گزارش نگرانکننده فایننشالتایمز از خارک؛ مخازن نفت در حال پر شدن است؟
رویداد۲۴| بر اساس گزارش تازه فایننشالتایمز، صادرات نفت ایران در پی تشدید محاصره دریایی آمریکا تقریباً متوقف شده و پایانه نفتی خارک، که مهمترین مسیر صادرات نفت خام ایران محسوب میشود، در روزهای اخیر عملاً بدون فعالیت مانده است. این روزنامه با استناد به دادههای ماهوارهای و کشتیرانی گزارش داده که از ۳۱ ژوئیه تاکنون فعالیت قابلتوجهی در پایانه خارک مشاهده نشده است؛ اتفاقی که یکی از طولانیترین وقفهها در صادرات نفت ایران از زمان آغاز جنگ به شمار میرود.
خارک برای اقتصاد ایران اهمیت ویژهای دارد. بخش عمده صادرات نفت خام کشور از این جزیره انجام میشود و برخی برآوردها سهم آن را حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران میدانند. به همین دلیل، هر اختلال طولانیمدت در رفتوآمد نفتکشها در این پایانه، مستقیماً به معنای محدود شدن توان ایران برای تبدیل نفت به درآمد ارزی است.
مخازن خارک دوباره در حال پر شدن
مهمترین بخش گزارش فایننشالتایمز، اما نه توقف نفتکشها، بلکه پیامد بعدی آن است: پر شدن دوباره مخازن ذخیره نفت.
طبق این گزارش، سطح پرشدگی مخازن خارک اکنون به حدود ۶۰ درصد رسیده است. این رقم در دوره قبلی محاصره تا حدود ۹۰ درصد بالا رفته بود، اما پس از اجرای تفاهم و باز شدن مسیر صادرات، تا حدود ۳۵ درصد کاهش یافت. حالا با بازگشت محاصره، روند دوباره معکوس شده است.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که نفت تولیدشده را نمیتوان برای مدت نامحدود در مخازن نگه داشت. اگر صادرات ادامه پیدا نکند و ظرفیت ذخیرهسازی نیز تکمیل شود، تهران ناچار خواهد شد سرعت تولید را کاهش دهد؛ اتفاقی که علاوه بر کاهش درآمدهای صادراتی، میتواند برای خود صنعت نفت نیز هزینهزا باشد.
پیشتر نیز گزارشهایی درباره محدودیت ظرفیت ذخیرهسازی نفت ایران منتشر شده بود. برآوردها ظرفیت ذخیرهسازی خشکی ایران را حدود ۴۲ تا ۵۰ میلیون بشکه اعلام کرده و بخش قابلتوجهی از این ظرفیت را متعلق به خارک میدانند. در زمان آغاز محاصره قبلی نیز حدود ۶۰ درصد ظرفیت ذخیرهسازی خشکی مورد استفاده قرار گرفته بود.
محاصره فقط نفتکشها را متوقف نکرده است
مسئله برای ایران صرفاً این نیست که نفتکشها نمیتوانند نفت بارگیری کنند. زنجیرهای از مشکلات به هم متصل شده است: نفت تولید میشود، اما امکان صادرات آن محدود شده؛ مخازن به تدریج پر میشوند و در صورت ادامه این وضعیت، ظرفیت بیشتری برای دریافت نفت جدید باقی نمیماند.
به همین دلیل فایننشالتایمز گزارش داده که ایران در حال کاهش تولید نفت برای جلوگیری از پر شدن کامل مخازن خارک است. این یعنی محاصره دریایی میتواند از یک بحران صادراتی به بحران تولید تبدیل شود.
برای اقتصادی که سالها تحت تحریم قرار داشته و نفت همچنان یکی از مهمترین منابع درآمد ارزی آن است، چنین وضعیتی میتواند فشار قابلتوجهی بر منابع مالی دولت وارد کند. کاهش صادرات نفت به معنای کاهش ورود ارز، دشوارتر شدن تأمین هزینههای دولت و افزایش فشار بر منابع داخلی است؛ آن هم در شرایطی که اقتصاد ایران پیش از این نیز با مشکلات ساختاری و فشارهای ناشی از جنگ مواجه بوده است.
خارک به اهرم فشار در جنگ تبدیل شده است
اهمیت خارک البته فقط اقتصادی نیست. این جزیره اکنون به یکی از مهمترین نقاط فشار در تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده است. واشنگتن پیشتر نیز تهدید کرده بود که در صورت ادامه بحران، میتواند فشار بر زیرساختهای نفتی ایران را افزایش دهد و حتی بحث تصرف خارک را مطرح کرده بود.
این تهدید نشان میدهد چرا خارک در معادلات جنگ اهمیت پیدا کرده است: فشار بر این جزیره میتواند بدون حمله مستقیم به سراسر صنعت نفت ایران، یکی از اصلیترین مسیرهای درآمدی کشور را مختل کند.
در مقابل، تهران نیز همچنان تلاش میکند کنترل و محدودیتهای خود بر تردد دریایی در تنگه هرمز را به عنوان اهرم فشار در مذاکرات حفظ کند. همین وضعیت، یک بنبست پرهزینه ایجاد کرده است؛ هر طرف میکوشد از موقعیت جغرافیایی و انرژی برای وادار کردن طرف مقابل به عقبنشینی استفاده کند. فایننشالتایمز نیز گزارش داده که تلاشهای میان ایران و عمان برای ایجاد مسیر جدید کشتیرانی هنوز به نتیجه نرسیده است.
هزینه محاصره؛ از خزانه دولت تا اقتصاد مردم
ادامه این وضعیت میتواند یک دوگانه خطرناک برای اقتصاد ایران ایجاد کند. از یک سو، فروش نفت متوقف یا محدود میشود و درآمدهای ارزی کاهش مییابد؛ از سوی دیگر، اگر تولید کاهش پیدا کند، بخشی از ظرفیت تولیدی صنعت نفت نیز بلااستفاده میماند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط «چند روز صادرات نفت» نیست. اگر وقفه طولانی شود، اثر آن میتواند به بودجه، بازار ارز، واردات کالاهای اساسی و سرمایهگذاری در صنعت نفت سرایت کند.
از سوی دیگر، افزایش قیمت جهانی نفت لزوماً به معنای سود بردن ایران از این وضعیت نیست. اگر نفت ایران نتواند به بازار جهانی برسد، افزایش قیمت جهانی نمیتواند بهطور کامل زیان ناشی از کاهش حجم صادرات را جبران کند. به بیان سادهتر، نفت گرانتر زمانی برای ایران درآمدزا است که امکان فروش آن وجود داشته باشد.
یک هشدار درباره ادامه بنبست
آنچه در خارک رخ میدهد، میتواند یکی از مهمترین شاخصها برای سنجش هزینه اقتصادی ادامه جنگ و بنبست در مذاکرات باشد. کاهش فعالیت نفتکشها، افزایش سطح مخازن و احتمال کاهش تولید، زنجیرهای است که در صورت تداوم میتواند فشار اقتصادی بر ایران را به شکل محسوسی افزایش دهد.
در عین حال، این وضعیت نشان میدهد چرا بازگشت به مسیر مذاکره و ایجاد یک سازوکار پایدار برای باز شدن مسیرهای کشتیرانی، صرفاً یک موضوع دیپلماتیک نیست؛ مستقیماً با توان اقتصادی ایران برای ادامه فعالیت عادی نیز ارتباط دارد.
خارک امروز بیش از هر زمان دیگری در نقطه تلاقی جنگ، نفت و دیپلماسی قرار گرفته است؛ جزیرهای که اگر نفتکشها همچنان به آن بازنگردند، بحران از «نفت فروخته نمیشود» به «نفت تولیدشده جایی برای رفتن ندارد» تغییر خواهد کرد.