ماموریت ویژه در مسقط؛ چرا لاریجانی میرود نه عراقچی؟

رویداد۲۴| علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی فردا برای رایزنی و گفتوگو درباره مسائل مختلف راهی عمان میشود. سفری که در فضای پرتنش منطقه و همزمان با روند مذاکرات جاری بین ایران و آمریکا که همین چند روز قبل در مسقط برگزار شد، نمیتواند دیدار معمول دیپلماتیک باشد. این سفر و رایزنیهای لاریجانی را باید یکی از کلیدیترین کانالهای پیامرسانی میان تهران و واشنگتن تلقی کرد.
سفر لاریجانی به عمان از سه جهت حائز اهمیت است. نخست، زمانبندی. این سفر در مقطعی انجام میشود که منطقه با بحرانهای چندلایه مواجه است و عمان در این معادله نقش بازیگری را دارد که هم با تهران رابطهای کمتنش دارد و هم با آمریکا و متحدانش ارتباط فعال؛ بنابراین مسقط محل طبیعی «جمعبندی پیامها» است.
دیگر مسئله قابل توجه ارتقای سطح نمایندگی ایران است. وقتی دبیر شورای عالی امنیت ملی راهی میرود، یعنی گفتوگوها صرفاً دیپلماتیک نیست. شورای عالی امنیت ملی در ایران نهادی است که بهطور مستقیم با خطوط قرمز امنیتی و تصمیمات کلان در حوزه سیاست خارجی پیوند دارد. این یعنی ایران میخواهد پیام بدهد که موضوعات مطرحشده در عمان، در سطح «تصمیم نهایی» بررسی میشود، نه در سطح گفتوگوهای مقدماتی.
نکته دیگر نیز پیامی است که سفر به بازیگران جهان خواهد داد. عمان از معدود کشورهایی است که هم در تهران اعتماد دارد و هم در واشنگتن. سفر لاریجانی به مسقط میتواند این معنا را داشته باشد که تهران آماده انتقال پیامهای «جدیتر» است؛ پیامهایی که ممکن است در سطح وزارت خارجه قابل طرح نباشد یا بهدلایل داخلی، هزینه سیاسی بالاتری داشته باشد.
چرا سفر لاریجانی مهم است؟
این سؤال که چرا علی لاریجانی به جای عباس عراقچی راهی این سفر میشود، دقیقاً همان نقطهای است که سفر لاریجانی را از یک خبر ساده به یک خبر مهم و قابل تحلیل تبدیل میکند.
عباس عراقچی به عنوان مسئول مذاکره، چهرهای دیپلماتیک است؛ یعنی حضور او معمولاً به معنای «مذاکره در چارچوب وزارت خارجه» تلقی میشود. اما اعزام لاریجانی به مسقط، چند پیام مشخص دارد.
این سفر نشان میدهد که مذاکرات احتمالی از مرحله فنی عبور کرده است. به هر حال اگر قرار باشد گفتوگوها صرفاً درباره جزئیات فنی یا چارچوبهای معمول باشد، عراقچی بهترین گزینه است. اما وقتی دبیر شورای عالی امنیت ملی میرود، یعنی موضوع در سطح «تصمیمات کلان» است: چه میخواهیم؟ چه میدهیم؟ چه میگیریم؟ خطوط قرمز چیست؟ و اساساً مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم چه هزینهای دارد؟
نکته بعدی ارسال پیام از زبان یک چهره حاکمیتیتر است. درست که عباس عراقچی به سطوح عالی حاکمیت نزدیک است و حتی طرف آمریکایی باور دارد که رایزنی با او بیش از پزشکیان اهمیت دارد، اما لاریجانی یک چهره حاکمیتیتر است. او برخلاف عراقچی، فقط یک دیپلمات نیست. لاریجانی هم سابقه ریاست مجلس را دارد، هم در ساختار قدرت وزن امنیتی-سیاسی محسوب میشود. این یعنی پیام ایران در عمان میتواند از جنس «تصمیم نظام» تلقی شود، نه صرفاً دیدگاه وزارت خارجه.
راهی شدن لاریجانی به جای عراقی میتواند در راستای مدیریت اختلافات داخلی نیز باشد. میدانیم که مسئله مذاکره در ایران، همیشه با حساسیت جناحی همراه بوده است. بر این اساس اگر گفتوگوها وارد مرحلهای شود که نیازمند تصمیمات دشوار باشد، دولت ترجیح میدهد این تصمیمات با مهر شورای عالی امنیت ملی پیش برود تا هزینه آن فقط بر دوش وزارت خارجه و دولت نیفتد. اعزام لاریجانی یعنی «مسئولیت تصمیمگیری» دارد به سطح بالاتر منتقل میشود؛ سطحی که هم میتواند پشتوانه ایجاد کند و هم در صورت شکست، بار سیاسی را تقسیم کند.
احتمال طرح موضوعاتی فراتر از پرونده هستهای را نیز نباید نادیده گرفت. طرف آمریکایی و حامیانش اصرار دارند که مسائلی فراتر از هستهای مورد گفتوگو قرار بگیرد. وزارت خارجه معمولاً محور مذاکرات را در قالب پرونده مشخص تعریف میکند. اما شورای عالی امنیت ملی میتواند موضوعات چندلایهتری را وارد گفتوگو کند، مثلا امنیت منطقه، ترتیبات جدید خلیج فارس، آینده نیروهای نیابتی، بحران دریای سرخ، یا حتی پیامهای مرتبط با درگیریهای آینده. این سطح از پروندهها، اساساً حوزه کار شورا است نه صرفاً دستگاه دیپلماسی.
یک سفر و چند پیام
سفر لاریجانی به عمان، اما حتما به آمریکا و بازیگران منطقهای نیز سیگنالهایی خواهد داد. این سفر در سطح پیامرسانی به واشنگتن، میتواند حامل چند معنا باشد؛ ایران میخواهد بگوید اگر قرار است گفتوگو جدی شود، اینبار از کانال تصمیمگیران اصلی پیگیری میشود.
تهران در عین حال میخواهد نشان دهد که مسیر عمان هنوز معتبر است و کانالهای میانجیگرانه قطع نشده است.
اگر بحث مذاکره مستقیم یا توافق جدید مطرح باشد نیز اعزام یک مقام امنیتی-سیاسی نشان میدهد که تهران به دنبال معاملهای است که «ضمانت اجرا» داشته باشد و از یک تفاهم کوتاهمدت فراتر برود.
سفر لاریجانی به عمان برای کشورهای منطقه، بهویژه عربستان، امارات و حتی قطر، یک هشدار نرم است. تهران میخواهد پرونده منطقه را در سطح امنیتی جمعبندی کند. عمان برای ایران فقط میانجی آمریکا نیست؛ بلکه یکی از کانالهای مدیریت روابط با همسایگان جنوبی هم هست. در واقع اگر قرار باشد تغییراتی در نظم امنیتی خلیج فارس رخ دهد، مسقط یکی از مکانهایی است که این تغییرات ابتدا از آن عبور میکند.
آیا این سفر نشانه نزدیک شدن به مذاکره مستقیم است؟
سفر لاریجانی لزوما به معنی مستقیم شدن مذاکرات نیست، اما میتواند به عنوان یک گام آمادهسازی تلقی شود. نکته اینجاست که وقتی یک مقام امنیتی میرود، یعنی تهران دارد سناریوهای جدیتر را روی میز میگذارد؛ سناریوهایی که مذاکره مستقیم هم میتواند یکی از آنها باشد.
اگر عمان پیامهای جدیدی از آمریکا منتقل کرده باشد یا اگر واشنگتن پیشنهاد تازهای داده باشد، طبیعی است که تهران ترجیح دهد پاسخ آن را در سطحی بدهد که قابلیت تصمیمگیری نهایی داشته باشد.
خبر سفر لاریجانی به عمان در نگاه اول یک رفتوآمد دیپلماتیک است، اما در واقع نشان میدهد مسقط دوباره به یکی از اتاقهای مهم سیاست خارجی ایران تبدیل شده؛ اتاقی که در آن، فقط درباره گفتوگو حرف نمیزنند، بلکه درباره «مسیر آینده» تصمیم میگیرند و همین نکته است که سفر را مهم میکند: عمان دیگر صرفاً مقصد یک دیدار نیست؛ محل سنجش وزن تصمیمات ایران در یکی از حساسترین بزنگاههای منطقهای و بینالمللی است.


