تاریخ انتشار: ۱۲:۴۷ - ۲۶ دی ۱۴۰۴
تعداد نظرات: ۱۹ نظر
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد:

تحلیل فوکویاما از وقایع سیاسی سال ۲۰۲۵ ؛ نترسید ترامپ در حال ضعیف شدن است | موج آبی در راه است؟

تحلیل گفتگوی فرانسیس فوکویاما و یاشا مونک در پایان سال ۲۰۲۵، تصویری پیچیده و چندوجهی از وضعیت دموکراسی در ایالات متحده و جهان ارائه می‌دهد. این ارزیابی، ما را با یک تنش بنیادین رو‌به‌رو می‌کند: از یک سو، نشانه‌هایی از افول قدرت دونالد ترامپ، مقاومت نهاد‌ها و امید به تغییر در انتخابات آینده وجود دارد. اما از سوی دیگر، چالش‌های عمیق نهادی، بحران فکری در اردوگاه لیبرالیسم و تهدیدات جدی ژئوپلیتیکی، همچنان دموکراسی‌های غربی را در معرض خطری جدی قرار داده‌اند.

ترامپ

رویداد۲۴| محور‌های اصلی این بحث، ارزیابی دقیق عملکرد دولت دوم ترامپ، ابعاد گسترده فساد سیاسی و تضعیف اصول و نهاد‌های دموکراتیک آمریکایی در مواجهه با یک دستور کار اقتدارگرایانه، چشم‌انداز جهانی پدیده پوپولیسم و سرنوشت نگران‌کننده بحران اوکراین را در بر می‌گیرد. این تحلیل جامع نشان می‌دهد که چگونه اقدامات یک دولت می‌تواند بنیان‌های یک جمهوری را به لرزه درآورد و چه درس‌هایی می‌توان از این تجربه برای آینده آموخت.

آناتومی دور دوم ترامپ: اقتدارگرایی و عطش انتقام

این بخش به کالبدشکافی ماهیت و ویژگی‌های کلیدی دولت دوم دونالد ترامپ در سال اول آن می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این دوره با دور اول ریاست‌جمهوری او تفاوت‌های بنیادین و نگران‌کننده‌تری داشته است. تحلیل فوکویاما و مونک، تصویری از یک دولت را ترسیم می‌کند که با ترکیبی از کارآمدی اولیه در کسب قدرت، عطش سیری‌ناپذیر برای انتقام و یک دستور کار صریح اقتدارگرایانه، جمهوری آمریکا را در معرض آزمونی بی‌سابقه قرار داده است.

دو مرحله یک سال: از کارآمدی اولیه تا افول تدریجی

سال ۲۰۲۵ در دو فاز کاملا مجزا سپری شد. فاز اول، که ماه‌های ابتدایی ریاست‌جمهوری ترامپ را در بر می‌گرفت، با کارآمدی و تاثیرگذاری شگفت‌انگیز او در به دست گرفتن اهرم‌های قدرت مشخص می‌شود. در این دوره، به نظر می‌رسید که ترامپ، با درس گرفتن از اشتباهات دور اول، با سرعتی بسیار بیشتر در حال تغییر ساختار حکومت آمریکاست. او در این مرحله، «به‌طور شگفت‌انگیزی کارآمد و مؤثر» عمل کرد و این تصور را ایجاد نمود که کل معماری دولت در حال دگرگونی است.

اما در ماه‌های پایانی سال، این «انقلاب» شروع به کند شدن کرد و فاز دوم آغاز شد. در این مرحله، به تعبیر فوکویاما، «بی‌کفایتی‌های دور اول دوباره ظاهر شد». این افول تدریجی به حدی بود که فوکویاما در مقاله‌ای با عنوان «نترسید، ترامپ در حال ضعیف شدن است» به تحلیل آن پرداخت. این دوگانگی نشان می‌دهد که اگرچه نیت و برنامه دولت برای تغییرات رادیکال جدی بود، اما موانع ساختاری و ناکارآمدی‌های درونی، به تدریج سرعت آن را گرفت.

بدتر از آنچه پیش‌بینی می‌شد: دستور کار صریح اقتدارگرایانه

فرانسیس فوکویاما معتقد است که دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ «بسیار بدتر» از دور اول بوده و حتی از بدبینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها نیز فراتر رفته است. او استدلال می‌کند که بسیاری از جمهوری‌خواهان میانه‌رو که معتقد بودند ترامپ در دور اول آنقدر‌ها هم بد نبود و برای اقتصاد مفید خواهد بود، در ارزیابی خود کاملا در اشتباه بودند. به گفته فوکویاما: «من حتی توان تخیل اینکه وی چقدر بدتر عمل خواهد کرد را نداشتم. ترامپ یک دستور کار بسیار صریح اقتدارگرایانه را دنبال کرده است، تلاش می‌کند همه کار‌ها را از طریق دستور اجرایی انجام دهد، کنگره را دور بزند و تا حد امکان دادگاه‌ها را نادیده بگیرد.»

این رویکرد، نشان‌دهنده یک تغییر استراتژیک از تلاش برای کار در چارچوب نظام به تلاش برای برانداختن آن از درون است. این دستور کار، صرفاً یک تمایل شخصی نبود، بلکه یک برنامه عملی برای متمرکز کردن قدرت در قوه مجریه و تضعیف سایر قوا به شمار می‌رفت.

تور انتقام: تسویه حساب‌های شخصی

یکی از بارزترین ویژگی‌های سال اول دور دوم ترامپ، «تور انتقام» او بود. این رویکرد انتقام‌جویانه به حدی عریان و بی‌پروا بود که حتی نزدیک‌ترین مشاوران او نیز نتوانستند آن را مهار کنند. مصاحبه «سوزی وایلز» (Susie Wiles)، یکی از چهره‌های کلیدی کمپین ترامپ، با مجله «ونیتی فر» (Vanity Fair)، ابعاد این مسئله را به خوبی آشکار کرد. وایلز در این مصاحبه فاش کرد که گمان می‌کرد با ترامپ به توافقی دست یافته است که «بخش انتقام» دستور کار او تنها به ۹۰ روز اول محدود شود. اما ترامپ نه تنها این توافق ادعایی را نادیده گرفت، بلکه پس از آن، انتقام‌جویی‌های خود را تشدید نیز کرد.

نمونه‌های مشخصی از این تور انتقام، تلاش‌های ناموفق دولت برای متهم کردن چهره‌هایی مانند «لتیشیا جیمز»، دادستان کل نیویورک، و «جیمز کومی»، رئیس سابق اف. بی. آی، بود. به گفته فوکویاما، این تلاش‌ها به نتیجه نرسید، زیرا «شما نمی‌توانید اتهامی را جعل کنید و از یک هیئت منصفه بخواهید کسی را که کار اشتباهی نکرده است، متهم کند». در یک اتفاق «فوق‌العاده»، هیئت منصفه اتهامات مطرح شده را رد کرد. این رویداد به قدری نادر بود که فوکویاما به گفته مشهور یک دادستان نیویورکی اشاره می‌کند که «می‌توانست یک ساندویچ ژامبون را هم متهم کند» و نتیجه می‌گیرد که در این مورد، دولت ترامپ «حتی نتوانست یک ساندویچ ژامبون را متهم کند». این شکست مفتضحانه، نشان‌دهنده ضعف مطلق پرونده‌های ساخته شده و یکی از دلایل اصلی افول تدریجی دولت در نیمه دوم سال به شمار می‌رود.


بیشتر بخوانید: کین‌توزی؛ راز بنیادین ترامپیسم


رویکرد اقتدارگرایانه و انتقام‌جویانه که در این بخش تشریح شد، زمینه را برای یکی از تاریک‌ترین و مخرب‌ترین جنبه‌های دولت دوم ترامپ فراهم آورد که در بخش بعدی به تحلیل آن خواهیم پرداخت.

فساد، بی‌شرمی و فرسایش هنجار‌ها

رویکرد اقتدارگرایانه و انتقام‌جویانه که در بخش پیشین تشریح شد، صرفاً یک نمایش قدرت نبود، بلکه زمینه را برای یکی از تاریک‌ترین و مخرب‌ترین جنبه‌های دولت دوم ترامپ فراهم آورد: فساد سیستماتیک و استفاده استراتژیک از «بی‌شرمی» به عنوان یک ابزار سیاسی. این دو پدیده که محصول مستقیم دستور کار دولت برای تسلط و تسویه حساب بودند، نه تنها هنجار‌های دموکراتیک را به شدت تضعیف کرده‌اند، بلکه با آسیب رساندن به ستون فقرات دولت و نهاد‌های آن، اعتماد عمومی را به نازل‌ترین سطح خود رسانده‌اند. تحلیل فوکویاما و مونک نشان می‌دهد که این رفتار‌ها تصادفی نبوده، بلکه بخشی از یک الگوی بزرگ‌تر برای شخصی‌سازی قدرت و بی‌اعتبار کردن حاکمیت قانون بوده‌اند.

سطح فوق‌العاده فساد سیاسی

فوکویاما معتقد است که سال ۲۰۲۵ شاهد «سطح فوق‌العاده‌ای از فساد سیاسی» بوده است که در تاریخ معاصر آمریکا کم‌سابقه است. این فساد در حوزه‌های مختلفی خود را نشان داده است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

عفو‌های فروشی: یکی از تکان‌دهنده‌ترین موارد، استفاده از قدرت عفو ریاست‌جمهوری به عنوان یک کالای قابل فروش بود. فوکویاما صراحتاً می‌گوید که ترامپ «عملاً در حال فروش عفو است». بر اساس این تحلیل، هر فرد ثروتمندی که با اتهامات کیفری رو‌به‌رو بود، می‌توانست از طریق واسطه‌ها به رئیس‌جمهور نزدیک شده و آزادی خود را بخرد. این رویه در مورد متهمان حمله ۶ ژانویه به کنگره نیز به کار گرفته شد. ترامپ که پیش‌تر وعده داده بود عاملان خشونت جدی را عفو نخواهد کرد، این وعده را «تقریباً بلافاصله» کنار گذاشت و بسیاری از آنها را مورد عفو قرار داد.

مورد خوان اورلاندو هرناندز: این مورد به عنوان یک نمونه برجسته و تکان‌دهنده از فساد و بی‌منطقی دولت ترامپ تحلیل می‌شود. خوان اورلاندو هرناندز، رئیس‌جمهور سابق هندوراس، به اتهامات بسیار سنگین مرتبط با قاچاق مواد مخدر در دادگاه‌های آمریکا محکوم شده بود. نکته قابل توجه این است که تحقیقات منجر به این اتهامات، در دوران اول ریاست‌جمهوری خود ترامپ آغاز شده بود. با این حال، ترامپ در یک اقدام غیرقابل توضیح، او را عفو کرد. این تصمیم حتی با منطق معمول ترامپ نیز در تضاد بود و این گمانه را تقویت می‌کرد که منافع شخصی و پنهانی در این تصمیم نقش داشته است، زیرا هیچ توجیه سیاسی یا استراتژیکی برای آن وجود نداشت.

سیاست خارجی شخصی: در دولت دوم ترامپ، سیاست خارجی ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری توسط «نیاز‌های شخصی و تمایل او به شکوه شخصی» هدایت می‌شد و نه منافع ملی. یک مثال بارز که فوکویاما به آن اشاره می‌کند، اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر کالا‌های هندی بود. دلیل این اقدام تنبیهی، آن بود که نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، از نامزدی دونالد ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل حمایت نکرده بود. این نمونه به وضوح نشان می‌دهد که چگونه تصمیمات کلان اقتصادی و دیپلماتیک، به ابزاری برای ارضای غرور شخصی و تسویه حساب‌های فردی تبدیل شده بود.

بی‌شرمی به عنوان یک استراتژی کارآمد

دولت ترامپ اثبات کرده است که بی‌شرمی و وقاحت حقیقتا در زندگی کارساز است. این بی‌شرمی، فراتر از فساد، در نماد‌ها و حرکات فرهنگی نیز خود را نشان می‌داد. یکی از نمونه‌های بارز این پدیده، لغو ورود رایگان به پارک‌های ملی در روز بزرگداشت «مارتین لوتر کینگ» بود. این دو روز، به ترتیب نماد مبارزه برای حقوق مدنی سیاه‌پوستان و پایان برده‌داری در آمریکا هستند.

دولت ترامپ، ورود رایگان در این روز‌های نمادین را لغو کرد و در مقابل، روز تولد دونالد ترامپ را به عنوان روز ورود رایگان به پارک‌های ملی اعلام نمود. مونک اذعان می‌کند که اگرچه این اقدام در مقایسه با سایر تخلفات دولت، کوچک به نظر می‌رسد، اما عمق بی‌شرمی و تلاش برای ایجاد یک کیش شخصیت را به نمایش می‌گذارد.

فوکویاما در تکمیل این تحلیل، به نقش اینترنت در تسهیل این نوع رفتار‌ها می‌پردازد. او معتقد است که رسانه‌های الکترونیکی و شبکه‌های اجتماعی مدرن، «هیچ مانعی بر سر راه پست‌ترین غرایز انسانی قرار نمی‌دهند». در گذشته، اگر فردی می‌خواست در مقیاس وسیع به دیگران توهین کند، ابزار‌های محدودی داشت. اما امروزه، می‌توان با یک پست در شبکه‌های اجتماعی، میلیون‌ها نفر را مخاطب قرار داد و این فضا، رفتار توهین‌آمیز و بی‌شرمانه را تشویق می‌کند.


بیشتر بخوانید: جنگ ترامپ با هاروارد | چرا دانشگاه در آمریکا افول کرده‌ است؟


این رویکردها، پرسش‌های جدی در مورد قدرت واقعی ترامپ و میزان مقاومت نهاد‌های دموکراتیک در برابر او ایجاد می‌کند، موضوعی که در بخش بعدی به آن پرداخته خواهد شد.

آزمون استرس جمهوری: ارزیابی قدرت ترامپ و مقاومت نهاد‌ها

این بخش به یکی از حیاتی‌ترین پرسش‌های مطرح شده در گفتگوی فوکویاما و مونک می‌پردازد: آیا نهاد‌های دموکراتیک آمریکا در حال مقاومت در برابر یک آزمون استرس فوق‌العاده هستند و استحکام خود را به اثبات رسانده‌اند، یا صرفاً ضعف‌ها و بی‌کفایتی‌های دولت ترامپ مانع از فروپاشی کامل شده است؟ پاسخ به این پرسش، نه تنها وضعیت کنونی جمهوری آمریکا را روشن می‌کند، بلکه چشم‌اندازی از توانایی آن برای مقابله با چالش‌های آینده را نیز ترسیم می‌نماید.

نشانه‌های افول: سلامت، محدودیت و پایگاه متزلزل

به عقیده فوکویاما، با وجود تمام اقدامات تهاجمی دولت، نشانه‌هایی از «ایجاد شکاف» در جبهه حامیان ترامپ و «از بین رفتن ترس» از او در حال ظهور است. این افول قدرت، ریشه در چند عامل کلیدی دارد:

سلامت جسمی و روانی: وضعیت روانی ترامپ به وضوح در حال وخامت است. او همیشه اظهارات عجیب و غریب داشته، اما این روند تشدید شده است. به عنوان یک نمونه تکان‌دهنده، فوکویاما به روزی اشاره می‌کند که ترامپ در شبکه اجتماعی خود، تروت سوشال، حدود ۱۶۰ پست منتشر کرد که به گفته او، «بیشتر آنها کاملا دیوانه‌وار» بودند و شامل بازنشر عجیب‌ترین تئوری‌های توطئه بودند. فوکویاما این رفتار را با امپراتور رومی، «کالیگولا»، مقایسه می‌کند که اسب خود را به مقام سناتوری منصوب کرد و معتقد است که قدرت مطلق، چنین تأثیری بر شخصیت‌های خودشیفته می‌گذارد.

محدودیت دوره ریاست‌جمهوری: این واقعیت که ترامپ در دور دوم خود قرار دارد و نمی‌تواند دوباره نامزد شود (term limit)، محاسبات سیاسی را تغییر داده است. حامیان و متحدان او اکنون مجبورند به آینده خود «پس از ترامپ» فکر کنند. این امر باعث می‌شود که وفاداری مطلق به او کاهش یابد و افراد به دنبال جایگاه خود در دوران پساترامپ باشند.

کاهش محبوبیت: کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌ها یک عامل کلیدی دیگر است. هرچه پایگاه مردمی او ضعیف‌تر شود، توانایی او برای اعمال فشار بر سایر بازیگران سیاسی و ترساندن مخالفانش نیز کمتر می‌شود.

قوه قضائیه: آخرین سنگر؟

در میان نهاد‌های حکومتی، قوه قضائیه نقش برجسته‌ای در مقاومت در برابر اقدامات دولت داشته است. فوکویاما عملکرد دادگاه‌های فدرال سطح پایین را «بسیار خوب» توصیف می‌کند و معتقد است که آنها به طور مؤثر در برابر اقدامات غیرقانونی ترامپ، به ویژه آنهایی که از طریق دستورات اجرایی صادر شده‌اند، مقاومت کرده‌اند.

اما سوال بزرگ، عملکرد دیوان عالی است. فوکویاما پیش‌بینی خود را در مورد سه پرونده بزرگ که در آن زمان در دیوان عالی در حال بررسی بودند، به تفصیل شرح می‌دهد:


بیشتر بخوانید: بحران مردانگی چگونه به کمک ترامپ آمد؟


پرونده تابعیت بر اساس تولد (اصلاحیه چهاردهم): دولت ترامپ به دنبال لغو حق شهروندی افرادی بود که از والدین مهاجر غیرقانونی در خاک آمریکا متولد می‌شوند. فوکویاما پیش‌بینی می‌کند که ترامپ در این پرونده شکست خواهد خورد. او استدلال «اصالت‌گرایان» را «کاملاً جعلی» می‌داند، زیرا به لحاظ تاریخی، عبارت «تحت حاکمیت قضایی آن» در اصلاحیه چهاردهم، برای مستثنی کردن بومیان آمریکا که در آن زمان عضو ملت‌های مستقل محسوب می‌شدند، گنجانده شده بود و نه برای محروم کردن فرزندان مهاجرانی که بدون شک تحت قوانین ایالات متحده قرار دارند.

پرونده تعرفه‌ها: دولت ترامپ تعرفه‌های سنگینی را بر اساس اختیارات گسترده‌ای که برای خود قائل بود، وضع کرده بود. فوکویاما معتقد است که دفاع از این سیاست در دادگاه یک «نبرد دشوار» است و به احتمال زیاد ترامپ در این پرونده نیز بازنده خواهد بود.

پرونده «هامفری اکسکیوتر»: این پرونده به قدرت رئیس‌جمهور برای برکناری رؤسای آژانس‌های مستقل فدرال مربوط می‌شود. فوکویاما پیش‌بینی می‌کند که ترامپ احتمالاً در این پرونده پیروز خواهد شد، زیرا لغو این رویه قضایی با دیدگاه‌های سنتی جمهوری‌خواهان و محافظه‌کاران (مانند دیدگاه‌های روزنامه وال استریت ژورنال) همسو است. این پیروزی می‌تواند قدرت قوه مجریه را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

ابزار قوای قهریه: ارتش، پلیس و نیروی آی. سی.‌ای

یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌ها، احتمال استفاده دولت از ابزار‌های قهریه (نیرو‌های نظامی و انتظامی) برای مقاصد سیاسی، به ویژه برای باقی ماندن در قدرت است. در این میان، نیروی پلیس مهاجرت و گمرک (ICE) به طور خاص مایه نگرانی است. بودجه این سازمان اکنون «بیشتر از اف. بی. آی» است و در حال جذب سریع نیرو‌هایی است که به احتمال زیاد از «حامیان سرسخت ترامپ» هستند. این امر، پتانسیل ایجاد یک نیروی وفادار به شخص رئیس‌جمهور را فراهم می‌کند.

با این حال، فوکویاما دیدگاه محتاطانه‌تری در مورد ارتش دارد. او معتقد است که «جامعه‌پذیری افسران ارشد» در ارتش ایالات متحده به قدری «کامل» و عمیق است که آنها احتمالا از یک «دستور کاملا غیرقانونی و خلاف قانون اساسی برای تصاحب قدرت» اطاعت نخواهند کرد. به عبارت دیگر، فرهنگ نهادینه شده وفاداری به قانون اساسی در میان فرماندهان ارشد ارتش، یک مانع جدی در برابر سوءاستفاده از این نهاد قدرتمند است.

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶: موج آبی در راه است؟

چشم‌انداز انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۲۶، یکی از نقاط امیدبخش برای مخالفان ترامپ است. به چند دلیل، دستکاری در نتایج این انتخابات برای دولت فدرال بسیار دشوار خواهد بود:

اولا، برگزاری انتخابات در آمریکا عمدتاً توسط ایالت‌ها و شهرداری‌ها انجام می‌شود و دولت فدرال نقش مستقیمی در اداره آن ندارد. ثانیا، اگر نظرسنجی‌ها در مورد «موج بالقوه آبی» (پیروزی بزرگ دموکرات‌ها) درست باشند، دستکاری در نتیجه بسیار سخت‌تر خواهد شد. به گفته فوکویاما، «دستکاری در انتخاباتی که با اختلاف ۲ یا ۳ امتیاز به پایان می‌رسد یک چیز است، اما اگر رقیب دموکرات ۱۰ امتیاز جلوتر باشد، این کار بسیار دشوارتر می‌شود.»

این ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که با وجود حملات شدید به نهاد‌های دموکراتیک، ترکیبی از مقاومت درونی این نهاد‌ها و ضعف‌های خود دولت ترامپ، تاکنون مانع از فروپاشی کامل نظام شده است. با این حال، این چالش‌ها تنها به مرز‌های آمریکا محدود نمی‌شوند و چشم‌انداز جهانی دموکراسی نیز با بحران‌های مشابهی روبروست.

چشم‌انداز جهانی: تداوم لحظه پوپولیستی

این بخش از تحلیل نشان می‌دهد که چالش‌های پیش روی دموکراسی لیبرال به هیچ وجه محدود به ایالات متحده نیست. بحرانی مشابه، و در برخی موارد حتی عمیق‌تر، در سراسر اروپای غربی در حال وقوع است و این پدیده، که «لحظه پوپولیستی» نام گرفته، همچنان با قدرت به پیش می‌رود. این چشم‌انداز جهانی، اهمیت درک ریشه‌های مشترک این پدیده و یافتن راه‌حل‌های فراملی را دوچندان می‌کند.

در پایان سال ۲۰۲۵، چشم‌انداز سیاسی اروپا به شدت نگران‌کننده به نظر می‌رسد. احزاب پوپولیست راست‌گرا در بسیاری از دموکراسی‌های کلیدی این قاره در حال پیشروی هستند و یا قدرت را در دست دارند. جدول زیر، تصویری از این وضعیت را بر اساس تحلیل‌های ارائه شده در گفت‌و‌گو، خلاصه می‌کند:


بیشتر بخوانید: خیز ترامپ برای تسخیر قوه قضاییه


در بریتانیا حزب «رفورم» به رهبری نایجل فاراژ در نظرسنجی‌ها از حزب محافظه‌کار پیشی گرفته و در صدر قرار دارد. در فرانسه جردن باردلا یا مارین لوپن، به وضوح در نظرسنجی‌های انتخابات ریاست‌جمهوری پیشتاز هستند. در آلمان حزب راست‌گرای افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در نظرسنجی‌های ملی در رتبه اول قرار دارد. در لهستان نماینده حزب پوپولیست راست‌گرای «قانون و عدالت» (PiS) در انتخابات ریاست‌جمهوری پیروز شده است. در ایتالیا جورجیا ملونی به طور قاطع در قدرت است و جایگاه خود را تثبیت کرده است.

این روند نشان می‌دهد که موج پوپولیستی که در دهه گذشته آغاز شد، نه تنها فروکش نکرده، بلکه در حال گسترش و تعمیق است. ضعف احزاب سنتی مرکز-چپ و مرکز-راست، زمینه‌ای حاصلخیز برای رشد این جنبش‌ها فراهم کرده است.

آیا جای امیدواری وجود دارد؟ استدلال‌های متقابل فوکویاما

با وجود این تصویر تیره، فرانسیس فوکویاما استدلال می‌کند که وضعیت اروپا ممکن است به آن اندازه‌ای که در نگاه اول به نظر می‌رسد، فاجعه‌بار نباشد. او معتقد است که نباید بیش از حد «فاجعه‌انگاری» کرد، زیرا این رویکرد می‌تواند منجر به ناامیدی و انفعال شود. او چندین دلیل برای این خوش‌بینی محتاطانه ارائه می‌دهد:

نقش نظام‌های انتخاباتی: برخلاف نظام انتخاباتی «اکثریتی» (winner-take-all) در کشور‌هایی مانند آمریکا و بریتانیا، بسیاری از کشور‌های اروپایی از نظام «نمایندگی تناسبی» استفاده می‌کنند. این نظام، کسب اکثریت مطلق کرسی‌های پارلمان توسط یک حزب را بسیار دشوار می‌کند. در نتیجه، حتی اگر احزاب پوپولیست به بزرگ‌ترین حزب تبدیل شوند، برای تشکیل دولت نیازمند ائتلاف با دیگران خواهند بود.

استراتژی ائتلاف: ورود به ائتلاف‌های دولتی می‌تواند یک شمشیر دولبه برای احزاب پوپولیست باشد. از یک سو، به آنها قدرت می‌دهد، اما از سوی دیگر، آنها را وادار به «سازش» می‌کند. وقتی این احزاب مجبور به اداره کشور و پذیرش مسئولیت می‌شوند، دیگر نمی‌توانند در نقش «بیگانگان رادیکال» ظاهر شوند که وعده تغییر همه چیز را می‌دهند. این امر می‌تواند از جذابیت آنها بکاهد، همانطور که در گذشته برای حزب «خیرت ویلدرس» در هلند و «حزب مردم» در دانمارک اتفاق افتاد.

تأثیر متقابل رویدادها: تحولات سیاسی در آمریکا و اروپا به یکدیگر مرتبط هستند. فوکویاما معتقد است که اگر ترامپ در آمریکا ضعیف به نظر برسد و در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ شکست بخورد، این امر می‌تواند بر انتخابات اروپا نیز تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، احزاب پوپولیست اروپایی کمتر شبیه «موجی اجتناب‌ناپذیر» به نظر خواهند رسید و بیشتر شبیه یک «فرصت از دست رفته» جلوه خواهند کرد.

این جذابیت پایدار پوپولیسم نشان می‌دهد که مشکل عمیق‌تر از رهبران منفرد است و در عوض، از یک بحران بنیادین عملکرد و اندیشه در درون خود لیبرالیسم نشأت می‌گیرد؛ بحرانی که بخش بعدی به کالبدشکافی آن می‌پردازد.

بحران لیبرالیسم: وقتی دولت‌ها ناکارآمد می‌شوند

این بخش به ریشه‌یابی عمیق‌تر جذابیت پوپولیسم می‌پردازد و استدلال می‌کند که این پدیده، صرفا یک واکنش احساسی یا فرهنگی نیست، بلکه ریشه در یک بحران عملکردی در قلب دموکراسی‌های لیبرال مدرن دارد. ناکارآمدی دولت‌ها در ارائه خدمات اساسی، اجرای پروژه‌های بزرگ و حل مشکلات ملموس شهروندان، زمینه‌ای حاصلخیز برای ظهور «مردان قوی» فراهم کرده است که وعده می‌دهند با نادیده گرفتن قوانین و رویه‌ها، کار‌ها را به سرانجام برسانند.

خطر رهبران بی‌برنامه

مورد «کی‌یر استارمر»، نخست‌وزیر بریتانیا از حزب کارگر، به عنوان «یک هشدار واقعی برای دموکرات‌ها در ایالات متحده» تحلیل می‌شود. استارمر با یک پیروزی بزرگ انتخاباتی به قدرت رسید، اما دلیل اصلی این پیروزی، نه جذابیت برنامه او، بلکه خستگی و انزجار مردم از حزب محافظه‌کار بود. او صرفاً به این دلیل پیروز شد که جایگزین بهتری برای دولت مستقر به نظر می‌رسید.


بیشتر بخوانید: پیش‌بینی اقدامات آینده ترامپ بر اساس توصیه‌های ماکیاولی !


مشکل از آنجا آغاز شد که پس از ورود به قدرت، مشخص شد که استارمر فاقد «برنامه و چشم‌انداز» مشخصی برای اداره کشور است. این خلاء فکری باعث شد که او به سرعت محبوبیت خود را از دست بدهد. این وضعیت در تضاد کامل با رهبران پیشین مرکز-چپ مانند بیل کلینتون و تونی بلر قرار دارد. مونک به «لحظه هیجان‌انگیز» پیروزی تونی بلر (که با شعار «بریتانیای باحال» (Cool Britannia) همراه بود) و گرهارد شرودر در آلمان اشاره می‌کند که نمادی از یک «آزادسازی فرهنگی» بودند. جنبش «راه سوم» (Third Way) آنها، با تمام نقص‌هایش، یک برنامه فکری و سیاسی مشخص برای نوسازی دولت و اقتصاد داشت. اما رهبران امروزی مانند استارمر، صرفا با تکیه بر «من آن دیگری نیستم» به قدرت می‌رسند و این برای حفظ حمایت مردمی در درازمدت کافی نیست.

دستور کار فراوانی (Abundance Agenda)؛ راه حل فوکویاما

فرانسیس فوکویاما معتقد است که برای مقابله با جذابیت پوپولیسم، لیبرال‌ها نیازمند یک «برداشت متفاوت از دولت» هستند. او تاریخ سیاسی آمریکا را به دو دیدگاه متضاد تقسیم می‌کند:

دیدگاه همیلتونی معتقد به استفاده موثر از قدرت دولت برای تامین منافع عمومی و اجرای پروژه‌های بزرگ ملی است. اما دیدگاه جفرسونی عمیقا به قدرت متمرکز دولتی بدبینی است و خواهان توزیع اختیارات قوه مجریه، تا نهایت حد امکان، در سطوح محلی و جامعه مدنی است.

فوکویاما استدلال می‌کند که از دهه ۱۹۶۰، آمریکا در یک «لحظه بسیار جفرسونی» به سر برده است. این بی‌اعتمادی به دولت، منجر به ایجاد قوانین و رویه‌های بی‌شماری شده که عملاً توانایی دولت برای انجام کار‌ها را فلج کرده است.

راه حل پیشنهادی فوکویاما، «دستور کار فراوانی» است. این دستور کار بر این اصل استوار است که «قدرت دولت که مشروعیت دموکراتیک دارد... می‌تواند برای اهداف خوب استفاده شود.» لیبرال‌ها باید این ایده را که دولت ذاتا دشمن است، کنار بگذارند و به پتانسیل آن برای ساختن و پیشرفت ایمان بیاورند.

او به عنوان نمونه‌های تاریخی، به پروژه‌های عظیمی مانند ساخت سد هوور و پل گلدن گیت در دهه ۱۹۳۰ در دوران ریاست‌جمهوری روزولت اشاره می‌کند که نشان‌دهنده اوج تفکر همیلتونی و توانایی دولت برای انجام کار‌های بزرگ بود. این فراخوان برای احیای یک دولت «همیلتونی»، صرفا یک پیشنهاد سیاسی نیست، بلکه یک ضدحمله فکری مستقیم علیه این ادعای پوپولیستی است که تنها یک «مرد قوی» اقتدارگرا می‌تواند بر فلج دموکراتیک غلبه کند.

تضاد کاذب بین حاکمیت قانون و کارآمدی

یکی از دلایل اصلی بحران کنونی، این است که قوانین و رویه‌های بیش از حد، دولت‌های لیبرال را «به بن‌بست» کشانده و آنها را در انجام وظایف اساسی خود ناتوان کرده است. این ناکارآمدی در حوزه‌های مختلفی قابل مشاهده است:

پروژه‌های عمومی: ساخت یک توالت عمومی با هزینه ۱.۷ میلیون دلار که سال‌ها به طول می‌انجامد، نمادی از این فلج بوروکراتیک است.

کنترل مهاجرت: در بریتانیا، با وجود رای مردم به خروج از اتحادیه اروپا برای کنترل مهاجرت، سطح مهاجرت پس از برگزیت افزایش یافت. بخشی از این مشکل به دلیل احکام دادگاه اروپایی حقوق بشر بود که اخراج برخی افراد را، حتی تروریست‌های محکوم، دشوار می‌کرد.

تأمین امنیت عمومی: در بسیاری از شهر‌های آمریکا، پلیس به دلیل محدودیت‌های قانونی و رویه‌ای، در مقابله با جرائم خرد مانند دزدی از فروشگاه‌ها، ناتوان به نظر می‌رسد.

فوکویاما استدلال می‌کند که این ناکارآمدی‌ها نتیجه «انتخاب‌های بد» در سیاست‌گذاری هستند و یک تضاد واقعی و ذاتی بین حاکمیت قانون و کارآمدی وجود ندارد. با این حال، این تصور از وجود تضاد، زمینه را برای پوپولیست‌هایی فراهم می‌کند که وعده می‌دهند با «نادیده گرفتن کامل قوانین»، مشکلات را به سرعت حل خواهند کرد. این وعده، برای شهروندانی که از ناکارآمدی دولت به ستوه آمده‌اند، بسیار جذاب است.

این ضعف‌های ساختاری و فکری، دموکراسی‌های غربی را در مواجهه با بحران‌های ژئوپلیتیکی نیز آسیب‌پذیر کرده است، که نمونه بارز آن، جنگ اوکراین است.

بحران اوکراین: تسلیم اخلاقی غرب

این بخش به بررسی وضعیت نگران‌کننده جنگ اوکراین در پایان سال ۲۰۲۵ و ارزیابی عمیقاً بدبینانه فرانسیس فوکویاما از آینده این بحران می‌پردازد. تحلیل او تصویری از یک تراژدی را ترسیم می‌کند که در آن، خستگی غرب، محاسبات سیاسی داخلی آمریکا و عدم اراده جمعی، سرنوشت یک ملت دموکراتیک را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.


بیشتر بخوانید: اتحاد نامقدس ترامپ و پوتین


فوکویاما دیدگاه خود را در مورد اوکراین «بسیار نگران‌کننده» توصیف می‌کند. پس از چهار سال جنگ وحشتناک، او معتقد است که هرگونه توافق صلحی که در حال حاضر روی میز قرار دارد، در بهترین حالت، یک راه حل موقت خواهد بود. به گفته او، چنین توافقی «تنها تلاش روسیه برای تصرف کامل [اوکراین]را به تأخیر می‌اندازد.» این بدبینی ریشه در این واقعیت دارد که ولادیمیر پوتین، با وجود تمام هزینه‌ها، «یک اینچ هم عقب‌نشینی نکرده است» و همچنان به دنبال اهداف حداکثری خود است.

یکی از چالش‌های اصلی، نیاز حیاتی اوکراین به حمایت بودجه‌ای سالانه به مبلغی حدود ۳۰ میلیارد دلار برای سرپا نگه داشتن دولت و اقتصاد خود است. اگرچه اروپایی‌ها تاکنون این حمایت را فراهم کرده‌اند، اما تداوم آن در درازمدت با موانع جدی روبروست. نظام تصمیم‌گیری در اتحادیه اروپا به گونه‌ای است که یک کشور مخالف می‌تواند کل فرآیند را وتو کند و کشور‌هایی مانند مجارستان و اسلواکی به طور بالقوه می‌توانند مانع از ادامه کمک‌ها شوند.

در این میان، رویکرد دولت دوم ترامپ در قبال این بحران، به شدت مورد نقد قرار می‌گیرد. فوکویاما این رویکرد را یک «تسلیم کامل اخلاقی» توصیف می‌کند. بر اساس این تحلیل، هدف اصلی دولت ترامپ در مذاکرات، نه تأمین «امنیت یک اوکراین دموکراتیک»، بلکه ایجاد «فرصت‌های جدید برای سرمایه‌گذاری‌های مشترک تجاری آمریکا و روسیه» است؛ فرصت‌هایی که «تمام خانواده ترامپ می‌توانند در آن دخیل شوند.» این اولویت‌بندی منافع تجاری شخصی بر اصول دموکراتیک و امنیت بین‌المللی، از دیدگاه فوکویاما «زننده و هولناک» است.

این ارزیابی نشان می‌دهد که حتی اگر خوش‌بینانه‌ترین سناریو‌ها در مورد انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ آمریکا نیز محقق شود، ممکن است برای کمک به اوکراین بسیار دیر باشد و این کشور قربانی بازی‌های سیاسی بزرگ‌تر شود.

این تحلیل موردی از بحران اوکراین، ما را به جمع‌بندی نهایی از وضعیت شکننده دموکراسی در آغاز سال ۲۰۲۶ رهنمون می‌سازد.

انتظارات سال ۲۰۲۶

تحلیل گفتگوی فرانسیس فوکویاما و یاشا مونک در پایان سال ۲۰۲۵، تصویری پیچیده و چندوجهی از وضعیت دموکراسی در ایالات متحده و جهان ارائه می‌دهد. این ارزیابی، ما را با یک تنش بنیادین رو‌به‌رو می‌کند: از یک سو، نشانه‌هایی از افول قدرت دونالد ترامپ، مقاومت نهاد‌ها و امید به تغییر در انتخابات آینده وجود دارد.

اما از سوی دیگر، چالش‌های عمیق نهادی، بحران فکری در اردوگاه لیبرالیسم و تهدیدات جدی ژئوپلیتیکی، همچنان دموکراسی‌های غربی را در معرض خطری جدی قرار داده‌اند. سال ۲۰۲۵ به عنوان یک آزمون استرس بی‌سابقه عمل کرد و نشان داد که پایه‌های جمهوری تا چه حد می‌تواند شکننده باشد.

با نگاه به آینده، چندین عامل کلیدی سرنوشت سال ۲۰۲۶ و سال‌های پس از آن را تعیین خواهند کرد:

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا: نتیجه این انتخابات، نه تنها توازن قوا در واشنگتن را مشخص می‌کند، بلکه به عنوان یک همه‌پرسی در مورد عملکرد دولت ترامپ و یک شاخص برای سلامت فرآیند‌های انتخاباتی عمل خواهد کرد.

تحولات سیاسی در اروپا: انتخابات پیش رو در کشور‌های کلیدی مانند فرانسه، آلمان و بریتانیا، نشان خواهد داد که آیا موج پوپولیستی به اوج خود رسیده است یا همچنان در حال گسترش است.

سرنوشت جنگ اوکراین: نحوه مدیریت این بحران، آزمونی برای اراده و اتحاد غرب خواهد بود و پیامد‌های درازمدتی برای نظم امنیتی اروپا و اعتبار دموکراسی‌های جهانی خواهد داشت.

در نهایت، این گفت‌و‌گو به ما یادآوری می‌کند که بقای دموکراسی امری تضمین شده نیست. جمهوری‌ها، چه در آمریکا و چه در سایر نقاط جهان، در برابر بحران‌های ناشی از ناکارآمدی داخلی، فساد سیاسی و تهاجم خارجی، ذاتاً شکننده هستند و حفاظت از این جمهوری‌های شکننده نیازمند هوشیاری مستمر، نوآوری فکری و شجاعت سیاسی است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: علیرضا نجفی
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱۹
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
7
34
تحلیل های یک فیلسوف و شکسته
قبلا هم دری وری هایی گفته بود که محقق نشد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۷:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
گور پدر ترامپ احمق دروغگو
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۳:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
زرد کله بی مغز
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۱:۲۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
تحلیل های توخالی چپول ها
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
11
44
اگر ترامپ بتواند معضل جمهوری اسلامی را حل کرده و ایران را دوباره به یکی از متحدان قدرتمند آمریکا تبدیل کند به یکی از روسای جمهور تاریخ ساز ایالات متحده بدل شده و تا آخر عمرش با این دستاورد پز خواهد داد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۷:۴۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
بشه که عالی میشه…
اگه این کار رو کنه بجای اینکه ۵۰ درصد درآمد این مملکت بره برا حشدو …..لبنان ، ۵۰ درصد دیگه هم بره جیب آقایان
حاضریم ۲۰ درصد صاف بره تو جیب این ترامپ ، ولی عوضش ۸۰ درصد دیگه خرج مردم ما و این مملکت میشه و ایران دوباره میشه بهشت خاورمیانه
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۳:۴۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
زهی خیال باطل
A
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
6
31
تخیلات خیالی یه فیلسوف ورشکسته
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
26
11
چرا نظرات منتشر نمیکنی به ضرر تون هستش

درب آموزش پرورش ، خانواده و صدا و سیما باید گل گرفت

که چنین بچه های احمقی تحویل جامعه دادند که جون شون روی زرهای مفت ترامپ قمار کردند

یعنی اینقدر آدمهای په په گلابی که امید روی حرف این دلقک تاجر مسلک بسته ند

البته رسانه زرد دوزاری مثل شما هم مقصر هستید که به خاطر منافع خودتون روی توهمات این نسل نو کیسه متوهم موج سواری میکنید
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۵۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
فقط یک ابله می تونه صورت مسئله رو اینطور شرم آور پاک کنه. جوون ایرانی می بینه روز بروز داره به نابودی نزدیکتر می شه. دیگه حتی توان خرید تخم مرغ و سوسیس هم برای سیر کردن شکمش نداره اون چیزی برای از دست دادن نداره و گرنه در اعتراضات قبلی دیده که چطور مردم رو می کشن بعد یارو مدعی هست به خاطر خوشایند ترامپ ،جوون بیچاره جونشو کف دستش گرفته و جلو تیربار و مسلسل اومده.
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۷:۰۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
یعنی خاک بر سرت
مگه کوری یا خودت رو زدی به کوری مردم گرسنه وناامید به خیابان آمدند که حکومت کاری برای بهبود معیشت وآینده آنها کندحکومت نه تنها مرهم زخم آنها نشدآنهارا سرکوب کرد چرا حقایق را نمی بینید؛ ترامپ کجا بود؟؟؟ شما احمق‌ها روزگار مردم را سیاه وبه خیابان کشاندید دنبال مقصر می گردید که مجازات کنید خودتان را مجازات کنید
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
2
26
اکثر پیش بینی ها و تحلیل های فوکویاما تا بحال غلط بوده است!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۳:۴۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
کله زرده بی وجود
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
3
21
فوکویاما فروپاشی شوروی و بلوک شرق را پایان تاریخ نامید و استدلال کرد که لیبرال دموکراسی جهانی خواهد شد و همه کشورها اصول تمدن غربی را خواهند پذیرفت که البته ثابت شد این نظریه توهمی بیش نیست و کسی آن را جدی نگرفت. پس از آن چند سالی سکوت کرد، اما مجددا هر از گاهی به توهم پراکنی میپردازد.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
3
13
فوکویاما کیه چرت پرت
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۳:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
یوکوهاما بهتر نیست
قالپاق سوت بلبلی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶
3
13
فوکویاما خر کیه ما خودمون ازغذی داریم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۲:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
به عنوان نظر شوخی مثبت دادم.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
0
4
چه خبر از زمستان سخت اروپا؟
نظرات شما