دو روایت متفاوت از ترور علی شادمانی| چرا روایتهای جنگ ۱۲روزه حتی در سطوح بالا متناقض است؟

رویداد ۲۴| در حالی که دختر شهید شادمانی پیش از این در روایتی صریح اعلام کرده بود که پدرش «در تعقیب و گریز مستقیم با رژیم صهیونیستی» به شهادت رسیده و برخلاف تصور رایج، قربانی یک بمباران هوایی تصادفی نبوده است، سردار حسین نجات، جانشین قرارگاه ثار الله در گفتوگو با برنامه «ماجرای جنگ» روایت کاملاً متفاوتی ارائه میدهد.
بیشتر بخوانید:
به گفته او، شهید شادمانی اصلاً در تعقیب و گریز مستقیم به شهادت نرسیده است. او میگوید علی رغم احترامی که برای خانواده شهید شادمانی قائل است، اما احتمالاً اطلاعات نادرستی به خانواده منتقل شده است. نجات تأکید میکند که این فرمانده ارشد در مقر خود و در جریان یک عملیات هدفمند، با موشک یا حمله هوایی ترور شده است.
این تضاد روایی، صرفاً اختلافنظر بر سر جزئیات یک حادثه نیست؛ بلکه نشانهای از بحران روایت در بازخوانی جنگ ۱۲روزه است. جنگی که هنوز چارچوب رسمی، روایت نهایی و نسخه تثبیتشدهای از آن ارائه نشده و هر بخش از حاکمیت، رسانه یا حتی خانوادهها، با تکهای از پازل مواجهاند و
یکی از دلایل اصلی این اختلاف، چندلایهبودن اطلاعات جنگی است. در سطوح عملیاتی و امنیتی، دادهها بهشدت طبقهبندی میشوند و آنچه به خانوادهها یا افکار عمومی منتقل میشود، لزوماً روایت کامل یا نهایی نیست. خانوادهها معمولاً بر اساس اطلاعات اولیه یا غیررسمی سخن میگویند؛ اطلاعاتی که ممکن است بعدها توسط نهادهای امنیتی اصلاح یا حتی تکذیب شود.
از سوی دیگر، روایت رسمی نیز خود تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و امنیتی قرار دارد. توصیف نحوه شهادت یک فرمانده ارشد میتواند پیامدهای راهبردی داشته باشد: از نمایش سطح نفوذ دشمن گرفته تا ارزیابی توان دفاعی و حفاظت از فرماندهان. در چنین شرایطی، روایتها گاه نه بر اساس «آنچه دقیقاً رخ داده»، بلکه بر اساس «آنچه قابل گفتن است» شکل میگیرند.
تفاوت روایتها همچنین بازتابی از نبود یک روایت رسانهای واحد از جنگ ۱۲روزه است. برخلاف جنگهای کلاسیک که روایت رسمی بهسرعت تثبیت میشود، این جنگ در فضایی رخ داده که هم کوتاه بوده، هم پرابهام، و هم همزمان با جنگ روایتها در رسانهها و شبکههای اجتماعی. نتیجه، تکثر روایتها حتی در میان چهرههای بلندپایه نظامی است؛ بنابراین تضاد میان روایت دختر شهید شادمانی و اظهارات سردار حسین نجات، بیش از آنکه یک اختلاف شخصی باشد، نشانه شکاف میان تجربه زیسته، روایت احساسی خانوادهها و روایت امنیتی–سیاسی نهادهاست. تا زمانی که روایت رسمی و شفاف از جنگ ۱۲روزه ارائه نشود، این شکافها باقی میماند و هر شهادت، نه فقط یک فقدان انسانی، بلکه یک میدان تازه برای منازعه روایی خواهد بود.




