وقتی پیمان جبلی پاسخگویی را اتلاف وقت میداند| ادامه روند توهین در قاب رسمی و سکوت در اتاق ریاست صداوسیما

رویداد ۲۴| پخش آیتمی از برنامه طنز «خطخطی» در شبکه افق که با ادبیاتی توهینآمیز به موضوع نگهداری پیکر جانباختگان حوادث دیماه ۱۴۰۴ پرداخت، موجی از خشم عمومی به راه انداخت. اما واکنش پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، نه عذرخواهی بود و نه توضیح؛ او منتقدان را «حاشیه» خواند و گفت وقتش را صرف چنین مسائل نمیکند. همین جمله، شاید از خود آن آیتم جنجالی هم معنادارتر باشد.
بیشتر بخوانید:
آنچه در «خطخطی» پخش شد، صرفاً یک شوخی نامناسب نبود؛ عبور از مرزی بود که حتی رسانههای جناحی هم معمولاً در برابرش مکث میکنند: حرمت جانباختگان. در جامعهای که هنوز زخم حوادث دیماه تازه است، تبدیل کردن موضوع پیکر کشتهشدگان به سوژه طنز، نه جسارت رسانهای که بیاعتنایی آشکار به افکار عمومی است.
واکنشها سریع و گسترده بود؛ از فعالان سیاسی تا کاربران شبکههای اجتماعی، بسیاری این اقدام را مصداق بیاخلاقی رسانهای دانستند. کارزارها و هشتگهایی برای برکناری جبلی شکل گرفت. اما پاسخ رئیس سازمان صداوسیما چه بود؟ او در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین گفت هرکس آزاد است کمپین راه بیندازد و صداوسیما به این «حواشی» توجهی نمیکند، چون اگر بخواهد به این مسائل بپردازد از «کار اصلی» بازمیماند.
مسأله دقیقاً همینجاست: وقتی توهین به جانباختگان یک بحران ملی «حاشیه» تلقی میشود، باید پرسید «کار اصلی» چیست؟ اگر رسانه ملی در برابر خطای آشکار یکی از برنامههایش حتی حاضر به توضیح و دلجویی نیست، از چه مأموریتی سخن میگوید؟
جبلی میگوید پاسخ دادن به انتقادها وقتگیر است. اما تجربه چند سال گذشته نشان میدهد که اساساً رویه مدیریتی او بر بیپاسخ گذاشتن نقدها استوار است. از اعتراض به جهتگیریهای خبری گرفته تا انتقاد به حذف صداهای متفاوت، واکنش غالب سازمان، سکوت یا حمله متقابل بوده است. گویی نقد نه فرصتی برای اصلاح، که مزاحمتی برای ادامه مسیر یکسویه تلقی میشود.
صداوسیما در تعریف رسمی، «رسانه ملی» است؛ اما در عمل، مخاطبانش محدود به طیفی خاص شدهاند. کاهش اعتماد عمومی و افت مخاطب در سالهای اخیر بارها در نظرسنجیها بازتاب یافته است. با این حال، مدیریت سازمان بهجای بازنگری در سیاستهای محتوایی، منتقدان را متهم به «حاشیهسازی» میکند. این همان دور باطلی است که فاصله رسانه با جامعه را هر روز بیشتر میکند.
طنز، ذاتاً میتواند ابزار نقد قدرت باشد؛ اما وقتی به جای نقد قدرت، به سوگواری مردم میتازد، کارکردش وارونه میشود. برنامهای مانند «خطخطی» اگر قرار است مرزها را جابهجا کند، باید بداند مرز حرمت قربانیان بحرانها خط قرمز افکار عمومی است. عبور از این خط، نیازمند پاسخگویی فوری و شفاف است، نه بیاعتنایی.
جبلی میگوید رسانهای که در بحرانها محل توجه است، طبیعی است که مورد توجه قرار بگیرد. درست؛ اما توجه با مصونیت فرق دارد. هرچه رسانه بزرگتر و اثرگذارتر باشد، مسئولیتش هم سنگینتر است. پاسخ ندادن به انتقاد، نه نشانه اقتدار که نشانه گریز از مسئولیت است.
وقتی رئیس سازمان صداوسیما، موج خشم عمومی را «حاشیه» مینامد، این پیام را میفرستد که افکار عمومی در اولویت نیست؛ و رسانهای که افکار عمومی را به حاشیه ببرد، دیر یا زود خود به حاشیه رانده میشود.





شما هم جای اون بودین با خیال راحت به ریش یک ملت اینجوری ریشخند می زدین