شکاف ۲۵ هزار تومانی دلار؛ چرا سیاستهای بانک مرکزی هنوز بازار آزاد را مهار نکرده است؟

رویداد۲۴| افزایش فاصله میان نرخ رسمی و آزاد دلار، بار دیگر پرسشهای جدی درباره اثربخشی سیاستهای اخیر بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده است. در شرایطی که دلار در بازار رسمی با قیمت حدود ۱۳۸ تا ۱۳۹ هزار تومان عرضه میشود، در بازار آزاد به بیش از ۱۶۵ هزار تومان رسیده؛ فاصلهای نزدیک به ۲۵ هزار تومان که نهتنها کاهش نیافته بلکه تثبیت شده است.
مهمترین عامل در این موضوع، انتظارات تورمی است. زمانی که فعالان اقتصادی و خانوارها چشمانداز روشنی از کاهش تورم یا بهبود روابط خارجی نمیبینند، تقاضا برای ارز بهعنوان دارایی امن افزایش مییابد. حتی اگر بانک مرکزی با ابزارهای نظارتی، محدودیتهای معاملاتی یا تزریق مقطعی ارز تلاش کند بازار رسمی را کنترل کند، بازار آزاد عمدتاً بر پایه انتظارات شکل میگیرد، نه صرفاً عرضه و تقاضای روزانه.
در چنین فضایی، هر سیگنال سیاسی یا اقتصادی میتواند به جهش قیمت در بازار آزاد منجر شود؛ در حالی که نرخ رسمی با مداخله مستقیم کنترل میشود و کمتر بازتابدهنده واقعیت انتظارات است.
چندنرخی بودن؛ بستر دائمی رانت به راه است!
تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگاه فاصله میان نرخ رسمی و آزاد افزایش مییابد، زمینه برای شکلگیری رانت نیز تقویت میشود. واردکنندگانی که به دلار رسمی دسترسی دارند، عملاً از مزیت قیمتی قابل توجهی بهرهمند میشوند. حتی اگر نظارت سختگیرانه باشد، اختلاف ۲۵ هزار تومانی بهخودیخود انگیزه سوداگری ایجاد میکند.
چندنرخی بودن ارز، در عمل به معنای پذیرش دو روایت متفاوت از ارزش پول ملی است: روایتی رسمی که تلاش میکند ثبات را نمایش دهد، و روایتی بازار آزاد که بر اساس عرضه، تقاضا و انتظارات حرکت میکند. هرچه این دو روایت از هم دورتر شوند، اعتبار نرخ رسمی نیز زیر سؤال میرود.
سیاستهای انقباضی و محدودیتهای معاملاتی نتیجهای هم داده است؟
بانک مرکزی در ماههای اخیر با مجموعهای از سیاستهای انقباضی، محدودیت در خرید و فروش و تشدید نظارت بر صرافیها تلاش کرده بازار را مدیریت کند. اما این اقدامات بیشتر جنبه کنترلی داشته تا ساختاری. به بیان دیگر، به جای آنکه عوامل بنیادین رشد نرخ ارز—از جمله کسری بودجه، رشد نقدینگی و محدودیتهای ارزی—مهار شود، تمرکز بر کنترل جریان معاملات بوده است.
در کوتاهمدت، این رویکرد میتواند نوسانات را کاهش دهد، اما در میانمدت اگر پشتوانهای از بهبود شاخصهای کلان نداشته باشد، بازار آزاد مسیر خود را خواهد رفت و شکاف دوباره بازتولید میشود.
همیشه پای سیاست خارجی در میان است
بازار ارز ایران همواره به تحولات سیاسی حساس بوده است. هرگونه ابهام درباره مذاکرات خارجی، تحریمها یا دسترسی به منابع ارزی، بهسرعت در بازار آزاد منعکس میشود. اگر فعالان اقتصادی تصور کنند گشایش ارزی در کوتاهمدت رخ نخواهد داد، تقاضای احتیاطی افزایش مییابد و فاصله با نرخ رسمی بیشتر میشود.
به همین دلیل، سیاست ارزی بدون پشتوانه دیپلماسی اقتصادی و چشمانداز روشن در روابط خارجی، توان محدودی برای کاهش پایدار شکاف دارد.
اختلاف ۲۵ هزار تومانی میان دلار رسمی و آزاد، صرفاً یک عدد نیست؛ بلکه نشانهای از شکاف میان سیاستگذاری و واقعیتهای بازار است. تا زمانی که متغیرهای بنیادین اقتصاد—از تورم و نقدینگی گرفته تا ریسکهای سیاسی—مهار نشوند، سیاستهای مقطعی بانک مرکزی نمیتواند بهتنهایی بازار آزاد را به نرخ رسمی نزدیک کند. شکاف امروز، هشداری است درباره ضرورت بازنگری در رویکرد ارزی؛ پیش از آنکه این فاصله، به بحران بیاعتمادی عمیقتری تبدیل شود. در نهایت، اگر این فاصله کاهش نیابد، بانک مرکزی با دو گزینه دشوار روبهرو خواهد شد: یا باید نرخ رسمی را به بازار نزدیک کند و افزایش اسمی را بپذیرد، یا با هزینه بالای تزریق منابع ارزی، شکاف را بهصورت مصنوعی مهار کند.




