پیام همزمان سپاه و ولایتی؛ ایران در ازای بازگشایی هرمز چه میخواهد؟
رویداد۲۴| همزمان که آمریکا از نزدیکشدن توافق ایران و عمان برای بازگشت کشتیرانی به تنگه هرمز خبر میدهد، اظهارات تازه در تهران نشان میدهد مسئله فقط بازشدن یک آبراه نیست؛ ایران میخواهد نحوه مدیریت هرمز و حتی آینده امنیت منطقه را نیز به بخشی از معامله تبدیل کند. همزمان، واکنش تند امارات و تأکید علیاکبر ولایتی بر خروج نیروهای خارجی از منطقه، دو روایت کاملاً متفاوت از آینده امنیت خلیج فارس را مقابل یکدیگر قرار داده است.
تحولات تازه درباره تنگه هرمز نشان میدهد مذاکرات برای پایاندادن به بحران دریایی، وارد مرحلهای حساس شده است؛ مرحلهای که در آن هر طرف تلاش میکند تعریف خود از «بازگشایی هرمز» را به طرف مقابل تحمیل کند. یک مقام آمریکایی به رویترز گفته است مذاکرات ایران و عمان درباره ترتیبات تنگه پیشرفت کرده و واشنگتن انتظار دارد توافقی بهزودی اعلام شود؛ توافقی که هدف آن فراهمکردن امکان عبور بدون مانع کشتیهای تجاری از هرمز است و در صورت اجرای تعهدات ایران، آمریکا نیز قصد دارد محاصره بنادر ایران را لغو کند.
شرط تهران برای بازگشایی تنگه هرمز
اما همزمان، اظهارات تازه حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، نشان میدهد تهران هنوز «بازگشایی هرمز» را یک اقدام صرفاً فنی یا دریانوردی نمیداند. محبی گفته است بازشدن تنگه منوط به پذیرش شروط جمهوری اسلامی از سوی آمریکا و پایان دخالت واشنگتن در روند مذاکرات منطقهای است و ارتباطی با مذاکرات ایران و عمان ندارد. به گفته او، هرمز برای جمهوری اسلامی فقط یک آبراه اقتصادی نیست، بلکه «مولفه قدرت جغرافیایی و استراتژیک» است و هر زمان آمریکا شروط ایران را بپذیرد، تنگه باز خواهد شد.
این موضع با روایت واشنگتن از توافق احتمالی تفاوت مهمی دارد. در روایت آمریکایی، مسئله اصلی تضمین آزادی کشتیرانی و اجرای تعهدات ایران است؛ اما در روایت تهران، بازگشایی هرمز بخشی از یک معامله بزرگتر است که در آن آمریکا باید از برخی مطالبات و مداخلات خود عقبنشینی کند. پیشتر نیز محبی گفته بود سپاه مدیریت و حاکمیت بر هرمز را اعمال میکند و آمریکا را مسئول ایجاد اختلال در امنیت انرژی منطقه دانسته بود.
ولایتی چه پیامی برای آینده خلیج فارس دارد؟
در همین فضای پرابهام، توییت تازه علیاکبر ولایتی اهمیت ویژهای پیدا میکند. مشاور بینالملل رهبر جمهوری اسلامی نوشته است که تحولات اخیر با «پایداری نیروهای مسلح، ایستادگی مردم ایران و شجاعت محور مقاومت» رقم خورده و شکست آمریکا و اسرائیل این باور را تقویت کرده که نیروهای خارجی، عامل اصلی ناامنی، باید منطقه را ترک کنند. ولایتی در ادامه تأکید کرده است که کشورهای منطقه با همکاری فزاینده میتوانند امنیت خود را تأمین کنند.
این موضع را میتوان فراتر از یک اظهارنظر درباره جنگ اخیر خواند. پیام ولایتی در واقع تصویری از نظمی است که تهران مایل است پس از پایان بحران در خلیج فارس شکل بگیرد: کاهش یا پایان حضور نظامی آمریکا و سپردن مسئولیت امنیت منطقه به کشورهای خود منطقه.
این نگاه البته با ایدهای که در مذاکرات هرمز دنبال میشود، ارتباط مستقیم دارد. اگر تهران بتواند نقش ایران و عمان را در مدیریت تردد دریایی تثبیت کند و همزمان حضور نظامی آمریکا در منطقه را به موضوع مذاکره تبدیل کند، هرمز دیگر فقط یک اهرم فشار موقت نخواهد بود؛ بلکه میتواند به نقطهای برای بازتعریف ترتیبات امنیتی خلیج فارس تبدیل شود.
گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد اختلاف بر سر همین موضوع است. رویترز گزارش داده بود که در طرح مورد مذاکره، ایران به دنبال نقش پررنگ در کنترل کشتیهای ورودی به خلیج فارس از مسیر هرمز است؛ موضوعی که میتواند یکی از مهمترین تغییرات در وضعیت این آبراه پس از ماهها جنگ باشد. در عین حال، برخی مسائل همچنان حلنشده باقی مانده و واشنگتن با دادن اختیار یکجانبه به تهران برای کنترل عبور کشتیها یا دریافت عوارض مخالف است.
یک توافق روی هرمز، چند روایت متفاوت
به این ترتیب، آنچه در ظاهر یک توافق برای بازگشت کشتیرانی است، در عمل به محل برخورد چند مطالبه تبدیل شده است. آمریکا آزادی عبور کشتیها و پایان اختلال در تجارت جهانی را میخواهد؛ ایران رفع محاصره بنادر، پذیرش نقش خود در مدیریت تنگه و پایان دخالت آمریکا در ترتیبات امنیتی منطقه را دنبال میکند و عمان تلاش دارد میان این دو دیدگاه نقش واسطه را ایفا کند.
از همین رو، حتی اگر توافقی درباره مسیر عبور کشتیها اعلام شود، به معنای حل همه اختلافات نیست. خود وزارت خارجه ایران نیز پیشتر گفته بود تفاهم تهران و مسقط بهتنهایی نمیتواند امنیت تنگه را تضمین کند. گزارش رویترز درباره پیشرفت مذاکرات نیز از توافق ایران و عمان بر سر مختصات جغرافیایی یک مسیر کشتیرانی حکایت داشت، اما همزمان تأکید شده بود که مسائل مهمتری همچنان باقی است.
در واقع، مسئله اصلی اکنون این نیست که کشتیها از هرمز عبور کنند یا نه؛ مسئله این است که چه کسی قواعد عبور را تعیین میکند و امنیت این مسیر را چه کشوری یا چه سازوکاری تضمین خواهد کرد.
امارات در برابر روایت تهران
واکنش کشورهای عربی خلیج فارس نشان میدهد ایده تهران برای آینده هرمز با نگرانی جدی در پایتختهای عربی روبهروست. وزارت خارجه امارات در واکنش به هدف قرار گرفتن یک نفتکش متعلق به شرکت ملی نفت ابوظبی هنگام عبور از تنگه، استفاده از هرمز بهعنوان ابزار فشار یا باجگیری اقتصادی توصیف کرده و خواستار توقف حملات و بازگشایی کامل و بدون قیدوشرط تنگه شده است.
این موضع در نقطه مقابل تصویری قرار میگیرد که ولایتی از آینده منطقه ارائه کرده است. تهران میگوید حضور نیروهای خارجی خود عامل ناامنی است و کشورهای منطقه میتوانند امنیت خود را تأمین کنند؛ ابوظبی، مدعی شده که اقدامات ایران در هرمز تهدیدی برای امنیت منطقه و انرژی جهان است و بر آزادی کشتیرانی تأکید دارد.
به این ترتیب، حتی اگر تهران و واشنگتن بر سر یک چارچوب موقت به تفاهم برسند، یک مسئله بزرگتر همچنان باقی خواهد ماند: آیا کشورهای عربی خلیج فارس حاضرند ترتیبات امنیتی جدیدی را که در آن نقش ایران پررنگتر و نقش آمریکا کمرنگتر است، بپذیرند؟
هرمز میتواند آغاز یک معامله بزرگتر باشد
اهمیت اظهارات ولایتی و محبی در همین نقطه است. هر دو سخن، هرمز را از یک موضوع صرفاً اقتصادی خارج میکنند و آن را به بخشی از معادله قدرت منطقهای تبدیل میکنند. محبی بازگشایی تنگه را به پذیرش شروط تهران از سوی واشنگتن گره میزند و ولایتی از ضرورت خروج نیروهای خارجی از منطقه سخن میگوید.
در سوی مقابل، واشنگتن تلاش میکند مسئله را محدودتر نگه دارد: آزادی کشتیرانی در برابر اجرای تعهدات ایران و سپس لغو محاصره بنادر. مقام آمریکایی که با رویترز گفتوگو کرده نیز تأکید کرده است که اقدام آمریکا برای رفع محاصره، مشروط به اجرای تعهدات ایران خواهد بود.
بنابراین، توافق احتمالی هرمز میتواند دو نتیجه کاملاً متفاوت داشته باشد. در یک سناریو، تهران و واشنگتن به یک سازوکار محدود برای عبور کشتیها میرسند و همین توافق به نخستین گام برای کاهش تنش و بازگشت به مذاکرات گستردهتر تبدیل میشود. در سناریوی دیگر، اختلاف بر سر مدیریت تنگه، حضور نظامی آمریکا، کشتیهای متعلق به کشورهای «متخاصم» و حدود اختیارات ایران، توافق اولیه را دوباره به بنبست میرساند.
فعلاً نشانههای دیپلماتیک از پیشرفت مذاکرات حکایت دارد، اما لحن تهران نشان میدهد هرمز هنوز کارت اصلی ایران روی میز مذاکره است و قرار نیست صرفاً با یک اعلامیه درباره آزادی کشتیرانی، از این کارت صرفنظر شود. شاید به همین دلیل است که همزمان با خبر نزدیکشدن توافق، بحث درباره آینده حضور آمریکا در منطقه و شکل امنیت خلیج فارس نیز دوباره به مرکز توجه برگشته است.