مهر بدون زنگ مدرسه؛ نسل «شاد» دوباره قربانی میشود؟ | مدارس دقیقا کی باز میشوند؟
رویداد۲۴| اعلام عضو کمیسیون آموزش مجلس مبنی بر اینکه مدارس در مهرماه بازگشایی نخواهند شد و احتمال آغاز آموزش حضوری به آبانماه موکول شده است، بار دیگر یکی از مهمترین دغدغههای نظام آموزشی را به صدر اخبار آورده است؛ آیا آموزش مجازی، آن هم پس از تجربه سنگین سالهای گذشته، دوباره قرار است به رویهای عادی تبدیل شود؟
اگرچه در شرایط بحرانی ممکن است آموزش غیرحضوری تنها گزینه در دسترس باشد، اما تجربه دوران کرونا، تعطیلیهای ناشی از آلودگی هوا، ناترازی انرژی و سپس تحولات امنیتی اخیر، نشان داده است که هزینه این تصمیم بیش از همه بر دوش دانشآموزان دوره ابتدایی، بهویژه کلاساولیها، سنگینی میکند. کارشناسان آموزشی بارها هشدار دادهاند که آموزش مجازی برای کودکانی که هنوز الفبای مدرسه رفتن را نیاموختهاند، نه تنها کیفیت یادگیری را کاهش میدهد، بلکه روند رشد اجتماعی و عاطفی آنها را نیز مختل میکند.
کارشناسان تعلیم و تربیت معتقدند کلاس اول دبستان صرفاً آموزش خواندن و نوشتن نیست. کودک در این سال، نظم، ارتباط با همسالان، تعامل با معلم، رعایت قوانین جمعی، اعتمادبهنفس و حتی مهارتهای اولیه زندگی اجتماعی را یاد میگیرد؛ مهارتهایی که انتقال آنها از پشت صفحه تلفن همراه یا تبلت تقریباً ناممکن است.
رسانههای مختلف نیز در ماههای اخیر به این موضوع پرداختهاند. روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «قربانیشدن کلاساولیها با مجازیشدن مدارس» تأکید کرده است که تعطیلیهای پیدرپی، آموزش پایه را با بحرانی جدی روبهرو کرده و بیشترین آسیب متوجه کودکانی است که نخستین تجربه مدرسه را از پشت نمایشگر آغاز میکنند.
این نگرانی تازهای نیست. حتی در سالهای کرونا نیز گزارشهای متعدد از رسانههای داخلی نشان میداد کلاساولیهایی که هرگز فضای واقعی مدرسه را تجربه نکردند، در خواندن، نوشتن، مهارتهای ارتباطی و حتی علاقه به مدرسه با مشکلات جدی مواجه شدند.
آموزش مجازی؛ راهحل اضطراری که دارد دائمی میشود
در همه جای دنیا آموزش آنلاین بهعنوان راهکاری موقت برای شرایط استثنایی تعریف میشود، اما در ایران طی سالهای اخیر، از کرونا گرفته تا آلودگی هوا، کمبود انرژی و اکنون شرایط امنیتی، تعطیلی مدارس به تصمیمی پرتکرار تبدیل شده است.
همین تکرار باعث شده بسیاری از کارشناسان هشدار دهند که آموزش مجازی دیگر یک استثنا نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به بخشی از تقویم آموزشی کشور است؛ اتفاقی که پیامدهای آن تنها به افت نمرات محدود نمیشود.
واقعیت این است که کیفیت آموزش آنلاین در بسیاری از مدارس یکسان نیست. دسترسی نابرابر به اینترنت، کیفیت متفاوت تدریس، نبود امکانات مناسب در برخی خانوادهها و کاهش تعامل مستقیم معلم و دانشآموز، فاصله آموزشی میان دانشآموزان را بیشتر کرده است. پژوهشهای بینالمللی نیز نشان میدهد آموزش مجازی زمانی میتواند موفق باشد که زیرساخت، آموزش معلمان و طراحی آموزشی مناسب وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، به کاهش مشارکت و افت یادگیری منجر میشود.
فشار مضاعف بر خانوادهها
تعطیلی مدارس فقط مسئله دانشآموزان نیست. خانوادهها نیز در سالهای اخیر بارها از مشکلات آموزش مجازی گفتهاند؛ از والدینی که ناچارند همزمان نقش معلم را ایفا کنند تا خانوادههایی که به دلیل اشتغال، امکان همراهی مداوم با فرزند خود را ندارند.
این مسئله برای دانشآموزان پایه اول و دوم ابتدایی پررنگتر است. کودک در این سن نمیتواند ساعتها بهتنهایی مقابل گوشی یا رایانه بنشیند و عملاً یکی از والدین باید بخش زیادی از زمان خود را صرف همراهی او کند؛ موضوعی که برای بسیاری از خانوادهها امکانپذیر نیست و به نابرابری آموزشی دامن میزند.
آسیبهایی که در کارنامه دیده نمیشوند
افت یادگیری تنها پیامد تعطیلی مدارس نیست. روانشناسان کودک بارها بر اهمیت حضور در محیط مدرسه برای شکلگیری هویت اجتماعی، افزایش اعتمادبهنفس، یادگیری تعامل با همسالان و کنترل هیجانها تأکید کردهاند.
مدرسه فقط محل آموزش ریاضی و فارسی نیست؛ جایی است که کودک همکاری، مسئولیتپذیری، رقابت سالم، دوستی و حل تعارض را تمرین میکند. حذف این تجربه، بهویژه در سالهای ابتدایی، میتواند آثار بلندمدتی بر رشد اجتماعی کودکان بر جای بگذارد؛ موضوعی که حتی در گزارشهای دوران کرونا نیز بارها مورد توجه قرار گرفته بود.
آیا برنامهای برای جبران وجود دارد؟
آنچه بیش از اصل تعطیلی مدارس نگرانی ایجاد میکند، نبود یک برنامه روشن برای جبران عقبماندگی آموزشی است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که پس از پایان دورههای آموزش مجازی، معمولاً ارزیابی دقیقی از میزان افت تحصیلی انجام نمیشود و برنامه فراگیری برای جبران شکافهای آموزشی نیز وجود ندارد.
اگر بازگشایی مدارس به آبانماه موکول شود، این پرسش جدی مطرح خواهد بود که آیا آموزش و پرورش برای دانشآموزان پایههای ابتدایی، بهویژه کلاساولیها، برنامهای متفاوت در نظر گرفته است یا قرار است همان نسخهای تکرار شود که پیشتر نیز نتوانست مانع افت کیفیت آموزش شود؟
هیچکس ضرورت حفظ امنیت و سلامت دانشآموزان را انکار نمیکند، اما تجربه چند سال اخیر یک درس مهم دارد؛ مدرسه نباید نخستین نهادی باشد که با هر بحران تعطیل میشود. تعطیلی کلاسهای درس شاید در کوتاهمدت سادهترین تصمیم باشد، اما هزینه واقعی آن سالها بعد، در کیفیت سرمایه انسانی کشور، آشکار خواهد شد.
نسلی که بخش مهمی از سالهای ابتدایی تحصیل خود را پشت صفحههای نمایش سپری کرده، امروز بیش از هر زمان دیگری به ثبات آموزشی نیاز دارد؛ ثباتی که اگر دوباره به تعویق بیفتد، شاید خسارت آن به این سادگی قابل جبران نباشد.