جلوههای هنری و آیین عزاداری سنتی بوشهری
امروز با گذشت سال ها، عزاداری بوشهری فراموش نشده و ساختار سنتی خود را دست نخورده به جا گذاشته است. جوانان بوشهری سینه زنی که از سالهای گذشته اجدادشان انجام میدادند را حفظ کردهاند. این آیین، فراتر از یک سوگواری، نماد همبستگی اجتماعی، حفظ هویت تاریخی و تجلی هنر، موسیقی و مذهب در منسجمترین شکل ممکن است.
تاریخچه عزاداری بوشهری؛ همنوایی موج، مرثیه و حماسه
عزاداری بوشهری فراتر از یک مراسم مذهبی ساده، یک ارکستر بزرگ حماسی، یک پرفورمنس آیینی ثبتملیشده و یکی از هماهنگترین و منحصربهفردترین سبکهای سوگواری در جهان تشیع است که آینهای تمامنما از تاریخ، جغرافیا، مذهب و روح حماسی مردم جنوب است.
اما این سبک خاص با آن سینهزنیهای حلقویِ موجگونه و نوحههای ملودیک، از کجا آمده و چگونه به شکل امروزی خود رسیده است؟
ریشههای تاریخی؛ شکلگیری نوای ماتم در دروازه تجارت ایران
برای درک تاریخچه عزاداری بوشهری، باید به ساختار اجتماعی و جغرافیایی این بندر در چند قرن اخیر نگریست. شکلگیری هسته اولیه این نوع عزاداری با رونق اقتصادی و سیاسی بندر بوشهر در دوران صفویه، افشاریه و به ویژه عهد زندیه و قاجار گره خورده است.
بوشهر به عنوان شبهجزیرهای در دل خلیج فارس، مهمترین دروازه تجارت دریایی ایران بود. این موقعیت باعث شد که ملوانان، بازرگانان، مهاجران و اقوام مختلفی از آفریقا، هند، اعراب و اقصی نقاط ایران به این بندر کوچ کنند.
پژوهشگران تاریخ فرهنگ جنوب معتقدند که اختلاط فرهنگی در بوشهر، بستر سازگاری را برای پدید آمدن این آیین فراهم کرد. ریتمهای تند آفریقایی، ملودیهای حزین عربی و الحان اصیل ایرانی در بوته مذهب تشیع ذوب شدند و پدیدهای نو به نام عزاداری بوشهری را خلق کردند.
این آیین در اواخر دوره قاجار با برپایی حسینیهها و تکیههای بزرگ در چهار محل اصلی بافت قدیم بوشهر (شامل محلههای: دهدشتی، شنبدی، کوتی و بهبهانی) به اوج تکامل، ساختاریافتگی و هویت مستقل خود رسید.
معماری بافت قدیم؛ ظرفی برای مظروف عزاداری
یکی از نکات کلیدی که در تاریخچه عزاداری بوشهری کمتر به آن پرداخته شده، پیوند عمیق این آیین با معماری شهرسازی است. کوچههای بافت قدیم بوشهر (امیریه، شنبدی و...) بسیار تنگ، باریک و پیچدرپیچ هستند و عمارتهای دو تا چهار طبقه با مصالح سنگهای مرجانی در دو طرف آنها قد برافراشتهاند.
این نوع معماری، یک ویژگی آکوستیک بینظیر ایجاد میکند. وقتی دستههای سنج و دمام در این کوچههای باریک حرکت میکنند، دیوارهای بلند عمارتها مانند یک تشدید کننده صدا (آمپلیفایر طبیعی) عمل کرده و صدای کوبش دمام و طنین سنج را چند برابر میکنند..
عناصر سهگانه و ساختار ارکسترال عزاداری بوشهری
عزاداری بوشهری یک آیین کاملاً ریاضیوار، نظاممند و مهندسیشده است. هیچ جزیی در این مراسم تصادفی یا بیهدف نیست؛ و از سه بخش اصلی تشکیل شده است:
۱. آیین سنج و دمام؛ فراخوان حماسی
مراسم با صدای سنج و دمام آغاز میشود که در واقع نقش پیشدرآمد یا فراخوان را دارد. صدای دمام (ساز کوبهای پوستکِششده)، سنج (صفحههای برنجی نماد به هم خوردن شمشیرها) و بوق (ساخته شده از شاخ گوزن آفریقایی)، مردم را از خانهها به سمت مساجد و حسینیهها میکشاند.
تعداد دمامها در یک گروه (اشکون، پیپاپ، غمبر) همیشه فرد است (معمولاً ۷، ۹ یا ۱۱ عدد) تا هارمونی ریتمیک حفظ شود. بوقنواز با دمیدن در شاخ، آغاز، اوج و پایان نوازندگی را رهبری میکند.

۲. سینه زنی حلقوی و تشکیل بُر
پس از اتمام دمامزنی، مردم در شبستان مسجد یا حیاط حسینیه دور هم جمع میشوند. عزاداران حلقههای متحدالمرکزی به نام بُر (Bor) تشکیل میدهند. در این ساختار، هر عزادار با دست چپ، کمر یا شانه عزادار سمت چپ خود را میگیرد و با دست راست به سینه میزند.
حرکت پاها (عقب و جلو رفتن) و خم و راست شدن منظم بدن، نظمی شبیه به حرکت امواج دریا دارد. با زیاد شدن جمعیت، تعداد بُرها افزایش مییابد و گاهی به بیش از ۲۰ تا ۳۰ حلقه تو در تو میرسد.
۳. نقطه اوج؛ اعلام واحد
پس از ساعتها سینهزنی با ریتمهای دوضرب وچهارضرب، نوحهخوان با لحنی خاص کلمه واحد را اعلام میکند. در این لحظه، ریتم ناگهان تغییر میکند؛ سینهزنان دست از حرکت پا برمیدارند، حلقهها ساکت میشوند و همگی فقط با دست راست و بر اساس یک ریتم سنگین و هماهنگ به سینه میکوبند. در زمان واحد، تمرکز صددرصد بر روی متن شعر و پیام حماسی نوحه است.
پیوند ناگسستنی آیینهای مذهبی با کار و دریا
یک همپوشانی شگفتانگیز تاریخی: ریتم سینهزنی بوشهری و نحوه بالا و پایین رفتن دستها، کاملاً با ریتم کار دریانوردان، جاشوها و صیادان قدیمی بر روی لنجهای چوبی (مانند مراسم نیمهخوانی هنگام بالا کشیدن لنگر یا برافراشتن بادبان) همخوانی دارد. این امر نشان میدهد که جغرافیا و شغل اصلی مردم این دیار (دریانوردی و صیادی) تا چه حد بر فرم مذهبی و آداب سنتی آنها تأثیرگذار بوده است؛ در واقع بوشهریها همانگونه به سینه میزنند که با دریا دستوپنجه نرم میکنند.
معماران نوای بوشهری؛ از ناخداها تا اسطورههای حنجره طلا
بخش عمدهای از ماندگاری و غنای فرهنگی این سبک، مدیون نوحهسرایان و آهنگسازان گمنام یا نامآشنایی است که لحنهای حزین دریایی را وارد مرثیهسرایی کردند. دو چهره در تاریخ عزاداری بوشهر، نقشی معمارگونه دارند:
ناخدا عباس دریانورد (۱۲۶۱ - ۱۳۳۲ خورشیدی):
او را به حق پدر نوحهخوانی مدرن و سنتی بوشهر میدانند. ناخدا عباس که خود دریانوردی متبحر، شاعر و مسلط به موسیقی بود، ملودیهای محلی خلیج فارس و ترانههای جاشوها را با اشعار فاخر مذهبی تلفیق کرد. او ساختار «واحد» را نظاممند کرد و نوحههایی سرود که هنوز پس از یک قرن خوانده میشوند.

جهانبخش کردیزاده معروف به «بخشو» (۱۳۱۵ - ۱۳۵۶ خورشیدی):
اعجوبه و اسطوره تکرارنشدنی نوحهخوانی جنوب. بخشو با صدایی ششدانگ، حزین، رسا و اساطیری، عزاداری بوشهر را از مرزهای استان فراتر برد و به کل ایران معرفی کرد. ناصر تقوایی، فیلمساز نامی، در مستند معروف خود به نام «اربعین» (۱۳۴۹)، هنرنمایی و جادوی صدای بخشو را در مسجد دهدشتی به تصویر کشید. هنوز هم نوحه معروف مرو سفر بابا یا بنشین تا به تو گویم زینب با صدای او، آشناترین نوای عاشورایی برای ایرانیان است.

نقش زنان در عزاداری سنتی بوشهر؛ آیین پامنبری و صَبِیحه
هرچند سینهزنی حلقوی و دمامزنی عمدتاً عملی مردانه در فضای عمومی هستند، اما زنان بوشهری بخش مهم و بسیار اصیلی از تاریخچه این عزاداری را به دوش میکشند. از قدیمیترین آیینهای زنانه، مراسم پامنبری است که در آن، زنان پیش از آغاز منبر رسمی، گرد منبر جمع شده و نوحههایی با سبک و سیاق بسیار قدیمی و بدون همراهی ساز میخوانند.
ذکرخوانیهای سوزناک زنان که به صبیحه یا کلزدنهای حزین (که در جنوب به آن کِل شیون میگویند) معروف است، ابعاد عاطفی و سوگوارانه این آیین را کامل میکند. در خانوادههای بوشهری، زنان وظیفه انتقال ملودیها و اشعار نوحهها را به نسل بعدی فرزندان (به ویژه پسران برای نوحهخوانی) بر عهده داشتهاند.