دو روایت از پیشنهادهای تهران؛ ایران با کارت هرمز بازی میکند؟ | ماجرای طرح سه مرحلهای چیست؟

رویداد۲۴| همزمان با تداوم آتشبس شکننده و اختلال در عبور انرژی از تنگه هرمز، گزارش تازه اکسیوس از ارائه یک پیشنهاد جدید از سوی ایران، نشانههایی از تغییر در اولویتهای دیپلماتیک تهران را آشکار کرده است؛ پیشنهادی که بهجای تمرکز فوری بر پرونده هستهای، پایان جنگ و بازگشایی هرمز را در صدر قرار داده است.
در این گزارش به نقل از یک مقام آمریکایی و دو منبع آگاه ادعا شده که ایران از طریق میانجیگران پاکستانی پیام جدیدی را به واشنگتن منتقل کرده؛ پیامی که هدف اصلی آن، پایان دادن به جنگ و بازگشایی مسیر حیاتی هرمز عنوان شده است.
آنطور که این منابع ادعا میکنند، تهران در این پیشنهاد خواستار آن شده که مذاکرات هستهای فعلاً از دستور کار فوری خارج شود و در مرحلهای بعدی دنبال شود. در عوض، تمرکز اولیه بر دو محور قرار گرفته است: نخست، تثبیت آتشبس و حرکت به سمت پایان پایدار جنگ، و دوم، حلوفصل بحران تنگه هرمز و کاهش فشارهای ناشی از تحریمها و محاصره دریایی.
در همین چارچوب، گزارشها حاکی از آن است که این پیشنهاد میتواند به تمدید بلندمدت آتشبس یا حتی توافقی برای پایان کامل جنگ منجر شود؛ سناریویی که در صورت تحقق، مسیر را برای ورود به مذاکرات پیچیدهتر – از جمله پرونده هستهای – هموار خواهد کرد.
طرح سه مرحلهای چیست؟
نکته قابل توجه، همپوشانی این روایت با گزارش المیادین است که از ارائه یک طرح سهمرحلهای از سوی ایران خبر داده بود. بر اساس این روایت، مرحله نخست به پایان کامل جنگ و دریافت تضمینهایی برای جلوگیری از تکرار آن اختصاص دارد؛ مرحلهای که تهران تأکید کرده در آن، هیچ موضوع دیگری – از جمله برنامه هستهای – وارد مذاکره نخواهد شد.
در صورت عبور موفق از این مرحله، گام دوم به مدیریت و سازوکار حقوقی تنگه هرمز مربوط میشود؛ جایی که گفته میشود نقش میانجیهایی مانند عمان نیز میتواند پررنگ باشد تا چارچوبی جدید برای امنیت و تردد در این آبراه حیاتی تعریف شود. تنها در مرحله سوم است که پرونده هستهای دوباره به میز مذاکره بازمیگردد.
این جابهجایی اولویتها، اگر صحت داشته باشد، نشاندهنده نوعی «واقعگرایی اضطراری» در سیاست خارجی ایران است؛ رویکردی که به جای پافشاری بر دستور کار سنتی مذاکرات، تلاش میکند ابتدا تهدید فوریتر – یعنی جنگ و تبعات اقتصادی و امنیتی آن – را مهار کند.
گزارشهای دیگری نیز این چارچوب را تأیید میکند. خبرنگار المیادین در تهران میگوید در فضای سیاسی ایران از «فرمول جدیدی» برای ازسرگیری مذاکرات سخن گفته میشود که مبنای آن، توقف کامل جنگ در همه جبههها – بهویژه لبنان – بهعنوان پیششرط هرگونه مذاکره است. در این روایت نیز، همانند گزارش قبلی، موضوع تنگه هرمز در گام دوم و پرونده هستهای در مرحله سوم تعریف شده که نشانهای از اجماع نسبی بر تغییر اولویتها در داخل ایران است.
واشنگتن در آستانه تصمیم؛ جلسه سرنوشتساز ترامپ
در سوی دیگر، به نوشته آکسیوس، انتظار میرود دونالد ترامپ در نشستی با تیم امنیت ملی خود، گزینههای پیشرو در قبال ایران و بنبست فعلی مذاکرات را بررسی کند. این جلسه میتواند نشان دهد که واشنگتن تا چه اندازه آماده پذیرش این تغییر دستور کار یا ورود به یک فرآیند مرحلهبندیشده است.
با این حال، همچنان باید با احتیاط به این گزارشها نگریست. تجربه سالهای گذشته نشان داده که بسیاری از طرحهای پیشنهادی در مسیر میانجیگری، یا به نتیجه نمیرسند یا در فرآیند چانهزنی دستخوش تغییرات جدی میشوند. علاوه بر این، شکافهای داخلی در هر دو طرف و نیز نقش بازیگران منطقهای و بینالمللی، میتواند سرنوشت چنین ابتکارهایی را پیچیدهتر کند.
در همین راستا، گزارشهایی از رسانههای منطقهای جزئیات بیشتری از این میانجیگری ارائه میدهند. به ادعای ابصار علم، خبرنگار شبکه «سما تیوی» پاکستان، محور اصلی گفتوگوهای اخیر میان تهران، مسقط و اسلامآباد، مدیریت بحران تنگه هرمز و طراحی یک سازوکار امنیتی جدید برای آن بوده است. بر اساس این روایت، ایران از طریق پاکستان چارچوبی را به آمریکا منتقل کرده که در آن، ترتیبات امنیتی مشترک میان کشورهای ساحلی تنگه ترسیم شده است.
همزمان، گفته میشود عمان در جریان نشستهای مسقط پیشنهاد داده که عربستان سعودی نیز در هر سازوکار جدید مرتبط با امنیت هرمز مشارکت داده شود؛ پیشنهادی که در صورت تحقق، میتواند پای سایر بازیگران خلیج فارس از جمله قطر را نیز به این معادله باز کند و ابعاد منطقهای توافق احتمالی را گسترش دهد.
مجموع این روایتها نشان میدهد که آنچه در حال شکلگیری است، صرفاً یک پیشنهاد تاکتیکی نیست، بلکه تلاشی برای بازطراحی «نقشه مذاکرات» است؛ نقشهای که بهجای تمرکز مستقیم بر پرونده هستهای، از مسیر کاهش تنش میدانی، تثبیت امنیت منطقهای و سپس ورود به پروندههای راهبردی عبور میکند. موفقیت یا شکست این الگو، تا حد زیادی به میزان همراهی بازیگران منطقهای و انعطاف واشنگتن در پذیرش این تغییر دستور کار بستگی خواهد داشت.
با این همه، نفس طرح چنین پیشنهادی – اگر تأیید شود – یک پیام روشن دارد و آن این است که در شرایطی که هزینههای جنگ برای همه طرفها رو به افزایش است، حتی بازیگران اصلی نیز به دنبال راهی برای تنفس دیپلماتیک و خروج از بنبست فعلی هستند؛ مسیری که این بار از تنگه هرمز آغاز میشود، نه از پرونده هستهای؛ تغییری که اگر تثبیت شود، میتواند قواعد بازی مذاکرات ایران و غرب را بهطور اساسی بازنویسی کند.


