تاریخ انتشار: ۲۰:۲۹ - ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
در رویداد ۲۴ بخوانید:

علیرضا پناهیان و کشف تازه اقتصادی؛ وقتی گرانی طلا تقصیر مسجد است، نه سیاست!

علیرضا پناهیان در تازه‌ترین اظهارات جنجالی خود، این‌بار نه آمریکا را مقصر دانست، نه تحریم را، نه دولت را و نه ساختار معیوب اقتصاد را؛ او ریشه گرانی سکه و طلا را در «درآمدزا نبودن مساجد» پیدا کرده و با ادبیاتی تند، دین رایج، مساجد موجود و حتی ایمان مردم را زیر سؤال برده است؛ اظهاراتی که بیش از آنکه نقدی شجاعانه باشد، نمونه‌ای آشکار از فرافکنی ایدئولوژیک و تحقیر عقل جمعی است.

علیرضا پناهیان و کشف تازه اقتصادی؛ وقتی گرانی طلا تقصیر مسجد است، نه سیاست؟!

رویداد ۲۴| علیرضا پناهیان، واعظ پرنفوذ و از چهره‌های ثابت منبر‌های رسمی، در ویدئویی که به‌سرعت در فضای مجازی منتشر شده، تحلیلی ارائه می‌دهد که اگر تلخ نبود، می‌شد آن را یک شوخی دانست. او در پاسخ به پرسشی درباره گرانی سکه و طلا می‌گوید: «طلا و سکه گران می‌شود، چون مساجد ما محل درآمد نیست».

در این روایت، نه خبری از سیاست‌های پولی بانک مرکزی است، نه از تورم مزمن بالای چهل درصد، نه از کسری بودجه ساختاری، نه از سقوط ارزش پول ملی، و نه از سال‌ها تصمیم‌گیری غلط و پرهزینه. همه این عوامل کنار گذاشته می‌شوند تا یک متهم جدید معرفی شود: مسجد!


بیشتر بخوانید:

اما پناهیان تنها به این پیوند عجیب بسنده نمی‌کند. او پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید مساجد «اموی» هستند، دین رایج «دین واقعی» نیست، بلکه «دین مزخرف مسیحیِ اسلامیزه‌شده» است و در نهایت حکم صادر می‌کند: «خراب شود آن مسجدی که نمی‌تواند اقتصاد مردم را درست کند.»

این جملات، نه فقط تند، بلکه عمیقاً مسئله‌دار هستند. پناهیان در واقع با یک تیر چند نشان می‌زند: هم ناکارآمدی اقتصادی را توجیه می‌کند، هم مردم و نهاد‌های اجتماعی را مقصر جلوه می‌دهد و هم خود و جریان فکری‌اش را از هرگونه مسئولیت مبرا می‌سازد.

پرسش کلیدی اینجاست:اگر دین رسمی «واقعی» نیست، چه کسی آن را این‌گونه کرده است؟ اگر مسجد کارکرد ندارد، چه نهادی دهه‌هاست مدیریت، خط‌دهی و سیاست‌گذاری آن را در اختیار داشته؟ اگر اقتصاد مردم فروپاشیده، نقش واعظانی که سال‌ها سیاست‌های رسمی را تقدیس کرده‌اند چیست؟

پناهیان از موضع منتقدی بیرونی سخن نمی‌گوید؛ او بخشی از همان ساختاری است که امروز زیر بار بحران اقتصادی، اجتماعی و اعتماد عمومی کمر خم کرده است؛ بنابراین حمله به «مسجد» در این چارچوب، بیشتر شبیه فرار به جلو است تا نقد درون‌زا.

نکته مهم‌تر، تغییر خطرناک کارکرد مفاهیم دینی است. مسجد، در سنت اسلامی و حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی، نهادی اقتصادی یا تنظیم‌کننده بازار نیست. قرار نبوده قیمت سکه، ارز یا مسکن از محراب تعیین شود. اما پناهیان با چنین سخنانی، عملاً شکست سیاست‌گذاری را به شکست ایمان نسبت می‌دهد؛ یعنی اگر فقیر هستید، مشکل از دین‌داری شماست، نه از حکمرانی.

این همان منطق آشنای سرزنش قربانی است، با پوشش دینی. مردمی که زیر فشار تورم، بیکاری و ناامنی اقتصادی له شده‌اند، حالا باید پاسخ دهند چرا مسجدشان درآمدزا نیست. در این منطق، دولت و نهاد‌های قدرت همیشه معصوم‌اند و تقصیر‌ها به پایین دست منتقل می‌شود.

تناقض آشکار دیگر در سخنان پناهیان، استفاده ابزاری از تاریخ است. او مساجد را «اموی» می‌خواند، اما فراموش می‌کند که همین ساختار رسمی، سال‌هاست از همان تریبون‌ها برای تثبیت قدرت، توجیه وضعیت موجود و حذف صدا‌های منتقد استفاده کرده است. اگر شباهتی به «اموی‌گری» وجود دارد، اتفاقاً باید آن را در تمرکز قدرت، حذف مردم از تصمیم‌گیری و تقدس‌بخشی به سیاست جست‌و‌جو کرد؛ نه در ذکر و شعار مردم.

وقتی پناهیان می‌گوید «خراب شود آن مسجدی که نمی‌تواند اقتصاد مردم را درست کند»، ناخواسته پرده از بحرانی بزرگ‌تر برمی‌دارد: بحرانی که در آن حتی مدافعان ایدئولوژیک نظام نیز دیگر قادر به توضیح وضع موجود نیستند و ناچارند با جملات شوک‌آور، افکار عمومی را گیج کنند.

این سخنان نه راه‌حل‌اند، نه نقد سازنده و نه حتی اعتراض واقعی. آنها بازنویسی شکست به زبان دینهستند؛ شکستی که اگر صادقانه روایت شود، نامش سوءمدیریت، سیاست‌گذاری غلط و ناتوانی در اداره اقتصاد است. گرانی طلا و سکه، محصول تصمیمات کلان اقتصادی است، نه حاصل نوع ذکر در مسجد و اگر امروز واعظان به جای نقد قدرت، به تحقیر مسجد و مردم رسیده‌اند، این خود نشانه‌ای است از عمق بن‌بست فکری.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: علیرضا پناهیان
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما