اسرائیل و امنیت خلیج فارس—را حل نکرده، بلکه در برخی موارد آن‌ها را پیچیده‌تر هم کرده است. از نگاه این تحلیل، خاورمیانه امروز در نقطه‌ای ایستاده که هم‌زمان با امید به دیپلماسی، با خطر بازگشت سریع به جنگ نیز روبه‌روست؛ وضعیتی که آینده آن بیش از هر زمان دیگری نامطمئن و وابسته به تصمیمات بازیگران اصلی است.

کارشناسان کارنگی عبارت اند از، عمرو حمزاوی، مدیر برنامه خاورمیانه در کارنگی، پژوهشگر حوزه حکمرانی، جامعه مدنی و تحولات سیاسی در جهان عرب؛ اندرو لبر، پژوهشگر غیرمقیم برنامه خاورمیانه، متخصص در سیاست‌های خلیج فارس و اقتصاد سیاسی منطقه، اریک لوب استاد روابط بین‌الملل و تحلیل‌گر سیاست ایران و گروه‌های شبه‌نظامی و مروان معشر، معاون مطالعات در کارنگی و وزیر خارجه پیشین اردن، با تجربه گسترده در دیپلماسی منطقه‌ای.

رویداد۲۴ در این گزارش تحلیل این کارشناسان دربار پنج پرسش کلیدی را منتشر می‌کند؛

منطقه چگونه به آتش‌بس واکنش نشان می‌دهد؟

عمرو حمزاوی در پاسخ به این پرسش می گوید: در ساعات پس از اعلام آتش‌بس، خاورمیانه نتوانست نفس راحتی بکشد. حملات هوایی اسرائیل به لبنان ادامه یافت و دست‌کم جان ۲۰۰ نفر را گرفت و صدها نفر دیگر را زخمی کرد. این حملات نگرانی‌های گسترده‌ای را درباره تداوم درگیری‌ها در یکی از کشورهایی که بیش از همه از جنگ و خشونت آسیب دیده، برانگیخت.

با این حال، در سایر نقاط منطقه نوعی احساس آرامش حاکم شد. کشورهای خلیج فارس—به همراه عراق و اردن—از آتش‌بس استقبال کردند و خواستار دستیابی به توافقی نهایی شدند که به‌طور دائمی به این درگیری پایان دهد و تضمین‌های امنیتی کافی برای جلوگیری از تکرار هرگونه اقدام تهاجمی ایران فراهم کند. مصر و ترکیه—که همراه با پاکستان نقش میانجی میان ایالات متحده و ایران را ایفا کردند—بر ضرورت پایبندی به آتش‌بس و حفظ منافع امنیتی منطقه تأکید کردند. آن‌ها همچنین خواستار توقف فوری حملات اسرائیل به لبنان شدند.

فراتر از مواضع رسمی دولت‌ها، گروه‌های شبه‌نظامی همسو با ایران، مانند حزب‌الله در لبنان و گروه‌های مسلح شیعه در عراق، در ابتدا حمایت خود را از آتش‌بس اعلام کردند. با این حال، ادامه حملات اسرائیل به لبنان موجب شد حزب‌الله تعداد محدودی راکت به سمت شمال اسرائیل شلیک کند، در حالی که گروه‌های عراقی از احتمال حمله تلافی‌جویانه علیه اسرائیل سخن گفتند، هرچند در نهایت اقدامی انجام ندادند. جنبش حوثی در یمن پیش‌تر خود را از این درگیری کنار کشیده بود و پس از آتش‌بس نیز همین موضع را حفظ کرد.

اریک لوب می گوید: ایران نسبت به این‌که این وقفه بتواند به یک آتش‌بس دائمی و صلح پایدار منجر شود، بدبین است، به دو دلیل. نخست این‌که تهران اعتماد بسیار اندکی دارد که دونالد ترامپ به تعهدات خود پایبند بماند، و طرح‌های آتش‌بس او پیش‌تر در غزه و لبنان شکست خورده‌اند. همچنین، دو دور قبلی مذاکرات ترامپ با ایران به‌طور ناگهانی با حملات هوایی اسرائیل و آمریکا علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶ پایان یافت.

در نتیجه، تهران احتمالاً آتش‌بس را نه به‌عنوان یک وضعیت پایدار، بلکه صرفاً به‌عنوان وقفه‌ای در خصومت‌ها تلقی می‌کند و بر همین اساس برای ازسرگیری درگیری آماده می‌شود. در واکنش، ترامپ تهدید کرده است بر هر کشوری که به ایران سلاح بفروشد یا منتقل کند، تعرفه وضع خواهد کرد.

مروان معشر می گوید: به‌طور کلی، منطقه اکنون خود را با یک تهدید دوگانه مواجه می‌بیند: از یک سو، ایران که به‌طور موقت تضعیف شده اما خشمگین است و ممکن است طی چند سال توان نظامی متعارف خود را بازسازی کند؛ و از سوی دیگر، اسرائیلی جسور که اعلام کرده به آتش‌بس پایبند نیست و به عملیات خود در لبنان و کرانه باختری ادامه خواهد داد. کشورهای خلیج فارس به‌ویژه نسبت به آتش‌بسی که ممکن است ایران را در کنترل تنگه هرمز نگه دارد، تردید دارند.

اندرو لبر می گوید: در تکمیل نکته مروان، دیدگاه‌های مطرح‌شده در کشورهای خلیج فارس از آتش‌بس استقبال کرده‌اند اما نسبت به دوام آن تردید دارند (با دلایل متفاوت در هر کشور). مقامات امارات بر ضرورت وادار کردن ایران به پایبندی به مفاد آتش‌بس تأکید کرده‌اند، به‌ویژه با توجه به ادامه حملات ایران به اهدافی در خلیج فارس. بیانیه‌های رسمی عربستان از آتش‌بس استقبال کرده، در حالی که تحلیل‌های رسانه‌ای درباره دشواری دستیابی به صلحی پایدار ابراز نگرانی کرده‌اند.

وزارت خارجه عمان نیز از آتش‌بس استقبال کرد، اما حملات مجدد اسرائیل به لبنان را محکوم نمود—موضعی که در رسانه‌های داخلی نیز بازتاب یافت. روزنامه «عمان دیلی آبزرور» نوشت: «آتش‌بسی که لبنان را در بر نگیرد، آغاز صلح نیست.» (امارات نیز بعداً حملات اسرائیل به لبنان را مورد انتقاد قرار داد، هرچند با لحنی مبهم‌تر.) اختلافات پیشین و زمان جنگ در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس احتمالاً ادامه خواهد یافت و بیان موضعی یکپارچه را دشوارتر می‌کند.

لبنان یک نقطه بحرانی کلیدی است. چه چیزی در خطر است؟

مروان معشر:
کسانی که گمان می‌کردند توافق میان آمریکا و ایران از سوی اسرائیل رعایت نخواهد شد، درست می‌گفتند. از زمان آتش‌بس، عملیات نظامی اسرائیل شدیدترین سطح خود را از آغاز درگیری ایران در ۲۸ فوریه تجربه کرده است. این حملات همچنین به نیت واقعی اسرائیل اشاره دارد: اشغال جنوب لبنان و استفاده از آن به‌عنوان اهرمی برای وادار کردن دولت لبنان به پذیرش توافق صلحی که تنها منافع اسرائیل را تأمین می‌کند.

عمرو حمزاوی:
این تجاوز اسرائیل توانایی دولت لبنان برای مدیریت مسئله حیاتی سلاح حزب‌الله را محدود می‌کند—مسئله‌ای که دولت در بیروت در پی آن است تا آن را تحت کنترل خود درآورد. افزون بر این، توانایی لبنان برای استقرار مجدد ارتش ملی در جنوب و سایر مناطق را برای پایان دادن مؤثر به نقش نظامی حزب‌الله—نقشی که از طریق آن این گروه انحصار تصمیم‌گیری درباره جنگ و صلح با اسرائیل را در اختیار گرفته—مختل می‌کند.

این وضعیتی است که اکنون اکثریت مردم لبنان آن را رد می‌کنند. در نهایت، این تجاوز اسرائیل اوضاع را به‌شدت پیچیده‌تر می‌کند. این حملات جایگاه حزب‌الله را به‌عنوان یک جنبش مقاومت در برابر اسرائیل احیا می‌کند—با وجود خساراتی که در سلاح و نیروی انسانی متحمل شده—و به‌شدت توانایی دولت لبنان برای مدیریت هم‌زمان پرونده حزب‌الله و روابطش با اسرائیل را محدود می‌کند. در واقع، خطر سوق دادن کل نظام سیاسی لبنان به سمت فروپاشی کامل وجود دارد.

یکی از خواسته‌های کلیدی آمریکا بازگشایی تنگه هرمز بود. این مسئله چگونه پیش خواهد رفت؟


بیشتر بخوانید:

به آتش‌بس بدبینیم | نتانیاهو می‌خواهد مذاکره اسلام‌آباد را خراب کند | از حاکمیت تنگه هرمز و حق غنی‌سازی کوتاه نمی‌آییم

گزارش یک مناظره داغ در پرینستون میان یک استاد دانشگاه، یک دیپلمات پیشین و یک زندانی سابق | جدال روایت‌ها درباره جنگ ایران


اریک لوب:
به‌عنوان بخشی از مذاکرات آینده در پاکستان و در ازای کاهش تحریم‌های آمریکا (که ایران به‌طور موقت در جریان جنگ از آن بهره‌مند شد)، ترامپ از تهران خواسته است تنگه هرمز را بازگشایی کند تا فشار اقتصادی بر ایالات متحده و سایر کشورها کاهش یابد. ایران اعلام کرده است که در صورت حفظ کنترل خود بر این تنگه، چنین کاری را انجام خواهد داد.

برای ایران، هرمز نه‌تنها یک اهرم نظامی و استراتژیک بوده، بلکه یک منبع درآمد برای اقتصاد آسیب‌دیده و بازسازی پس از جنگ نیز محسوب می‌شود—موضوعی که تهران در قالب درخواست غرامت از واشینگتن مطرح کرده است.

اندرو لبر:
حاکمان کشورهای خلیج فارس به این اهمیت می‌دهند که تنگه واقعاً برای عبور کشتی‌ها باز باشد، نه این‌که صرفاً ترامپ چنین ادعایی مطرح کند. به‌طور علنی، این کشورها با دریافت عوارض از سوی ایران برای عبور کشتی‌ها مخالفت خواهند کرد. اما در خفا، احتمالاً حاضرند نوعی پرداخت را تسهیل کنند، مادامی که عبور و مرور بدون مانع ادامه یابد.

گزارش‌هایی نیز وجود دارد که دولت عربستان مبالغ قابل توجهی به نیروهای حوثی در یمن پرداخت می‌کند—عاملی که کمتر به آن توجه شده و ممکن است دلیل فاصله گرفتن این گروه از درگیری باشد. هرچند این پرداخت‌ها ممکن است به شکل عوارض رسمی نباشد، اما خواسته‌های ایران شامل درخواست از عمان برای مشارکت در مدیریت یک سیستم دریافت هزینه بوده است. (وزیر حمل‌ونقل عمان اعلام کرد این کشور نمی‌تواند تحت توافق‌های بین‌المللی چنین عوارضی را بپذیرد، اما این اظهارات در سطوح بالاتر تکرار نشد و از گزارش‌های داخلی حذف شد.)

پاکستان و سایر میانجی‌ها چه نقشی دارند؟

عمرو حمزاوی:
دیپلمات‌ها و مقامات امنیتی مصر و ترکیه پیام‌هایی میان آمریکا و ایران منتقل کردند، در حالی که پاکستان در آستانه آتش‌بس نقش مرکزی‌تری ایفا کرد. نظامی شدن منطقه نه به نفع مصر است و نه ترکیه و نه امنیت ملی آن‌ها، و تلاش‌های میانجی‌گری آن‌ها احتمالاً ادامه خواهد یافت. انتظار می‌رود اسلام‌آباد میزبان دور دیگری از مذاکرات میان واشینگتن و تهران باشد.

در مقابل، عمان و قطر—که پیش‌تر نقش فعالی در میانجی‌گری میان آمریکا و ایران داشتند—در نتیجه درگیری‌های اخیر عملاً کنار گذاشته شده‌اند. عمان به‌ویژه تا چند ساعت پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی» نسبت به دستیابی قریب‌الوقوع به توافق دیپلماتیک خوش‌بین بود. وزیر خارجه عمان حتی از واشینگتن از یک توافق قریب‌الوقوع سخن گفته بود، درست پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه.

هر دو کشور پس از آن هدف حملات ایران قرار گرفتند. این اقدامات تهاجمی ایران علیه کشورهای خلیج فارس اعتماد آن‌ها به امکان نزدیکی با ایران و چشم‌انداز کاهش تنش بلندمدت را تضعیف کرده است. پیامدهای این حملات احتمالاً باعث می‌شود آنکارا، قاهره و اسلام‌آباد تلاش‌های میانجی‌گری را بدون مشارکت فعال دیگران ادامه دهند.

آتش‌بس—و آینده منطقه—بسیار شکننده به نظر می‌رسد. ایران و همسایگانش چگونه پیش خواهند رفت؟

اریک لوب:
ترامپ همچنان خواستار توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران است. این موضوع برای تهران قابل پذیرش نیست، زیرا ایران به‌عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، بر حق خود برای غنی‌سازی در سطح غیرنظامی تأکید دارد.

ایران همچنین ذخایری از اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد که ممکن است برای بازدارندگی در برابر حملات آینده آمریکا و اسرائیل به سمت تسلیحاتی شدن سوق داده شود. چنین اقداماتی برای آمریکا و اسرائیل غیرقابل قبول خواهد بود و در صورت شناسایی، احتمالاً به حملات هوایی جدید منجر خواهد شد.

ایران خواسته است آتش‌بس نه‌تنها شامل خود، بلکه شامل حزب‌الله لبنان نیز باشد. این‌که آیا ترامپ می‌تواند اسرائیل و حزب‌الله را به پایبندی به این آتش‌بس شکننده وادار کند، احتمالاً یکی از عناصر تعیین‌کننده در دور بعدی مذاکرات خواهد بود.

اندرو لبر:
پادشاهی‌های خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی تاکنون توان محدودی برای مهار ترامپ یا بازدارندگی ایران نشان داده‌اند. بسیاری از مردم این کشورها به‌درستی از حملات ایران به زیرساخت‌های اقتصادی خشمگین هستند، اما سامانه‌های پدافندی آن‌ها مانع از تلفات گسترده شده است (هرچند کارگران مهاجر بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند).

اکنون این کشورها باید از نفوذ خود بر ترامپ استفاده کنند تا مواضع ایران و آمریکا را به سمت صلحی دشوار اما ممکن سوق دهند—با این هدف که او را متقاعد کنند اهداف اسرائیل در لبنان باید در برابر یک آتش‌بس واقعی در خلیج فارس در اولویت پایین‌تری قرار گیرد.

مروان معشر:
اسرائیل امروز احساس جسارت می‌کند تا صرف‌نظر از نتیجه جنگ ایران، سیاست‌های توسعه‌طلبانه خود را دنبال کند. شواهد معتبری وجود دارد که نشان می‌دهد گام بعدی اسرائیل اشغال جنوب لبنان و وادار کردن دولت لبنان به امضای توافق صلحی یک‌جانبه است.

اسرائیل همچنین استراتژی خود برای الحاق هرچه بیشتر کرانه باختری را پنهان نکرده و قصد دارد فلسطینیان را در جزایری جداافتاده بدون پیوستگی جغرافیایی و بدون حقوق سیاسی نگه دارد (و حتی تلاش‌هایی برای انتقال آن‌ها به اردن انجام دهد).

اسرائیل دهه‌ها منتظر چنین لحظه‌ای بوده و بعید است هیچ‌یک از خواسته‌های ایران برای توقف کامل جنگ—از جمله در لبنان و فلسطین—را بپذیرد.

عمرو حمزاوی:
مصر، ترکیه و سایر قدرت‌های میانجی در خاورمیانه وضعیت را بسیار وخیم می‌دانند. عملیات نظامی در منطقه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به‌طور روزانه ادامه داشته و دولت ترامپ دو بار ایالات متحده را درگیر جنگ با ایران کرده است.

ثبات شکننده‌ای که زمانی امنیت مسیرهای حیاتی مانند خلیج فارس، دریای سرخ و کانال سوئز را تضمین می‌کرد، اکنون به‌طور مکرر در معرض تهدید قرار دارد. همه این‌ها در حالی رخ می‌دهد که شرایط در سرزمین‌های اشغالی فلسطین و لبنان همچنان رو به وخامت است.

با توجه به این شرایط—و با درک نقش منطقه‌ای خود که بر حل مسالمت‌آمیز اختلافات استوار است—قاهره و آنکارا احتمالاً تلاش خواهند کرد هر توافق احتمالی میان آمریکا و ایران شامل پایان همه عملیات‌های نظامی در خاورمیانه، از جمله حملات اسرائیل به لبنان و سرزمین‌های فلسطینی باشد.

علاوه بر این، آن‌ها به دنبال ایجاد اجماع برای ارائه تضمین‌های امنیتی کافی به کشورهای خلیج فارس، عراق و اردن خواهند بود—تضمین‌هایی که هم‌زمان امنیت ایران را نیز حفظ کند، همان‌گونه که امنیت اسرائیل اکنون با برتری نظامی آن تضمین شده است.

با این حال، دستیابی به چنین هدفی زمان‌بر خواهد بود و منطقه ممکن است دوره‌ای طولانی از ناامنی و بی‌ثباتی را تجربه کند. در این مدت، برخی بازیگران ممکن است همکاری امنیتی خود با آمریکا را تقویت کنند، در حالی که دیگران به دنبال گزینه‌های جایگزین از طریق همکاری با قدرت‌های جهانی یا ائتلاف‌های منطقه‌ای خواهند رفت.

 
 
 
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما