آیا ممکن است نتانیاهو دوباره نخست وزیر شود؟ | ۱۰ نکته کلیدی درباره آینده اسرائیل

رویداد۲۴ | اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل، پس از رایزنی با احزاب سیاسی، تصمیم گرفت مأموریت تشکیل دولت را به آیزنکوت بسپارد. او در جریان این رایزنیها حمایت ۶۷ نماینده کنست را به دست آورد؛ درحالیکه تنها ۴۶ نماینده از سپردن این مأموریت به نتانیاهو حمایت کردند و هفت نماینده نیز از معرفی هر دو نامزد خودداری کردند.
بااینحال، این برتری عددی به معنای شکلگیری یک ائتلاف حکومتی نیست. بلوک اصلی مخالفان نتانیاهو تنها ۴۸ کرسی دارد و برای دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی در پارلمان ۱۲۰ نفره اسرائیل، ناچار است حمایت احزابی را جلب کند که از نظر سیاسی و ایدئولوژیک اختلافات جدی با یکدیگر دارند.
همین مسئله اکنون به مهمترین نگرانی مخالفان نتانیاهو تبدیل شده است. رسانههای منتقد نخستوزیر اسرائیل هشدار میدهند که اگر احزاب مخالف بهدلیل اختلافات داخلی و پافشاری بر خط قرمزهای خود نتوانند دولت تشکیل دهند، ممکن است فرصت تاریخی کنار گذاشتن نتانیاهو از قدرت را از دست بدهند.
روزنامه یدیعوت آحارونوت در یادداشتی هشدار داده است که مخالفان نتانیاهو باید میان پافشاری بر تمام مواضع انتخاباتی خود و پذیرش مصالحههای سیاسی برای تشکیل دولت تصمیم بگیرند. به نوشته این رسانه، اصرار بر اصول بدون توجه به واقعیتهای پارلمانی، میتواند به ادامه قدرت همان جریانی منجر شود که مخالفان برای کنار گذاشتنش وارد رقابت انتخاباتی شدهاند.
آیزنکوت اکنون با چند پرسش اساسی روبهروست: آیا حاضر است برای تشکیل دولت به حمایت احزاب عربی متکی شود؟ آیا میتواند با احزاب مذهبی متحد نتانیاهو به توافق برسد؟ آیا رهبران مخالفان حاضرند برای جلوگیری از بازگشت نتانیاهو از برخی وعدههای انتخاباتی خود عقبنشینی کنند؟ و اگر تمام این تلاشها شکست بخورد، چه کسی دولت آینده اسرائیل را تشکیل خواهد داد؟
بررسی ده نکته کلیدی، تصویر روشنتری از این بنبست سیاسی و سناریوهای پیش روی اسرائیل ارائه میدهد.
۱. آیزنکوت فقط ۴۲ روز وقت دارد
گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و رهبر حزب «یاشار»، پس از انتخابات ۲۷ اکتبر به اصلیترین گزینه برای جایگزینی بنیامین نتانیاهو تبدیل شده است.
اسحاق هرتزوگ روز شنبه ۷ نوامبر، پس از گفتوگو با نمایندگان احزاب و برگزاری رایزنیهای جداگانه با نتانیاهو و آیزنکوت، اعلام کرد که مأموریت تشکیل دولت را به رهبر حزب یاشار خواهد سپرد.
آیزنکوت در مرحله نخست ۲۸ روز برای تشکیل ائتلاف فرصت دارد. رئیسجمهور میتواند در صورت لزوم این مهلت را تا ۱۴ روز دیگر تمدید کند؛ بنابراین حداکثر فرصت او برای انجام این مأموریت ۴۲ روز خواهد بود.
آیزنکوت در نخستین واکنش خود خواستار تشکیل یک دولت اضطراری ملی شد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اکنون زمان تشکیل یک دولت اضطراری ملی است. من هر کاری انجام خواهم داد تا اطمینان حاصل کنم شایستگی این مسئولیت را داریم.»
اما مسئله اصلی این است که مأمور شدن برای تشکیل دولت با موفقیت در تشکیل آن تفاوت دارد. آیزنکوت باید در این مدت احزابی را که درباره مسائل اساسی اختلاف دارند، بر سر یک برنامه مشترک به توافق برساند.
۲. معمای ۶۷ کرسی؛ چرا آیزنکوت با وجود حمایت اکثریت، هنوز دولت ندارد؟
نتایج رایزنیهای رئیسجمهور اسرائیل در ظاهر به سود آیزنکوت است. او حمایت فراکسیونهایی با مجموع ۶۷ نماینده را برای دریافت مأموریت تشکیل دولت به دست آورده، درحالیکه نتانیاهو تنها از حمایت ۴۶ نماینده برخوردار شده است.
این ۶۷ کرسی شامل ۴۸ کرسی احزاب مخالف نتانیاهو، هشت کرسی حزب عربی «رعام» و ۱۱ کرسی ائتلاف عربی «فهرست مشترک» است.
بااینحال، حمایت از سپردن مأموریت تشکیل دولت به یک سیاستمدار، الزاماً به معنای آمادگی برای مشارکت در کابینه او یا حمایت از تمام برنامههایش نیست.
بخشی از احزابی که آیزنکوت را به رئیسجمهور پیشنهاد کردهاند، حاضر نیستند با یکدیگر وارد ائتلاف شوند. همین اختلافات موجب شده است که بلوک ۶۷ نفره حامی مأموریت آیزنکوت هنوز به یک ائتلاف حکومتی تبدیل نشود.
هرتزوگ نیز پیش از اعلام تصمیم خود، به همین تناقض اشاره کرده بود؛ اینکه نتایج رایزنیها در ظاهر روشن است، اما بهدلیل مخالفتهای متقابل احزاب با یکدیگر، توانایی واقعی هیچیک از نامزدها برای تشکیل دولت چندان روشن نیست.
در واقع، آیزنکوت اکثریت لازم برای دریافت مأموریت را به دست آورده، اما هنوز اکثریت لازم برای اداره کشور را تضمین نکرده است.
۳. احزاب عربی میتوانند سرنوشت دولت اسرائیل را تغییر دهند
بیشتر بخوانید:
منصور عباس کیست؟ | رهبر «رعام» و چهره تأثیرگذار در تشکیل دولت اسرائیل
یکی از مهمترین راههای پیش روی آیزنکوت، تشکیل دولت اقلیت با حمایت احزاب عربی است.
دو حزب «رعام» و «فهرست مشترک» در مجموع ۱۹ کرسی در پارلمان اسرائیل دارند. اگر این احزاب از دولت آیزنکوت حمایت کنند، مجموع کرسیهای حامی او میتواند به ۶۷ برسد.
در این سناریو، احزاب عربی الزاماً وارد کابینه نمیشوند، بلکه میتوانند بدون تصاحب وزارتخانه، از دولت در پارلمان حمایت کنند.
آیزنکوت میتواند ائتلاف اصلی خود را با همکاری حزب راست میانه «باهم» به رهبری نفتالی بنت، حزب «دموکراتها» و حزب «اسرائیل خانه ما» به رهبری آویگدور لیبرمن تشکیل دهد و برای کسب اکثریت به حمایت بیرونی احزاب عربی متکی شود.
هر دو حزب عربی آمادگی خود را برای حمایت از نخستوزیری آیزنکوت و جلوگیری از بازگشت نتانیاهو به قدرت اعلام کردهاند.
اما مشکل اصلی، مخالفت بخشی از متحدان خود آیزنکوت است.
آویگدور لیبرمن بارها تأکید کرده که حاضر نیست در دولتی مشارکت کند که بقای آن به حمایت احزاب عربی وابسته باشد. خود آیزنکوت نیز در جریان مبارزات انتخاباتی نسبت به همکاری با این احزاب مواضع محتاطانهای داشته است.
در میان متحدان او، حزب دموکراتها آشکارا از مشارکت احزاب عربی حمایت کرده است.
این اختلافات در فضای سیاسی پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس و جنگ غزه شدت بیشتری پیدا کردهاند.
نتانیاهو نیز در سالهای گذشته تلاش کرده است مشروعیت دولتهایی را که به حمایت احزاب عربی متکی هستند، زیر سؤال ببرد.
بنابراین، احزاب عربی از نظر عددی میتوانند کلید تشکیل دولت جدید باشند، اما استفاده از این ظرفیت برای آیزنکوت هزینه سیاسی قابلتوجهی خواهد داشت.
۴. احزاب مذهبی؛ مسیر جایگزین برای کنار گذاشتن نتانیاهو
بیشتر بخوانید:
انتخابات اسرائیل چگونه کار میکند؟ آیا عصر نتانیاهو به پایان میرسد؟
یهودیان تندرویی که از ایران درخواست پناهندگی کردند چه کسانی هستند؟
اگر آیزنکوت نتواند با حمایت احزاب عربی دولت تشکیل دهد، گزینه دیگری نیز پیش روی او قرار دارد: مذاکره با احزاب یهودی فوقارتدوکس.
دو حزب اصلی این جریان، یعنی «شاس» و «یهودیت متحد توراتی»، در مجموع ۱۳ کرسی در اختیار دارند. پیوستن آنها به بلوک ۴۸ کرسی مخالفان نتانیاهو، میتواند اکثریت ۶۱ کرسی مورد نیاز برای تشکیل دولت را فراهم کند.
این سناریو از نظر تعداد کرسیها امکانپذیر است، اما از نظر سیاسی با موانع مهمی مواجه خواهد شد.
احزاب فوقارتدوکس سالها از متحدان سنتی نتانیاهو بودهاند. در رایزنیهای اخیر نیز حزب شاس از او حمایت کرده، اما یهودیت متحد توراتی از حمایت از هر دو نامزد خودداری کرده است.
مهمترین مانع مذاکرات، مسئله معافیت طلاب مدارس مذهبی یهودی از خدمت سربازی است.
آیزنکوت و لیبرمن از منتقدان جدی این معافیتها هستند و خواستار تقسیم عادلانه مسئولیت خدمت نظامی میان شهروندان اسرائیلی شدهاند.
در مقابل، احزاب مذهبی حفظ امتیازات و معافیتهای دانشجویان مدارس دینی را از اولویتهای اصلی خود میدانند.
بااینحال، لیبرمن روز جمعه نشانههایی از آمادگی برای مصالحه نشان داد و در جمع هواداران خود گفت: «نمیتوانید همهچیز را با هم داشته باشید.»
این اظهارنظر میتواند نشانهای از آن باشد که دستکم بخشی از مخالفان نتانیاهو حاضرند برای دستیابی به توافقی سیاسی، درباره برخی مواضع خود انعطاف نشان دهند.
۵. چهار شرط آیزنکوت برای تشکیل دولت اضطراری ملی چیست؟
آیزنکوت اعلام کرده است که قصد دارد دولتی اضطراری برای مقابله با بحرانهای سیاسی و امنیتی اسرائیل تشکیل دهد.
او چهار اصل را بهعنوان مبنای همکاری با احزاب مختلف معرفی کرده است: به رسمیت شناختن اسرائیل بهعنوان کشوری یهودی و دموکراتیک، پایبندی به اعلامیه استقلال اسرائیل، اجرای فراگیر خدمت ملی و نظامی و برچیدن شاخههای نظامی و سیاسی حماس.
حزب یاشار نیز اعلام کرده است که تنها با احزاب و نمایندگانی همکاری خواهد کرد که این اصول را بپذیرند.
این شروط میتوانند مبنایی برای شکلگیری توافق سیاسی باشند، اما همزمان ممکن است مذاکرات با برخی شرکای احتمالی را دشوار کنند.
بهویژه مسئله خدمت سربازی، همکاری با احزاب فوقارتدوکس را با چالش روبهرو میکند.
از سوی دیگر، حزب یاشار در واکنش به پیشنهاد نتانیاهو برای تشکیل دولت وحدت ملی، از اعضای لیکود خواسته است از ائتلاف با احزابی که این حزب آنها را افراطی میخواند، فاصله بگیرند.
به نظر میرسد منظور یاشار، جریانهای راست افراطی حاضر در بلوک مذهبی ـ ملیگرای نتانیاهو باشد.
در نتیجه، آیزنکوت باید میان حفظ شروط سیاسی خود و ضرورت گسترش ائتلاف برای دستیابی به قدرت، تعادل برقرار کند.
۶. نتانیاهو اکثریت را از دست داده، اما چرا هنوز از صحنه خارج نشده است؟
بنیامین نتانیاهو اگرچه در انتخابات اخیر موقعیت پیشین خود را از دست داده، اما همچنان یکی از بازیگران اصلی سیاست اسرائیل است.
حزب لیکود به رهبری او با کسب ۲۷ کرسی، بزرگترین حزب منفرد پارلمان باقی مانده است.
بااینحال، مجموع کرسیهای بلوک مذهبی ـ ملیگرای حامی نتانیاهو از ۶۴ کرسی پیشین به ۵۳ کرسی کاهش یافته است.
این یعنی اردوگاه او دیگر اکثریت ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت را در اختیار ندارد.
از سوی دیگر، خودداری حزب یهودیت متحد توراتی از معرفی نتانیاهو برای تشکیل دولت، پرسشهایی درباره انسجام ائتلاف سنتی او با احزاب مذهبی ایجاد کرده است.
اما مسئله این است که از دست دادن اکثریت پارلمانی با از دست دادن تمام ابزارهای سیاسی تفاوت دارد.
نتانیاهو همچنان رهبری بزرگترین حزب کنست را بر عهده دارد و در صورت شکست آیزنکوت، ممکن است بار دیگر فرصت تشکیل دولت را به دست آورد.
او همچنین در گذشته نشان داده است که میتواند از اختلافات میان احزاب رقیب برای تضعیف ائتلافهای مخالف خود استفاده کند.
به همین دلیل، نتیجه انتخابات را نمیتوان به معنای پایان قطعی دوران نتانیاهو دانست.
۷. آیا دولت وحدت ملی راهی برای خروج از بنبست است؟
یکی دیگر از گزینههایی که در فضای سیاسی اسرائیل مطرح شده، تشکیل دولت وحدت ملی است.
نتانیاهو از چنین طرحی حمایت کرده و تلاش دارد زمینه همکاری گستردهتر احزاب را فراهم کند.
در مقابل، آیزنکوت بر تشکیل دولت تغییر و کنار گذاشتن نتانیاهو تأکید داشته است.
از نظر ریاضی، همکاری بخشی از مخالفان نتانیاهو با حزب لیکود میتواند اکثریتی برای تشکیل دولت فراهم کند.
اما این گزینه نیز با یک تناقض سیاسی مهم روبهروست: بسیاری از احزاب مخالف با وعده پایان دادن به نخستوزیری نتانیاهو در انتخابات شرکت کردهاند.
ورود این احزاب به دولتی که نتانیاهو در آن حضور داشته باشد، به معنای عقبنشینی از یکی از مهمترین وعدههای انتخاباتی آنها خواهد بود.
در سوی دیگر، نتانیاهو نیز برای جلب حمایت مخالفان ممکن است ناچار شود از بخشی از متحدان راست افراطی و مذهبی خود فاصله بگیرد.
بنابراین، تشکیل دولت وحدت ملی از نظر پارلمانی یکی از گزینههای موجود است، اما تحقق آن به مصالحههایی نیاز دارد که تاکنون نشانه روشنی از توافق بر سر آنها دیده نشده است.
۸. هشدار رسانههای مخالف نتانیاهو؛ فرصت تاریخی را با پافشاری بر خط قرمزها از دست ندهید
درحالیکه آیزنکوت برای تشکیل دولت آماده مذاکره میشود، رسانههای منتقد نتانیاهو درباره خطر شکست مذاکرات ائتلافی هشدار دادهاند.
یکی از صریحترین این هشدارها در یادداشتی به قلم آریلا رینگل هافمن در یدیعوت آحارونوت، با عنوان «برای جایگزین کردن نتانیاهو، مخالفان اسرائیل باید یاد بگیرند هوشمندانه عمل کنند، نه اینکه فقط بر حقانیت خود پافشاری کنند» مطرح شده است.
نویسنده این یادداشت تأکید میکند که مخالفان نتانیاهو نتوانستهاند اکثریت مورد نیاز را بهتنهایی به دست آورند و اکنون باید واقعیتهای سیاسی را بپذیرند.
به نوشته او، رهبران بلوک مخالف نتانیاهو با دو انتخاب روبهرو هستند: یا با احزاب فوقارتدوکس همکاری کنند و همزمان از حمایت بیرونی احزاب عربی بهره ببرند، یا به نیمکتهای مخالفان بازگردند و اجازه دهند اردوگاه نتانیاهو همچنان تصمیمگیرنده باقی بماند.
این یادداشت با لحنی انتقادی هشدار میدهد که مخالفان میتوانند با این توجیه که از اصول خود عقبنشینی نکردهاند، شکست در تشکیل دولت را بپذیرند؛ اما نتیجه عملی چنین تصمیمی، ادامه تصمیمگیری توسط رقیب سیاسی آنها خواهد بود.
نویسنده استدلال میکند که سیاست هنر ممکنهاست و رهبران برای ایجاد تغییرات اساسی باید بدانند چه زمانی میتوان در برخی مسائل مصالحه کرد.
در این یادداشت، دو تجربه تاریخی نیز بهعنوان نمونه مطرح شده است.
نخست، دولت وحدت ملی سال ۱۹۸۴ به رهبری شیمون پرز و اسحاق شامیر که به مهار تورم شدید اسرائیل و اتخاذ تصمیمهای مهم درباره حضور نظامی در لبنان کمک کرد.
دوم، دولت اسحاق رابین در سال ۱۹۹۲ که حزب مذهبی شاس و حزب چپگرای مرتس را در کنار یکدیگر قرار داد و از حمایت نمایندگان عرب خارج از ائتلاف نیز بهره میبرد.
این دولت در حوزه خدمات عمومی، آموزش و زیرساختها تغییراتی ایجاد کرد و پیمان صلح با اردن را نیز به امضا رساند.
به باور نویسنده یدیعوت آحارونوت، اسرائیل اکنون با فرصتی روبهروست که ممکن است بهسادگی تکرار نشود؛ فرصتی برای بازسازی نظام اداری، بهبود خدمات درمانی و آموزشی، بازسازی مناطق آسیبدیده از جنگ و احیای اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی.
اما این روزنامه تأکید میکند که مصالحه نباید به معنای کنار گذاشتن کامل اصول باشد.
بر اساس پیشنهاد مطرحشده در این یادداشت، مذاکرات با احزاب مذهبی باید همزمان بر حفظ اصول بنیادین و آمادگی برای توافق استوار باشد.
موضوعاتی مانند خدمت نظامی یا خدمات ملی غیرنظامی، مشارکت در بازار کار، آموزش ریاضیات و زبان انگلیسی در مدارس مذهبی، مسئولیتپذیری مالی و حفظ ماهیت دموکراتیک اسرائیل باید در مذاکرات گنجانده شوند.
نویسنده پیشنهاد میکند برای اجرای این تعهدات، مسیرهای تدریجی، اهداف قابلاندازهگیری و جدولهای زمانی مشخص تعریف شود.
پیام اصلی این هشدار روشن است: اگر مخالفان نتانیاهو نتوانند میان اصول سیاسی خود و ضرورت تشکیل دولت تعادل برقرار کنند، ممکن است فرصتی را که انتخابات در اختیارشان گذاشته است، از دست بدهند.
البته این موضع، دیدگاه نویسنده یک یادداشت تحلیلی در رسانهای منتقد نتانیاهو است و نباید آن را موضع یکپارچه همه احزاب مخالف یا تمام رسانههای اسرائیلی تلقی کرد.
۹. اگر آیزنکوت شکست بخورد، آیا نتانیاهو دوباره نخستوزیر میشود؟
یکی از مهمترین پرسشهای سیاست اسرائیل این است که اگر آیزنکوت نتواند در مهلت قانونی دولت تشکیل دهد، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
بر اساس سازوکار تشکیل دولت در اسرائیل، در صورت شکست آیزنکوت، رئیسجمهور میتواند مأموریت تشکیل دولت را به نامزد دیگری واگذار کند.
در این صورت، بنیامین نتانیاهو یکی از گزینههای اصلی خواهد بود.
او میتواند برای دستیابی به اکثریت، مذاکرات تازهای با احزاب مذهبی و برخی نمایندگان یا احزاب حاضر در اردوگاه مخالفان آغاز کند.
نتانیاهو در گذشته نیز از اختلافات داخلی مخالفان خود بهره برده است.
در سال ۲۰۲۲، او توانست پس از تضعیف ائتلاف حاکم، دوباره به قدرت بازگردد.
اما شرایط کنونی تفاوتهایی دارد.
اکنون بخش قابلتوجهی از نمایندگان کنست از سپردن مأموریت تشکیل دولت به آیزنکوت حمایت کردهاند و مخالفت با ادامه نخستوزیری نتانیاهو یکی از محورهای اصلی همکاری میان این احزاب است.
از سوی دیگر، برخی اختلافات درونی همین اردوگاه، ممکن است به نتانیاهو فرصت دهد از شکافهای سیاسی برای جلب حمایت بخشی از نمایندگان استفاده کند.
بنابراین، شکست آیزنکوت لزوماً به معنای بازگشت قطعی نتانیاهو نیست، اما میتواند فرصت سیاسی مهم دیگری برای نخستوزیر کنونی فراهم آورد.
همین احتمال است که هشدار رسانههای منتقد نتانیاهو درباره ضرورت مصالحه میان مخالفان را معنادار میکند.
۱۰. اگر هیچکس نتواند دولت تشکیل دهد، چه خواهد شد؟
آخرین سناریوی پیش روی اسرائیل، شکست تمام تلاشها برای تشکیل دولت است.
اگر آیزنکوت نتواند ائتلافی تشکیل دهد و نامزد بعدی نیز در این مأموریت ناکام بماند، نمایندگان کنست میتوانند در چارچوب سازوکار قانونی از رئیسجمهور بخواهند نامزد دیگری را مأمور تشکیل دولت کند.
در صورت ناکامی همه این تلاشها، اسرائیل ناچار خواهد شد بار دیگر انتخابات برگزار کند.
چنین وضعیتی به معنای طولانیتر شدن بنبست سیاسی و ادامه فعالیت دولت موقت تا زمان تعیین تکلیف دولت بعدی خواهد بود.
اسحاق هرتزوگ نیز با آگاهی از همین شرایط، از احزاب خواسته است با انعطاف بیشتری وارد مذاکرات شوند و برای جلوگیری از برگزاری انتخابات دوباره تلاش کنند.
اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا احزابی که در مخالفت با نتانیاهو متحد شدهاند، میتوانند برای اداره کشور نیز به توافق برسند؟
تجربه انتخابات اخیر نشان میدهد مخالفت با یک نخستوزیر، لزوماً به معنای توافق بر سر دولت جایگزین نیست.
آیزنکوت برای رسیدن به قدرت باید هم احزاب عربی را در محاسبات پارلمانی خود در نظر بگیرد، هم راهی برای مذاکره با احزاب مذهبی پیدا کند و هم اختلافات میان متحدان اصلی خود را مدیریت کند.
در سوی دیگر، نتانیاهو همچنان در انتظار نتیجه این مذاکرات است؛ زیرا هر شکست در روند تشکیل دولت میتواند فرصت تازهای برای بازآرایی نیروهای سیاسی در اختیار او قرار دهد.
به همین دلیل، سرنوشت سیاسی اسرائیل در هفتههای آینده نهفقط به تعداد کرسیهای احزاب، بلکه به میزان آمادگی آنها برای مصالحه بستگی خواهد داشت.
انتخابات، اکثریت روشنی برای هیچیک از دو اردوگاه ایجاد نکرده است. اکنون این مذاکرات پشتپرده، توافقهای احتمالی و تصمیم رهبران احزاب است که مشخص میکند آیا اسرائیل وارد دوران پس از نتانیاهو خواهد شد یا نخستوزیر کنونی بار دیگر راهی برای ادامه حضور در قدرت پیدا میکند.