پشت پرده خبر عملیات سازمان مجاهدین در منطقه پاستور| وقتی فرقه رجوی با پهلوی برای خرابکاری و خبرسازی رقابت میکند

رویداد۲۴| در ۴۸ ساعت گذشته، خبرهایی پراکنده درباره وقوع یک «اتفاق امنیتی» در محدوده پاستور در فضای مجازی دستبهدست شد؛ اخباری که در ابتدا نه منبع روشنی داشت و نه جزئیات قابل اتکایی. ساعاتی بعد، سازمان مجاهدین خلق ایران با انتشار بیانیهای مدعی شد عملیاتی گسترده در این محدوده انجام داده و در جریان آن «۲۰۰ نفر شهید» شدهاند؛ ادعایی بزرگ که بلافاصله با تردیدهای جدی روبهرو شد.
پاستور بهعنوان یکی از حساسترین نقاط سیاسی ـ اداری تهران، همواره تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد. وقوع عملیاتی در ابعاد ادعایی سازمان مجاهدین خلق، بهویژه با تلفات چندصدنفری، بهطور طبیعی باید با نشانههایی آشکار همراه میبود: تصاویر متعدد از صحنه، صدای تیراندازی یا انفجار، روایتهای شاهدان عینی، انسدادهای گسترده خیابانی، حضور سنگین نیروهای امدادی و امنیتی و دستکم ردپایی از آن در شبکههای اجتماعی.
بیشتر بخوانید:
اما آنچه طی دو روز گذشته دیده شد، فقدان همین نشانهها بود. در شرایطی که شهروندان با تلفنهای همراه خود کوچکترین حوادث شهری را ثبت و منتشر میکنند، نبود حتی یک ویدئو یا تصویر قابل استناد از حادثهای با این ابعاد، پرسشهای جدی درباره صحت روایت اولیه ایجاد کرد. نه از سوی منابع غیررسمی و نه حتی از سوی خود سازمان، تصویری که ادعای «عملیات گسترده» و «تلفات ۲۰۰ نفره» را تأیید کند منتشر نشد.
صبح امروز، وبسایت اصولگرا و امنیتی بولتن نیوز اصل وقوع یک اقدام تروریستی در این محدوده را تأیید کرد، اما هیچ اشارهای به ابعاد مطرحشده در بیانیه سازمان مجاهدین خلق نداشت. ساعاتی بعد، رسانههایی، چون خبرگزاری تسنیم که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نزدیک است و همچنین منابع وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی نیز خبر را تأیید کردند، اما با تأکید بر اینکه حادثه در سطحی محدود رخ داده و روایت منتشرشده درباره تلفات گسترده، واقعیت ندارد.
این دو سطح از اطلاعرسانی ـ یکی از سوی یک رسانه امنیتی و دیگری از سوی خبرگزاری نزدیک به نهادهای رسمی ـ نشان میدهد که اصل یک اقدام محدود امنیتی رد نشده، اما روایت سازمان مجاهدین خلق درباره وسعت و پیامدهای آن، با روایت رسمی فاصلهای معنادار دارد.
سؤال اصلی اینجاست: چرا سازمانی که سالهاست از نظر ساختار تشکیلاتی، پایگاه اجتماعی و توان عملیاتی در داخل کشور تضعیف شده، چنین ادعای بزرگی را مطرح میکند؟ سازمان مجاهدین خلق ایران در دهههای گذشته یکی از بازیگران اصلی تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی بود. اما در سالهای اخیر، این سازمان عملاً به یک بازیگر رسانهای ـ تبلیغاتی در خارج از مرزها تبدیل شده است؛ بازیگری که بیش از آنکه در میدان عمل حضور داشته باشد، در میدان روایت فعال است. محدودیتهای امنیتی در داخل کشور، فقدان شبکه گسترده عملیاتی و کاهش سرمایه اجتماعی، باعث شده وزن عملیاتی این سازمان با گذشته قابل مقایسه نباشد.
در چنین شرایطی، «بزرگنمایی عملیات محدود» میتواند کارکردی دوگانه داشته باشد: نخست، نمایش تداوم حیات و توان ضربهزنی؛ دوم، رقابت در زمین اپوزیسیون.
رقابت در اپوزیسیون؛ عقب نماندن رجوی و پهلوی از هم
یکی از متغیرهای مهم در تحلیل این خبرسازی، رقابت دروناپوزیسیونی است. در ماههای اخیر، جریانهای مختلف مخالف جمهوری اسلامی برای کسب نقش «پیشتاز» در روایت مبارزه، رقابتی پنهان، اما جدی داشتهاند. نام رضا پهلوی بهعنوان چهرهای که تلاش میکند خود را محور ائتلافهای اپوزیسیون معرفی کند، در این میان برجسته است.
سازمان مجاهدین خلق که همواره مدعی «رهبری مبارزه» بوده، نهتنها با جمهوری اسلامی که با جریانهای رقیب در اپوزیسیون نیز رقابت دارد. در این چارچوب، انجام یک اقدام محدود و تبدیل آن به روایتی از «عملیات گسترده و تلفات سنگین» میتواند تلاشی برای تثبیت این پیام باشد که هنوز بازیگر فعال و اثرگذار میدان است و از رقبای سلطنتطلب عقب نمانده است.
به بیان دیگر، حتی اگر عملیات در سطحی محدود رخ داده باشد، آنچه اهمیت مییابد «مدیریت روایت» آن است. در فضای رسانهای امروز، گاهی وزن خبر بیش از خود رخداد تعیینکننده است.
با این حال، بزرگنمایی بدون پشتوانه تصویری و میدانی، میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. در عصر شبکههای اجتماعی، اعتبار هر ادعا به سرعت در معرض راستیآزمایی عمومی قرار میگیرد. فقدان شواهد عینی از یک عملیات ادعایی با تلفات صدها نفر، نهتنها پرسشبرانگیز است، بلکه میتواند به فرسایش بیشتر سرمایه نمادین یک گروه منجر شود.
از سوی دیگر، تأیید محدود اصل حادثه از سوی رسانههای نزدیک به نهادهای رسمی، نشان میدهد که در سطحی از واقعیت، یک اقدام امنیتی رخ داده است. اما فاصله روایتها ـ از «عملیات گسترده با ۲۰۰ کشته» تا «اقدام محدود تروریستی» ـ خود به موضوعی تحلیلی تبدیل شده است.
آنچه در ۴۸ ساعت گذشته رخ داد، بیش از آنکه یک حادثه صرف امنیتی باشد، نمونهای از رقابت بر سر روایت بود. یک سازمان قدیمی اپوزیسیون با سابقه عملیات مسلحانه، کوشید با تکیه بر یک رخداد محدود، تصویری از بازگشت به صحنه و قدرت عملیاتی گسترده ارائه دهد؛ در حالی که نبود شواهد میدانی و روایتهای رسمی، ابعاد ادعایی را زیر سؤال برد. در شرایطی که فضای سیاسی مخالفان جمهوری اسلامی با رقابتهای درونی همراه است، هر خبر امنیتی میتواند به ابزار تثبیت جایگاه بدل شود. اما در نهایت، آنچه تعیینکننده میماند، نسبت ادعا با واقعیت است؛ نسبتی که در این ماجرا، همچنان محل تردید جدی است.




